پرونده قتل مرد ثروتمند که جسدش در خانه پیدا شده است با غیبت متهم ردیف اول و اولیای دم پیچیدهتر شد.
به گزارش اعتمادآنلاین، این پرونده چند سال پیش زمانی به جریان افتاد که همسایههای مرد ثروتمندی به نام فریدون با پلیس تماس گرفتند و گفتند بوی تعفن از خانه پیرمرد ثروتمند به مشام میرسد. با حضور ماموران در محل و آغاز تحقیقات جسد پیرمرد پیدا شد. چند روز بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد این مرد به قتل رسیده است. متخصصان اعلام کردند مقتول به دلیل فشار بر عناصر حیاتی گردن با نخ شیرینی به قتل رسیده است. با توجه به اینکه مقتول فرزند یا همسر نداشت خواهر و برادر او به عنوان ولی دم درخواست رسیدگی کردند.
آنها به پلیس گفتند: ما نمیدانیم برادرمان با کسی دشمنی داشته یا نه اما درخواست پیگیری پرونده را داریم.
تحقیقات پلیسی نشان داد تلفن همراه مقتول از خانه او سرقت شده است. وقتی تحقیقات در این زمینه آغاز شد، پلیس به عمو و برادرزادهای به نامهای سروش و بابک مشکوک شد. آنها در همسایگی خانه مقتول زندگی میکردند و گوشی تلفن همراه مقتول هم آنجا پیدا شد.
بابک و سروش مدتی مخفی شدند اما بعد از چند ماه شناسایی و بازداشت شدند. پرونده برای رسیدگی به شعبه 3 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی اول هر دو متهم اتهام را رد کردند.
بابک گفت: من و برادرزادهام مواد میکشیدیم. شب حادثه من او را به پشت بام دعوت کردم تا با هم مواد بکشیم. به همین خاطر هم تا نیمهشب بیدار بودیم. ما اصلاً متوجه مرگ مقتول نشدیم.
سروش هم گفت: ما مخفی نشده بودیم. حتی خبر نداشتیم که تحت تعقیب هستیم.
متهم در جواب این سوال که چطور گوشی مقتول نزد او بوده گفت: من گوشی را از یک پژو برداشتم. در واقع آن را سرقت کردم. اصلاً نمیدانستم گوشی مال چه کسی است.
با توجه به اینکه مدارک کافی نبود قضات متهمان را تبرئه کردند. این رأی با اعتراض دادستان به دیوان عالی کشور فرستاده شد و قضات دیوان رأی صادره را نقض کردند.
پرونده با سه ایرادی که قضات دیوان وارد کردند به شعبه بازگشت. در جلسه دادگاه که امروز برگزار شد بابک متهم ردیف اول و اولیای دم حاضر نبودند. به این ترتیب قضات از وکیل متهم اول و دوم خواستند تا دفاعایت خود را مطرح کنند.
در ابتدا سروش در جایگاه قرار گرفت. او که به خاطر تصادف فک و گردنش شکسته بود و با بدن زخمی در دادگاه حاضر شده بود گفت: من اتهاماتم را قبول نمیکنم ما قتلی مرتکب نشدیم.
سپس وکیل او در جایگاه قرار گرفت و گفت: ایرادی که دیوان عالی کشور بر پرونده وارد کرده این است که چرا به آنتندهی خط موبایل موکل من در محل حادثه توجه نشده است. در حالی که مقتول و متهم همسایه هستند و طبیعی است که تلفن آنها در یک محل آنتن داشته باشد. دوم اینکه موکل من از کشور فرار نکرده بلکه عمویش برای مدتی از کشور خارج شده است. دلیل آن هم اختلافاتی بوده که بابک با همسرش داشته و برای فرار از پرداخت مهریه فرار کرده بود که حالا برگشته است. موکل من و عمویش بابک هیچ مراوده و دشمنیای با مقتول نداشتند. بنابراین انگیزهای برای قتل نیست. درباره تلفن همراه پیداشده هم همانطور که قبلاً توضیح داده شده است موکل و عمویش بدون اینکه بدانند تلفن مال چه کسی است آن را از ماشینی در داخل کوچه سرقت کردهاند.
سپس وکیل بابک در جایگاه حاضر شد. او گفت موکلش به این دلیل که در شهر دیگری کار میکند در دادگاه حاضر نشده است و ادامه داد: موکل من به مواد اعتیاد داشت. دیوان عالی کشور پرسیده چرا ساعت سه صبح با برادرزادهاش تلفنی صحبت کرده است. من برایتان میگویم، چون این دو نفر هر دو اعتیاد داشتند؛ بابک، برادرزادهاش را دعوت کرده تا پشت بام با هم مواد بکشند. برای اینکه همسرش متوجه نشود نیمهشب به سروش زنگ زده و به او گفته به پشت بام برود. این عمو و برادرزاده در خانه اجدادیشان زندگی میکردند، بابک در طبقه همکف و سروش در طبقه سوم زندگی میکرد. ابهامات دیگر را هم همکارم توضیح داد و من درخواست برائت دارم.
در پایان قاضی کاشانکی اعلام کرد با توجه به اینکه اولیای دم حضور ندارند تا درباره مراسم قسامه از آنها سوال شود و همچنین متهم ردیف اول نیز حضور ندارد، بنابراین در جلسه دیگری به پرونده رسیدگی خواهد شد.