شناسهٔ خبر: 79174407 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: بهار | لینک خبر

دردسرهای یک آب تنی ساده

صاحب‌خبر -
گروه ایران: به دنبال تکرار رخدادهای غرق شدگی در حوضه آبریز زاینده رود که شمار قابل توجهی از آن ها به فوت افراد در رده های سنی مختلف منجر شده؛ این پرسش به ذهن خطور می‌کند که به راستی چرا با وجود هشدارها، چنین حوادث تلخی باز تکرار می شود؟

به گزارش ایرنا؛ جریان زاینده رود که پس از مدت ها در گذار از دوره جنگ و آشوب دوباره جاری شده و موجی از مسرت و شادمانی با خود به میان آورده، چند صباحی است به دنبال تکرار حوادث ناگوار غرق شدگی در مسیر رودخانه در حال تبدیل به یک تراژدی غمگین است.

به فاصله کمی از بازگشایی این کهن رود خاطره انگیز اصفهان، انتشار اخبار غرق شدن افراد از کودک تا کهنسال بر رخسار این شادمانه خراش انداخت.با وجود هشدارهای پیاپی و اقدامات مدیریت بحران در مسیر رودخانه برای پیش بینی و پیشگیری حوادث غرق شدگی رفته رفته آمار جان باختگانی که شاید تصور می کردند یک آب تنی ساده می کنند و به کناره های رودخانه بر می گردند افزوده شد تا جایی که بر خلاف سال های گذشته چند رخداد غرق شدگی نیز در جوار پل های تاریخی رودخانه به وقوع پیوست.

بر اساس اعلام مدیریت بحران استانداری اصفهان، از ابتدای سال جاری تاکنون ۲۲ نفر بر اثر غرق‌شدگی در منابع آبی این استان جان خود را از دست داده‌اند که بخش عمده این حوادث در کانال‌های انتقال آب منتهی به زاینده رود و بستر این رودخانه رخ داده است.

مدیریت بحران استانداری اصفهان پیش از این دمای پایین آب زاینده رود به دنبال ذوب شدن برف ها در ارتفاعات بالادست را از جمله دلیل حوادث غرق شدگی در مسیر این رودخانه اعلام کرده، نسبت به غافلگیری گردشگرانی که با قصد شنا وارد رودخانه یا کانال های انتقال آب می شوند هشدار داد و تیم های گشت و امداد را در مناطق پرخطر مستقر کرد.

با این وجود حوادث غرق شدگی با پراکندگی قابل تامل از سطح شهر اصفهان تا شهرها و روستاهای در مسیر رودخانه تکرار می شود؛ موضوعی که بر جریان مفرح زنده رود نیز سایه انداخته است.
پایش ها نشان می دهد در حالی که هشدارها، اقدامات ایمن بخشی و استقرار نجات غریق در حاشیه های رودخانه در مجموع مناسب بوده اما همچنان گردشگران بدون توجه به این موارد دل به آب می زنند و خوشی را تبدیل به اندوه می کنند.

سازمان پزشکی قانونی کشور نیز ضمن هشدار درباره افزایش موارد غرق شدگی در فصل گرم سال، اعلام کرد بیش از ۴۰ درصد تلفات عرق شدگی مربوط به فصل تابستان است.بر اساس گزارش سازمان پزشکی قانونی کشور در سال گذشته ۸۸۸ نفر بر اثر غرق شدگی در کشور جان خود را از دست دادند که ۷۴۸ نفر از آنان مرد و ۱۴۰ نفر زن بودند. در این مدت بیشترین تلفات غرق شدگی به ترتیب در استان های خوزستان با ۱۲۳، فارس با ۸۳ و مازندران با ۷۴ فوتی ثبت شده است.

بیشترین تعداد غرق‌شدگی در سال گذشته مرداد ماه با ۱۳۲ فوتی و کمترین آن با ۳۵ فوتی در دی ماه ثبت شده است. ماه مرداد عمدتاً بیشترین قربانیان شناکردن را به خود اختصاص می دهد و این موضوع دستکم در چند سال اخیر تکرار شده است.برخلاف تصور عمومی، بیشترین تلفات غرق‌شدگی سال گذشته مربوط به رودخانه‌ها و استخرهای کشاورزی است و دریا در رتبه سوم این آمار قرار می‌گیرد. در سال گذشته ۲۲۳ نفر در رودخانه‌ها جان خود را بر اثر غرق شدگی از دست دادند، پس از آن استخرهای کشاورزی با ۱۷۷ فوتی در رتبه دوم تلفات غرق شدگی قرار گرفته که متاسفانه آماری قابل توجه در مقایسه با دیگر مکان‌های آبی است.

پس از استخرهای کشاورزی، دریا با ۱۷۵ فوتی در رتبه سوم تلفات قرار دارد که ۱۱ نفر این افراد در مناطق ایمن‌سازی شده و مجاز و ۱۶۴ نفر در مناطق غیر مجاز جان خود را از دست داده‌اند.
در همین پیوند، ایرنا در گفت و گو با زهرا بخشی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی اصفهان، روان درمانگر و عضو دپارتمان مداخله در بحران مراکز مشاوره ابعاد روانشناسی این پدیده را بررسی کرده است:

 چرا با وجود تمام هشدارها و پشت سرگذاشتن تجربه تلخ جان باختن شماری از گردشگران در آب های جاری، باز هم هوس یک آب‌تنی ساده دردسرساز می‌شود؟
با توجه به جاری شدن دوباره جریان آب در رودخانه زاینده رود به نظر می‌رسد تکرار این حوادث ناگوار فراتر از یک ناآگاهی ساده نسبت به هشدارهاست و نیازمند بررسی دقیق‌تر از زوایای مختلف است.
مغز ما، استاد خودفریبی برای دست یافتن به خواسته‌هایمان است. وقتی در روزهایی که سطح آب آرام به نظر می‌رسد، هوا گرم است و خستگی فشارهای زندگی طاقتمان را کم کرده، شنا در رودخانه در کنار دوستان یا خانواده، یک تفریح هیجان‌انگیز جلوه می‌کند؛ اینجاست که مغز ما فریاد می‌زند: «خطری نیست و همه چیز تحت کنترل است» یا با خود می‌گوییم: «آن‌هایی که حادثه برایشان رخ داده، شنا بلد نبوده‌اند یا حواسشان نبوده، اما من شناگر قابلی هستم».

واقعیت این است که خطر غرق شدن برای همه وجود دارد، اما ما با افکارمان، ترس‌هایی را که توسط هشدارها ایجاد شده، سرکوب می‌کنیم تا فقط لذت یک آب‌تنی خنک را بچشیم؛ غافل از اینکه این استدلال‌ها، کوچک‌نمایی‌ها و توهم کنترل، در کسری از ثانیه ما را با واقعیت بی‌رحم بستر آب مواجه می‌کند. فشار آب در اعماق مختلف شدت‌های متفاوتی دارد و شنا کردن در جهت مخالف جریان، خطر را به شدت افزایش می‌دهد. نکته تکان‌دهنده اینجاست که تعداد زیادی از فوتی‌ها، حتی پیش از غرق شدن و در اثر ایست قلبی ناشی از شوک برخورد با واقعیت، جان خود را از دست می‌دهند؛ جایی که تلاش برای نجات، بی‌نتیجه به نظر می‌رسد.

در نهایت، باید بدانیم که رفتارهای پرخطر، صرفاً نتیجه کمبود هشدار یا عدم مهارت نیست، بلکه حاصل نقص در «ادراک خطر» است. ما بیش از آنکه به هشدارهای جدید نیاز داشته باشیم به آموزش‌هایی نیاز داریم که نگرش‌ها را تغییر داده و افکارمان را در مواجهه با خطر، اصلاح کند.

 ارتباط «ادراک خطر» با حوادث غرق شدگی را بیشتر توضیح می دهید؟
این مفهوم یعنی اینکه ما یک موقعیت خطرناک را چطور در ذهن‌مان می‌سنجیم؛ چه قدر آن را جدی می‌دانیم، تا چه اندازه احتمال وقوع آن را بالا می‌بینیم و اگر اتفاق بیفتد، پیامدش را چه قدر واقعی و نزدیک به خودمان احساس می‌کنیم. در واقع، انسان‌ها فقط بر اساس وجود خطر واکنش نشان نمی‌دهند، بلکه بر اساس برداشت‌شان از خطر رفتار می‌کنند. به همین دلیل هم گاهی فرد خطر را می‌داند، اما آن را جدی‌ نمی‌گیرد.

اگر از منظر فردی در موضوع غرق‌شدگی در زاینده‌رود دقت کنیم، مساله فقط ندانستن نیست؛ بلکه این است که بسیاری از افراد، خطر را کمتر از واقعیت برآورد می‌کنند. مثلاً با خودشان می‌گویند: «فقط تا کنار آب می‌روم»، «اگر مشکلی پیش بیاید سریع بیرون می‌آیم»،«من شنا بلدم»،«برای من که اتفاقی نمی‌افتد».

این‌ها فقط چند فکر ساده نیستند؛ بلکه نوعی خطاهای شناختی هستند. به این معنی که فرد با این افکار، خطر را کوچک می‌کند، با دیگران مقایسه اشتباه انجام می‌دهد، استنباط دلبخواهی می کند، تجربه‌های قبلیِ بی‌حادثه را بیش از حد تعمیم می‌دهد و در نهایت به نوعی توهم کنترل می‌رسد؛ یعنی احساس می‌کند اوضاع تحت اختیار اوست، در حالی که واقعیت رودخانه، بسیار بی‌رحم‌تر و غیرقابل ‌پیش‌بینی‌تر از چیزی است که در ذهن فرد می‌گذرد.

چه مواردی اداراک خطر را تحت تاثیر قرار می دهد؟
گاهی حتی مساله از این هم پیچیده‌تر است؛ افراد چون احساس خطر نمی‌کنند، نتیجه می‌گیرند که خطری وجود ندارد در نتیجه خطای شناختی استدلال هیجانی اتفاق می افتد؛ یعنی غلبه هیجان بر منطق، در حالی که نداشتن احساس ترس، به هیچ ‌وجه به معنای امن بودن موقعیت نیست. هیجان، لذت لحظه‌ای، گرمای هوا، فضای شاد جمعی و میل به خنک شدن، می‌تواند منطق را کنار بزند و ادراک خطر را تغییر دهد.

 آیا نقص در ادراک خطر یک مساله فردی محسوب می شود؟
ادراک خطر مساله ای فردی اجتماعی است. فشار جمعی و سرایت رفتاری، به‌ویژه در نوجوانان و کودکان، نقش بسیار مهمی دارد که به طور معمول نادیده گرفته می شود. وقتی در یک جمع دوستانه یا خانوادگی همه موافق یک آب‌تنی خنک هستند، ادراک خطر فرد کاهش پیدا می‌کند و احتمال همراهی او با گروه بیشتر می‌شود. در واقع ادراک خطر گروهی جای ادراک خطر فرد را می گیرد. خیلی وقت‌ها فرد به تنهایی ممکن است محتاط‌تر باشد، اما در جمع، خطر را کمتر می‌بیند و بیشتر به رفتار گروه تن می‌دهد.

آیا این موضوع فقط به «بی‌احتیاطی مردم» خلاصه می شود؟
واقعیت این است که اگر قرار است از نهادهای مسوول صحبت کنیم، باید بگوییم این موضوع فقط به «بی‌احتیاطی مردم» خلاصه نمی‌شود.وقتی حادثه‌ای بارها تکرار می‌شود، باید پرسید آیا هشدارها به اندازه کافی شفاف، مستمر، قانع کننده و متناسب با سن و شرایط مخاطب بوده‌اند یا نه. صرف نصب یک تابلو یا بیان یک هشدار کلی، لزوما ادراک خطر ایجاد نمی‌کند. هشدار زمانی اثرگذار است که مخاطب احساس کند این خطر، واقعا ممکن است برای خودش هم رخ دهد؛ نه اینکه آن را فقط یک جمله تکراری ببیند. به همین دلیل، آموزش موثر باید فراتر از اطلاع رسانی ساده باشد.

 بیشتر توضیح می دهید؟
یعنی فقط نگوییم «ورود به آب ممنوع» یا «خطر غرق‌شدگی وجود دارد»، بلکه باید نشان دهیم چرا حتی یک ورود کوتاه، حتی برای یک فرد شناگر، حتی در آب به ‌ظاهر آرام، می‌تواند مرگبار باشد. گاهی مردم فکر می‌کنند آرام بودن سطح آب یعنی امنیت؛ در حالی که خطر واقعی ممکن است درست زیر همین ظاهر آرام پنهان شده باشد.

 با روشن شدن یکی از دلایل مهم تکرار حوادث غرق شدگی مبنی بر نقص در ادراک خطر، به نظر شما چاره کار چیست؟
فکر می کنم آموزش اینجا بسیار اهمیت می یابد که باید چند نکته را در باره آن بدانیم؛ نخست آموزش درباره خطاهای شناختی افراد است؛ یعنی اینکه ما چطور خودمان را قانع می‌کنیم که «برای من اتفاقی نمی‌افتد».در مرحله دوم، استفاده از روایت‌های واقعی و مستند از حوادث قبلی مهم است؛ زیرا گاهی یک روایت واقعی، از چندین آمار و نوشته اثرگذارتر است.

سپس آموزش کمک ‌رسانی ایمن مطرح می شود. به این دلیل که در برخی موارد، افرادی که برای نجات دیگران وارد آب می‌شوند، خودشان هم قربانی می‌شوند.موضوع بعدی استفاده از مسیرهای متنوع آموزشی از رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی تا مدارس، فضاهای عمومی، آموزش خانواده‌ها و هشدارهای میدانی است.

 با وجود هشدارهای متناوب به خانواده ها غرق شدن کودکان در حوادث امسال بسیار پرتکرار بوده است؛ در این رابطه نظری دارید؟
در مورد کودکان، موضوع حساس‌تر و جدی‌تر است. کودک از نظر رشدی هنوز توانایی کامل برای درک پیامد خطر، پیش‌بینی آن و کنترل هیجان را ندارد.بنابراین در حوادثی مثل غرق‌شدگی، نباید انتظار داشت خود کودک مسوول تشخیص خطر باشد. در اینجا، مسوولیت اصلی بر عهده والدین و مراقبان است. خطر غرق شدن برای کودک به طور معمول بسیار سریع و بی‌صدا رخ می‌دهد و اغلب خانواده‌ها زمانی متوجه می‌شوند که دیگر دیر شده است. به همین دلیل، نزدیک نشدن کودک به آب، واگذار نکردن مراقبت او به دیگران از جمله خواهر یا برادر بزرگ ‌تر، و اعتماد نکردن به آرام بودن سطح آب یا خودمراقبتی کودک، از مهمترین اصولی است که والدین باید به آن آگاه باشند.

اگرچه آموزش ایمنی و خودمراقبتی متناسب با سن می‌تواند در شکل‌گیری فرهنگ درست لذت بردن از طبیعت کمک ‌کننده باشد اما واقعیت این است که در این گروه سنی، آموزش جای مراقبت را نمی‌گیرد و برای کودکان، پیشگیری واقعی بیش از هر چیز به هوشیاری خانواده وابسته است.

 راهکار یا توصیه نهایی شما برای کم شدن حوادث غرق شدگی چیست؟
در مجموع، اگر قرار است از تکرار این حوادث کم شود، باید بپذیریم که پیشگیری فقط با هشدار لفظی و تابلو اتفاق نمی‌افتد. ما نیاز داریم ادراک خطر در جامعه بازسازی شود؛ یعنی افراد نه فقط بدانند خطر هست، بلکه باور کنند که این خطر واقعی است، نزدیک است و ممکن است برای خود آن‌ها هم رخ دهد. در کنار آن، نهادهای متولی هم باید از اطلاع‌رسانی صرف عبور کنند و به سمت آموزش هدفمند، مداوم، چندلایه و متناسب با گروه‌های مختلف سنی حرکت کنند.

 مدیریت بحران استانداری اصفهان به دنبال افزایش دمای هوا و حضور بیشتر مردم در حاشیه منابع آبی و احتمال وقوع حوادث ۷۰ تیم گشت، نظارت و امدادی با مشارکت شهرداری‌ها، شرکت آب منطقه‌ای، آتش‌نشانی، جمعیت هلال‌احمر، میراب‌های زاینده‌رود و هیأت نجات‌غریق در مسیر رودخانه، کانال‌های انتقال آب و دریاچه سدهای استان مستقر کرده است.

مسوولان بر ناایمن بودن شنا در زاینده‌رود، نسبت به وجود چاله‌ها، گرداب‌ها، بندهای غیر ایمن، اشیای خطرناک در کف رودخانه و تغییر ناگهانی دمای آب هشدار داده‌اند.رودخانه های (خرسان، آب ملخ و ونک) در شهرستان سمیرم، رودخانه های (گوکان، یلان و چشمه لنگان) در فریدونشهر، بخش هایی از رودخانه زاینده رود در مناطق غرب استان شامل لنجان، مبارکه، فلاورجان، زیار، باغبادران و کانال های انتقال آب در شبکه های نکوآباد، شهرستان های فلاورجان ، پیر بکران، نجف آباد، خمینی شهر، هرند، ورزنه همچنین سدهای باغکل خوانسار، ونک و قره قاچ سمیرم گلپایگان و کوچری ، سد خمیران و سد زاینده رود از جمله مناطقی است که طرح های کاهش خطر غرق شدگی در آن ها اجرا می شود.
سازمان پزشکی قانونی کشور با هدف کاهش تلفات غرق شدگی از هموطنان درخواست کرد که در هنگام شنا و آب تنی نکات ایمنی و هشدارهای ارائه شده برای پیشگیری از غرق شدگی را جدی بگیرند و در هنگام مراجعه به چنین مکان‌هایی به طور ویژه مراقب کودکان و نوجوانان باشند.