به گزارش خبرنگار ایرنا، اربعین برای مهران صدای حرکت اتوبوسها و ازدحام جادهها نیست و در کنار پایانه و خودروگاه و موکب بازار کوچکی شکل گرفته که در آن زندگی روزمره مردم نیز به جریان افتاده است، زنی محصول دستسازش را روی میز چیده، مردی کالاهای بومی را عرضه میکند و فروشندهای چشم به رهگذری دارد که شاید از میان انبوه زائران مشتری او باشد.
این صحنه شاید در هیاهوی اربعین چندان به چشم نیاید، اما پشت هر غرفه یک حساب ساده وجود دارد، فروش بیشتر یعنی درآمد بیشتر، درآمد بیشتر یعنی بخشی از هزینه خانواده تأمین میشود و اگر این چرخه ادامه پیدا کند پولی که همراه زائر وارد مهران شده در همان منطقه گردش میکند.

اربعین برای فروشندهای که ماهها منتظر مانده است
یکی از فروشندگان بومی کالاهایش را مرتب میکند و منتظر توقف زائران میماند، برای او این چند روز با تقویم معمولی بازار فرق دارد.
جمعیتی که در روزهای عادی شاید هفتهها طول بکشد تا به شهر برسد، اکنون در چند روز از مقابل غرفه او عبور میکند و این فرصت البته خود به خود به درآمد تبدیل نمیشود.
محصول باید دیده شود، قیمت مناسب داشته باشد، کیفیت آن قابل قبول باشد و محل عرضه نیز در نقطهای قرار گیرد که زائر امکان توقف و خرید داشته باشد به همین دلیل ساماندهی بازارچهها اهمیت پیدا میکند.

امسال حدود ۲۰۰ دستفروش و فروشنده بومی استان به ویژه از شهرستان مهران در نقاط مشخص ساماندهی شدهاند تا در جریان رفتوآمد زائران امکان فروش داشته باشند.
استاندار ایلام نیز از ساماندهی ۱۸۰ غرفه در ورودیهای مسیر زائران و بازارچههای استان خبر داده است.
همچنین ۱۲۰ غرفه صنایعدستی در نقاط ورودی و مسیرهای پرتردد پیشبینی شده و در میدان بزرگ اربعین مهران و پایانه بینالمللی شهید رئیسی (برکت) نیز ۱۸۰ جایگاه فروش موقت در نظر گرفته شده است.
اعداد وقتی روی کاغذ قرار دارند، فقط عددند اما در میدان، هر کدام به یک میز، یک چادر، چند محصول و یک فروشنده تبدیل میشوند که امیدوار است پایان اربعین برایش با درآمدی قابل قبول همراه باشد.

محصولی از ایلام که در چمدان زائر میماند
اقتصاد اربعین تنها به فروش مواد غذایی، حملونقل و خدمات اقامتی محدود نمیشود و صنایعدستی و محصولات بومی میتوانند بخش دیگری از این بازار باشند، کالاهایی که زائر پس از بازگشت به شهر خود با آنها دوباره به یاد مهران و ایلام میافتد.
این قسمت ماجرا اهمیت دیگری هم دارد، محصول بومی وقتی فروخته میشود نام تولید کننده و منطقه نیز همراه آن حرکت میکند.
ممکن است یک خرید کوچک سرآغاز آشنایی مشتری با محصولی باشد که بعدتر از طریق سفارش مستقیم یا فضای مجازی دوباره خریداری شود به همین دلیل بازارچه اربعین اگر با نگاه بلندمدت اداره شود میتواند از مکان فروش موقت به نقطه معرفی تولیدکنندگان محلی تبدیل شود.
مساله تنها فروش چند روزه نیست
پرسش مهمتر این است که بعد از جمعشدن غرفهها چه اتفاقی میافتد؟
اگر فروشندهای در روزهای اربعین مشتری پیدا کند، اما پس از پایان مراسم راهی برای ادامه ارتباط با مشتری نداشته باشد، بخش مهمی از فرصت ایجاد شده از بین میرود.
اینجاست که اقتصاد اربعین نیازمند مرحله بعدی یعنی شناسایی تولیدکنندگان، معرفی محصولات، ایجاد بازار دائمی، فروش اینترنتی، بستهبندی مناسب و فراهم کردن امکان سفارش محصول پس از بازگشت زائر دارد.
یک بسته صنایعدستی، محصول خوراکی یا کالای بومی که از مهران به شهر دیگری میرود، میتواند نشانی یک تولیدکننده را نیز با خود ببرد.

ساماندهی فروشندگان
ساماندهی فروشندگان از سوی دیگر چهره مسیر را نیز تغییر میدهد و اگر فروشنده در محل مشخص قرار گیرد، زائر میداند کجا میتواند خرید کند، مسیر عبور آزادتر میماند و امکان نظارت بر کیفیت و قیمت کالا نیز بیشتر میشود.
برای فروشنده نیز امنیت و نظم اهمیت دارد او میداند قرار است چند روز در یک نقطه مشخص کار کند و سرمایه اندکی را که برای خرید یا تولید کالا گذاشته است در شرایط مناسبتری به فروش برساند.
این همان جایی است که مدیریت اربعین میتواند از ساماندهی تردد به ساماندهی فرصت اقتصادی برسد.
سالهاست آمار عبور زائران از مهران با میلیونها تردد سنجیده میشود و این آمار البته اهمیت خود را دارد، اما پشت هر تردد یک انسان با نیازهای اقتصادی مشخص ایستاده است.

زائر آب میخرد، غذا میخورد، وسیله حملونقل استفاده میکند، گاهی استراحت میکند و ممکن است محصولی را نیز با خود ببرد.
اگر بخشی از این هزینهها به تولیدکننده، فروشنده، راننده، اقامتگاه، کارگاه و کسبوکار محلی برسد، اربعین در اقتصاد منطقه اثر ملموستری میگذارد.
از همین منظر، بازارچههای مهران آزمایشی کوچک برای پرسشی بزرگتر هستند که چگونه میتوان عبور میلیونها زائر را به فرصت پایدار برای مردم میزبان تبدیل کرد؟
پاسخ شاید از همین غرفههای ساده آغاز شود غرفهای که صبح باز و شب جمع میشود، اما اگر محصول درست، مشتری راضی و ارتباطی ماندگار ایجاد کند، میتواند آغاز بازار بزرگتر باشد.

سهم مردم از این همه رفتوآمد
زائران پس از چند ساعت یا چند روز مهران را ترک میکنند و مسیر کربلا را در پیش میگیرند؛ اما مردم این منطقه پس از پایان اربعین همچنان در همین شهر زندگی میکنند.
برای همین، اقتصاد اربعین زمانی معنا پیدا میکند که بخشی از رونق این روزها در زندگی آنها باقی بماند.
یک فروش بیشتر، یک مشتری تازه، یک تولیدکننده شناختهشدهتر و یک محصول بومی که به شهر دیگری میرود، شاید در مقیاس اربعین عدد بزرگی نباشد اما وقتی هزاران بار تکرار شود، میتواند شکل اقتصاد یک منطقه را تغییر دهد.
مهران سالهاست در مسیر رفتوآمد زائران قرار دارد و اکنون مساله این است که پایان سفر زائر پایان فرصت مهران نباشد.
اگر زائر با خاطره کربلا بازمیگردد، بخشی از پولی که در این مسیر خرج میکند نیز میتواند در مهران بماند در دست تولیدکنندهای که محصول ساخته، فروشندهای که آن را عرضه کرده و خانوادهای که چشم به درآمد همین روزها دوخته است.
این شاید مهمترین معنای بازارچههای اربعین باشد، این که در میان میلیونها قدمی که از مهران میگذرد بخشی از سود این رفتوآمد نیز در همین شهر جا بماند.