شناسهٔ خبر: 79192789 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

خانه‌ای برای قصه‌ها که دوام نیاورد

تعطیلی «عروسک‌خانه برومند»؛ تنها عروسک‌خانه تخصصی کودک و نوجوان مشهد، بار دیگر موضوع جایگاه هنرهای کودک و نمایش عروسکی در سیاست‌گذاری فرهنگی را به میان آورده است.

صاحب‌خبر -

مجموعه‌ای که با هدف حفظ میراث عروسکی ایران، آموزش کودکان و ایجاد فضایی تعاملی برای آشنایی نسل جدید با فرهنگ بومی راه‌اندازی شده بود، کمتر از یک سال پس از آغاز فعالیت، به دلیل مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی، کاهش مخاطب و آنچه فعالان این حوزه از آن به‌عنوان نبود حمایت مؤثر نهادهای فرهنگی یاد می‌کنند، تعطیل شد.

در ادامه، گفت‌وگوی ایسنا با بنیان‌گذار عروسک‌خانه برومند و جمعی از هنرمندان فعال این مجموعه را می‌خوانید که در آن به روند شکل‌گیری عروسک‌خانه، دلایل تعطیلی، چالش‌های پیش‌روی هنر نمایش عروسکی، کمبود حمایت‌های فرهنگی و راهکارهای پیشنهادی برای احیای این مجموعه و تقویت هنر کودک پرداخته‌اند.

تئاتر عروسکی مظلوم‌تر از همیشه است

محمد برومند، بنیان‌گذار نخستین مرکز دائمی و بین‌المللی «عروسک‌خانه برومند» و نویسنده و کارگردان پیشکسوت تئاتر مشهد، در گفت‌وگو با ایسنا درباره شکل‌گیری این مجموعه اظهار کرد: سال‌ها بود که معتقد بودم مشهد به مکانی برای حفظ و معرفی میراث نمایش عروسکی و تئاتر نیاز دارد. پیش‌تر نیز بارها این موضوع را در گفت‌وگو با مسئولان و رسانه‌ها مطرح کرده بودیم. حتی در دوره‌ای قرار بود مکانی به‌عنوان موزه سینما و تئاتر معرفی شود و مراسمی نیز برای آغاز این طرح برگزار شد، اما در عمل هیچ اتفاقی نیفتاد و آن مجموعه هرگز به موزه واقعی سینما و تئاتر تبدیل نشد. پس از آنکه دیدم ایجاد موزه سینما و تئاتر به نتیجه نمی‌رسد، تصمیم گرفتم با تکیه بر مجموعه عروسک‌هایی که طی سال‌ها فعالیت هنری و حضور در جشنواره‌های داخلی و خارجی گردآوری کرده بودم، موزه‌ای تخصصی برای عروسک راه‌اندازی کنم. در ابتدا این مجموعه به‌صورت سیار فعالیت می‌کرد و حتی در جشنواره‌های بین‌المللی نیز به نمایش درآمد و با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد.

وی ادامه داد: همزمان با این فعالیت‌ها، بارها به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری و میراث فرهنگی نامه نوشتم و درخواست کردم فضایی برای راه‌اندازی موزه عروسک در اختیار ما قرار دهند، اما هیچ‌یک از این پیگیری‌ها به نتیجه نرسید. در نهایت، در سال ۱۴۰۴ با هزینه شخصی مکانی را تهیه کرده و «عروسک‌خانه برومند» را راه‌اندازی کردیم.

خانه‌ای برای قصه‌ها که دوام نیاورد

برومند با بیان اینکه این مجموعه با سایر موزه‌های عروسک کشور تفاوت داشت، گفت: در عروسک‌خانه تنها ویترین و نمایش اشیا وجود نداشت. هر کودک یا نوجوانی که وارد مجموعه می‌شد، علاوه بر آشنایی با تاریخچه و هویت هر عروسک، شیوه اجرای آن را نیز تجربه می‌کرد. اگر عروسکی از نوع نخی، دستکشی، سایه‌ای یا چوبی بود، نحوه اجرای آن را آموزش می‌دادیم و کودکان خودشان عروسک‌گردانی را تجربه می‌کردند. بسیاری از عروسک‌های ایرانی ریشه در قصه‌ها، افسانه‌ها و آیین‌های کهن دارند. ما هنگام معرفی هر عروسک، داستان و پیشینه آن را نیز برای کودکان روایت می‌کردیم تا ارتباط آن‌ها صرفاً با یک شیء نباشد، بلکه با بخشی از فرهنگ و هویت ایرانی نیز آشنا شوند.

وی با اشاره به علل تعطیلی این مجموعه اظهار کرد: عروسک‌خانه از مهرماه ۱۴۰۴ فعالیت خود را آغاز کرد، اما همان سال به‌دلیل مجموعه‌ای از شرایط اقتصادی و اجتماعی، ادامه فعالیت آن بسیار دشوار شد. تعطیلی‌های پی‌درپی، مشکلات اقتصادی، کاهش توان مالی خانواده‌ها، جنگ و شرایط خاص کشور باعث شد نه تنها عروسک‌خانه، بلکه بسیاری از سالن‌های تئاتر، سینماها و مراکز فرهنگی نیز با بحران جدی روبه‌رو شوند و برخی از آن‌ها فعالیت خود را متوقف کنند.

این نویسنده درباره پیگیری‌های انجام‌شده برای دریافت حمایت از نهادهای مختلف تصریح کرد: پیش از تعطیلی عروسک‌خانه، هم به‌صورت حضوری و هم مکتوب با شهرداری، استانداری، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره‌کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی و دیگر دستگاه‌های مرتبط رایزنی کردیم، اما هیچ حمایت مؤثری از این مجموعه صورت نگرفت. به اعتقاد من، تئاتر و به‌ویژه تئاتر عروسکی هنوز جایگاه واقعی خود را در نگاه مدیران فرهنگی پیدا نکرده است. متأسفانه برخی مسئولان نگاه درستی به تئاتر ندارند و گاهی تصور می‌کنند هنرمندان تئاتر در تقابل با سیاست‌های فرهنگی کشور قرار دارند، در حالی که تئاتر رسانه‌ای اثرگذار است و می‌تواند در خدمت فرهنگ، آموزش، ارزش‌های دینی، ایثار، دفاع از وطن و انتقال مفاهیم اخلاقی قرار گیرد.

برومند ادامه داد: با وجود گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی، هنوز هنرمندان تئاتر از امنیت شغلی، بیمه و بازنشستگی مناسب برخوردار نیستند. هر زمان بحرانی مانند جنگ، تعطیلی‌های گسترده یا مشکلات اقتصادی رخ می‌دهد، نخستین گروهی که آسیب می‌بینند، هنرمندان تئاتر هستند. تعطیلی سالن‌های نمایش در مناسبت‌های مختلف یا بحران‌های اجتماعی، خسارت مستقیمی به فعالان این حوزه وارد می‌کند. بسیاری از هنرمندان تئاتر به دلیل مشکلات معیشتی ناچار شده‌اند به مشاغل دیگری مانند راننده اینترنتی روی بیاورند، در حالی که سرمایه اصلی آن‌ها خلاقیت و توانایی هنری‌شان است و باید در همان مسیر به کار گرفته شود.

تئاتر عروسکی؛ هنری که هنوز جدی گرفته نمی‌شود

وی با اشاره به وضعیت هنر عروسکی خاطرنشان کرد: اگرچه تئاتر در اولویت مدیران فرهنگی نیست، اما تئاتر عروسکی از آن هم مظلوم‌تر است. بسیاری از مسئولان شناخت دقیقی از ظرفیت‌های عروسک، نمایش عروسکی و نقش آن در آموزش و تربیت کودکان ندارند و به همین دلیل حمایت مؤثری نیز از این حوزه صورت نمی‌گیرد.

خانه‌ای برای قصه‌ها که دوام نیاورد

این کارگردان تئاتر افزود: پیش از شکل‌گیری کارخانه‌های تولید اسباب‌بازی، مادران، مادربزرگ‌ها و حتی پدران بودند که با ساده‌ترین وسایل برای کودکان خود عروسک می‌ساختند. عروسک در فرهنگ ایرانی قدمتی طولانی دارد و تنها یک وسیله بازی نیست، بلکه بخشی از آیین‌ها، باورها و سنت‌های مردم به شمار می‌رود. عروسک‌های آیینی، سنتی و نمایشی هر یک کارکرد ویژه‌ای داشته‌اند و شناخت آن‌ها نیازمند توجه جدی پژوهشی و فرهنگی است.

برومند با اشاره به پیشینه عروسک در فرهنگ ایرانی اظهار کرد: در بسیاری از آیین‌های کهن، عروسک جایگاه ویژه‌ای داشته است. برای نمونه، در مناطقی از خراسان که با کمبود بارش مواجه بودند، کودکان با عروسک‌های آیینی مراسم باران‌خواهی برگزار می‌کردند و با خواندن دعا و ترانه، از خداوند طلب باران داشتند. همچنین در برخی آیین‌های قدیمی، عروسک‌ها در باورهای مرتبط با فرزندآوری یا مراسم مذهبی نیز نقش داشتند. عروسک‌هایی مانند «سنگ صبور» نیز ریشه در فرهنگ عامه ایران دارند. این عروسک‌ها همراه دختران به خانه بخت می‌رفتند و نمادی برای درد دل، تنهایی و انتقال احساسات بودند. بسیاری از قصه‌ها، افسانه‌ها و آیین‌های ایرانی با عروسک پیوند خورده‌اند، اما متأسفانه بخش زیادی از این میراث در حال فراموشی است. در سال‌های گذشته برخی از عروسک‌های محلی در نقاط مختلف کشور شناسایی و ثبت شده‌اند، اما در خراسان این اتفاق کمتر رخ داده است. برای نمونه، بارها پیگیر ثبت ملی عروسک «جیگی‌جیگی» بودم که ریشه در خراسان بزرگ دارد، اما این پیگیری‌ها به نتیجه نرسید.

این نویسنده و کارگردان تئاتر با انتقاد از کم‌توجهی به حوزه کودک گفت: وقتی دنیای کودک برای مدیران فرهنگی اهمیت نداشته باشد، طبیعی است که برنامه‌ریزی جدی نیز برای آن صورت نگیرد. سال‌هاست درباره مقابله با نفوذ فرهنگ غرب صحبت می‌شود، اما در عمل تولیدات فرهنگی متناسب با کودکان بسیار محدود است. در طول یک سال، تعداد آثار شاخص نمایشی، عروسکی یا انیمیشن برای کودکان بسیار اندک است و در مقابل، شخصیت‌ها و محصولات خارجی به‌راحتی در دسترس قرار می‌گیرند.

برومند افزود: نتیجه این وضعیت آن است که کودکان از طریق فضای مجازی، انیمیشن‌ها و محصولات فرهنگی خارجی با شخصیت‌هایی ارتباط برقرار می‌کنند که عروسک آن‌ها نیز وارد بازار ایران می‌شود. در مقابل، شخصیت‌های بومی ما کمتر فرصت دیده شدن پیدا می‌کنند. تجربه «دارا و سارا» نیز نشان داد که صرف تولید یک عروسک کافی نیست؛ اگر شخصیت‌پردازی، داستان‌سازی و برندسازی انجام نشود، کودک ارتباط ماندگاری با آن برقرار نخواهد کرد. ما در عروسک‌خانه تلاش کردیم بخشی از این خلأ را جبران کنیم، اما به جای حمایت، با موانع مختلف روبه‌رو شدیم. انتظار داشتیم نهادهایی مانند آموزش و پرورش، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و دستگاه‌های فرهنگی از چنین مجموعه‌ای حمایت کنند، اما این اتفاق نیفتاد و همین مسئله ادامه فعالیت را بسیار دشوار کرد.

خانه‌ای برای قصه‌ها که دوام نیاورد

وی با اشاره به فعالیت‌های این عروسک‌خانه گفت: در این مجموعه تلاش کردیم تنها به اجرای نمایش اکتفا نکنیم. در دوران جنگ ۱۲ روزه برای کودکان به‌صورت رایگان برنامه اجرا کردیم، کارگاه‌های آموزشی رایگان برگزار شد و حتی با همکاری جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی، دوره‌های آموزشی برای معرفی برخی شیوه‌های نمایشی در حال فراموشی، مانند نمایش «دیگ‌به‌سر»، برگزار کردیم. با وجود این فعالیت‌ها، حتی همان نهادهایی که در اجرای این برنامه‌ها با آن‌ها همکاری داشتیم، پس از پایان کار کوچک‌ترین حمایتی از مجموعه نکردند. این بی‌توجهی باعث می‌شود هنرمند احساس کند تلاش‌هایش دیده نمی‌شود و انگیزه ادامه مسیر کاهش یابد.

این نویسنده و کارگردان تئاتر درباره دلایل تعطیلی عروسک‌خانه اظهار کرد: آغاز فعالیت این مجموعه هم‌زمان با یکی از سخت‌ترین سال‌های اقتصادی و اجتماعی کشور بود. وقوع جنگ، تعطیلی‌های پی‌درپی، تورم شدید و کاهش توان اقتصادی خانواده‌ها شرایطی را رقم زد که ادامه فعالیت برای بسیاری از مراکز فرهنگی و هنری دشوار شد. شاید اگر از ابتدا می‌دانستیم چنین اتفاقاتی رخ خواهد داد، هرگز در آن مقطع زمانی این مجموعه را راه‌اندازی نمی‌کردیم، اما بسیاری از این رخدادها قابل پیش‌بینی نبود. وقتی جامعه با بحران‌های اقتصادی و اجتماعی گسترده مواجه می‌شود، طبیعی است که هزینه‌های فرهنگی و هنری از سبد خانواده‌ها حذف شود و این موضوع بیشترین آسیب را به مراکز خصوصی وارد می‌کند.

برومند درباره احتمال راه‌اندازی دوباره عروسک‌خانه بیان کرد: در حال حاضر همه عروسک‌های عروسک‌خانه حفظ شده‌اند، اما به دلیل نداشتن فضای مناسب، در انبار نگهداری می‌شوند؛ شرایطی که برای حفظ این آثار ایده‌آل نیست و امیدواریم در آینده امکان نمایش دوباره آن‌ها فراهم شود. فعالیت هنری برای من صرفاً یک شغل نیست، بلکه بخشی از زندگی من است. بیش از چهار دهه در حوزه تئاتر و نمایش عروسکی فعالیت کرده‌ام و نمی‌توانم این مسیر را رها کنم. اعضای گروه هنری «سیمرغ» نیز طی ۳۰ سال گذشته همواره برای کودکان این سرزمین نمایش تولید کرده‌اند و در جشنواره‌های داخلی و خارجی حضور داشته‌اند. اگر شرایط فراهم شود و مسئولان از فعالیت‌های فرهنگی حمایت کنند، بدون تردید دوباره عروسک‌خانه را راه‌اندازی خواهیم کرد، اما اگر این روند ادامه پیدا کند، ناچار خواهیم بود شیوه فعالیت خود را تغییر دهیم؛ زیرا در کنار حفظ هنر، باید به فکر تأمین معیشت نیز باشیم.

خانه‌ای برای قصه‌ها که دوام نیاورد

تعطیلی عروسک‌خانه؛ از دست رفتن یک فرصت آموزشی برای کودکان است

در ادامه سمانه محمدیان، تسهیل‌گر کودک و مدرس نمایش خلاق و قصه‌گویی در این عروسک‌خانه درباره ورود خود به دنیای عروسک اظهار کرد: حدود ۱۵ سال است که در حوزه کودک فعالیت می‌کنم و در این سال‌ها تلاش کرده‌ام نیازهای کودکان را بهتر بشناسم. یکی از مهم‌ترین نیازهای آن‌ها ارتباط با عروسک است؛ زیرا کودکان از طریق عروسک احساس امنیت و آرامش بیشتری پیدا می‌کنند و می‌توانند احساسات، هیجانات و حرف‌هایی را که شاید به زبان نیاورند، از طریق آن بیان کنند. از همین نگاه وارد حوزه نمایش خلاق و عروسک شدم. در کلاس‌ها با ساده‌ترین وسایل، عروسک می‌سازیم تا کودکان یاد بگیرند هر وسیله‌ای می‌تواند به یک اثر هنری تبدیل شود. گاهی یک قاشق یا ملاقه، با خلاقیت کودک به یک شخصیت نمایشی تبدیل می‌شود و فرصتی برای ابراز وجود او فراهم می‌کند.

وی با اشاره به نبود حمایت از فعالان این حوزه گفت: در تمام سال‌هایی که فعالیت کرده‌ام، هیچ حمایت مؤثری از سوی نهادهای فرهنگی دریافت نکرده‌ام. همه فعالیت‌ها به‌صورت شخصی و با هزینه خودمان انجام شده و حتی تلاش‌هایی که برای ایجاد انجمن‌های تخصصی صورت گرفت نیز به نتیجه نرسید. بسیاری از هنرمندان این حوزه حتی از حداقل‌هایی مانند بیمه نیز برخوردار نیستند. انتظار ما فقط حمایت مالی نیست؛ گاهی کافی است نهادی دغدغه‌های هنرمندان را بشنود، کنار آن‌ها باشد و برای حل مشکلاتشان قدمی بردارد. متأسفانه حتی همین همبستگی و ارتباط میان فعالان این حوزه نیز به دلیل نبود حمایت شکل نگرفته است.

این تسهیل‌گر کودک درباره نقش عروسک‌خانه برومند اظهار کرد: عروسک‌خانه برومند تنها مکانی در مشهد بود که عروسک‌های بومی را گرد هم آورده و فضایی برای آشنایی کودکان با فرهنگ عروسکی ایران فراهم کرده بود. خانواده‌ها نیز از حضور در این مجموعه استقبال می‌کردند و بازخوردهای بسیار خوبی دریافت می‌کردیم. این مجموعه فقط محل نمایش عروسک نبود؛ بلکه فضایی فرهنگی و آموزشی بود که کودکان از طریق نمایش خلاق، قصه‌گویی و بازی، مهارت‌های فردی و اجتماعی خود را تقویت می‌کردند. متأسفانه با تعطیلی این مجموعه، این فرصت ارزشمند نیز از بین رفت و اکنون دیگر هیچ‌یک از هنرمندان آنجا فعالیتی ندارند.

محمدیان درباره راهکارهای حمایت از این حوزه گفت: نخستین نیاز، معرفی چنین مجموعه‌هایی به مردم است. انتظار داشتیم نهادهایی مانند شهرداری، آموزش‌وپرورش یا خانه تئاتر، عروسک‌خانه را به شهروندان معرفی کنند. بسیاری از خانواده‌ها اصلاً از وجود چنین مکانی در مشهد اطلاع نداشتند. اگر این مجموعه بهتر معرفی می‌شد، مخاطبان بیشتری جذب می‌شدند و امکان توسعه فعالیت‌ها نیز فراهم بود. عروسک‌خانه می‌توانست به فضایی فرهنگی تبدیل شود که خانواده‌ها با اطمینان فرزندان خود را برای بازدید، مطالعه، بازی و آموزش به آن بسپارند.

خانه‌ای برای قصه‌ها که دوام نیاورد

وی افزود: علاوه بر معرفی و دیده‌شدن، هنرمندان این حوزه به پشتوانه‌هایی مانند بیمه و حمایت در زمان بحران نیاز دارند. زمانی که به دلیل جنگ یا شرایط خاص، فعالیت مراکز فرهنگی متوقف می‌شود، درآمد ما نیز قطع می‌شود و هیچ سازوکاری برای جبران این خسارت وجود ندارد. امیدواریم مسئولان با توجه بیشتر به این حوزه، شرایطی فراهم کنند تا فعالان هنر کودک بتوانند با امنیت بیشتری به کار خود ادامه دهند.

عروسک‌خانه بخشی از زندگی و خاطرات ما بود

در ادامه اعظم خیرطلب، عروسک‌گردان عروسک‌خانه برومند، در گفت‌وگو با ایسنا درباره ورود خود به عرصه نمایش عروسکی اظهار کرد: از سال ۱۳۷۵ فعالیت هنری را آغاز کردم و از سال ۱۳۷۷ با محمد برومند آشنا شدم و همکاری ما در حوزه تئاتر عروسکی شکل گرفت. علاقه به این هنر باعث شد تا امروز در این مسیر بمانم، هرچند شرایط فعالیت در سال‌های اخیر بسیار دشوار شده است.

وی با اشاره به نبود حمایت از فعالان این حوزه افزود: از همان سال‌های نخست، امکانات بسیار محدودی در اختیار داشتیم؛ حتی برای تمرین نیز فضای مناسبی وجود نداشت و در زیرزمین‌های کوچک و تاریک تمرین می‌کردیم. بیشتر تولیدات با تلاش شخصی گروه شکل می‌گرفت و هیچ حمایت مؤثری از سوی نهادها یا اسپانسرها دریافت نمی‌کردیم. درآمد گروه نیز تنها از محل اجرای نمایش‌ها تأمین می‌شد. پیش از راه‌اندازی عروسک‌خانه نیز تجربه ایجاد یک سالن نمایش را داشتیم که تنها زمین آن از سوی شهرداری در اختیار گروه قرار گرفت و ساخت و تجهیز آن با هزینه و تلاش اعضای گروه انجام شد. در تمام این سال‌ها، عمده فعالیت‌ها بر پایه توان شخصی هنرمندان پیش رفته است.

این عروسک‌گردان درباره جایگاه عروسک‌خانه برومند گفت: برای ما این مجموعه فقط یک فضای فرهنگی نبود؛ بخشی از زندگی و خاطراتمان در آنجا جریان داشت. بسیاری از عروسک‌هایی که در این مجموعه نگهداری می‌شد، سال‌ها همراه ما در اجراهای مختلف بودند و هر کدام یادآور بخشی از مسیر حرفه‌ای ما بودند. عروسک‌خانه می‌توانست به پایگاهی برای حضور هنرمندان جوان تبدیل شود تا در کنار پیشکسوتان، ایده‌های تازه خود را اجرا کنند، اما متأسفانه این فرصت از بین رفت. اگر حمایت لازم وجود داشت، این مجموعه می‌توانست به یکی از مهم‌ترین مراکز فرهنگی کودک در مشهد تبدیل شود.

خانه‌ای برای قصه‌ها که دوام نیاورد

خیرطلب با اشاره به تأثیر تعطیلی عروسک‌خانه بر فعالیت هنرمندان اظهار کرد: تعطیلی این مجموعه، فعالیت بسیاری از اعضای گروه را متوقف کرد. هم‌زمانی این اتفاق با شرایط جنگی و تعطیلی مدارس نیز باعث شد اجراها لغو شود و عملاً امکان ادامه فعالیت وجود نداشته باشد.  همچنین یکی از بزرگ‌ترین مشکلات، نبود همکاری دستگاه‌های اجرایی برای معرفی عروسک‌خانه بود. برای دریافت مجوز حضور مدارس، بارها میان اداره‌های مختلف رفت‌وآمد شد، اما صدور یک مجوز ساده نیز با دشواری فراوان همراه بود و زمانی صادر شد که دیگر شرایط کشور اجازه ادامه فعالیت را نمی‌داد.

وی ادامه داد: نمایش‌های عروسک‌خانه صرفاً اجرای یک نمایش نبود. کودکان در روند اجرا مشارکت می‌کردند، با عروسک‌ها بازی می‌کردند، آواز می‌خواندند و خودشان بخشی از نمایش می‌شدند. هدف ما تنها سرگرمی نبود، بلکه می‌خواستیم تجربه‌ای آموزشی و فرهنگی برای کودکان رقم بزنیم. با این حال با وجود ماه‌ها تلاش، حتی در بسیاری از روزها هزینه رفت‌وآمد اعضای گروه نیز تأمین نمی‌شد. در حالی که خانواده‌ها برای بسیاری از سرگرمی‌های دیگر هزینه می‌کنند، استقبال از برنامه‌های فرهنگی کودک بسیار محدود بود و همین موضوع ادامه فعالیت را دشوارتر می‌کرد.

این عروسک‌گردان خاطرنشان کرد: بسیاری از هنرمندان تئاتر کودک و عروسکی تنها با عشق به این هنر فعالیت می‌کنند، اما عشق به تنهایی برای ادامه زندگی کافی نیست. اگر حمایت مؤثری از این حوزه صورت نگیرد، ادامه فعالیت برای بسیاری از هنرمندان امکان‌پذیر نخواهد بود.

عروسک‌خانه‌ای که می‌توانست نسل آینده هنر را بسازد

در ادامه فهمیه اسدیان، بازیگر تئاتر کودک و از هنرمندان فعال عروسک‌خانه برومند، درباره ورود خود به عرصه تئاتر کودک و عروسکی اظهار کرد: حدود ۱۴ سال پیش با دیدن یک نمایش در مدرسه به تئاتر علاقه‌مند شدم. پس از آن در آزمون انتخاب بازیگر کودک پذیرفته شدم و فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کردم. از همان ابتدا بیشتر جذب حوزه کودک و نوجوان شدم و هر آنچه به این گروه سنی مربوط می‌شد، از بازیگری و صداپیشگی گرفته تا نمایش عروسکی، برایم جذاب بود.

وی افزود: بعدها با حضور در گروه‌های نمایشی و همکاری با هنرمندان این حوزه، به‌ویژه در آثار عروسکی، علاقه‌ام به این هنر بیشتر شد و فعالیت خود را به شکل جدی در تئاتر کودک و نوجوان ادامه دادم. اما در تمام سال‌هایی که فعالیت کرده‌ام، هیچ حمایت مؤثری از سوی نهادهای فرهنگی ندیده‌ام. مهم‌ترین مشکل این حوزه، کمبود بودجه و دیده نشدن تئاتر کودک و نوجوان است. به اعتقاد من، این حوزه حتی باید بیش از تئاتر بزرگسال مورد توجه قرار گیرد، زیرا مستقیماً با نسل آینده جامعه ارتباط دارد، اما در عمل چنین نگاهی وجود ندارد.

اسدیان درباره جایگاه عروسک‌خانه برومند اظهار کرد: راه‌اندازی این مجموعه اتفاق بسیار ارزشمندی برای مشهد بود، زیرا نمونه مشابهی نداشت. عروسک‌های متنوع و ارزشمند در این مجموعه گردآوری شده بود و فضایی فراهم شده بود تا کودکان علاوه بر آشنایی با عروسک‌ها، آموزش ببینند و در فعالیت‌های نمایشی مشارکت کنند. بسیاری از هنرمندان بدون هیچ چشم‌داشتی و حتی به‌صورت رایگان در عروسک‌خانه فعالیت می‌کردند تا این مجموعه شکل بگیرد و به جایگاه مناسبی برسد، اما با وجود تلاش‌های فراوان، آن‌گونه که باید مورد حمایت قرار نگرفت.

خانه‌ای برای قصه‌ها که دوام نیاورد

وی با اشاره به تأثیر تعطیلی این مجموعه گفت: تعطیلی عروسک‌خانه اتفاق تلخی بود. کودکان در این مجموعه قصه می‌ساختند، عروسک‌گردانی را تجربه می‌کردند و آموزش می‌دیدند. این فضا صرفاً یک محل نمایش نبود، بلکه محیطی آموزشی و فرهنگی برای رشد خلاقیت کودکان به شمار می‌رفت. این عروسک‌خانه می‌توانست نقش مهمی در توسعه هنر کودک داشته باشد، اگر چنین مجموعه‌هایی حمایت شوند، می‌توانند به مرکزی برای پرورش استعدادهای هنری کودکان و نوجوانان تبدیل شوند.

این هنرمند درباره راهکارهای حمایت از این حوزه گفت: مهم‌ترین نیاز هنرمندان، حمایت مالی، تبلیغات مناسب و پشتیبانی واقعی از مجموعه‌های فرهنگی است. همچنین باید از هنرمندان باسابقه این حوزه که سال‌ها برای تئاتر کودک تلاش کرده‌اند، حمایت شود تا بتوانند فعالیت خود را ادامه دهند. امروز بسیاری از هنرمندان حرفه‌ای تئاتر کودک به دلیل نبود حمایت و کم‌توجهی، فعالیت خود را کاهش داده یا کنار گذاشته‌اند. اگر قرار است هنر کودک رشد کند، باید نگاه مسئولان به این حوزه تغییر کند و به جای توجه صرف به جشنواره‌ها، اجرای عمومی و ارتباط مستقیم کودکان با آثار نمایشی نیز مورد حمایت قرار گیرد.

انتهای پیام