شناسهٔ خبر: 79174822 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

شهاب‌حسینی، ابتهاج و درختان هزارساله

کارگردان مستند «درختان کهنسال ایران»، از سفری ۲۰ ساله می‌گوید که از کودکی آغاز شد، به کتابی سه‌جلدی انجامید و با گویندگی شهاب‌حسینی به سینما رسید؛ روایتی از خودآگاهی درختان، حفاظت از میراث هزاران ساله و آرزوی همکاری با هوشنگ ابتهاج که برآورده نشد.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایسنا، «درختان کهنسال ایران»، نه فقط موجوداتی زنده، که تاریخ‌نگاران خاموشِ این سرزمین‌اند. هر کدام، سندِ زنده‌ای از هزاران سال اقلیم، فرهنگ، باور و زیستِ جمعیِ مردمان این دیارند.  

مستند «درختان کهنسال ایران»، سفری است به قلب کهن‌سال‌ترین باغبانانِ طبیعت؛ روایتی از شش گونه‌ی درختی که عمرشان با قرن‌ها تاریخِ ایران گره خورده است: اُرس (سرو کوهی) با قامتی استوار در دل صخره‌ها، سرو با شکوهِ اسطوره‌ای‌اش در باغ‌ها و قصرهای قدیم، گردو با تنه‌ای پرچین و میوه‌ای کهن، بنه (پسته‌ی وحشی) با ریشه‌ای در اعماق کویر، چنار با سایه‌گستری که یادآور مجالس و معابد کهن است، و نُوش (سرو خمره‌ای) با رمز و رازِ ردیف‌های سه‌تایی‌اش در شرق ایران.

این مستند، حاصلِ بیش از دو دهه پژوهش، عشق و سفر به ۱۹ استان ایران است؛ روایتی که در آن، درختان حرف می‌زنند، کهنسالی معنا می‌یابد و انسان در برابرِ میراثی خاموش اما زنده، مسئولیت خود را بازمی‌یابد.

حمید کریلی -نویسنده، کارگردان و پژوهشگر مستند «درختان کهنسال ایران» - در گفت‌وگویی با ایسنا، از ریشه‌های شکل‌گیری این پروژه گفت؛ پروژه‌ای که از یک عشق شخصی در کودکی آغاز شد، به کتابی سه‌جلدی انجامید و نهایتاً به سریالی شش‌قسمتی و نسخه‌ای سینمایی تبدیل شد.  

او در این مصاحبه، ضمن تشریح جزئیات پژوهش ۲۰ ساله‌اش، از باورهای عمیق خود درباره خودآگاهی درختان، چالش‌های علمی و فنی کار، روش‌های حفاظت از درختان کهنسال، اهمیت تکثیر ژنتیک آن‌ها و نیز چرایی همکاری با شهاب‌حسینی و آرزوی نافرجام همکاری با هوشنگ ابتهاج گفت.

ریشه‌ها؛ عشقی که از کودکی آغاز شد

کریلی در ابتدای سخن، انگیزه‌ی اصلی خود را این‌گونه بیان کرد: سراغ سوژه درختان کهنسال ایران رفتم، خب این علاقه‌ی شخصیِ خودِ من است. از وقتی که یادم می‌آید، کودک بودم یا نوجوان، به درخت‌ها و گیاه‌ها علاقه داشتم و مطالعه می‌کردم. این را به‌عنوان یک سرگرمی و علاقه‌ی غیرحرفه‌ای دنبال می‌کردم. در واقع عشق داشتم، دیگه؛ الان هم همین‌جور است.  

وی ادامه داد: درخت‌ها را خیلی دوست دارم. احساس می‌کنم که خودآگاه هستند؛ یعنی من آن‌قدری به درخت‌ها نگاه نمی‌کنم که مثلاً بگوییم نزدیک‌اند بین یک موجود زنده و جمادات. من احساس می‌کنم نزدیک به حیوانات، خودآگاهی دارند.

این کارگردان دلیل این باور را هم اینگونه توضیح داد: برای حرفم دلیل دارم. درخت‌ها یا بقیه گیاه‌ها، شکل خودشان را با توجه به محیط تغییر می‌دهند. مثلاً آفتابگردان که معروف است، نشان می‌دهد که نسبت به نور یک سنسور دارد؛ چشم ندارد، ولی یک ابزارِ احساسی دارد که حداقل جهت نور را تشخیص می‌دهد. همین داستان را در مورد وزش باد داریم که شکل خودش را تسخیر می‌کند. یا در مورد زمین، ریشه‌ها جهت خاک غنی یا جایِ دارای رطوبت بیشتر را تشخیص می‌دهند و سیستم ریشه‌شان را به همان سمت توسعه می‌دهند. این را در مورد حفظ تعادلشان هم داریم؛ یعنی درخت به تدریج خودش را شکلی می‌دهد که تعادلش حفظ شود. مثلاً اگر شاخه‌اش بشکند، به تدریج از طرف دیگر سعی می‌کند شاخه‌ای بدهد که این تعادل بر هم نخورد.

شهاب‌حسینی، ابتهاج و درختان هزارساله؛ روایت یک عشق ۲۰ ساله

از یادداشت‌های ۱۵ ساله تا کتابی سه‌جلدی

کریلی با اشاره به قدمت پژوهش خود گفت: من از حدود ۱۵ سال پیش، شاید هم ۲۰ سال پیش، درختان کهنسالی را که می‌دیدم یادداشت می‌کردم؛ مثلاً فلان گردو را در فلان جا دیدم، اندازه‌اش چقدر بود. روش‌های تعیین سن آن‌ها را سعی می‌کردم از اینترنت پیدا کنم، چون روش‌های آکادمیک زیادی دارد. اما در سال ۱۳۹۹ تصمیم گرفتم این‌ها را به شکل یک مجموعه کتاب سه‌جلدی دربیاورم. حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ درخت شاخص انتخاب کرده بودم و در هر صفحه یک درخت را معرفی کردم. هدف آن کتاب، معرفی این درختان بود.

اما چرا کتاب به فیلم تبدیل شد؟

نویسنده مستند «درختان کهنسال ایران» در پاسخ به این پرسش گفت: بعضی از دوستان انتشاراتی یا دوستان صمیمی من که اهل فیلم و کتاب هستند، پیشنهاد دادند که بیا این اطلاعات را در قالب فیلم مستند در بیاوریم. گفتند کتاب متأسفانه در ایران خیلی مخاطب ندارد و دارد کمتر می‌شود؛ مردم کتاب نمی‌خوانند. تلخ است، ولی واقعیت است. کتاب و مجله جایگاهش را از دست داده. فیلم اگر خوب و سرگرم‌کننده ساخته شود، وقت بیشتری دارد و می‌تواند همان رسالت را انجام دهد.

وی افزود: خلاصه‌اش این که قرار بود کتابی سه‌جلدی باشد، اما محتوای آن اساس فیلمنامه‌ی این مستند شد. فقط متن را کمی شاعرانه‌تر کردم. در نهایت، آن کتاب سه‌جلدی تبدیل شد به سریالی شش‌قسمتی. نسخه‌ای که الان می‌بینید، نسخه‌ی کوتاه‌شده‌ی سینمایی آن سریال است که بعداً ان‌شاءالله به‌صورت استریم در پلتفرم مربوطه نمایش داده می‌شود.

پژوهش بدون پشتوانه‌ی آکادمیک؛ از کتابخانه‌ی دانشگاه تهران تا موتور جست‌وجو گوگل

در پاسخ به این سوال که با وجود نداشتن تخصص آکادمیک در حوزه گیاه‌شناسی، پژوهش شما را اذیت نکرد؟ کُریلی پاسخ داد: طبیعتاً وقتی رشته‌ی تحصیلی شما با علاقه‌تان هم‌سو باشد، سریع‌تر به نتیجه می‌رسید، چون پشتوانه‌ی آکادمیک دارید. اما من دانشگاه مهندسی شیمی خوانده‌ بودم، ۲۰ سال پیش هم که شروع به تحقیق کردم دسترسی به اطلاعات مثل امروز راحت نبود و این کار من را دشوار می‌کرد.

وی درباره چالش‌های پژوهش در دوران پیش از اینترنت گفت: ۲۰ سال پیش که اینترنت اینقدر توسعه نداشت بیشتر به متون چاپی مراجعه می‌کردم. مثلاً از دانشگاه تهران وقت می‌گرفتم و به کتابخانه‌اش می‌رفتم. منابع انگلیسی را نگاه می‌کردم، هرچند سواد انگلیسی‌ام پایین است. اما به تدریج که منابع گوگل در دسترس‌تر شد و کتاب‌ها و مقالات به‌صورت پی‌دی‌اف منتشر شد، خیلی کمک کرد.

زمان‌بندی پژوهش و تولید

کریلی درباره زمان‌بندی کار گفت: حدود یک سال و نیم به‌طور اختصاصی روی این کار وقت گذاشتم؛ از اواخر سال ۱۳۹۸ تا سال ۱۴۰۰ که وارد فاز تولید شدیم. مدام می‌نوشتم، منابع مختلف را چک می‌کردم و سعی می‌کردم نتیجه را مختصر کنم، چون سناریو خیلی طولانی و تعداد درخت‌ها هم خیلی زیاد بود. اگر دقیق بگویم، فاز پژوهش از ۱۵ سال قبل شروع شده بود، اما برای فیلم، یک سال و نیم نوشتن سناریو طول کشید.

شهاب‌حسینی، ابتهاج و درختان هزارساله؛ روایت یک عشق ۲۰ ساله

چرا شش گونه؟

این کارگردان در پاسخ به این که چرا از میان گونه‌های متعدد، به شش گونه‌ی اُرس، بَنه، سرو، نوش، گردو و چنار رسیدید، توضیح داد: این شش گونه، عملاً دیرزی‌ترین گونه‌های درختی ایران هستند. مثلاً درختان گیلاس یا سیب، بیشتر از ۶۰-۷۰ سال نمی‌توانند عمر کنند؛ در بهترین شرایط شاید به ۱۰۰ سال برسند که خیلی بعید است. من گیلاس یا هلوی ۱۰۰ساله ندیده‌ام اما گونه‌ای مثل اُرس، به‌راحتی به هزار سال و حتی دو هزار سال می‌رسد.

وی یادآور شد: البته غیر از این شش گونه، بلوط‌ها، سرخدارها و زیتون‌ها هم هستند که می‌توانند کهنسال شوند، اما ما زیتون کهن خیلی کم داریم، چون وقتی محصولش کم می‌شود، درخت را قطع می‌کنند و نهال جدید می‌کارند. سرخدار هم کمیاب است و در مناطق جنگلی محدودی یافت می‌شود. برای ساخت یک اپیزود درباره سرخدار، شاید چند نمونه با سن بالای ۷۰۰-۸۰۰ سال پیدا می‌کردم، در حالی که ارس‌های هزار ساله به وفور در ایران داریم؛ شاید بتوان گفت هزاران پایه ارس بالای ۱۰۰۰ سال و حتی ۲۰۰۰ سال در ایران وجود دارد. در هر گونه هم سعی کردم کهنسال‌ترین پایه‌های شناخته‌شده (تا زمان تولید فیلم) را معرفی کنم.

منابع و مراجع علمی؛ از مردم محلی تا طرح ملی

کریلی در پاسخ به این که از چه مراکز و اساتیدی استفاده کرده، گفت: انتخاب اولیه، همان جدول شخصی خودم بود که از ۱۵ سال پیش یادداشت می‌کردم. یکی از مهم‌ترین منابع، مردم محلی هستند. از سال‌ها پیش هر جا که برای سفر یا طبیعت‌گردی می‌رفتیم؛ لرستان، گیلان، سیستان، کرمان، فارس، از روستاییان درباره درختان کهنسال سؤال می‌کردم. همین الان هم در صفحه اینستاگرام ما داوطلبانی هستند که درخت معرفی می‌کنند، این اطلاعات مردمی منبع خوبی برای یافتن درختان کهنسال است.

نویسنده مستند «درختان کهنسال ایران» مطرح کرد: یکی از رفرنس‌های معتبر آکادمیک، طرح ملی پایش و ثبت درختان کهنسال ایران است که متولی آن سازمان تحقیقات جنگل‌ها و مراتع ایران است. خانم دکتر سودابه کروری (که الان بازنشسته شده‌اند) از اوایل دهۀ ۱۳۸۰ این طرح را شروع کردند. ایشان اولین کسی بودند که به‌شکل دانشگاهی جدولی برای ثبت درختان کهنسال تهیه کردند و مشخصات، سن و مکان آن‌ها را ثبت کردند. همزمان، اداره‌ی میراث فرهنگی (زیرمجموعه وزارت میراث گردشگری) متولی ثبت این درختان به‌عنوان آثار طبیعی ملی شده است. چند سال بعد این طرح توسط آقای مهندس مصطفی خوشنویس پیگیری شد و توسعۀ بسیار یافت. امروزه ایشان پرکارترین، مجرب‌ترین و معتبرترین کارشناس در حوزۀ درختان کهنسال ایران هستند.

وی ادامه داد: همان جدول الان در دسترس است و هر کسی می‌تواند در اینترنت جستجو کند و به فهرستی از درختان کهنسال ایران دست یابد. صفحه‌ی اینستاگرام خود من هم به مرجعی برای این کار تبدیل شده؛ حدود ۲۰۰-۳۰۰ درخت را به‌طور کامل معرفی کرده‌ایم که شامل سن، مکان، ابعاد، مشخصات فیزیکی و حتی باورهای فرهنگی و محلی در مورد هر درخت است.

وضعیت ناخوش برخی درختان و راه‌های حفاظت و ترمیم

کریلی درباره درختانی که در فیلم حال‌وروز خوبی نداشتند، هم توضیح داد: سؤال خوبی است. درخت کهنسال فرقی با سایر موجودات زنده ندارد. وقتی سن ما بالا می‌رود، ارگان‌هایمان فرسوده می‌شود؛ استخوان‌ها پوک می‌شوند، قلب ضعیف می‌شود، چربی خون می‌گیریم و دچار فراموشی می‌شویم. شبیه همین اتفاق برای درختان هم می‌افتد، درخت با انسان فرقی نمی‌کند وقتی به کهنسالی می‌رسیم، زوال آغاز می‌شود. شما می‌توانید با یک عمل قلب باز و کاهش خطر سکته، عمر یک انسان را افزایش دهید، یا با شیمی‌درمانی سرطان را کنترل کنید، اما سرنوشت محتوم انسان مرگ است.

وی ادامه داد: عین همین قضیه در مورد درختان صدق می‌کند. یک درخت کهن ممکن است ۲۵۰۰ سال عمر کند، اما عمر ابدی ندارد. وقتی می‌گوییم درخت کهن‌سال است، حتما درون‌پوسیدگی را تجربه می‌کند. اصلا شروع درون‌پوسیدگی را «دیرزیستی» می‌گوییم. درختان معمولاً سرطان نمی‌گیرند، فشار خون ندارند، اما با بالا رفتن سن، چوب اولیه‌ی دوران نوزادی‌شان به تدریج می‌پوسد و از بین می‌رود؛ مثل هر چوبی که در گوشه‌ای می‌افتد و حشرات و رطوبت و باکتری‌ها آن را تخریب می‌کنند. تنه‌ی درخت از یک سیلندر توپُر، به سیلندر توخالی و سپس به یک لوله‌ی نازک تبدیل می‌شود. وقتی دیواره آنقدر نازک شود که نتواند وزن تاج را تحمل کند، با یک باد یا برف می‌افتد. اکثر درختان کهنسال این‌گونه از بین می‌روند.

شهاب‌حسینی، ابتهاج و درختان هزارساله؛ روایت یک عشق ۲۰ ساله

اما راه‌های حفاظت چیست؟

کارگردان مستند «درختان کهنسال ایران» در مورد این سوال اظهار کرد: ما راه‌هایی داریم که استاندارد علمی دارند و توسط این متدها می‌توانیم روند زوال را آهسته‌تر کنیم. «پوسیدگی تنه»، آسیب مهلک درختان کهنسال است که روش‌هایی برای کند کردن آن داریم. اول، سطح داخلی تنه را می‌تراشیم و لایه‌های سست را برمی‌داریم تا لانه‌ی حشرات نباشد. سپس مواد ضدآب مثل چسب لاتکس را به جدار داخلی می‌مالیم؛ چسب چوب و چسب پیوند هم استفاده می‌کنیم، ولی لاتکس مؤثرتر است. این کار، هم بخش آسیب‌پذیر تنه را ضدآب می‌کند و هم جلوی نفوذ حشرات چوب‌خوار را می‌گیرد. سرعت پوسیدگی کاهش می‌یابد و ایستایی و عمر درخت بیشتر می‌شود.

وی افزود: گاهی مجبوریم داخل تنه را با شن یا ماسه و سیمان پر کنیم یا دور تنه را با تسمه مهار کنیم. متأسفانه در سال‌های اخیر، ده‌ها درخت کهنسال را از دست داده‌ایم که با حفاظت اصولی، آبیاری، سم‌پاشی و جلوگیری از هجوم آفات، می‌توانستند زنده بمانند. بهترین الگو، کار ژاپنی‌هاست که درختان ثبت‌شده مرتبا توسط کارشناسان بازدید، معاینه، هرس و سمپاشی می‌شوند و برای جلوگیری از سقوط شاخه‌های سنگین، ستون‌گذاری می‌شود. اما متأسفانه در مورد درختان کهنسال ما خصوصا پایه‌هایی که در صحراها و کوهستان‌ها هستند، فریادرسی وجود ندارد و اصولا بودجه‌ای به این کار اختصاص داده نمی‌شود.

خودرو بودن یا دست‌کاشت بودن درختان

کریلی درباره منشأ درختان کهن گفت: اکثر درختانی که در فیلم معرفی می‌شوند، خودرو هستند، اما چون خیلی قدیمی‌اند، هیچ‌کس نمی‌تواند به‌طور قطع بگوید دست‌کاشت بوده یا بومی. می‌دانیم که تقریبا تمام اُرس‌ها و بنه‌های کهنسال ایران خودرو هستند. ولی برای سرو، گردو و نوش، امکان دست‌کاشت بودن بیشتر است.

وی بیان کرد: نوش‌هایی که در شرق ایران یافت می‌شوند، احتمالاً ۲-۳ هزار سال پیش از چین وارد شده‌اند. جالب اینکه بعضی از آن‌ها را در ردیف‌های سه‌تایی با فواصل کاملاً مساوی یافته‌ام که نشان از کاشت به دست انسان دارد. یا در مورد سروها مثلاً در روستای طرز از توابع راور کرمان، دو ردیف هفت‌تایی سرو کهنسال با فواصل منظم داریم که کاملاً مشخص است یک نفر آن‌ها را کاشته است.

کریلی ابراز کرد: درخت سرو در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژه‌ای دارد؛ در تخت جمشید، قالی‌ها و نقوش سنتی، نقش سرو را می‌بینید. این نشان می‌دهد که از هزاران سال پیش، این درخت را می‌شناخته‌اند و با علاقه آن را تکثیر می‌کرده‌اند. چنار هم به خاطر سایه‌ی گسترده، رشد سریع و چوب محکم، مورد علاقه بوده و با قلمه یا بذر تکثیر می‌شده است.

اهمیت تکثیر درختان کهنسال؛ حفظ ژنتیک ممتاز

کریلی با تأکید بر اهمیت تکثیر، گفت: یکی از مهم‌ترین کارهایی که در فیلم به آن اشاره شده، تکثیر این درختان است. چرا مهم است؟ یک درخت هزارساله، ده‌ها و شاید صدها خشکسالی، سیل، طوفان، زلزله، گرمای شدید، سرما، برف و بوران را دیده ولی زنده مانده است. یعنی ژنتیک ممتاز و مقاومی دارد که طبعاً ارزش تکثیر دارد.

این کارگردان ادامه داد: استاد خوشنویس از سال‌ها پیش با جدیت زیاد در این زمینه تلاش کرده و توسط بذر صدها درخت کهنسال در سراسر ایران توانسته ژنتیک ممتاز آن‌ها را با تولید نهال‌های فراوان تکثیر کند. به عنوان مثال با جمع‌آوری بذر یکی از کهنسال‌ترین درختان ایران، ارس شهرستانک (با حدود ۳۰۰۰ سال سن) استاد خوشنویس موفق شد هزاران نهال از این درخت باشکوه تولید کند و در نتیجۀ این کار، فرزندان ارس شهرستانک الان در سراسر ایران توزیع و کاشته شده‌اند. این کار برای سایر گونه‌های کهنسال مثل گردو، نوش، بنه و سرو هم انجام شده است.

شهاب‌حسینی، ابتهاج و درختان هزارساله؛ روایت یک عشق ۲۰ ساله

نقش مردم و فرهنگ‌سازی؛ از اینستاگرام تا داوطلبان

کریلی درباره تأثیر فرهنگ‌سازی گفت: صفحه‌ی اینستاگرام «درختان کهنسال ایران» به آدرس instagram.com/ancienttreesofiran با بیش از ۲۵هزار دنبال‌کنندۀ علاقمند، به مرجعی برای معرفی درختان کهنسال تبدیل شده است. خیلی از دنبال‌کنندگان داوطلبانه درخت معرفی می‌کنند یا آدرس می‌گیرند، عکاسی می‌کنند، به ادارات ثبت می‌روند، بذر جمع‌آوری می‌کنند و درخت می‌کارند.

هدف اصلی این صفحه فرهنگ‌سازی است و خوشبختانه حس می‌کنم بعد از سال‌ها کم‌کم به این هدف نزدیک می‌شویم. تعداد افرادی که به درختان کهنسال توجه می‌کنند، بیشتر شده و بسیار خوشحالم که توانستم‌ام به وُسع خودم عشق و احترام نسبت به درختان را انتشار بدهم و اهمیت، ارزش و زیبایی درختان را برای عموم مردم بازگو کنم.

دلیل طولانی بودن نسخه‌ی سریال و چالش‌های تدوین

کریلی در بخش پایانی این مصاحبه درباره مدت‌زمان مستند و نقد خستگی مخاطب، گفت: نقد شما را کاملاً قبول دارم. خودم هم این دغدغه را داشتم و با خودم جنگیدم که بعضی درخت‌ها را کنار بگذارم. «درختان کهنسال ایران» در دو نسخه تدوین شده: یک نسخه‌ی سریالی که ۶ قسمت ۵۰ دقیقه‌ای است و یک نسخۀ سینمایی ۱۱۰ دقیقه‌ای که الان در یکی از پلتفرم‌های اکران آنلاین مستند در حال پخش است.

وی تاکید کرد: در نسخه‌ی سریال که آماده است، هر اپیزود به یک گونه اختصاص دارد و درختان بیشتری در آن دیده می‌شوند که در نسخه‌ی سینمایی نیستند. البته پس از پایان اکران نسخه سینمایی که احتمالاً دو ماه ادامه خواهد داشت به سراغ نسخه سریالی می‌رویم.

همکاری با شهاب‌حسینی

کریلی درباره نقش شهاب‌حسینی در این پروژه گفت: انتخاب اول من برای گفتار متن، زنده‌یاد هوشنگ ابتهاج (سایه) بود. از طریق دخترشان، یلدا خانم، با ایشان تماس گرفتم. دوست داشتم نریشن را ایشان بخوانند، چون از نظر ادبی به نظر من حافظِ زمانه هستند؛ بالاتر از همۀ شعرای معاصر؛ هم سن و سالشان به موضوع می‌خورد و هم صدای کهن‌شان. متن کامل را برایشان فرستادم و خیلی افتخار می‌کنم که کار را پسندیدند، اما گفتند طولانی‌تر از آن است که بتوانند قبول کنند، چون کسالت داشتند و در نهایت این آرزو برآورده نشد.

این کارگردان خاطرنشان کرد: سال ۱۳۹۹ که ما درگیر پیش‌تولید این پروژه بودیم، شهاب‌حسینی در اوج شهرت و محبوبیت بود: سریال شهرزاد، برنامۀ هم‌رفیق، نشان شوالیه، نخل طلای بهترین بازیگر از جشنواره کن (برای فیلم فروشنده‌ی آقای فرهادی) و ... من واقعاً امید چندانی نداشتم که یک ستاره در این سطح فیلم مرا گویندگی کند. همکاران من متن را برای هدیه تهرانی و شهاب‌حسینی فرستادند. خانم تهرانی گفت موضوع را دوست دارد ولی انجام کار منوط به این است که کارش تمام شود تا بتواند مطالعه کند و از صحت علمی کار مطمئن شود اما شهاب‌حسینی پس از خواندن متن تقریبا بلافاصله پذیرفت.

وی ادامه داد: ایشان به سینمای مستند و فیلم کوتاه و مستقل توجه ویژه دارد و خوشبختانه کار را دوست داشت. در مورد اجرا هم روزهای متوالی، زمان و انرژی زیادی صرف کرد و گفتار متن را که متن نسبتاً دشواری هم بود، با تسلط و احساس کامل اجرا کرد.

شهاب‌حسینی، ابتهاج و درختان هزارساله؛ روایت یک عشق ۲۰ ساله

جزئیات تصویربرداری؛ ۱۱۷۰۰ کیلومتر، ۱۹ استان، ۱۰ ماه

کریلی در پاسخ به سوال درباره زمان تصویربرداری، گفت: نمی‌توانم دقیق بگویم چون پیوسته نبود. تمام تلاشم را کردم که بیشتر تصاویر را در بهار بگیرم که درختان شاداب‌تر و مناظر زیباترند، اما از پاییز و زمستان هم تصویر داریم. در مجموع حدود ۱۰ ماه تصویربرداری طول کشید؛ حدود ۱۵ هزار کیلومتر رانندگی کردیم و در ۱۹ استان تصویربرداری، عکاسی و تحقیق و اندازه‌گیری انجام دادیم.

نویسنده «درختان کهنسال ایران» تصریح کرد: همۀ فروردین، اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۰ را در سفر بودم؛ خراسان، سیستان، کرمان، یزد، اصفهان و... تابستان به کردستان، لرستان و شیراز رفتیم. پاییز به قزوین و مازندران. زمستان به البرز، گیلان و استان‌های دیگر؛ از اردبیل و گیلان و آذربایجان تا سیستان و بلوچستان، به دلیل پراکنش وسیع درخت‌هامجبور بودیم به بیشتر استان‌ها برویم.

وی در مورد طراحی «گوگل مپ» برای معرفی درختان هم توضیح داد: درباره لوکیشن‌یابی، از گوگل‌مپ و اطلاعات قدیمی استفاده می‌کردیم و مختصات جغرافیایی را در کنار تصاویر درج می‌کردیم. البته آن زمان که ما تولید مستند انجام دادیم (سال ۱۴۰۰) هوش مصنوعی نبود و به نظرمان اینکه از روی گوگل مپ به نقطۀ استقرار درخت فرود بیاییم ایده جالبی بود و به نظرم جذاب می‌رسید.

در پایان تیزر این مستند را ببینید:

انتهای پیام