نورنیوز-گروه بین الملل: هیتوشی سوزوکی، پژوهشگر ژاپنی کتابخانه تویو بونکو، در نشریه «صدای صلح»، تصریح کرد که اتکا به قدرت نظامی، راهحل بحران خاورمیانه نیست و دستیابی به صلح پایدار را مستلزم رویکردی مبتنی بر حقوق بینالملل و گفتوگو دانست.
در این نشریه آمده است: نتیجه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در ۵ نوامبر ۲۰۲۴، به روی کار آمدن دونالد ترامپ بهعنوان چهلوهفتمین رئیسجمهور آمریکا در ۲۰ ژانویه سال بعد انجامید. این رویداد مرحلهای تازه هم برای جنگ اوکراین که با اعلام «عملیات ویژه نظامی» از سوی پوتین در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ آغاز شده بود و هم برای تهاجم اسرائیل به غزه پس از حمله غافلگیرکننده حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ رقم زد. بهویژه اقدامات نظامی بیرحمانه اسرائیل علیه کشورهای همسایه از ۷ اکتبر به بعد، توازن قوای بنیادینی را که پیشتر بر سیاست خاورمیانه حاکم بود، آغاز به فروپاشاندن کرد. این مسئله در این پرسش تجسم یافته که آیا اسرائیل و ایران میتوانند در آینده در یک منطقه از خاورمیانه همزیستی داشته باشند یا نه. سیاست کنونی خاورمیانه را بهطور کلی میتوان کشمکشی شدید بر سر همین مسئله دانست.
در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل حملهای پیشدستانه به چند تأسیسات هستهای ایران انجام داد. سپس، در ۲۲ ژوئن، آمریکا به سه تأسیسات هستهای ایران حمله کرد. در ۲۴ ژوئن، با میانجیگری قطر، آتشبسی برقرار شد. این دوره معمولاً «جنگ ۱۲ روزه» نامیده میشود. اما این آتشبس ماهیتی موقتی داشت و موضع تهاجمی دولت نتانیاهو به این معنا بود که امکان از سرگیری حمله نظامی تمامعیار به ایران همچنان پابرجا بود. نتانیاهو باید روی کار آمدن دور دوم دولت ترامپ را بزرگترین فرصت برای حمله نظامی به ایران در طول ۲۰ سال فعالیت سیاسیاش میدید — دورهای که از زمان رهبری او بر حزب لیکود در سال ۱۹۹۲ آغاز شده بود.
آغاز جنگ علیه ایران
در ادامه گزارش آمده است: این امر سرانجام با «عملیات نظامی» متعاقب آن از سوی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه به واقعیت پیوست. درست پیش از آن، در ۲۶ فوریه، مذاکرات غیرمستقیم هستهای در ژنو با میانجیگری عمان و با حضور وزیر خارجه ایران سیدعباس عراقچی، فرستادگان ویژه آمریکا در خاورمیانه، جی. کوشنر و ویتکاف و مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، برگزار شد. در همین حال، در ۲۷ فوریه، ناو هواپیمابر پیشرفته و اتمی نیروی دریایی آمریکا، یواساس جرالد آر. فورد، در سواحل اسرائیل در دریای مدیترانه پهلو گرفت. اندکی پس از ساعت ۳ بعدازظهر ۲۸ فوریه (به وقت ژاپن)، نیروهای اسرائیلی و آمریکایی به تهران، پایتخت ایران، و همچنین چند شهر دیگر از جمله تبریز، اصفهان و کرج حمله کردند. ترامپ بلافاصله پس از آن اعلام کرد که عملیات رزمی آغاز شده است.
در ۲۸ فوریه، نخستین روز درگیریها، یک موشک کروز توماهاوک آمریکایی، مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب را بمباران کرد و بیش از ۱۷۵ کودک و معلم را به قتل رساند. با این حال، ترامپ و دولت آمریکا تا به امروز از پذیرش مسئولیت خودداری کردهاند و حتی تلاشی برای ارائه غرامت انساندوستانه نکردهاند. در همان روز، نیروهای آمریکایی و اسرائیلی همچنین رهبر معظم ایران، آیتالله علی خامنهای، را به همراه خانوادهاش — از جمله همسر، دختر و نوههایش — بهطرز وحشیانهای به شهادت رساندند. این اقدام نقض آشکار حاکمیت ایران بود.
روشن است که این اقدامات جنگی از سوی آمریکا و اسرائیل، نقض جدی حقوق بینالملل بهشمار میرود. هنگامی که این جنگ عمدتاً به پایان برسد، مسئولیتهای انساندوستانه این دو کشور باید بهشدت مورد بررسی دقیق قرار گیرد.
افزون بر این، آنها تخریب بیرحمانه حدود ۲۰ میراث فرهنگی با جایگاه میراث جهانی را نیز رقم زدند، از جمله بمباران کاخ گلستان در تهران در ۱ مارس و کاخ چهلستون اصفهان و پیرامون میدان نقش جهان (بهویژه کاخ عالیقاپو) در ۹ مارس. در ۷ مارس نیز ارتش اسرائیل تأسیسات ذخیرهسازی نفت در تهران را هدف حمله هوایی قرار داد که به آتشسوزی گسترده و آسیب زیستمحیطی شدید انجامید. حمله به یک کشتی جنگی ایرانی در آبهای بینالمللی نزدیک سواحل سریلانکا در اقیانوس هند — که با رهاکردن ملوانان کشتی غرقشده بدون هیچ تلاشی برای نجات همراه بود — نیز نقض آشکار عرفهای بینالمللی حقوق بشر است.
محاسبه غلط ترامپ در مراحل نخستین کارزار
از سوی دیگر، باید توجه داشت که رئیسجمهور ترامپ احتمالاً بهراستی باور داشت که ضربه اولیه در مراحل ابتدایی این جنگ، به فروپاشی نظام انقلابی ایران — که از سال ۱۹۷۹ بر سر قدرت بوده — منجر خواهد شد. هرچند قصد دارم این موضوع را در مقالهای جداگانه بیشتر بررسی کنم، نتیجهگیری من این است که وجود قانون اساسی در ایرانِ انقلابی، مستقیماً میراث تاریخ مشروطهخواهی از اواخر قرن نوزدهم بوده و ارتباط تنگاتنگی با شکلگیری آگاهی ملی مدرن ایران داشته است. حتی پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی در پی انقلاب ۱۹۷۹، تدوین قانون اساسی جدید یکی از نخستین اقدامات بود که به نظام انقلابی امکان داد بهسرعت شکل نهادی یک دولت مدرن را پایهگذاری کند. نظام جمهوری اسلامی تا امروز ماهیت خود را بهعنوان یک دولت مدرن مبتنی بر قانون اساسی حفظ کرده و پیوسته الزامات لازم برای کارکرد یک نظام دموکراتیک را رعایت کرده است.
این اشتباه محاسباتی بزرگ از سوی آمریکا، بهاحتمال زیاد ریشه در جهل و کجفهمی حاد نسبت به سطح انسجام ملی دارد که نظام سیاسی کنونی ایران از طریق فرایند تاریخی تاریخ معاصر خود به آن دست یافته است.
هشتم آوریل بهعنوان نقطه عطف جنگ
پس از چند بار تمدید مذاکرات آتشبس با ایران، دونالد ترامپ ساعت ۹ صبح ۸ آوریل (ساعت ۸ شب ۷ آوریل به وقت شرقی آمریکا) را بهعنوان مهلت نهایی برای یک تهاجم تمامعیار تعیین کرد. از اینرو، این روز ناگهان بهعنوان مهمترین نقطه عطف جنگ علیه ایران مورد توجه قرار گرفت.
اما درست پیش از مهلت نهایی ساعت ۹ صبح روز هشتم (حدود یکساعتونیم پیش از آن)، ترامپ در ایکس اعلام کرد که توافقی برای آتشبس دوهفتهای با ایران حاصل شده است. این امر مانع از تشدید ویرانگر جنگ شد، تشدیدی که به معنای درگیری طولانی و غیرقابل پیشبینی و بازگشتی به شرایط جنگ ویتنام بود، دستکم برای زمان حاضر.
در روزهای منتهی به این تاریخ، چند رویداد قابلتوجه نیز رخ داد. نخست آنکه رئیسجمهور ترامپ بارها اظهاراتی توهینآمیز و کاملاً غیرقابلقبول درباره ایران بیان کرد. جملاتی مانند «بازگرداندن ایران به عصر حجر» و «محو کردن یک تمدن کامل در یک شب»، درخور مقام رئیسجمهور آمریکا که پیوسته دکمه هستهای را در اختیار دارد،نیست و آشکارا با ارعاب یک کشور دیگر، حقوق بینالملل را نقض میکند.
افزون بر این، آمریکا و اسرائیل درست پیش از هشتم آوریل، از حملات به زیرساختهای ایران دست برنداشتند. در برابر این حملات بیرحمانه و بیوقفه اسرائیل و آمریکا، شهروندان سراسر ایران گزارش شده که تظاهراتی سازماندهی کرده و «زنجیرههای انسانی» تشکیل دادهاند — پیرامون پلها و تأسیسات انرژیای که بهعنوان اهداف احتمالی روز هشتم شناسایی شده بودند. اهمیت این رویداد را نمیتوان نادیده گرفت؛ نمیتوان این اقدامات را صرفاً کار حامیان دولت ایران قلمداد کرد.
در واکنش به این تحولات و تنش نظامی، پاکستان با میانجیگری فعالانه، نخستین گفتوگوهای مستقیم میان هیئتهای ایرانی و آمریکایی را در ۱۱ آوریل در اسلامآباد برای مذاکره بر سر آتشبس برگزار کرد. مذاکرات بسیار پرچالش بود، با اختلافات قابلتوجه میان مواضع دو طرف، و پس از ۲۱ ساعت گفتوگو با وقفه به پایان رسید. اما یک نکته که از رویدادهای پس از ۸ آوریل روشن شده، این است که خود ترامپ نمیخواهد این جنگ طولانی شود یا به باتلاقی بدل شود. ترامپ از آن پس به محاصره نظامی تنگه هرمز متوسل شده است. اما روشن است که تکیه صرف بر زور نظامی به راهحلی نمیانجامد، بلکه اوضاع را وخیمتر میکند. در مجموع، به نظر میرسد ایران تمامی برگهای برنده راهبردی چانهزنی را در اختیار دارد.
در جریان مذاکرات آتشبس، محور اصلی بر سر کنارگذاری کامل برنامه هستهای ایران — بهخواست آمریکا — و کنترل جدید تنگه هرمز — بهخواست ایران — بوده است. چانهزنیها تا ماه مه ادامه یافته، اما با توجه به بیاعتمادی شدید ایران نسبت به موضع ترامپ تاکنون، مشخص نیست که اساسا مذاکرات برای توافق نهایی چه زمانی آغاز شود.
از سوی دیگر، در ۸ آوریل، اسرائیل بزرگترین حمله تاریخ خود را با هدفگیری بیش از ۱۰۰ پایگاه نظامی حزبالله در جنوب لبنان انجام داد. ارتش اسرائیل (IDF) عملیات زمینی در این منطقه را ادامه داده است. افزون بر این، اسرائیل همچنان اشغال و کنترل نوار غزه را ادامه میدهد. روشن است که موضع توسعهطلبی سرزمینی اسرائیل، بزرگترین مانع مذاکرات آتشبس در این جنگ است.
درباره نویسنده:
هیتوشی سوزوکی متولد ۱۹۵۸ است. او در سال ۱۹۸۳ از دانشکده هنر و علوم، گروه علوم انسانی دانشگاه توکیو فارغالتحصیل شد. پس از اتمام دوره کارشناسی ارشد، در سال ۱۹۸۶ به مؤسسه اقتصادهای در حال توسعه (IDE) پیوست. او از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱ و بار دیگر از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ در تهران، و از ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ در لندن مأموریت داشت. در سال ۲۰۱۹ از IDE بازنشسته شد و از سال ۲۰۲۳ بهعنوان پژوهشگر در تویو بونکو مشغول به کار است. او در سال ۲۰۰۸ مدرک دکترای خود را دریافت کرد و تخصصش تاریخ معاصر و مدرن ایران است.
ایرنا∎