مخاطبان امروزی، چون رهگذرانی خسته از کنار انبوه اطلاعات عبور میکنند و تنها تکاندهندهترین و جذابترین عناوین، برای لحظاتی در ذهنشان حک میشود. در این میان برنامه «مکث» با نگاهی عمیقتر قصد دارد مخاطب نسل جدید را به لحظهای درنگ فرابخواند؛ درنگی میان واقعیتهای سطحی و حقیقتهای پنهان. این مجموعه مستندهای کوتاه، با رویکردی تحلیلی، به بررسی موضوعات روز فرهنگی و سیاسی میپردازد و در لایههای زیرین مسائل فرهنگی، بهدنبال پردهبرداری از ریشههای سیاسی آنهاست؛ رویکردی که در گفتوگوی جامجم با یونس محمدی تهیهکننده و مجری برنامه، جزئیات بیشتری از آن آشکار شد.
او در این گفتوگو به اهمیت کشف حقیقت از میان واقعیتهای مهندسیشده و پرهیز از کلیشههای رسانهای برای جذب نسل جوان تاکید کرد و از تلاش برنامه برای توانمندسازی مخاطب بهجای ارائه پاسخهای آماده سخن گفت.
رد پای تاریخ؛ از سواحل بوشهر تا جغرافیای بحرین
محمدی در تشریح چرایی تغییر رویکرد در فصل جدید میگوید: ما در این فصل به موضوع میدان مشترک مقاومت میپردازیم؛ از کشورهای پیرامون، از جنوب خلیج فارس تا دریای مدیترانه و پاکستان و افغانستان تا تاجیکستان، قزاقستان، آذربایجان و ارمنستان؛ تمام کشورهایی که تعلق خاطر به ایران فرهنگی دارند و استعمار در طول سالها سعی کرده میان آنها افتراق ایجاد کند. وی با اشاره به اهمیت خلیج فارس و بحرین در این تحلیل میافزاید: با توجه به شرایط موجود، از بوشهر شروع کردیم تا قضیه بحرین را تبیین کنیم؛ بحرینی که پیش از جدایی توسط واحدهای حکومتی مستقر در بوشهر اداره میشد. تمام تلاش ما این است که امتداد اتفاق تاریخی را تا امروز ردیابی کنیم و بگوییم اگر جنگی به کشور ما تحمیل شده، ریشههای تاریخی دارد و مال امروز نیست. پرسش درباره ماموریت اصلی «مکث»، پاسخهای قابل تأمل تهیهکننده آن را در پی دارد. محمدی میگوید: ماموریت برنامه از ابتدا این بود که در میان دنیای پرسرعت خبر، انتشار اطلاعات زیاد، از تولد فرزند یک فوتبالیست تا جنگها که مخاطب با آنها روبهروست و بسیاریشان اخبار مهندسیشده رسانههای آن طرفی است، راه خود را پیدا کند.
او تصریح میکند: در تلاشیم از میان واقعنماییهایی که عموما هم کاذب است، حقایق را از دل واقعیتهای مهندسیشده بیرون بکشیم. تمام سعی ما این است که نمای بازی از وقایع داشته باشیم تا حقیقت ماجرا کشف شود.
روایتگری بدون کلیشههای رسانهای
یکی از چالشهای همیشگی برنامههای تلویزیونی، جذاب کردن محتوا برای نسل جوان است. محمدی در این زمینه بر اهمیت پرهیز از فرمولهای تکراری تاکید دارد و میگوید: دوست ندارم از اصطلاح قلاب استفاده کنم. ما سعی میکنیم مخاطب را درگیر قصه کنیم و ماجرا را جوری ورق بزنیم که مخاطب دنبال پاسخ باشد و چه بسا خودش پیگیر شود و ادامه آن را دنبال کند. هدف من ایجاد پرسش است، نه اینکه لزوما چند کلمه جلوی دوربین بگویم و تمام. خود مخاطب باید مشارکت کند و به فکر بیفتد. سعی میکنیم با استفاده از تصاویر آرشیوی و سفر به مناطق مختلف، نماهای چشمنوازی ضبط کنیم، اما اساس کار ما چیدمان هوشمندانه مطالب است.
او عقیده دارد در برنامه مکث مانند آینه عمل میکنند و در مورد آن توضیح میدهد: اگر مخاطب نوری را دریافت میکند قطعا باید گفت منشا نور ما نیستیم. تمام این سعی ما بهمعنای برنامهریزی یا مهندسی برای جذب مخاطب نیست بلکه تلاش برای خالصشدن و صادق بودن است، اما حرف زدن و روایت کردن آداب و ابزاری دارد که باید هوشمندانه آن را تشخیص داد و بهکار بست.
نسبت «مکث» با جنگ روایتها
محمدی درباره جایگاه برنامه در میدان نبرد روایتها میگوید: ما برنامهای نیستیم که تحلیل بهروز از اخبار داشته باشیم. فاصله داشتن از زمان وقوع خبر طبیعی است. چون وقتی کار پژوهشی میکنید، باید دادههایی در اختیارتان باشد و فرصت جستوجو داشته باشید و بگذارید موضوع دم بکشد. وی تاکید میکند که شاغول و معیار ما در این تحلیلها انقلاب اسلامی است. با این حال تلاش میکنیم روایت منصفانه و پژوهش شدهای ارائه دهیم. این برنامه نه خیلی نخبگانی است و نه زرد بلکه سعی میکند مسائل را ساده تجزیه و تحلیل کند تا مخاطب خودش ماهیگیر باشد نه اینکه ما لزوما ماهی را بگیریم و دستش بدهیم. تهیهکننده برنامه مکث در بخش دیگری از صحبتهای خود به طرحهای آینده و ایدههای در حال بررسی برای گسترش این برند رسانهای اشاره میکند و میگوید: ایدههای مختلفی مانند راهاندازی مکث پلاس یا نسخه روزانه پادکستی برنامه را در ذهن داریم و به قالبهای دیگری مثل گفتوگوی دونفره، ارائه نسخههای ریمیکسشده از برنامههای گذشته و تداوم تولید فصل پنجم فکر میکنیم. البته این ایدهها هنوز به مرحله قطعیت یا اجرا نرسیدهاند و در حال چکشکاری آنها هستیم تا در صورت فراهم شدن شرایط، قالبهای جدیدی از مکث را به مخاطبان ارائه دهیم که بتواند در بستر رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی نیز اثرگذاری مناسبی داشته باشد.
رسانهای برای درنگ در عصر شتاب
تهیهکننده برنامه «مکث» با تاکید بر اهمیت نگاه فراملی در برنامهسازی تبیینی یادآور میشود که پرداختن به موضوع وحدت و امت بودن در میان کشورهای همسایه و تقویت بنیانهای ایران فرهنگی، پادزهر اصلی در برابر سموم رسانهای است که بهدنبال تفرقه هستند. به گفته او، برنامه مکث تلاش میکند با تکیه بر پژوهشها و روایتهای مستند تاریخی، این پیوندهای عمیق را که در طول قرنها میان مردم این جغرافیا شکل گرفته بار دیگر احیا و بازخوانی کند. وی با اشاره به ورود برنامه به فصل پنجم و عبور از قسمت ۱۰۱، بر تداوم این مسیر با نگاهی عمیقتر به تاریخهای ناگفته و پیوندهای ناگسستنی میان کشورهای همسایه تاکید میکند و میگوید: هدف نهایی برنامه، توانمندسازی مخاطب برای درک پیچیدگیهای جهان امروز از دریچه تاریخ و کشف حقیقت از میان واقعیتهای مهندسیشده است چراکه در عصر شتاب، درنگ برای فهمیدن، یک رسالت است.
از صحبتهای محمدی میتوان دریافت برنامه مکث بهعنوان مجموعهای مستند با رویکردی تحلیلی و پژوهشمحور، درراستای اهداف خود مبنی بر تبیین عمیق مسائل فرهنگی و سیاسی مسیر متمایزی را در رسانههای امروز پیموده است. این برنامه با درک ضرورت درنگ در عصر شتاب اطلاعات و با توجه به اهمیت روزافزون عنوان بر متن در میان نسل جدید، تلاش میکند مخاطب را به لایههای بالاتر اخبار رهنمون سازد. در بطن این رویکرد، حقیقتیابی از میان واقعیتهای مهندسیشده قرار دارد؛ واقعیاتی که غالبا با دستکاری و گزینش هدفمند، تصویری تحریفشده از رویدادها ارائه میدهند.
«مکث» با تکیه بر پژوهشهای عمیق، مصاحبه با کارشناسان، استفاده از اسناد و آرشیوهای تاریخی و سفرهای میدانی، سعی در بازنمایی تصویری جامعتر و صادقانهتر از موضوعات دارد. این برنامه با پرهیز از کلیشههای رسانهای و ارائه روایتهایی که ریشههای تاریخی و ابعاد گوناگون مسائل را روشن میسازد، مخاطب را به تفکر و تحلیل مستقل تشویق میکند. مکث نه یک برنامه خبری روزانه است و نه صرفا یک روایت اول بلکه بهدنبال ایجاد پرسش، توانمندسازی مخاطب برای ماهیگیری در اقیانوس اطلاعات ارائه تحلیلی منصفانه و ایجاد نوعی پژوهشکده است. این برنامه با پیوند زدن مسائل امروز به تاریخ ناگفته و تقویت درک متقابل در پهنه ایران فرهنگی، در جنگ روایتها، سنگری مستحکم برای حقیقت بنا نهاده است.