شناسهٔ خبر: 79149668 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

به بهانه سالگرد درگذشت خواننده صاحب سبک؛

محمد نوری؛ نغمه‌پرداز مردم در قرن آهن

تهران- ایرنا- محمد نوری از پیشگامان سبک «پاپ فاخر» و فولکلور مدرن در ایران محسوب می‌شود، او فعالیت حرفه‌ای خود را در فضایی آغاز کرد که ایران دهه‌ ۳۰، تحت تأثیر ورود فناوری‌های نوین، شاهد تحولی بنیادین در تفکر موسیقایی نسل جوان بود.

صاحب‌خبر -

محمد هدایت نوری، مشهور به محمد نوری، یکم دی‌ ماه سال ۱۳۰۸ در شهر رشت متولد شد. او که از پیشگامان سبک «پاپ فاخر» و فولکلور مدرن در ایران محسوب می‌شود، فعالیت حرفه‌ای خود را در فضایی آغاز کرد که ایران دهه‌ ۱۳۲۰، تحت تأثیر ورود فناوری‌های نوینی همچون رادیو و صفحات گرامافون، شاهد تحولی بنیادین در تفکر موسیقایی نسل جوان بود.

نوری تحصیلات آکادمیک خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران به پایان رساند و همزمان در دانشکده علوم اجتماعی به مطالعه مبانی تئاتر پرداخت. خانه او نبش کوچه هجرتی، خیابان نظام‌الملک، به عنوان یکی از کانون‌های تلاقی اتفاقات فرهنگی و هنری آن دوران شناخته می‌شده است.

نوری در نوجوانی با خواندن اشعار نوین بر روی ملودی‌های غربی و قطعات کلاسیک آوازی، مسیر متفاوتی را برگزید. او سال ۱۳۳۹ به عنوان بازیگر در نمایش «بلبل سرگشته» به نویسندگی علی نصیریان ایفای نقش کرد که نشان‌دهنده پیوند عمیق او با هنرهای نمایشی است. پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، نوری مدتی سکوت پیشه کرد اما سال ۱۳۶۸ با آلبوم «در شب سرد زمستانی» که همکاری مشترکی با فریبرز لاچینی و احمدرضا احمدی بود، به عرصه هنر بازگشت. این بازگشت با استقبال گسترده روبه‌رو شد و او تا پایان عمر در سال ۱۳۸۹، بیش از سیصد قطعه آوازی ماندگار از خود به جای گذاشت. اتفاق فرخنده‌ای که بعدها باعث اتفاقات ارزشمندی در موسیقی ایران زمین شد.

دانش هنری، فهم برین از موسیقی و شبکه استادان

فهم محمد نوری از موسیقی، فهمی «جامعه‌شناختی» و علمی بود؛ او موسیقی را زبانی جهانی می‌دانست که به تمام بشریت تعلق دارد؛ تفکری که استاد نوری شخصا در زندگی به آن دست یافته بود. نوعی اصول که او همواره به آن پایبند بوده است. نوری تنها یک خواننده نبود بلکه مدرسی بود که به شاگردانش نه فقط تئوری آواز بلکه «جامعه‌شناسی صدا» هم می‌آموخت و آنها را تشویق می‌کرد تا هویت مستقل خود را بیابند.

نظام آموزشی نوری بر پایه یک شبکه قدرتمند از استادان تراز اول بنا شده بود؛ او آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش فراگرفت. دوست و همکار نگارنده شادروان بهروز رضوی، به همراه برادرش بهزاد رضوی، که هر دو از شاگردان نزدیک استاد مهرتاش بوده‌اند، بارها گفته بود که محمد نوری یکی از بهترین دوران‌های زندگی هنری خود را نزد استاد مهرتاش داشته است. شادروان رضوی بسیار علاقه داشت که با استاد نوری همکاری کند که جزو آرزوهای او هم به حساب می‌آمد.

زنده‌یاد نوری تئوری موسیقی، سلفژ و پیانو را نزد استادانی همچون سیروس شهردار، فریدون فرزانه و مصطفی کمال پورتراب آموخت. بر اساس گفت و گوهای نگارنده با استاد پورتراب، مشخص شده است که او همواره از اشتیاق وافر و ذوق سلیم محمد نوری در یادگیری تئوری موسیقی یاد کرده است.

نقطه عطف دانش آوازی نوری، شاگردی نزد اِولین باغچه‌بان (خواننده اُپرا و مربی آواز) و فاخره صبا (نخستین زن اُپراخوان ایران) بود که مبانی آواز کلاسیک و اُپرا را به او آموختند. باری نگارنده در سال ۱۳۷۹ در منزل خانم منتخب صبا از خانم فاخره صبا شنیده است که یکی از بهترین شاگردان او محمد نوری بوده است. فاخره صبا درباره او گفته است که از همان آغاز مشخص بود که سبک و شیوه خاصی در حال شکل‌گیری و ظهور است در این جوان گیلانی.

تأثیر این استادان باعث شد نوری بتواند تکنیک‌های غربی را با ظرافت‌های شرقی درآمیزد. او همچنین در آهنگسازی و تنظیم آثارش، خود را پیرو مکتب حسین اصلانی و ناصر حسینی می‌دانست و در سال‌های پس از انقلاب، همکاری نزدیکی با محمد سریر آهنگساز داشت که منجر به خلق آثاری با هارمونی‌های پیشرفته و ارکستراسیون دقیق شد.

محمد نوری؛ نغمه‌پرداز مردم در قرن آهن زنده‌یاد محمد نوری و محمد سریر آهنگساز

استادانی همچون اِولین باغچه‌بان و فاخره صبا تأثیرات بنیادین و علمی بر تکنیک آوازی محمد نوری داشتند. بر اساس پژوهش‌های نگارنده، تأثیر این اساتید بر هنر نوری را می‌توان به این شکل توضیح داد:

کشف وسعت و مکتب صدا: نوری به‌ منظور یافتن «مکتب وسعت صدای خود» و پرورش علمی آن به کلاس‌های اِولین باغچه‌بان رفت. این آموزش‌ها به او کمک کرد تا جایگاه درست صدای خود را در محدوده باس-باریتون شناسایی کرده و از ظرفیت‌های صوتی‌اش به‌ صورت اصولی استفاده کند.

آموزش آواز کلاسیک و اُپرا: نوری مبانی آواز کلاسیک را نزد این دو استاد بزرگ آموخت. این پیشینه باعث شد که شیوه آوازخوانی او با استانداردهای اُپرایی و کلاسیک پهلو بزند؛ به‌ طوری که هم‌دوره‌ای‌هایش معتقد بودند او در عین رعایت قواعد درست آوازخوانی، توانایی نزدیکی به ترانه‌های محلی را نیز داشت.

تکنیک تنفس و مدیریت حنجره: تأثیر این آموزش‌های آکادمیک در شیوه استفاده نوری از حنجره‌اش کاملاً مشهود بود. او آموخته بود که چگونه به‌ درستی نفس بکشد و صدا را از حنجره خارج کند. نوری اصراری برای فریاد زدن در نُت‌های بالا نداشت و اگر هم به سراغ آن نُت‌ها می‌رفت، این کار را با لطافت و نرمی خاصی انجام می‌داد که حاصل دانش آوازی او بود.

همگام‌سازی قواعد غربی با هویت ایرانی: مطالعه آواز کلاسیک غربی نزد این اساتید به نوری اجازه داد تا قواعد موسیقی غرب را با قوانین موسیقی ایرانی همگام کند. او موفق شد تکنیک‌های آوازی را که در حوزه کلاسیک آموخته بود، در اجرای قطعات فولکلور و پاپ به کار گیرد و از این طریق به موسیقی خود تشخص و غنا ببخشد.

ایجاد سبک پاپ فاخر: آموزش‌های باغچه‌بان و صبا در کنار دروس تئوری پورتراب و شهردار، باعث شد نوری آثاری خلق کند که از نظر ارکستراسیون و خوانش، دارای مبنای علمی و استحکام فنی باشند. این دانش آوازی زیربنای سبکی شد که امروزه از آن به عنوان «پاپ فاخر» یاد می‌شود و در آن کلام و موسیقی با دقت علمی باهم تلفیق شده‌اند.

در مجموع، اِولین باغچه‌بان و فاخره صبا با انتقال دانش آواز کلاسیک جهان به نوری، او را به هنرمندی تبدیل کردند که موسیقی را یک زبان جهانی می‌دید و معتقد بود برای ارتقای موسیقی ملی، باید از هنر کلاسیک غرب الهام گرفت.

مفهوم «جامعه‌شناسی صدا» (یا جامعه‌شناسی آواز) در روش آموزشی محمد نوری، به رویکرد خاص او در تربیت شاگردان اشاره داشت که فراتر از آموزش‌های فنی و تئوری صرف بود. بر اساس گفته‌های محمد وافری خواننده و از شاگردان استاد نوری، منظور از این مفهوم و شیوه اجرای آن شامل موارد زیر می‌شد:

حذف صدای تقلیدی: نوری در ابتدای آموزش، تلاش می‌کرد «صدای تقلیدی» را از هنرجو بگیرد. او معتقد بود بسیاری از هنرجویان به دلیل نفوذ شخصیت استاد یا انگیزه برای شبیه شدن به او، آگاهانه یا ناخودآگاه از لحن و صدای استاد تقلید می‌کنند.

کشف هویت مستقل صوتی: هدف نوری این بود که پس از گرفتن صدای تقلیدی، «صدای خودِ هنرجو» را به او بازگرداند و به او کمک کند تا مکتب و وسعت واقعی صدای خویش را پیدا کند.

تأکید بر شعار «خودت باش»: نوری به طور مؤکد از شاگردانش می‌خواست که در خواندن خودشان باشند و از تلاش برای شبیه شدن به او پرهیز کنند. او می‌کوشید تا هر هنرجو هویت مستقل هنری خود را بیابد، همان‌ طور که خود او نیز علی‌رغم تأثیرپذیری از اساتید مختلف، به سبک و شیوه‌ای کاملاً مستقل دست یافته بود که در دسته‌بندی‌های رایج نمی‌گنجید.

محمد نوری؛ نغمه‌پرداز مردم در قرن آهن

پیوند با سواد هنری و درک کلام: نوری معتقد بود یک خواننده نباید تنها صدای خوش داشته باشد بلکه باید «سواد موسیقی» و درک عمیق از ادبیات داشته باشد تا بتواند کلام را به درستی و با هویت شخصی به مخاطب منتقل کند.

این نگاه «جامعه‌شناختی» در واقع به دنبال آن بود که هنرمند را به عنوان یک فرد صاحب هویت در جامعه مطرح کند که به جای تکرار کلیشه‌ها، از الهامی که از مردم می‌گیرد برای روشنگری ذهن آنها استفاده کرده و گامی جلوتر از زمانه خود بردارد. این رویکرد آموزشی باعث شد شاگردانی از نسل‌های مختلف با سبک‌های متفاوت نیز در مکتب او پرورش یابند.

سبک و شیوه اجرا؛ مقایسه‌ای میان نوری و بزرگان آواز جهان

سبک آوازی محمد نوری، شیوه‌ای مستقل است که به سختی در زیرشاخه‌های رایج پاپ یا کلاسیک می‌گنجد. صدای او که در محدوده باس-باریتون یا به تعبیری دیگر تنور توصیف شده، دارای پختگی و طنینی بود که حتی سخت‌گیرترین موزیسین‌های کلاسیک را نیز مجذوب می‌کرد. نوری نُت‌های بالا را با لطافت و استفاده درست از ظرفیت‌های حنجره، اجرا می‌کرد. برای درک بهتر جایگاه هنری او، می‌توان سبک او را با سه تن از بزرگان موسیقی آوازی دنیا مقایسه کرد:

مقایسه با لوچیانو پاواروتی: اگرچه پاواروتی در عرصه اُپرای محض بود اما نوری در تکنیک‌های تنفس و خروج صدا از حنجره، استانداردهایی مشابه اُپراخوانان حرفه‌ای را رعایت می‌کرد؛ با این تفاوت که نوری این قدرت را در خدمت موسیقی ملی و مردمی قرار داد تا آن را «فاخر» سازد.

مقایسه با خوانندگان «لید» (Lieder) اروپایی: نوری همانند خوانندگان آثار شومان یا شوبرت، اولویت اصلی را به «کلام» و «شعر» می‌داد. او با تسلط بر ادبیات انگلیسی و فارسی، معنای کلمات را با فراز و فرودهای صوتی چنان می‌آمیخت که مخاطب حتی بدون موسیقی، عمق درام را درک می‌کرد.

مقایسه با حسین سرشار: در فضای داخلی، نوری را می‌توان پلی میان سبک پاپ و اُپرا دانست. برعکس سرشار که مستقیماً در اُپرا درخشید، نوری از همان تکنیک‌های آکادمیک برای بازتعریف موسیقی عامه‌پسند استفاده کرد تا ثابت کند برای خواندن لزوماً نیازی به صدای شش‌دانگ سنتی نیست و با «دانش آوازی» می‌توان اثری ماندگار خلق کرد.

وقتی می‌گوییم «پاپ فاخر» در آثار محمد نوری به معنای ارتقای موسیقی پاپ از یک کالای صرفاً تجاری و سرگرم‌کننده به یک هنر اندیشمندانه، علمی و دارای هویت ملی است. بر اساس پژوهش‌های نگارنده، ویژگی‌های اصلی که این سبک را «فاخر» می‌سازد نکاتی پر اهمیت در ساختار رو به نابودی این گونه هنری در ایران است. درک اشتباهی که رسانه ملی ما از پاپ داشت و دارد تا آنچه که ما امروز در جامعه هنری ایران زمین شاهد هستیم، زمین تا آسمان با این ایده‌ها فاصله دارد و قدری اسباب دلسردی است. این حرف پژوهشگری است که به شهادت مقالات و تولید برنامه های تخصصی در حوزه فرهنگ و هنر چنین دریافته که رسیدن به ارزش‌های معنوی ملزوماتی هم دارد:

استحکام فنی و مبانی علمی: برخلاف موسیقی پاپ رایج که اغلب بر پایه ملودی‌های ساده و تکراری بنا می‌شد، آثار نوری دارای ارکستراسیون دقیق و ساختار موسیقایی ارکسترال بودند که به موسیقی کلاسیک پهلو می‌زد. او از تکنیک‌های آواز کلاسیک و اُپرایی (صدای تنور) برای اجرای ترانه‌های مردمی استفاده می‌کرد تا به آنها تشخص ببخشد.

اولویت کلام و پیوند با ادبیات: در پاپ فاخر، شعر و محتوا بر ملودی برتری دارد. نوری برآمده از فرهنگی بود که برای کلام ارزش ویژه‌ای قائل بود و به همین دلیل آثاری خلق کرد که مخاطب را به تفکر وامی‌داشت، در حالی که بخش اعظمی از موسیقی پاپ تجاری از این تعامل عمیق با ادبیات تهی است.

تلفیق هوشمندانه ریشه‌ها: پاپ فاخر استاد نوری، پلی میان موسیقی فولکلور (محلی)، کلاسیک غربی و دستگاهی ایرانی بود. او موفق شد نغمات بومی ایران را با هارمونی‌های پیشرفته و چندصدایی (پلی‌فونیک) پیوند بزند، بدون آنکه اصالت ایرانی اثر خدشه‌دار شود.

محمد نوری؛ نغمه‌پرداز مردم در قرن آهن

پرهیز از «پوچی» و ابتذال: نوری همواره در مقابل موج موسیقی‌هایی که آنها را «پوچ» یا نابه‌جا می‌نامید، ایستادگی کرد. او معتقد بود هنرمند نباید به بهانه «خواستِ مردم»، کارهای بیهوده و کلیشه‌ای ارائه دهد بلکه باید با الهام از مردم، آثاری مستحکم تولید کند که در روشنگری ذهن جامعه نقش داشته باشد. افسوس همین خواست مردم، امروزه بلای خانمان سوزی شده بر تن رسانه در ایران امروز.

تکیه بر سواد هنری: پاپ فاخر به جای تکیه صرف بر حنجره و وسعت صدا، بر «سواد موسیقی» و دانش آوازی استوار است. نوری خوانندگی را بازتعریف کرد و نشان داد که با پرورش درست صدا و دانش آکادمیک می‌توان آثاری خلق کرد که حتی توسط سخت‌گیرترین موسیقی‌دانان کلاسیک و ارکسترهای سمفونیک بین‌المللی تحسین و اجرا شود.

ملی‌گرایی و تم میهنی: یکی از ارکان فاخر بودن آثار نوری، تمرکز بر عشق به وطن و تقویت وحدت ملی بود. قطعاتی مانند «سفر برای وطن» و «ای ایران، ایران» به نمادهایی بدل شدند که فراتر از زمانه خود، در حافظه جمعی چندین نسل از ایرانیان باقی مانده‌اند.

در مجموع، پاپ فاخر در مکتب محمد نوری، موسیقی‌ای است که پشتوانه فرهنگی وسیع، درک عمیق هنری و پایبندی به اخلاق را جایگزین منطق بازار و «خواست مردم» در هنر کرده است.

موسیقی محلی، ملی‌گرایی و چرایی یگانگی دوران

یکی از درخشان‌ترین وجوه هنری محمد نوری، توانایی بی‌بدیل او در اجرای موسیقی محلی ایران بود. او با لهجه‌ای استادانه و احساسی عمیق، ترانه‌های گیلکی، آذری و شیرازی را اجرا می‌کرد. قطعاتی همچون «جان مریم»، «شالیزار» و «جمعه بازار» نمونه‌های اعلای این هنر هستند. نوری برخلاف بسیاری، به سراغ سبک‌های تجاری نرفت و ترجیح داد ریشه‌های ایرانی خود را در قالبی جهانی عرضه کند؛ تا جایی که قطعه «جان مریم» او در رپرتوار ارکستر سمفونیک مونترال کانادا جای گرفت.

یگانگی نوری در موسیقی ایران به چند دلیل است؛ نخست، اخلاق حرفه‌ای؛ او هیچ‌گاه هنر را با تجارت معاوضه نکرد و حتی در سال‌های پایانی زندگی و در بستر بیماری سرطان، کنسرت‌های خیریه برای بیماران خاص برگزار می‌کرد. دوم، میهن‌پرستی؛ ترانه‌هایی مثل «سفر برای وطن» و «ای ایران، ایران» به نمادهای همبستگی ملی تبدیل شدند که پس از دهه‌ها همچنان در حافظه جمعی ایرانیان زنده‌اند. او سال ۱۳۸۵ به عنوان «چهره ماندگار موسیقی» برگزیده شد، عنوانی که حق مطلب را درباره هنرمندی که پلی میان سنت و مدرنیته بود، ادا کرد. محمد نوری ۹ مرداد ۱۳۸۹ درگذشت و پیکر او در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت اما صدای او به عنوان «صدای اصالت و نجابت» همیشه جاودان خواهد ماند.

شما را نمی‌دانم؛ اما من یک نفر که به خاطر ترانه «جینگ و جینگ ساز ...» استاد محمد نوری کلاه از سر بر می‌دارم.

منابع این یادداشت نزد ایرنا محفوظ است.

پژوهشگر فرهنگ و هنر