شناسهٔ خبر: 79179458 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: میزان | لینک خبر

عدالت کیفری در برابر جنایت‌های بین‌المللی

بررسی سیر تحول پیگرد جنایت‌های بین‌المللی روزنه‌های امید برای پایان دادن به بی‌کیفرمانی را هرچند با سرعتی پایین‌تر از آنچه باید، می‌گشاید. بررسی سیر تحول پیگرد جنایت‌های بین‌المللی روزنه‌های امید برای پایان دادن به بی‌کیفرمانی را هرچند با سرعتی پایین‌تر از آنچه باید، می‌گشاید.

صاحب‌خبر -
خبرگزاری میزان -

جنایت‌های بین‌المللی به مجموعه جرایمی اطلاق می‌شود که به‌دلیل شدت و گستردگی، مورد نگرانی کل جامعه بین‌المللی قرار می‌گیرند و تحت حقوق بین‌الملل کیفری قابل پیگرد هستند؛ این جنایت‌ها شامل ۴ دسته اصلی می‌شوند: نسل‌کشی (genocide)، جنایت‌های علیه بشریت (crimes against humanity)، جنایت‌های جنگی (war crimes) و جنایت تجاوز (crime of aggression).

این تعریف در اساسنامه رُم دیوان بین‌المللی کیفری (ICC) در سال ۱۹۹۸ تثبیت شده و امروزه مبنای اصلی بررسی‌های جهانی است.

تعریف و پیشینه تاریخی رسیدگی به جنایت‌های بین‌المللی

نسل‌کشی به معنای قصد نابودی کامل یا جزیی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی است.

جنایت‌های علیه بشریت شامل اعمالی مانند قتل، شکنجه، تجاوز، کوچ اجباری و آزارواذیت است که به‌صورت گسترده یا نظام‌مند علیه جمعیت غیرنظامی انجام می‌شود و لزوما نیازمند وجود درگیری مسلحانه نیست.

جنایت‌های جنگی نقض‌های جدی قوانین جنگ در چارچوب کنوانسیون‌های ژنو و حقوق بشردوستانه بین‌المللی ازجمله حمله عمدی به غیرنظامیان، تخریب اموال غیرنظامی، ... هستند.

جنایت تجاوز نیز برنامه‌ریزی یا اجرای حمله مسلحانه علیه حاکمیت یا تمامیت ارضی یک دولت دیگر است.

ریشه عدالت کیفری بین‌المللی به دادگاه‌های نورنبرگ (۱۹۴۵–۱۹۴۶) و توکیو پس از جنگ جهانی دوم بازمی‌گردد؛ این دادگاه‌ها برای نخستین بار افراد و نه فقط دولت‌ها را به خاطر جنایت‌های علیه صلح، جنایت‌های جنگی و جنایت‌های علیه بشریت محاکمه و اصل مسئولیت فردی را تثبیت کردند؛ پس از دهه‌ها رکود در دوران جنگ سرد، جنایت‌های گسترده در یوگسلاوی سابق و رواندا در دهه ۱۹۹۰ دوباره توجه جهانی را جلب کرد.

دادگاه‌های ویژه (Ad Hoc Tribunals)

شورای امنیت سازمان ملل برای رسیدگی به جنایت‌های بین‌المللی تاکنون ۲ دادگاه ویژه ایجاد کرد:

به گزارش globaljustice، دادگاه کیفری بین‌المللی برای یوگسلاوی سابق (ICTY، ۱۹۹۳–۲۰۱۷) برای جنایت‌های ارتکابی از سال ۱۹۹۱ در قلمرو یوگسلاوی سابق تشکیل شد؛ این دادگاه بیش از ۱۶۰ نفر را متهم کرد و به محکومیت‌هایی ازجمله رادوان کارادزیچ و راتکو ملادیچ به‌خاطر نسل‌کشی سربرنیتسا منجر شد؛ دادگاه کیفری بین‌المللی برای یوگسلاوی سابق سهم بزرگی در توسعه حقوق بین‌الملل ازجمله به رسمیت شناختن تجاوز جنسی به‌عنوان جنایت علیه بشریت داشت.

به گزارش میدل‌ایست آی، دادگاه کیفری بین‌المللی برای رواندا (ICTR، ۱۹۹۴–۲۰۱۵) برای نسل‌کشی سال ۱۹۹۴ که حدود ۸۰۰ هزار نفر از قوم توتسی و هوتو‌های میانه‌رو را کشت، تشکیل شد؛ این دادگاه نخستین احکام نسل‌کشی را صادر و نقش رسانه‌ها و سران سیاسی در تحریک نسل‌کشی را بررسی کرد؛ در دادگاه یادشده بیش از ۶۰ نفر محکوم شدند.

این ۲ دادگاه الگوی دادگاه‌های بعدی شدند و سازوکار بین‌المللی باقی‌مانده برای دادگاه‌های کیفری مربوط به سازمان ملل Residual Mechanism امروز پرونده‌های باقی‌مانده آن‌ها را مدیریت می‌کند.

دادگاه‌های ترکیبی (Hybrid Tribunals)

به گزارش opil.ouplaw، برای ترکیب عناصر بین‌المللی و داخلی، دادگاه‌هایی مانند دادگاه ویژه سیرالئون برای جنگ داخلی ازجمله محاکمه چارلز تیلور و شعب فوق‌العاده در دادگاه‌های کامبوج برای جنایت‌های خمر سرخ ۱۹۷۵–۱۹۷۹ ایجاد شدند؛ این نهاد‌ها تلاش کردند مشروعیت محلی بیشتری داشته باشند و در عین حال استاندارد‌های بین‌المللی را رعایت کنند.

دیوان بین‌المللی کیفری ICC

دیوان بین‌المللی کیفری که از سال ۲۰۰۲ فعالیت می‌کند، نخستین دادگاه دایمی برای پیگرد افراد متهم به ۴ جنایت اصلی است؛ صلاحیت آن براساس اصل مکمل بودن (complementarity) است؛ یعنی تنها زمانی وارد می‌شود که دولت‌های ملی قادر یا مایل به تحقیق و محاکمه نباشند.

دیوان بین‌المللی کیفری تا سال ۲۰۲۶، ده‌ها وضعیت ازجمله کنگو، اوگاندا، دارفور سودان، لیبی، کنیا، ساحل عاج، مالی، گرجستان، افغانستان، فلسطین، اوکراین، ونزوئلا، میانمار روهینگیا و فیلیپین را تحت تحقیق دارد یا داشته است؛ ضمن اینکه احکام مهمی صادر ازجمله در پرونده دارفور در اکتبر ۲۰۲۵ به دلیل جنایت‌های علیه بشریت و جنایت‌های جنگی صادر کرده است.

ازجمله پرونده‌های برجسته اخیر دیوان بین‌المللی کیفری می‌توان به صدور حکم بازداشت برای بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر و یوآو گالانت، وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی اشاره کرد.

دیوان بین‌المللی دادگستری ICJ

دیوان بین‌المللی دادگستری برخلاف دیوان بین‌المللی کیفری که افراد را محاکمه می‌کند، اختلاف‌های میان دولت‌ها را حل می‌کند؛ در این دیوان در زمینه جنایت‌های بین‌المللی، پرونده‌هایی براساس کنوانسیون منع و مجازات نسل‌کشی ازجمله گامبیا علیه میانمار در موضوع روهینگیا و آفریقای جنوبی علیه رژیم صهیونیستی در مورد غزه مطرح شده‌اند؛ این پرونده‌ها هنوز در جریان‌ هستند و می‌توانند به احکام الزام‌آور درباره مسئولیت دولتی منجر شوند.

پرونده‌های برجسته جنایت‌های بین‌المللی که در سطح جهانی بررسی شده‌اند

برای درک بهتر عملکرد نظام عدالت کیفری بین‌المللی، بررسی چند پرونده مهم در جریان یا به نتیجه‌رسیده، ضروری است؛ این پرونده‌ها نشان‌دهنده گستره جنایت‌ها، پیچیدگی تحقیقات و چالش‌های اجرای احکام هستند.

دادگاه نورنبرگ (۱۹۴۵–۱۹۴۶): پس از جنگ جهانی دوم، سران اصلی نازی ازجمله هرمان گورینگ، رودولف هس و دیگران به اتهام جنایت‌های علیه صلح، جنایت‌های جنگی و جنایت‌های علیه بشریت محاکمه شدند؛ این دادگاه نخستین نمونه رسمی مسئولیت کیفری فردی در سطح بین‌المللی بود و مبنای بسیاری از تعاریف امروزی جنایت‌های بین‌المللی را پایه‌گذاری کرد.

نسل‌کشی رواندا و دادگاه ICTR: در سال ۱۹۹۴ حدود ۸۰۰ هزار نفر از قوم توتسی و هوتو‌های میانه‌رو کشته شدند؛ دادگاه ویژه رواندا چندین مقام سیاسی و نظامی، ازجمله نخست‌وزیر سابق روآندا را به نسل‌کشی و جنایت‌های علیه بشریت محکوم کرد؛ این دادگاه نخستین بار حکم نسل‌کشی صادر کرد و نقش رسانه‌ها در تحریک خشونت را به رسمیت شناخت.

کشتار سربرنیتسا و دادگاه ICTY: در جولای ۱۹۹۵ بیش از ۸ هزار مرد و پسر بوسنیایی مسلمان در سربرنیتسا کشته شدند؛ رادوان کارادزیچ، رئیس سیاسی صرب‌های بوسنی و راتکو ملادیچ، فرمانده نظامی به نسل‌کشی، جنایت‌های علیه بشریت و جنایت‌های جنگی محکوم شدند؛ کارادزیچ در نهایت به حبس ابد محکوم شد؛ این پرونده یکی از مهم‌ترین احکام نسل‌کشی پس از جنگ جهانی دوم است.

پرونده دارفور در دیوان بین‌المللی کیفری: عمر البشیر، رئیس‌جمهور سابق سودان، نخستین رئیس دولت مستقر بود که حکم بازداشت دیوان بین‌المللی کیفری برای نسل‌کشی، جنایت‌های علیه بشریت و جنایت‌های جنگی دریافت کرد؛ در اکتبر ۲۰۲۵، یکی از فرماندهان شبه نظامیان جنجوید سودان، به ۲۷ مورد جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی محکوم شد؛ این حکم یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های دیوان بین‌المللی کیفری در پرونده دارفور محسوب می‌شود.

پرونده توماس لوبانگا در دیوان بین‌المللی کیفری: در سال ۲۰۱۲ دیوان بین‌المللی کیفری توماس لوبانگا، فرمانده یک گروه شبه‌نظامی در جمهوری دموکراتیک کنگو را محکوم کرد تا نخستین فردی باشد که توسط این دیوان محکوم شده است؛ این پرونده اهمیت حمایت از کودکان در درگیری‌های مسلحانه را برجسته کرد.

پرونده چارلز تیلور (دادگاه ویژه سیرالئون): رئیس‌جمهور سابق لیبریا به‌خاطر حمایت از شورشیان در جنگ داخلی سیرالئون و ارتکاب جنایت‌های جنگی و جنایت‌های علیه بشریت به ۵۰ سال زندان محکوم شد؛ این پرونده نشان داد که سران کشور‌ها حتی پس از ترک قدرت می‌توانند پاسخ‌گو شوند.

این پرونده‌ها نشان می‌دهند که نظام بین‌المللی توانسته است در برخی موارد به محکومیت‌های مهم دست یابد، اما در بسیاری از موارد به‌ویژه وقتی متهمان از کشور‌های غربی یا تحت حمایت این کشور‌ها هستند، اجرای احکام با موانع جدی روبه‌رو می‌شود؛ بررسی این نمونه‌ها تصویر واقعی‌تری از دستاورد‌ها و در عین حال محدودیت‌های عدالت کیفری جهانی ارائه می‌دهد.

چالش‌های پیش روی عدالت کیفری بین‌المللی

عدالت کیفری بین‌المللی با موانع جدی روبه‌روست که ازجمله آن‌ها می‌توان به عدم همکاری دولت‌ها در تحویل متهمان، تحریم‌ها و فشار‌های سیاسی ازجمله از سوی آمریکا در برخی پرونده‌ها، طولانی بودن روند‌ها و هزینه‌های بالا اشاره کرد؛ همچنین، بسیاری از جنایت‌های بزرگ هنوز بدون پاسخ‌گویی باقی مانده‌اند.

با وجود این، این نهاد‌ها هنجار‌های بین‌المللی را تقویت کرده‌اند، قربانیان را به رسمیت شناخته‌اند و بازدارندگی نسبی ایجاد کرده‌اند.

بررسی جنایت‌های بین‌المللی در سطح جهان از نورنبرگ تا دیوان بین‌المللی کیفری و دیوان بین‌المللی دادگستری، مسیری طولانی از تلاش برای پایان بخشیدن به بی‌کیفری بوده است؛ با وجود محدودیت‌ها، این نظام نشان داده که حتی قدرتمندترین افراد می‌توانند پاسخ‌گو شوند؛ پرونده‌های جاری نیز نشان می‌دهند که عدالت بین‌المللی همچنان در حال تحول است و نیاز به حمایت سیاسی و همکاری دولت‌ها دارد و بدون اراده سیاسی قوی، خطر تکرار جنایت‌های بزرگ همچنان وجود خواهد داشت.

انتهای پیام/