به گزارش ایرنا، سالهای اخیر، تغییر سبک زندگی، گسترش شهرنشینی، افزایش مشغلههای والدین و حضور پررنگ فناوریهای دیجیتال، تجربه کودکی را با دگرگونیهای جدی مواجه کرده است.
در میان این تغییرات یکی از مهمترین نیازهای رشدی کودکان یعنی «بازی» گاه به فعالیتی فرعی و کماهمیت تقلیل یافته؛ در حالی که از نگاه روانشناسی رشد، بازی یکی از اساسیترین مسیرهای شناخت جهان، شکلگیری شخصیت، تقویت مهارتهای اجتماعی و رشد سلامت روان کودک به شمار میرود.
کودک در جریان بازی فقط سرگرم نمیشود، بلکه میآموزد، تجربه میکند، احساسات خود را بیان میکند، روابط اجتماعی را تمرین میکند و برای مواجهه با مسائل آینده آماده میشود. با این حال زندگی آپارتمانی، کاهش فرصت بازیهای آزاد، فشارهای آموزشی زودهنگام، وابستگی به صفحهنمایشها و کمبود زمان کیفی والدین، موانعی هستند که میتوانند این بخش مهم از دوران کودکی را تحت تاثیر قرار دهند.
در چنین شرایطی، نقش خانواده بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند؛ چرا که والدین نه فقط فراهمکننده امکانات بازی، بلکه سازندگان فضای عاطفی و روانی هستند که در آن کودک میتواند آزادانه کشف کند، خیالپردازی کند و رشد یابد.
خبرنگار ایرنا در گفتوگویی تفصیلی با پروین همتافزا، روانشناس و دکترای روانشناسی عمومی به بررسی جایگاه بازی در رشد همهجانبه کودک، نقش خانواده در تقویت این نیاز اساسی، آسیبهای ناشی از حذف بازی آزاد و راهکارهای ایجاد تعادل میان دنیای واقعی و دیجیتال پرداخته است.
پروین همت افزا، روانشناس و دکترای روانشناسی عمومی
ایرنا: در سالهای اخیر، بسیاری از والدین بازی را بیشتر بهعنوان سرگرمی و راهی برای پر کردن اوقات فراغت کودک میبینند. از نگاه روانشناسی رشد، بازی چه جایگاهی در زندگی کودک دارد؟
همتافزا: یکی از مهمترین نکاتی که باید در نگاه جامعه نسبت به کودک اصلاح شود، همین برداشت تقلیلگرایانه از بازی است.
بازی برای کودک یک فعالیت تفریحی در کنار فعالیتهای مهمتر زندگی نیست؛ بلکه خودِ زندگی کودک است. همانطور که بزرگسالان از طریق گفتوگو، تجربه، کار و روابط اجتماعی جهان خود را معنا میکنند، کودک نیز از طریق بازی با جهان ارتباط برقرار میکند.
در نظریههای مهم روانشناسی رشد، از جمله دیدگاههای ژان پیاژه و لِف ویگوتسکی، بازی بهعنوان یکی از مهمترین مسیرهای رشد شناختی، اجتماعی و هیجانی کودک معرفی شده است. کودک هنگام بازی فقط مشغول وقتگذرانی نیست؛ او در حال تمرین زندگی است.
وقتی کودکی نقش پزشک، معلم، پدر، مادر یا فروشنده را بازی میکند، در حقیقت در حال بازسازی تجربههای اجتماعی، شناخت احساسات دیگران و یادگیری قواعد ارتباطی است.
بازی به کودک اجازه میدهد بدون ترس از شکست، تجربه کند، اشتباه کند، راهحلهای مختلف را امتحان کند و از مسیر آزمون و خطا یاد بگیرد. بسیاری از تواناییهایی که بعدها در بزرگسالی بهعنوان خلاقیت، استقلال، اعتمادبهنفس و قدرت حل مسئله شناخته میشوند، ریشه در همین تجربههای ساده دوران کودکی دارند.
ایرنا: چرا گفته میشود بازی «زبان طبیعی کودک» است؟
همتافزا: زیرا کودک هنوز مانند یک فرد بزرگسال ابزارهای کامل برای بیان افکار و احساسات پیچیده خود را ندارد.
ممکن است کودک نتواند درباره اضطراب، ترس، خشم یا نگرانیهای خود صحبت کند، اما همان احساسات را در بازی نشان میدهد.
برای مثال، کودکی که عروسکهایش را دعوا میکند، ممکن است تجربهای از تعارض یا ناراحتی را بازنمایی کند. کودکی که بارها یک موقعیت خاص را در بازی تکرار میکند، شاید در حال پردازش یک تجربه مهم ذهنی باشد.
بازی برای کودک نوعی زبان نمادین است، وی با اسباببازیها، نقاشیها، نقشآفرینیها و داستانهایی که میسازد، دنیای درونی خود را بیان میکند.
به همین دلیل متخصصان حوزه کودک در بسیاری از موارد از بازیدرمانی استفاده میکنند؛ زیرا بازی راهی برای نزدیک شدن به ذهن و احساس کودک است.
ایرنا: بازی چگونه بر رشد شناختی و هوش کودک تأثیر میگذارد؟
همتافزا: رشد شناختی فقط به حفظ کردن اطلاعات یا یادگیری مطالب درسی محدود نمیشود، بخش مهمی از هوش واقعی انسان، توانایی تحلیل، خلاقیت، انعطاف ذهنی و حل مسئله است.
وقتی کودک با قطعات ساختنی بازی میکند، یک نقاشی آزاد میکشد یا با وسایل ساده چیزی خلق میکند، در حال برنامهریزی ذهنی است.
وی پیشبینی میکند، تصمیم میگیرد، نتیجه را بررسی میکند و اگر موفق نشد، روش دیگری را امتحان میکند.
این فرآیندها پایههای تفکر علمی هستند. کودکی که فرصت تجربه بازی آزاد دارد، یاد میگیرد که برای هر مسئله فقط یک پاسخ وجود ندارد و میتوان از مسیرهای مختلف به نتیجه رسید.
ایرنا: نقش بازی در سلامت روان و تنظیم هیجانات کودک چیست؟
همتافزا: یکی از مهمترین کارکردهای بازی، کمک به تنظیم هیجان است. کودکان مانند بزرگسالان با فشارهای روانی، ناکامی، ترس و نگرانی مواجه میشوند، اما ابزارهای کلامی و شناختی کافی برای مدیریت این احساسات ندارند.
بازی به کودک امکان تخلیه سالم هیجانات را میدهد. کودکی که در بازی نقشهای مختلف را تجربه میکند، احساسات خود را بهتر میشناسد و یاد میگیرد چگونه با آنها کنار بیاید.
برای نمونه، بازیهای نمایشی به کودک کمک میکنند احساسات مختلف مانند خشم، شادی، ترس یا همدلی را تمرین کند. کودک در بازی یاد میگیرد که احساسات وجود دارند اما میتوان آنها را مدیریت کرد.
ایرنا: خانواده چه نقشی در فراهم کردن زمینه بازی سالم برای کودک دارد؟
همتافزا: خانواده اولین و مهمترین محیط رشد کودک است و نقش والدین در کیفیت بازی بسیار تعیینکننده است.
این نقش بیشتر از آنکه به خرید اسباببازیهای گرانقیمت مربوط باشد، به ایجاد امنیت روانی و فرصت تعامل مربوط میشود.
کودک نیاز دارد احساس کند محیط اطرافش برای تجربه کردن امن است. والدینی که دائما بازی کودک را محدود میکنند، مرتب اشتباهات او را اصلاح میکنند یا تلاش میکنند بازی را به فعالیت آموزشی تبدیل کنند، ممکن است فرصت خلاقیت را از کودک بگیرند.
والد باید بیشتر نقش همراه و تسهیلگر داشته باشد، نه مدیر و کنترلکننده بازی. گاهی بهترین کاری که والد میتواند انجام دهد این است که کنار کودک بنشیند و اجازه دهد کودک مسیر بازی را تعیین کند.
ایرنا: بسیاری از والدین معتقدند زمان کافی برای بازی با کودک ندارند. آیا کیفیت زمان مهمتر از مقدار آن است؟
همتافزا: به طور حتم کیفیت ارتباط اهمیت بسیار زیادی دارد. شرایط زندگی امروز باعث شده بسیاری از والدین با فشارهای کاری و اقتصادی مواجه باشند و ممکن است زمان طولانی برای بازی نداشته باشند. اما حتی زمان کوتاه اگر همراه با حضور واقعی باشد، ارزشمند است.
وقتی والد برای مدتی گوشی تلفن همراه را کنار میگذارد، با کودک تماس چشمی برقرار میکند، به داستانهای او گوش میدهد و وارد دنیای تخیلی او میشود، کودک پیام مهمی دریافت میکند: «من دیده میشوم و اهمیت دارم.»
این تجربه به شکلگیری دلبستگی ایمن کمک میکند و بر اعتمادبهنفس و روابط آینده کودک تأثیر میگذارد.
ایرنا: زندگی آپارتمانی و کاهش فضاهای بازی چه تأثیری بر کودکان گذاشته است؟
همتافزا: یکی از تغییرات مهم سبک زندگی امروز، کاهش فرصت بازیهای آزاد و حرکتی است. بسیاری از کودکان در محیطهای محدود آپارتمانی رشد میکنند و ارتباطشان با فضای باز، طبیعت و بازیهای گروهی کمتر شده است.
البته زندگی آپارتمانی بهتنهایی عامل آسیب نیست، اما زمانی مشکل ایجاد میشود که کودک هم فضای محدود داشته باشد، هم فرصت تعامل اجتماعی و بازی خلاقانه از او گرفته شود.
خانوادهها میتوانند با برنامهریزی، این کمبود را جبران کنند؛ برای مثال حضور منظم در پارک، بازیهای خانوادگی، فعالیتهای حرکتی و تعامل با همسالان میتواند بخش مهمی از نیاز کودک به بازی را تأمین کند.
ایرنا: یکی از نگرانیهای والدین، وابستگی کودکان به تلفن همراه و بازیهای دیجیتال است. نگاه روانشناسی به این موضوع چیست؟
همتافزا: فناوری بخشی از زندگی امروز است و نمیتوان کودک را کاملاً از دنیای دیجیتال جدا کرد. مسئله اصلی، میزان استفاده، زمان شروع استفاده و نوع محتوایی است که کودک دریافت میکند.
تفاوت مهمی میان بازی فعال و سرگرمی منفعل وجود دارد. در بازی فعال، کودک حرکت میکند، تصمیم میگیرد، ارتباط برقرار میکند و خلاقیت به خرج میدهد. اما بسیاری از محتواهای دیجیتال کودک را صرفا مصرفکننده نگه میدارند.
استفاده طولانی و بدون مدیریت از صفحهنمایشها میتواند فرصت تجربههای واقعی، تعامل اجتماعی، فعالیت بدنی و بازیهای خلاقانه را کاهش دهد.
ایرنا: آیا بازیهای دیجیتال همیشه منفی هستند؟
همتافزا: خیر. نگاه علمی نباید صفر و صدی باشد. برخی بازیهای دیجیتال میتوانند مهارتهایی مانند حل مسئله، هماهنگی چشم و دست یا یادگیری برخی مفاهیم را تقویت کنند.
اما نکته مهم این است که فناوری نباید جایگزین تجربههای اساسی کودکی شود. کودک همچنان به دویدن، لمس کردن، ساختن، گفتوگو کردن، بازی گروهی و ارتباط انسانی نیاز دارد.
صفحهنمایش باید یک ابزار باشد، نه اینکه به اصلیترین محیط زندگی کودک تبدیل شود.
ایرنا: یکی از مسائل امروز، ثبتنام کودکان در کلاسهای متعدد آموزشی از سنین پایین است. آیا این موضوع میتواند به رشد کودک آسیب بزند؟
همتافزا: بله، اگر باعث حذف بازی آزاد شود. گاهی والدین با نیت خیر تلاش میکنند آینده کودک را تضمین کنند، اما فراموش میکنند که کودک برای رشد فقط به آموزش رسمی نیاز ندارد.
کودک به زمانهای بدون برنامه نیاز دارد؛ زمانهایی که بتواند خیالپردازی کند، حوصلهاش سر برود، چیزی بسازد یا یک بازی جدید خلق کند.
بخش زیادی از خلاقیت در همین لحظات شکل میگیرد. اگر تمام روز کودک با کلاس، آموزش و برنامههای از پیش تعیینشده پر شود، فرصت خودجوشی کاهش پیدا میکند.
ایرنا: رایجترین اشتباه والدین درباره بازی کودکان چیست؟
همتافزا: یکی از اشتباهات رایج این است که والدین تصور میکنند بازی باید حتما هدف آموزشی مشخص داشته باشد. در حالی که ارزش بازی آزاد دقیقا در آزادی آن است.
اشتباه دیگر، مقایسه کردن بازی کودکان با یکدیگر است. هر کودک شخصیت، علاقه و مسیر رشدی متفاوتی دارد. بازی باید متناسب با نیازهای فردی کودک باشد.
همچنین برخی والدین تصور میکنند خرید اسباببازیهای بیشتر به معنای فراهم کردن شرایط بهتر برای بازی است، در حالی که گاهی چند وسیله ساده مانند کاغذ، رنگ، لگو یا حتی وسایل معمولی خانه میتواند زمینه خلاقیت بیشتری ایجاد کند.
ایرنا: برای خانوادههایی که میخواهند بازی را وارد برنامه روزانه کودک کنند، چه پیشنهادهای عملی دارید؟
همتافزا: چند توصیه کاربردی میتواند کمککننده باشد:
نخست اینکه هر روز زمانی هرچند کوتاه برای بازی مشترک بدون حضور تلفن همراه اختصاص دهند.
دوم اینکه اجازه دهند کودک گاهی خودش بازی را انتخاب و هدایت کند.
سوم اینکه از وسایل ساده برای تقویت خلاقیت استفاده کنند و همیشه به دنبال اسباببازیهای پیچیده نباشند.
چهارم اینکه بازی حرکتی و فعالیت بیرون از خانه را جدی بگیرند.
و پنجم اینکه به جای تمرکز صرف بر نتیجه، از فرآیند بازی لذت ببرند. هدف بازی کودک، ساختن یک محصول کامل نیست؛ هدف اصلی، تجربه کردن، یاد گرفتن و رشد کردن است.
ایرنا: اگر بخواهید یک پیام اصلی برای والدین درباره اهمیت بازی داشته باشید، چه میگویید؟
همتافزا: بازی را نباید وقت تلفشده کودک دانست. بازی سرمایهگذاری برای آینده اوست.
کودکی که فرصت بازی سالم، آزاد و همراه با ارتباط عاطفی دریافت میکند، در آینده آمادگی بیشتری برای یادگیری، ارتباط اجتماعی، مدیریت هیجانات و مواجهه با چالشهای زندگی خواهد داشت.
گاهی سادهترین لحظهها، مانند نشستن روی زمین و همراه شدن با دنیای کودک، از ارزشمندترین تجربههای تربیتی هستند.