شناسهٔ خبر: 79187768 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

سئوتا، بولونیا و هنر فراموش‌کردن به‌موقع ملونی - مردم سالاری آنلاين

سیاست فقط هنر تصمیم‌گیری نیست؛ هنر انتخاب موضوع گفت‌وگو نیز هست. گاهی پیروز میدان کسی نیست ...

صاحب‌خبر - سیاست فقط هنر تصمیم‌گیری نیست؛ هنر انتخاب موضوع گفت‌وگو نیز هست. گاهی پیروز میدان کسی نیست که بحران را حل می‌کند، بلکه کسی است که تعیین می‌کند مردم درباره کدام بحران حرف بزنند.
جورجا ملونی دقیقاً در چنین بزنگاهی با بحران سئوتا روبه‌رو شد.
در حالی که تصاویر ورود هزاران مهاجر از مراکش به سئوتا، مرز جنوبی اتحادیه اروپا، به سرعت در رسانه‌های جهان منتشر می‌شد، در ایتالیا هنوز موج خشم ناشی از مرگ عبدالرحیم فکیر، مهاجر ۴۲ ساله مراکشی، فروکش نکرده بود. او در جریان بازداشت پلیس در بولونیا جان باخت؛ مرگی که اعتراضات گسترده‌ای را در پی داشت. خیابان‌های بولونیا صحنه درگیری معترضان با پلیس، استفاده از گاز اشک‌آور و خودروهای آب‌پاش بود و پرسش‌های جدی درباره عملکرد نیروهای امنیتی و مسئولیت دولت در قبال این حادثه مطرح می‌شد.
تغییر دستورکار؛ از بولونیا به سئوتا
در چنین فضایی، ملونی تصاویر سئوتا را «تکان‌دهنده» توصیف کرد و بار دیگر از خطر «مهاجرت غیرقانونی کنترل‌نشده» سخن گفت. هم‌زمان، آنتونیو تاجانی، وزیر خارجه ایتالیا، با لحنی کم‌سابقه، دولت اسپانیا را متهم کرد که رویکردش نسبت به مهاجران، پیام اشتباهی به شبکه‌های قاچاق انسان می‌دهد و حتی پیشنهاد بررسی تعلیق اسپانیا از منطقه شنگن را مطرح کرد؛ موضعی که واکنش تند مادرید و احضار سفیر ایتالیا را به دنبال داشت.
این هم‌زمانی، دست‌کم یک پرسش مهم را پیش روی ناظران قرار می‌دهد: آیا دولت ایتالیا صرفاً به یک بحران مرزی واکنش نشان داد، یا از آن برای بازتعریف دستورکار سیاسی نیز بهره برد؟
زمان‌بندی وقایع قابل تأمل است. درست زمانی که افکار عمومی ایتالیا درباره عملکرد پلیس، مرگ یک مهاجر کارآفرین مراکشی و مسئولیت دولت بحث می‌کرد، محور گفت‌وگو به سمت امنیت مرزهای اسپانیا، مهاجرت غیرقانونی و ناکارآمدی دولت سانچز کشیده شد. این تغییر دستورکار، برای دولت ملونی مزیتی سیاسی به همراه داشت؛ زیرا موضوعی را دوباره در مرکز توجه قرار داد که سال‌هاست سرمایه سیاسی خود را بر آن بنا کرده است: امنیت، مرزها و مقابله با مهاجرت غیرقانونی.
الگوی تکرارشونده دولت ملونی
این نخستین بار هم نیست که چنین الگویی دیده می‌شود. دولت ملونی در سال‌های گذشته، هرگاه با انتقادهای داخلی درباره نحوه برخورد با مهاجران یا عملکرد نیروهای امنیتی روبه‌رو شده، کوشیده است بحث را به تهدیدهای ناشی از مهاجرت غیرقانونی و ضرورت تشدید کنترل مرزها بازگرداند همانند بحران طرح انتقال مهاجران به آلبانی.
منتقدان، بسته امنیتی دولت را نیز در همین چارچوب ارزیابی می‌کنند. چندی پیش و دقیقا پیش در میانه اعتراضات خیابانی و قبل از ماجرای عبدالرحیم، دولت سراسیمه ماده ۴۵ مکرر را پی گرفت. قانون بدین شرح بود:
اگر یک مأمور پلیس، کارابینیری یا هر شخصی ظاهراً در چارچوب دفاع مشروع یا استفاده قانونی از سلاح عمل کرده باشد، دادستان الزاماً او را از همان ابتدا به‌عنوان متهم ثبت نمی‌کند.
بسته‌ای که حمایت‌های حقوقی و شغلی بیشتری برای مأموران پلیس تحت تحقیق پیش‌بینی کرده و به باور آنان، موازنه را بیش از پیش به سود نیروهای امنیتی تغییر داده است. دولت اما این سیاست را لازمه حمایت از مأمورانی می‌داند که در شرایط دشوار وظیفه خود را انجام می‌دهند.
سئوتا؛ فراتر از یک بحران مرزی
اما ماجرا تنها به سیاست داخلی ایتالیا محدود نمی‌شود.
بحران سئوتا در زمانی رخ داد که روابط واشنگتن و دولت پدرو سانچز نیز با تنش‌هایی همراه بود؛ از اختلاف بر سر سهم هزینه‌های دفاعی ناتو گرفته تا برخی پرونده‌های سیاست خارجی مثل همراهی در جنگ با ایران. در چنین فضایی، موضع‌گیری تند رم علیه مادرید، تنها یک اختلاف دوجانبه نبود. این موضع‌گیری با رویکرد سخت‌گیرانه‌تری که دولت ترامپ نسبت به دولت سانچز اتخاذ کرده هم‌جهت به نظر می‌رسید و می‌توانست این پیام را نیز مخابره کند که ایتالیا در این پرونده در کنار واشنگتن ایستاده است. برای ملونی که همواره تلاش کرده جایگاه خود را به‌عنوان یکی از نزدیک‌ترین رهبران اروپایی به جریان محافظه‌کار آمریکا تثبیت کند، این هم‌راستایی می‌توانست ارزش سیاسی مضاعفی داشته باشد. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که ترامپ چندی قبل در صحبت‌هایش با ماجرای التماس برای عکس مشترک در نشست G7، ملونی را شخصا تحت فشار رسانه‌ای قرار داده بود.
از این منظر، سئوتا صرفاً یک بحران مرزی نبود؛ به صحنه‌ای برای چند بازی سیاسی هم‌زمان تبدیل شد. اسپانیا درگیر مدیریت یکی از حساس‌ترین مرزهای اتحادیه اروپا شد. بروکسل بار دیگر بر امنیت مرزهای خارجی تأکید کرد. و ایتالیا نیز فرصتی یافت تا گفتمان مطلوب خود را بار دیگر به صدر اخبار بازگرداند و از زیر فشار داخلی و حتی خارجی متحدان فراآتلانتیکی خارج شود.
چه کسی از بحران سود برد؟
در نهایت باید خاطر نشان کرد که بهره‌برداری سیاسی از یک بحران، با ایجاد آن تفاوت دارد. سیاستمداران منتظر خلق بحران نمی‌مانند؛ آنها از بحران‌های موجود برای تقویت روایت خود استفاده می‌کنند.
شاید به همین دلیل باشد که پرسش اصلی این روزها نه این است که «چه کسی بحران سئوتا را ایجاد کرد؟» بلکه این است که «چه کسی بیشترین سود سیاسی را از آن برد؟»
و اگر پاسخ را در رفتار بازیگران جست‌وجو کنیم، دست‌کم می‌توان گفت که برای دولت جورجا ملونی، در این هفته، صحبت کردن درباره سئوتا بسیار آسان‌تر از پاسخ دادن به پرسش‌هایی بود که در خیابان‌های بولونیا مطرح می‌شد.