سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «جستارهای آموزش عالی، دانشگاه و علمورزی ایرانی»، اثر جدید مقصود فراستخواه استاد موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، توسط انتشارت این موسسه منتشر شد.
این کتاب از یک پیشگفتار و نه فصل تشکیل شده است. فراستخواه در پیشگفتار آورده است: «پرسش از منطق پویاییها و پیداییهای علمورزی و دانشگاه ایرانی، پرسش از اکنون ایرانی است. جنبش معرفتی و علمورزی ایرانی و نهاد علم در ایران، در دامن نوعی پویاییشناسی اجتماعی به وجود آمده است و از دل بی قرار «معاصر شدن دشوار ایران» برخاسته است. مدرسه سیاسی در دهه پیش از مشروطه، جلوهگاهی از تنشها و پویاییهای پیشامشروطه ایرانی بود و ردپای امثال فروغیها و ردپای فهم کنستیتوسیون ایرانی بود. مدرسه ایران و آلمان در سال 1286 در میدان مشق و آن ضلع غربی خیابان قوام با معماری استاد عبدالله میرزایی از متن مشروطه برخاست.»
او در ادامه مینویسد که در تقلای جنبش نوسازی بود که دانشگاه ایرانی سر برمیآورد و این دانشگاه در طول تاریخ خود فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرده است.
فراستخواه در بخش دیگری از همین پیشگفتار مینویسد: «جنبش علمی و دانشگاهی در تاریخ معاصر ایرانی، چالش استعدادهای انسانی و فکری و اجتماعی این سرزمین با ساختارهای متحجر و متصلب بود. ساختارهایی که چندان از هوش اشباع نمیشدند، اگر ایران چند هزار سال دوام آورده است، بیش از این که حاصل ساختارها باشد به تقلای عاملان انسانی فراهم میشد و مستعجل بود. عاملیتها افقگشایی و کارسازی میکردند. در ایران بیشتر عاملان انسانی هوشمند بودند که کار ناتمام ایران را دنبال میکردند و آنها نیز اغلب از پی میافتادند.»
فراستخواه درواقع دانشگاه را مانند دیگر نهادها حاصل عاملیت افرادی مانند فروغی و سیاسی و احتشام ها میداند نه ساختارها و در اینجا باز با توجه به نظریه کنشگری مرزی و همچنین دیدگاه ایشان درباره وجود امکان به این مسئله توجه میکند. او در همین راستا به این موضوع که این موسسان طرح هیئت امنایی دانشگاه را مطرح کردند و سعی کردند که این نهاد از نهاد بازار و سیاست مستقل باشد.
در ادامه این پیشگفتار آمده است: «در اثر حاضر، هر جستار پارهای تقلاهای فهمیدن مسائل در یک حوزه را صورتبندی میکند. درواقع، هر جستار کوششی برای مسئلهمند کردن یک یا چند موضوع پیشپا افناده است و نشان میدهیم که در اینجا چیزی هست. در جستار، سرشت آشناییزدایی هست و اینکه امور بدیهی انگاشته شده، دوباره در معرض پرسش و اندیشیدن قرار گیرند و دوباره باز تحلیل و پی جویی شوند. در آنها کوشش برای اختصار هست. بدون اینکه از غموض موضوع فرار کنیم و پاسخهای نهایی دهیم. نویسنده در چند دهه دانش آموزی خود در عرصه مباحث علمورزی و آموزش عالی و دانشگاه، با موضوعات مختلف و گاه معضلاتی دشوار و شاید لاینحل دست به گریبان بود.»
کتاب به مسئله ایران و نقش دانشگاه در ایران میپردازد که همانطور که آمد در هر فصل یا به تعبیری در هر جستار مسئلهای را صورتبندی کرده و به تعبیر خود نویسنده تقلایی برای فهمیدن و صورتبندی مسئلهای است.