به گزارش ایرنا، اینجا کربلاست؛ قطعهای از بهشت، جایی که عنوانها و جایگاههای دنیوی، در برابر عظمت خدمت به زائران حسین(ع) رنگ میبازند.
اینجا روایت خدمت توامان با عشق معنای دیگری دارد به طوری آنان که در شهر خود صاحبان منصب و مسئولیتاند، در روزهای اربعین جامه خدمت بر تن کرده و در خیابانهای منتهی به بینالحرمین، خم میشوند تا زبالههای زیر پای زائران را جمع کنند؛ آنان عشق را از دل خاک میرویانند و یقین میدانند که در مکتب حسین(ع)، هر آنکس که خاک را به نظر کیمیا کند، نه گوشه چشم که نگاه زیبای پر بذل و سخاوت مولایش را در دو جهان خواهد داشت.
ساعت از نیمهشب گذشته است؛ شب در کربلا گرمای عطشناک زمین را در آغوش کشیده و عطر حضور خدمت در موکبها، با نفسهای لرزان زائران را در هم آمیخته است. اینجا در جایی که خیابانها به سوی بینالحرمین ختم میشوند، مردانی ایستادهاند که گویی از دنیای دیگر آمدهاند. آنان که در شهر خویش، با نام و نشان و مقام شناخته میشوند، اینجا، در میانه خاک و تاریکی، جامه خدمت بر تن کرده و با هر حرکت جارو، گویی چیزی فراتر از پاکسازی مسیر که بازسازی روح و جان خود را طلب میکنند.

آنان در میان زبالهها و خاک، به دنبال آن کیمیایی میگردند که تنها در نگاه عاشقانه به حسین و ابالفضل العباس (ع) یافت میشود. معاملهای که در ترازوی منطق نمیگنجد؛ اینان با ترک پستهای خود اینجا درصدد خریدن کرسی مقام والاتری در آنسوی دنیای کنونیاند.
اینجا کربلاست، خیابانهای منتهی به بینالحرمین، اینجا افراد هر کدام سعی دارند در حد توان و بضاعتشان به آقا، خودی نشان دهند و مزدی بیش از آنچه کردهاند، دریافت کنند.
اینان حالا با جمعآوری زبالههای زیر پای زائران حسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس، رقص و جولان بر سر میدان میکنند و نشان دادهاند اگر زمانش فرا برسد در خون خود نیز رقص خواهند کرد.
ساعت حدود ۲۳ و ۳۰ دقیقه است، گرمای هوا با اینکه ساعتها از تاریک شدن هوا گذشته اما هنوز از زمین داغ کربلا بالا میآید و سیلیش گونههایم را میآزارد آنچنان که احساس سوزش تازیانههای ظهرش را بر روی گونههایم یادآور میشود.
مسیر پیادهروی در خیابانهای منتهی به بینالحرمین، مملو از عاشقانههایی است که هر کدام با نیتی و حاجتی پای در این مسیر گذاردهاند.
یک نفر به عشق عباس (ع)، به زائران آب تعارف می کند، دیگری با هم موکبیهایشان نذر دارند غذا و خوراک بین زائران توزیع کنند، آن دیگری شربت به زائران میدهد، موکبی چای عراقی و قهوه نذر دارد و پسر جوانی شیشه عطری در دست گرفته و با دلی مملو از حاجت به لباس زائران در حال عبور عطر اسپری میکند.
عده ای هم به شوق خریده شدن توسط یار از هر پست و منسبی که در شهرشان دارند میگذرند و چندین روز قبل اربعین به کربلا میآیند و زبالههای زیر پای زائران حسین (ع) بهتر از جانشان را جمع و به این کار خود فخر میکنند و به این عشق فخر دارند.
اینان نیز چو ارباب بیکفنشان،عشق به خوبیها را نیک میشناسند و اگر زمانش برسد در راه عشق جان میسپارند.
علیعباس فرهنگ از کوهدشت یکی از این افراد است که حالا به عنوان راننده خودرو جمع آوری زباله در کربلا کار انجام میدهد او که در شهر خود پست و مقامی قابل دارد و به شوق حسین به کربلا آمده تا در لباس پاکبان به زائرانش خدمت کند، میگوید، از سال ۹۰ با بیش از ۱۰۰ نفر و با ۱۰ خودرو حمل زباله در ایام پیاده روی اربعین به منظور پاکسازی خیابانها، جمعآوری زبالهها و خدمت به زوار امام حسین(ع) به کربلا عزیمت میکنند.

فرهنگ با بیان اینکه ما حدود ۲۵ روز در کربلا میمانیم و به زوار خدمت رسانی میکنیم تصریح کرد: آرزوی ما خدمت هر ساله به زائران مرقد امام حسین و ابوالفضل العباس(ع) است.
وی میگوید: همینکه خداوند نعمت سلامتی را از او و خانوادهام نگرفته، خرسندم از خداوند چیز دیگری در ازای خدمتی که به زوار میکنم نمیخواهم.
وی افزود: اگر خدا توان و فرصت بدهد هر سال در موعد اربعین برای خدمترسانی به زوار و جمعآوری زباله و پاکسازی معابر محل عبور زائران به کربلا میآیم.
دیگر مامور جمعآوری زباله در شهر کربلا که وطنش را به قصد خدمت به زوار امام حسین(ع) و ابوالفضل العباس (ع) به مقصد کربلا ترک کرده و تمایلی به معرفی خود ندارد میگوید: حدود چهار سال است که به عنوان تیم پاکسازی و حمل زباله به کربلا میآید.
وی که معترف است، حاجات زیادی را از امام حسین و ابوالفضل العباس (ع) گرفته میگوید: همیشه به عشق حسین (ع) به کربلا میآیم و با عنایت ائمه اطهار (ع) خانه و خودرو خریدم و یقین دارم این لطف خدا به من به خاطر خدمت به زائران است.
یکی دیگر از پاکبنان خیابانهای کربلا که از تهران به کربلا آمده میگوید: فقط به عشق امام حسین(ع) و خدمت به زائران به کربلا میآیم.
وحید نورالهی معترف است، سرتاسر زندگی من به عشق ائمه اطهار (ع) است و اگر هنوز قلبم میتپد معجزه آنهاست.
این پاکبان اظهار کرد: چند سال قبل همسرم به بیماری سختی دچار شد که هر چه به پزشک مراجعه میکردیم، فایدهای نداشت.
وی ادامه داد: من با توسل به امام حسین و ابوالفضل العباس (ع) حاجتم را گرفتم و حال همسرم رو به بهبودی رفت و سلامتش را باز یافت.
وی تصریح کرد: من سال اول حضورم در کربلا برای خدمت به زوار است اما اگر خداوند عنایت کند و فرصت بدهد هر سال برای خدمت به زائران به کربلا خواهم آمد.
نورالهی نیز که در حال جمعآوری زباله در طول مسیر است و صدای نفسنفس زدنش حکایت از تلاشی بیوقفه دارد، میگوید: همیشه در زندگیم به سمت امام حسین(ع) میروم و از این کار راضی هستم زیرا حضور آقا را در زندگیم حس میکنم.
وی اظهار کرد: هر سال به صورت داوطلبانه به کربلا میآییم و به زائران امام حسین (ع) خدمت میکنم.
این پاکبان که عشق به امام حسین و ائمه اطهار (ع) را بزرگترین هدیه خداوند دانست و گفت: این هدیهای زیباست که مهر حسین در دل ماست.
اینجا عشق به ارباب بیکفن زیباتر از همیشه و گویاتر از هر مکان دیگری معنی می شود. اینجا کربلا، مشایه، خیابانهای منتهی به بین الحرمین، کوچه پس کوچههای حوالی حرم مولا و مقتدایمان امام حسین(ع) و حضرت اباالفضل العباس (ع) است.