شناسهٔ خبر: 79188817 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

به مناسبت سالگرد درگذشت کارگردان فقید سینمای ایران؛

خسرو سینایی، «فیلمسازی یک حرفه نیست، یک نوع زندگیست»

تهران- ایرنا- خسرو سینایی هنرمند و کارگردان فقید سینمای ایران معتقد بود که نباید از انتخاب راه پشیمان شد، برای او فیلم‌سازی یک حرفه نبود بلکه زندگی محسوب می‌شد، می‌گفت که خوشبخت زیسته است.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، خسرو سینایی، کارگردان فقید سینمای ایران روزگاری در نشست تخصصی «هنر در جهان آینده» گفته بود: اگر بمیرم ناراحتی خاصی ندارم، فقط بعد از مرگم حسرت نساخته شدن سوژه‌هایی را خواهم خورد که شاید می‌توانست به درد مردم بخورد.

خسرو سینایی ۲۹ دی ماه سال ۱۳۱۹ خورشیدی در ساری به دنیا آمد. او هنرمندی بینارشته‌ای بود، فیلم می‌ساخت، آهنگسازی می‌کرد و ساز می‌زد، شعر می‌گفت و می‌نوشت.

او را بیشتر به عنوان مستندساز اجتماعی می‌شناسند. راویان تاریخ، گواهان تاریخ، فرش- اسب- ترکمن، گفتگو با سایه، آوازهای سکوت، طرح برنده، میان سایه و نور، عبور از نمی‌دانم، کوچه پائیز، قصه کوتاهی چندهزار ساله، به کوه مهربان بیندیش، تعدادی از آثار مستند او هستند.

وی فیلمسازی هم می‌کرد و جزیره رنگین، کویر خون، مثل یک قصه، عروس آتش، کوچه پاییز، در کوچه‌های عشق، یار در خانه و هیولای درون را در کارنامه سینمایی خود دارد.

خسرو سینایی موسیقی هم می‌دانست و برخی از آثار خود را تدوین و آهنگسازی می‌کرد. از آثار موسیقی او نیز می‌توان به من ایران را دوست دارم، هیولای درون، یار در خانه، در کوچه‌های عشق، سفر به تاریخ، ابر شهر پیر، آخرین حلقه زنجیره، قصه کوتاهی چند هزار ساله، تهران امروز، تصاویر یک شهر، مرثیه گمشده، گیزلا، میان سایه و نور، آوازهای سکوت، عروس آتش و مثل یک قصه اشاره کرد.

دیپلم خود را از دبیرستان البرز گرفت، معماری را در دانشکده فنی وین و همزمان آهنگسازی را در دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین اتریش تحصیل کرد. پس از آن با دو درجه ممتاز در کارگردانی و فیلمنامه‌نویسی در سال ۱۳۴۶ از دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین فارغ‌التحصیل شد، خسرو سینایی، نخستین فیلم سینمایی خود را با نام «زنده‌باد…» در سال ۱۳۵۸ ساخت.

خسرو سینایی در سال ۱۳۴۲ مجموعه ‌شعری را به نام تاول‌های لجن منتشر کرد. او می گفت از کلاس هفتم و هشتم شعر می گفته است.«جوان که بودم، جیغ بنفش را نمی‌فهمیدم/ در سالخوردگی دانستم/ هر کلامی را رنگی‌ست،/ و هر رنگ را آهنگی‌ست!/ امروز در خلوت/ با شعرهای رنگین/ و رنگ‌های آهنگین/ – جیغ می‌کشم –/ که زندگی/ چه – بنفش – است…» سینایی می گفت: «من شعر نمی‌گویم و اینها چیزهایی است که برای دل خودم می‌نویسم و با اینها حال دلم خوب می‌شود.»

خسرو سینایی، «فیلمسازی یک حرفه نیست، یک نوع زندگیست»

سینایی بنیان گذار پرتره های مستند در ایران

محمدرضا اصلانی، مستندساز پیشکسوت سینما در مراسم نکوداشت زنده یاد «خسرو سینایی» در سالن فردوس موزه سینما گفته است: کسانی مانند خسرو سینایی بعد از یک مجموعه کار، دیگر «فرد» نیستند یک «انستیتو» هستند و این انستیتو باید پشتیانی شود و نباید رها شود، زیرا رها شدن این افراد در واقع لطمه به بنیادهای فرهنگی ما است.

اصلانی یادآور شده است: سینایی بنیان‌گذار پرتره‌های مستند ایران بود. او بیش از ۱۰۰ مستند ساخت که همه دارای مفاهیم عمیق بودند و باید توجه داشته باشیم که این مداومت و مقاومت برای ساخت فیلم، خود یک جنگ است؛ در واقع او با جنگ خود جنگی را راه انداخت.

مهرداد اسکویی، فیلمساز، عکاس و پژوهشگر در مورد سینایی گفته است: زیست هنرمند جدا از خلاقیت و آفرینش‌های هنری او نیست. این زیست شاعرانه اما در کارهای سینایی آمده بود. برای این حرف دلیل دارم؛ چراکه در سینمای شاعرانه نخستین چیزی که مخاطب را جذب می‌کند این است که فیلم قبل از آنکه فکر کنید به قلب‌تان بزند و قلب را زودتر از ذهن درگیر کند و یکی از ویژگی‌های آن تصویرپردازی زیبا و باند صوتی است که در کارهای سینایی می‌بینیم. خسرو سینایی نقش سکوت، صدا و موسیقی را در فیلم‌هایش خیلی خوب نشان داد و دلیل آن این است که موسیقی را خوب می‌شناخت و به بنیان‌ها شعری آشنایی داشت و از آنجایی که خودش هم شاعر بود آنها را به سینما و فیلم‌هایش وارد می‌کرد.

خسرو سینایی تابستان سال ۱۳۹۲ در پروژه تاریخ شفاهی سینمای ایران که توسط محمدعلی حیدری انجام شده است، گفته بود: هر نوع فعالیت باید با حُسن نیت مورد توجه قرار بگیرد. کل صحبت من حول محور فرهنگ می‌چرخد و سینما برای من جز یک ابزار فرهنگی نیست. من به دنبال هنرپیشه‌ها نبودم و چیزی که من را به سینما جذب کرد، امکان تلفیق هنرهای مختلف در آن بود. بگذاریم تا همه در کنار هم کار کنند. به هر حال به عنوان یک فیلمساز با ۴۵ سال تجربه‌ی کار مداوم عملی فقط می‌توانم به نسل جوانان فیلمساز توصیه کنم: «گر مرد رهی غرقه به خون باید رفت...» اما اگر در طبیعت شما خصلت‌های لازم برای فیلمسازی نهفته باشد، هرگز از انتخاب راهتان پشیمان نخواهید بود. زمانی گفته بودم: «فیلمسازی یک حرفه نیست، یک نوع زندگیست».

همایون امامی، مستندساز پیشکسوت سینما و نویسنده کتاب «یک عمر، یک راه، یک عشق؛ خسرو سینایی» در مورد این کارگردان فقید گفته است: خسرو سینایی مستند فرهنگی ساخت و بیشتر روی زیرساخت‌های فرهنگی کار کرد. این هوشیاری سینایی بود که به فکر زیرساخت‌های فرهنگی جامعه بود و به همین دلیل در تمامی فیلم‌هایش مقوله فرهنگ را اولویت قرار می‌داد.

خسرو سینایی، «فیلمسازی یک حرفه نیست، یک نوع زندگیست»

سینایی در پاسخ به سوالی درباره حسرت‌های زندگی‌اش چنین می‌گوید: «تا این لحظه از زندگی‌ام را اگر زیر ذره‌بین بگذارم می‌گویم خوشبخت زیسته‌ام. چرا خوشبخت زیسته‌ام؟ برای اینکه شاید طبیعتم بوده است. جمله‌ای اساسی همیشه داشته‌ام که خیلی‌ها به من می‌خندند ولی من به آن اعتقاد دارم: «با زندگی، زندگی کن.» یعنی پذیرفتم که همه چیز را نمی‌توان داشت. هرچقدر هم که کوشش کنی بهرحال زندگی چیزهایی به تو می‌دهد و چیزهایی نمی‌دهد. سعی کن با آن چیزهایی که به تو داده خوب زندگی کنی.»

خسرو سینایی ۱۱ مرداد ماه ۱۳۹۹ به دلیل کهولت سن و بیماری کرونا دیده از جهان فرو بست.