گروه اجتماعی – سعید تهرانی: ماجرای انتشار ویدئوهایی از یک بلاگر که در جریان پخش زنده اینستاگرامی زنان را مقابل دوربین مورد ضرب و شتم قرار میداد، یک نمونه انزجاردهنده و نفرت انگیز از همین تغییر شکل خشونت است. جایی که مرز میان رفتار مجرمانه و «تولید محتوا» برای برخی افراد چنان کمرنگ شده که حتی خشونت نیز به ابزاری برای جذب مخاطب تبدیل میشود.ویدئوهایی که از این فرد با نام «نوید» در شبکههای اجتماعی منتشر شد، موجی از خشم و واکنش کاربران را به دنبال داشت. در این تصاویر، مردی در جریان پخش زنده اینستاگرامی، رفتارهای خشونتآمیز خود را در برابر دوربین به نمایش میگذاشت و هزاران نفر نیز این تصاویر را تماشا می کردند.این پرسش مطرح است که چگونه خشونت میتواند در فضای مجازی از یک رفتار زشت و ناپسند به ابزاری برای جلب توجه و افزایش بازدید تبدیل شود؟
خشونت برای چند لایک و چند هزار بازدید
شبکههای اجتماعی بر پایه دیدهشدن فعالیت میکنند. تعداد دنبالکنندگان، بازدید، لایک، کامنت و میزان بازنشر برای بسیاری از تولیدکنندگان محتوا به شاخصی از موفقیت تبدیل شده است. در چنین فضایی، محتوایی که بتواند واکنش بیشتری ایجاد کند، شانس بیشتری برای دیدهشدن دارد.مشکل از کجا شروع شد؟ از «دیدهشدن»، دیده شدنی که می شود تنها معیار موفقیت. در این شرایط، برای افزایش مخاطب برخی افراد ممکن است به سمت محتوای عجیب، جنجالی، تحقیرآمیز یا خشونتآمیز بروند. در چنین الگویی، هرچه واکنش مخاطبان شدیدتر باشد، تولیدکننده نیز انگیزه بیشتری برای ادامه همان مسیر پیدا میکند. شاید بتوان گفت انتهای این چرخه برای تولیدکننده می شود نمایش خشونت فیزیکی در برابر دوربین. عمیق تر نگاه کنیم مسئله دیگر فردی نیست که مرتکب خشونت شده، مسئله جامعهای مجازی است که یک رفتار خشونتآمیز را تماشا کرده، بازنشر و ناخواسته به تولیدکننده آن کمک کرده تا مخاطب بیشتری به دست آورد.
تماشاگران بیتأثیر نیستند
در فضای واقعی، تماشای خشونت با حضور در محل حادثه متفاوت است، اما در فضای مجازی تماشاگر میتواند بخشی از چرخه انتشار باشد. یک ویدئو زمانی به پدیدهای گسترده تبدیل میشود که هزاران نفر آن را ببینند و بخشی از آنها درباره آن صحبت یا آن را بازنشر کنند.فراموش نشود که مسئولیت رفتار خشونتآمیز را نمیتوان متوجه مخاطب دانست. مسئولیت اصلی بر عهده فردی است که مرتکب خشونت شده است. اما جامعه مجازی نیز در برابر نوع محتوایی که با توجه کردن به آن مثل پاداش است، بیتأثیر نیست. به عبارتی وقتی یک محتوای خشونتآمیز میلیونها بار دیده میشود، برای تولیدکننده این پیام ارسال میشود که «خشونت دیده میشود».
قربانیان نباید در حاشیه پرونده قرار بگیرند
در میان تمام واکنشهای شکلگرفته نسبت به این پرونده، یکی از مهمترین موضوعات باید وضعیت زنانی باشد که در این ویدئوها هدف خشونت قرار گرفتهاند.در بسیاری از موارد، وقتی یک پرونده خشونتآمیز در شبکههای اجتماعی جنجالی میشود، توجه افکار عمومی به فرد متهم، تعداد دنبالکنندگان او، نحوه بازداشت و حاشیههای پرونده معطوف میشود و قربانیان به حاشیه میروند.اما پشت هر تصویر خشونتآمیز، یک انسان قرار دارد. انسانی که ممکن است پس از پایان ماجرا با آثار روانی، اجتماعی و حتی خانوادگی آن مواجه باشد.به همین دلیل، رسیدگی به چنین پروندههایی نباید صرفاً به برخورد با تولیدکننده محتوای خشونتآمیز محدود شود. حمایت از قربانیان، حفظ کرامت آنها، جلوگیری از بازنشر تصاویر آسیبزا نیز باید در مرکز توجه قرار گیرد.
پلیس وارد ماجرا شد
بررسیها نشان داد فردی که در فضای مجازی با نام «نوید» فعالیت میکرد، با انتشار ویدئوها و لایوهای جنجالی و رفتارهای هنجارشکنانه توانسته بود دنبالکنندگان زیادی جذب کند.در پی افزایش واکنشها به انتشار این تصاویر و بر اساس اعلام پلیس، تحقیقات سرانجام به شناسایی مخفیگاه این فرد منجر شد. مأموران هنگام اجرای عملیات با مقاومت متهم روبهرو شدند و در جریان دستگیری، برای کنترل شرایط ناچار به استفاده از سلاح شدند. در نهایت این بلاگر بازداشت و برای ادامه روند رسیدگی در اختیار مرجع قضایی قرار گرفت.پس از بازداشت نیز ویدئویی از او منتشر شد که در آن درباره رفتارهایش توضیح میدهد. او مدعی شد هدفش تولید محتوا برای فضای مجازی بوده و از اتفاقات رخداده ابراز پشیمانی کرد.اما این توضیح، پرسش اصلی را پاسخ نمیدهد: آیا میتوان خشونت علیه انسانها را صرفاً با عنوان «تولید محتوا» توضیح داد؟ پاسخ روشن است؛ تولید محتوا نمیتواند مجوز عبور از حقوق دیگران باشد.
خطر عادیشدن خشونت
نگذاریم و نباید چنین شود، مخاطبی که به طور مداوم با تصاویر کتکزدن، تحقیر، تهدید و آزار مواجه میشود، ممکن است به مرور حساسیت اولیه خود را نسبت به این تصاویر از دست بدهد.در چنین شرایطی، خشونت از یک رفتار تکاندهنده به بخشی از سرگرمی روزمره تبدیل میشود.این مسئله بهخصوص درباره نوجوانان و کودکان اهمیت بیشتری دارد. نسلی که بخش قابل توجهی از زمان خود را در شبکههای اجتماعی سپری میکند، با حجم بزرگی از تصاویر و پیامها روبهرو است و همه آنها را نمیتوان با یک معیار ثابت ارزیابی کرد.وقتی خشونت با موسیقی، شوخی، هیجان، تعداد لایک یا کامنتهای خندهدار همراه میشود، مرز میان «سرگرمی» و «آسیب» میتواند برای مخاطب جوان مبهم شود.
حالا مسئله به آینده فضای مجازی و نوع محتوایی که در آن تولید و مصرف میشود مربوط است و همچنین پرونده اخیر بحث مسئولیت شبکههای اجتماعی را مطرح میکند. پلتفرمهایی که امکان پخش زنده، انتشار فوری و بازنشر گسترده محتوا را فراهم کردهاند، در برابر محتوای خشونتآمیز چه مسئولیتی دارند؟
خشونت، سرگرمی نیست
جامعه برای مقابله با خشونت در فضای مجازی فقط به برخورد قضایی نیاز ندارد. قانون و پلیس در جای خود ضروریاند، اما در کنار آنها باید سواد رسانهای نیز تقویت شود.در نهایت، ماجرای اخیر را نمیتوان صرفاً داستان یک بلاگر، چند لایو و یک بازداشت دانست. این اتفاق هشداری درباره تغییر ماهیت خشونت در عصر شبکههای اجتماعی است. خشونت، حتی اگر در قاب دوربین رخ دهد، باز هم خشونت است؛ نه سرگرمی، نه شوخی و نه صرفاً «محتوا». اگر قرار باشد فضای مجازی به عرصهای برای رقابت بر سر «بیشتر دیدهشدن» تبدیل شود، جامعه باید مراقب باشد که این رقابت به قیمت زیرپاگذاشتن کرامت انسانها تمام نشود.
خشونت برای چند لایک و چند هزار بازدید
شبکههای اجتماعی بر پایه دیدهشدن فعالیت میکنند. تعداد دنبالکنندگان، بازدید، لایک، کامنت و میزان بازنشر برای بسیاری از تولیدکنندگان محتوا به شاخصی از موفقیت تبدیل شده است. در چنین فضایی، محتوایی که بتواند واکنش بیشتری ایجاد کند، شانس بیشتری برای دیدهشدن دارد.مشکل از کجا شروع شد؟ از «دیدهشدن»، دیده شدنی که می شود تنها معیار موفقیت. در این شرایط، برای افزایش مخاطب برخی افراد ممکن است به سمت محتوای عجیب، جنجالی، تحقیرآمیز یا خشونتآمیز بروند. در چنین الگویی، هرچه واکنش مخاطبان شدیدتر باشد، تولیدکننده نیز انگیزه بیشتری برای ادامه همان مسیر پیدا میکند. شاید بتوان گفت انتهای این چرخه برای تولیدکننده می شود نمایش خشونت فیزیکی در برابر دوربین. عمیق تر نگاه کنیم مسئله دیگر فردی نیست که مرتکب خشونت شده، مسئله جامعهای مجازی است که یک رفتار خشونتآمیز را تماشا کرده، بازنشر و ناخواسته به تولیدکننده آن کمک کرده تا مخاطب بیشتری به دست آورد.
تماشاگران بیتأثیر نیستند
در فضای واقعی، تماشای خشونت با حضور در محل حادثه متفاوت است، اما در فضای مجازی تماشاگر میتواند بخشی از چرخه انتشار باشد. یک ویدئو زمانی به پدیدهای گسترده تبدیل میشود که هزاران نفر آن را ببینند و بخشی از آنها درباره آن صحبت یا آن را بازنشر کنند.فراموش نشود که مسئولیت رفتار خشونتآمیز را نمیتوان متوجه مخاطب دانست. مسئولیت اصلی بر عهده فردی است که مرتکب خشونت شده است. اما جامعه مجازی نیز در برابر نوع محتوایی که با توجه کردن به آن مثل پاداش است، بیتأثیر نیست. به عبارتی وقتی یک محتوای خشونتآمیز میلیونها بار دیده میشود، برای تولیدکننده این پیام ارسال میشود که «خشونت دیده میشود».
قربانیان نباید در حاشیه پرونده قرار بگیرند
در میان تمام واکنشهای شکلگرفته نسبت به این پرونده، یکی از مهمترین موضوعات باید وضعیت زنانی باشد که در این ویدئوها هدف خشونت قرار گرفتهاند.در بسیاری از موارد، وقتی یک پرونده خشونتآمیز در شبکههای اجتماعی جنجالی میشود، توجه افکار عمومی به فرد متهم، تعداد دنبالکنندگان او، نحوه بازداشت و حاشیههای پرونده معطوف میشود و قربانیان به حاشیه میروند.اما پشت هر تصویر خشونتآمیز، یک انسان قرار دارد. انسانی که ممکن است پس از پایان ماجرا با آثار روانی، اجتماعی و حتی خانوادگی آن مواجه باشد.به همین دلیل، رسیدگی به چنین پروندههایی نباید صرفاً به برخورد با تولیدکننده محتوای خشونتآمیز محدود شود. حمایت از قربانیان، حفظ کرامت آنها، جلوگیری از بازنشر تصاویر آسیبزا نیز باید در مرکز توجه قرار گیرد.
پلیس وارد ماجرا شد
بررسیها نشان داد فردی که در فضای مجازی با نام «نوید» فعالیت میکرد، با انتشار ویدئوها و لایوهای جنجالی و رفتارهای هنجارشکنانه توانسته بود دنبالکنندگان زیادی جذب کند.در پی افزایش واکنشها به انتشار این تصاویر و بر اساس اعلام پلیس، تحقیقات سرانجام به شناسایی مخفیگاه این فرد منجر شد. مأموران هنگام اجرای عملیات با مقاومت متهم روبهرو شدند و در جریان دستگیری، برای کنترل شرایط ناچار به استفاده از سلاح شدند. در نهایت این بلاگر بازداشت و برای ادامه روند رسیدگی در اختیار مرجع قضایی قرار گرفت.پس از بازداشت نیز ویدئویی از او منتشر شد که در آن درباره رفتارهایش توضیح میدهد. او مدعی شد هدفش تولید محتوا برای فضای مجازی بوده و از اتفاقات رخداده ابراز پشیمانی کرد.اما این توضیح، پرسش اصلی را پاسخ نمیدهد: آیا میتوان خشونت علیه انسانها را صرفاً با عنوان «تولید محتوا» توضیح داد؟ پاسخ روشن است؛ تولید محتوا نمیتواند مجوز عبور از حقوق دیگران باشد.
خطر عادیشدن خشونت
نگذاریم و نباید چنین شود، مخاطبی که به طور مداوم با تصاویر کتکزدن، تحقیر، تهدید و آزار مواجه میشود، ممکن است به مرور حساسیت اولیه خود را نسبت به این تصاویر از دست بدهد.در چنین شرایطی، خشونت از یک رفتار تکاندهنده به بخشی از سرگرمی روزمره تبدیل میشود.این مسئله بهخصوص درباره نوجوانان و کودکان اهمیت بیشتری دارد. نسلی که بخش قابل توجهی از زمان خود را در شبکههای اجتماعی سپری میکند، با حجم بزرگی از تصاویر و پیامها روبهرو است و همه آنها را نمیتوان با یک معیار ثابت ارزیابی کرد.وقتی خشونت با موسیقی، شوخی، هیجان، تعداد لایک یا کامنتهای خندهدار همراه میشود، مرز میان «سرگرمی» و «آسیب» میتواند برای مخاطب جوان مبهم شود.
حالا مسئله به آینده فضای مجازی و نوع محتوایی که در آن تولید و مصرف میشود مربوط است و همچنین پرونده اخیر بحث مسئولیت شبکههای اجتماعی را مطرح میکند. پلتفرمهایی که امکان پخش زنده، انتشار فوری و بازنشر گسترده محتوا را فراهم کردهاند، در برابر محتوای خشونتآمیز چه مسئولیتی دارند؟
خشونت، سرگرمی نیست
جامعه برای مقابله با خشونت در فضای مجازی فقط به برخورد قضایی نیاز ندارد. قانون و پلیس در جای خود ضروریاند، اما در کنار آنها باید سواد رسانهای نیز تقویت شود.در نهایت، ماجرای اخیر را نمیتوان صرفاً داستان یک بلاگر، چند لایو و یک بازداشت دانست. این اتفاق هشداری درباره تغییر ماهیت خشونت در عصر شبکههای اجتماعی است. خشونت، حتی اگر در قاب دوربین رخ دهد، باز هم خشونت است؛ نه سرگرمی، نه شوخی و نه صرفاً «محتوا». اگر قرار باشد فضای مجازی به عرصهای برای رقابت بر سر «بیشتر دیدهشدن» تبدیل شود، جامعه باید مراقب باشد که این رقابت به قیمت زیرپاگذاشتن کرامت انسانها تمام نشود.