ردپای این بحران را میتوان از ماهها پیش دنبال کرد؛ آنجا که مایکل روبین، تحلیلگر ارشد مؤسسه آمریکایی اینترپرایز، در مقالهای صریح خواستار «راهپیمایی سبز جدید» مراکش به سوی سبته و ملیلیه شد و اسپانیای سوسیالیست را به اشغالگری متهم کرد. این نوشته که در محافل نزدیک به واشنگتن و تلآویو بازتاب گستردهای داشت، اکنون در پرتو هجوم سازمانیافته، معنایی تازه پیدا کرده است. رژیمصهیونیستی و دولت ترامپ که از حمایت بیوقفه پدرو سانچز از فلسطین و مخالفت او با حمله به ایران سخت خشمگیناند، ظاهرا با بهرهگیری از نفوذ خود بر مراکش، موجی ساختگی از مهاجرت را مهندسی کردند تا دولت مادرید را در برابر اروپا خوار سازند. درهمین راستا، ایتالیا فورا معاهده شنگن را با مادرید تعلیق کرد و درخواستها برای اخراج اسپانیا از این قرارداد مهم قاره سبز بالا گرفت. آنچه روبین ماهها پیش روی کاغذ آورده بود، اینک در خیابانهای سبته به واقعیت تلخی تبدیل شده است؛ ضربهای حسابشده به قلب دولتی که جرأت ایستادن در برابر محور واشنگتن-تلآویو را داشت. مایکل روبین در مقاله مارس ۲۰۲۶ خود در مؤسسه آمریکایی اینترپرایز، راهپیمایی سبز ۱۹۷۵ را نمونه موفق فشار غیرمسلحانه میداند. او یادآوری میکند که حدود ۳۵۰ هزار مراکشی بدون سلاح وارد صحرای غربی تحت کنترل اسپانیا شدند و مادرید ناچار به عقبنشینی و امضای توافق شد. روبین این رویداد را اثبات حق تاریخی مراکش بر سرزمینهای مورد ادعایش معرفی میکند و آن را الگویی برای بازپسگیری مناطق باقیمانده میشمارد.
ایده اصلی مقاله این است که پدرو سانچز با شعارهای ضداستعماری خود، زمینه را برای تکرار همان راهپیمایی فراهم کرده است. این تحلیلگر پیشنهاد میدهد مراکش با راهپیمایی سبز جدیدی به سوی سبته و ملیلیه حرکت کند، پرچم برافرازد و اسپانیا را وادار به ترک این مناطق کند. او حتی استدلال میکند که ماده ۵ پیمان ناتو شامل این مناطق آفریقایی (جنوب مدار رأس السرطان) نمیشود.
مقاله مایکل روبین با فراخوان صریح به تکرار راهپیمایی سبز و تضعیف مشروعیت حضور اسپانیا در سبته، فضایی ایدئولوژیک و مشروعیتبخش برای فشار جمعیتی ایجاد کرده است. این متن که ماهها پیش از هجوم منتشر شد، در محافل نزدیک به واشنگتن و تلآویو بهعنوان نقشه راه غیررسمی بازخوانی شده و میتواند الهامبخش یا توجیهگر اقدام مراکش در تسهیل عبور گسترده بوده باشد. از این منظر فرضی، رویداد سبته نه حادثهای خودجوش، بلکه اجرای عملی ایدهای است که روبین پیشتر روی کاغذ آورده تا دولت سوسیالیست اسپانیا را بهخاطر مواضعش در قبال فلسطین و ایران تحت فشار قرار دهد.
ایده اصلی مقاله این است که پدرو سانچز با شعارهای ضداستعماری خود، زمینه را برای تکرار همان راهپیمایی فراهم کرده است. این تحلیلگر پیشنهاد میدهد مراکش با راهپیمایی سبز جدیدی به سوی سبته و ملیلیه حرکت کند، پرچم برافرازد و اسپانیا را وادار به ترک این مناطق کند. او حتی استدلال میکند که ماده ۵ پیمان ناتو شامل این مناطق آفریقایی (جنوب مدار رأس السرطان) نمیشود.
مقاله مایکل روبین با فراخوان صریح به تکرار راهپیمایی سبز و تضعیف مشروعیت حضور اسپانیا در سبته، فضایی ایدئولوژیک و مشروعیتبخش برای فشار جمعیتی ایجاد کرده است. این متن که ماهها پیش از هجوم منتشر شد، در محافل نزدیک به واشنگتن و تلآویو بهعنوان نقشه راه غیررسمی بازخوانی شده و میتواند الهامبخش یا توجیهگر اقدام مراکش در تسهیل عبور گسترده بوده باشد. از این منظر فرضی، رویداد سبته نه حادثهای خودجوش، بلکه اجرای عملی ایدهای است که روبین پیشتر روی کاغذ آورده تا دولت سوسیالیست اسپانیا را بهخاطر مواضعش در قبال فلسطین و ایران تحت فشار قرار دهد.
همسویی مراکش با واشنگتن و تلآویو
نکته مهم در پشت پرده درک سیل مهاجران اخیر که به گواهی نیویورک تایمز توسط مأموران مراکشی به عبور از خطوط مرزی تشویق میشدند، آن است که مراکش از زمان پیمان شروع پروژه خائنانه عادیسازی روابط اعراب با تلآویو در۲۰۲۰ روابط حسنهای با احزاب راستگرای صهیونی برقرار کرده که شامل همکاریهای دفاعی، خرید تسلیحات، تولید مشترک پهپاد و تبادل اطلاعاتی است. از سوی دیگر، مغرب آوریل امسال نیز با پنتاگون بهسرکردگی پیت هگست نقشه راه همکاری دفاعی ۱۰ساله (۲۰۳۶-۲۰۲۶) امضا کرد که بر مدرنسازی ارتش، رزمایشهای مشترک و تقویت جایگاه مراکش بهعنوان شریک کلیدی آمریکا در آفریقا تأکید دارد.
این همسویی راهبردی با واشنگتن و تلآویو، در حالی که دولت سانچز موضعی حامی فلسطین و منتقد جنگطلبی آمریکا -اسرائیل علیه ایران اتخاذ کرده، رباط را عملا در جبهه مقابل مادرید قرار داده است. در نتیجه، مراکش میتواند از ابزارهایی مانند مدیریت مرز و فشار مهاجرتی برای پیشبرد منافع خود در برابر دولتی استفاده کند که از نظر ژئوپلیتیکی با متحدان اصلیاش زاویه دارد.
نکته مهم در پشت پرده درک سیل مهاجران اخیر که به گواهی نیویورک تایمز توسط مأموران مراکشی به عبور از خطوط مرزی تشویق میشدند، آن است که مراکش از زمان پیمان شروع پروژه خائنانه عادیسازی روابط اعراب با تلآویو در۲۰۲۰ روابط حسنهای با احزاب راستگرای صهیونی برقرار کرده که شامل همکاریهای دفاعی، خرید تسلیحات، تولید مشترک پهپاد و تبادل اطلاعاتی است. از سوی دیگر، مغرب آوریل امسال نیز با پنتاگون بهسرکردگی پیت هگست نقشه راه همکاری دفاعی ۱۰ساله (۲۰۳۶-۲۰۲۶) امضا کرد که بر مدرنسازی ارتش، رزمایشهای مشترک و تقویت جایگاه مراکش بهعنوان شریک کلیدی آمریکا در آفریقا تأکید دارد.
این همسویی راهبردی با واشنگتن و تلآویو، در حالی که دولت سانچز موضعی حامی فلسطین و منتقد جنگطلبی آمریکا -اسرائیل علیه ایران اتخاذ کرده، رباط را عملا در جبهه مقابل مادرید قرار داده است. در نتیجه، مراکش میتواند از ابزارهایی مانند مدیریت مرز و فشار مهاجرتی برای پیشبرد منافع خود در برابر دولتی استفاده کند که از نظر ژئوپلیتیکی با متحدان اصلیاش زاویه دارد.
ضربهای سیاسی به حامی فلسطین
همزمان با تصاویر هجوم پناهجویان به شهر خودمختار سبته و مرگ دستکم ۶۷ نفر، ایتامار بنگویر، وزیر امنیت جنجالی رژیمصهیونی، با لحنی کاملا طعنهآمیز پدرو سانچز را بهخاطر تعهد عمیق به پذیرش مهاجران و تنوع انسانی تبریک گفت. او از سانچز خواست حرفهایش را به عمل تبدیل کند و درهای اسپانیا را روی ساکنان غزه که مایل به مهاجرت هستند بگشاید. در راستای همین روند، دونالد ترامپ رویداد سبته را فاجعه خواند و آن را به تهاجم صدها هزار نفر به یک کشور تشبیه کرد. او در جلسه کابینه هشدار داد که اگر جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای شکست بخورند، آمریکا با صحنهای بسیار بزرگتر و آسانتر مواجه خواهد شد. ترامپ از تصاویر هجوم برای حمله به سیاستهای مهاجرتی دموکراتها بهره برد و آن را نشانهای از پیامدهای حکومت چپگرا دانست. این موضعگیری با بیانیه وزارت خارجه آمریکا که دولت سانچز را مقصر اصلی دانست، همراستا بود. پدرو سانچز که تحتفشار سنگینی قرار دارد؛ در نامهای رسمی به اورزولا فون در لاین از «نبود همبستگی اروپایی» انتقاد کرد و گفت برخی کشورها بهجای حمایت (بهویژه ایتالیا و فنلاند)، ترجیح دادند به اسپانیا حمله کنند و خواستار تعلیق موقت عضویتش در شنگن شوند. او واکنشها را خودخواهانه، تفرقهافکن و مغایر با قانون اروپایی توصیف کرد و خواستار برگزاری فوری ویدئوکنفرانس وزیران کشور شد. سانچز تأکید کرد که اسپانیا ظرف ۴۸ ساعت کنترل مرز را برقرار کرد و تقریبا همه مهاجران را بازگرداند، در حالی که یکی از کمنفوذترین مرزهای خارجی اتحادیه را دارد. او از کمیسیون اروپا خواست با رهبری مؤثر، پاسخی هماهنگ و سریع نشان دهد.
همزمان با تصاویر هجوم پناهجویان به شهر خودمختار سبته و مرگ دستکم ۶۷ نفر، ایتامار بنگویر، وزیر امنیت جنجالی رژیمصهیونی، با لحنی کاملا طعنهآمیز پدرو سانچز را بهخاطر تعهد عمیق به پذیرش مهاجران و تنوع انسانی تبریک گفت. او از سانچز خواست حرفهایش را به عمل تبدیل کند و درهای اسپانیا را روی ساکنان غزه که مایل به مهاجرت هستند بگشاید. در راستای همین روند، دونالد ترامپ رویداد سبته را فاجعه خواند و آن را به تهاجم صدها هزار نفر به یک کشور تشبیه کرد. او در جلسه کابینه هشدار داد که اگر جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای شکست بخورند، آمریکا با صحنهای بسیار بزرگتر و آسانتر مواجه خواهد شد. ترامپ از تصاویر هجوم برای حمله به سیاستهای مهاجرتی دموکراتها بهره برد و آن را نشانهای از پیامدهای حکومت چپگرا دانست. این موضعگیری با بیانیه وزارت خارجه آمریکا که دولت سانچز را مقصر اصلی دانست، همراستا بود. پدرو سانچز که تحتفشار سنگینی قرار دارد؛ در نامهای رسمی به اورزولا فون در لاین از «نبود همبستگی اروپایی» انتقاد کرد و گفت برخی کشورها بهجای حمایت (بهویژه ایتالیا و فنلاند)، ترجیح دادند به اسپانیا حمله کنند و خواستار تعلیق موقت عضویتش در شنگن شوند. او واکنشها را خودخواهانه، تفرقهافکن و مغایر با قانون اروپایی توصیف کرد و خواستار برگزاری فوری ویدئوکنفرانس وزیران کشور شد. سانچز تأکید کرد که اسپانیا ظرف ۴۸ ساعت کنترل مرز را برقرار کرد و تقریبا همه مهاجران را بازگرداند، در حالی که یکی از کمنفوذترین مرزهای خارجی اتحادیه را دارد. او از کمیسیون اروپا خواست با رهبری مؤثر، پاسخی هماهنگ و سریع نشان دهد.
شهرهای اسپانیایی در خاک آفریقا
برای فهم بحران فعلی باید به ریشههای آن رجوع کنیم. شهر سبته در سال ۱۴۱۵ توسط پرتغال فتح شد و پس از اتحاد تاجهای اسپانیا و پرتغال و جدایی مجدد، سال ۱۶۶۸ رسما به اسپانیا تعلق گرفت. ملیلیه نیز در سال ۱۴۹۷ توسط نیروهای کاستیل تصرف شد و از آن زمان تاکنون تحت حاکمیت اسپانیا باقیمانده است. این دو شهر پیش از شکلگیری دولت مدرن مراکش تحت کنترل اروپایی بودند و پس از استقلال مراکش در ۱۹۵۶ نیز اسپانیا آنها را نه مستعمرات ماوراء البحار، بلکه بخشی جداییناپذیر از خاک خود دانست. مادرید همواره بر تداوم حاکمیت چندقرنی خود تأکید دارد و آن را در قانون اساسی اسپانیا تضمین کرده است. جمعیت سبته حدود ۸۴ هزار نفر و ملیلیه حدود ۸۶ هزار نفر است. ترکیب جمعیتی هر دو شهر چندفرهنگی است؛ بخش قابلتوجهی از ساکنان ریشه اروپایی ــ اسپانیایی و مسیحی دارند، در حالی که جمعیت با ریشه مراکشی ــ مسلمان (عمدتا بربر و عرب) بین ۴۰ تا نزدیک به ۵۰درصد برآورد میشود و در میان نسل جوان سهم بالاتری دارد. زبان رسمی اسپانیایی است اما گویشهای عربی و بربری نیز رواج دارد و اقلیتهای کوچک یهودی و هندو نیز حضور دارند. برای مادرید این مناطق از اهمیت راهبردی بالایی برخوردارند؛ سبته در ورودی تنگه جبلالطارق قرار دارد و کنترل مسیرهای دریایی میان اقیانوس اطلس و مدیترانه، پایگاه نظامی و مرز خارجی اتحادیه اروپا در آفریقا را فراهم میکند. مراکش اما از زمان استقلال در ۱۹۵۶ این شهرها را بخش جداییناپذیر خاک خود میداند و حاکمیت اسپانیا را اشغال استعماری میخواند. رباط بارها خواستار بازپسگیری آنها شده و گاه از فشار مهاجرتی بهعنوان ابزار دیپلماتیک استفاده کرده است.
برای فهم بحران فعلی باید به ریشههای آن رجوع کنیم. شهر سبته در سال ۱۴۱۵ توسط پرتغال فتح شد و پس از اتحاد تاجهای اسپانیا و پرتغال و جدایی مجدد، سال ۱۶۶۸ رسما به اسپانیا تعلق گرفت. ملیلیه نیز در سال ۱۴۹۷ توسط نیروهای کاستیل تصرف شد و از آن زمان تاکنون تحت حاکمیت اسپانیا باقیمانده است. این دو شهر پیش از شکلگیری دولت مدرن مراکش تحت کنترل اروپایی بودند و پس از استقلال مراکش در ۱۹۵۶ نیز اسپانیا آنها را نه مستعمرات ماوراء البحار، بلکه بخشی جداییناپذیر از خاک خود دانست. مادرید همواره بر تداوم حاکمیت چندقرنی خود تأکید دارد و آن را در قانون اساسی اسپانیا تضمین کرده است. جمعیت سبته حدود ۸۴ هزار نفر و ملیلیه حدود ۸۶ هزار نفر است. ترکیب جمعیتی هر دو شهر چندفرهنگی است؛ بخش قابلتوجهی از ساکنان ریشه اروپایی ــ اسپانیایی و مسیحی دارند، در حالی که جمعیت با ریشه مراکشی ــ مسلمان (عمدتا بربر و عرب) بین ۴۰ تا نزدیک به ۵۰درصد برآورد میشود و در میان نسل جوان سهم بالاتری دارد. زبان رسمی اسپانیایی است اما گویشهای عربی و بربری نیز رواج دارد و اقلیتهای کوچک یهودی و هندو نیز حضور دارند. برای مادرید این مناطق از اهمیت راهبردی بالایی برخوردارند؛ سبته در ورودی تنگه جبلالطارق قرار دارد و کنترل مسیرهای دریایی میان اقیانوس اطلس و مدیترانه، پایگاه نظامی و مرز خارجی اتحادیه اروپا در آفریقا را فراهم میکند. مراکش اما از زمان استقلال در ۱۹۵۶ این شهرها را بخش جداییناپذیر خاک خود میداند و حاکمیت اسپانیا را اشغال استعماری میخواند. رباط بارها خواستار بازپسگیری آنها شده و گاه از فشار مهاجرتی بهعنوان ابزار دیپلماتیک استفاده کرده است.