به گزارش ایرنا، جنگ، پیش از آنکه نقشه یا عملیات باشد، یک صدای ضبطشده در حافظه نسلی است که آن را نه از تاریخ، که از اتاق خواب و در رختخوابش به خاطر میآورند؛ کودکی که از ترس میلرزد، نه مرز میشناسد و نه ایدئولوژی، بلکه او فقط تفاوت میان قبل و بعد را با تغییر رنگ صورت مادرش اندازه میگیرد.
جنگ بهمثابه یک پدیده بیرونی روایت میشود، اما واقعیت آن چیزی است که درون دیوارهای یک خانه کوچک رخ میدهد، از مکالمههای نصفهنیمه گرفته تا نگاههای نگران بر سر شام و سکوتهایی که سنگینتر از آژیرند.
در این میان، کودکان نه قربانی مستقیم خشونت، بلکه راویان خاموش ترسهایی میشوند که بزرگترها نامشان را نمیبرند.
اینجا سخن از سیاست نیست و از مرزها نه، از پیروزی و شکست هم نه، بلکه سخن از لحظهای است که یک کودک باید میان خوابیدن و نترسیدن یکی را انتخاب کند؛ ما که در دنیای واژهها و کنفرانسها نفس میکشیم، شاید هرگز نفهمیم که انتخاب دوم چه هزینهای برای یک ذهن در حال رشد دارد.

جنگ را وقتی میفهمی که کودکی از خواب میپرد
جنگ با تخریب امنیت روانی و آموزشی کودکان، نسل آینده را به سوی خشونت و بیسوادی سوق میدهد.
استاد تمام گروه کودکان دانشگاه علوم پزشکی شیراز با برشماری آثار ویرانگر جنگ بر ابعاد جسمانی، روانی، آموزشی و اجتماعی کودکان، نسبت به شکلگیری نسلی بیسواد و خشن در پی تعطیلی طولانیمدت مدارس، افزایش خشونتهای خانگی و فروپاشی زیرساختهای درمانی هشدار داد و در عین حال بر نقش بیبدیل مادران در ایجاد آرامش و تقویت تابآوری با حفظ روالهای عادی زندگی تاکید کرد.
آسیبهای روانی از شبادراری تا تیکهای عصبی
سرور اینالو با اشاره به ضرورت آموزش خانوادهها درباره چگونگی رفتار با کودکان در شرایط جنگی، گفت: شبکههای اجتماعی باید به خانوادهها مشاوره دهند تا بدانند هر جنگ چه پیامدهای جسمی و روحی برای کودکان به همراه دارد و همچنین مادر در مواجهه با هر یک از این آسیبها چه نقشی باید ایفا کند.
وی افزود: نخستین و آشکارترین اثر جنگ، از میان بردن حس امنیت در کودکان و ایجاد طیفی از آسیبهای روانی، جسمانی، آموزشی و اجتماعی است و این آسیبها پیامدهای بلندمدتی را نیز به دنبال خواهند داشت.
استاد تمام گروه کودکان دانشگاه علوم پزشکی شیراز با اشاره به استرسهای ناشی از جنگ، تصریح کرد: این فشارهای روانی میتواند به اختلال استرس پس از سانحه در کودکان منجر شود، بهگونهای که برخی مراجعان با مشکلاتی چون بیخوابی، کابوسهای شبانه و ترسهای فراگیر مواجه شدهاند و این اضطراب یکی از معضلات اساسی محسوب میشود.
اینالو با تفکیک عوارض جنگ بر اساس گروههای سنی مختلف، اظهار کرد: در کودکان خردسال، بازگشت عادتهایی همچون شبادراری، مکیدن انگشت و بروز تیکهای عصبی مشاهده شده است، بهطوری که شمار قابلتوجهی از مراجعان، دقیقا با پدیده تیک در فرزندان خود در دوران جنگ روبهرو بودهاند.
وی ادامه داد: در مورد نوجوانان و دانشآموزان دبیرستانی نیز دچار بیانگیزگی شدید، رها کردن تحصیل، احساس ناامیدی و افسردگی ناشی از ترس از دست دادن والدین شدهاند و این نگرانی یک بحران عاطفی بزرگ برای خانوادهها محسوب میشود.
جنگ و معلولیتهای دائمی، هشدار درباره زیرساختهای درمانی
استاد تمام گروه کودکان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در ادامه به آسیبهای جسمانی ناشی از جنگ اشاره کرد و گفت: خود جنگ میتواند به طور مستقیم عامل معلولیتهای دائمی در کودکان باشد و در کنار آن، تخریب زیرساختهای بهداشتی، کمبود آب آشامیدنی سالم، شیوع بیماریهای عفونی و فقدان مراقبتهای پزشکی، از دغدغههای جدی خانوادههاست.
اینالو بیان کرد: اگرچه خوشبختانه در دو جنگ اخیر برخی از این بحرانها کمتر رخ داده است، اما نگرانی درباره قطع داروهای بیماران مزمن، به ویژه کودکان مبتلا به آسم و دیابت، همچنان پابرجاست و بسیاری از والدین به دلیل ترس از کمبود، اقدام به ذخیرهسازی چندماهه دارو کردهاند.
وی با تاکید بر آسیبهای آموزشی و اجتماعی، تعطیلی طولانیمدت مدارس را «یک اشتباه مدیریتی بزرگ» دانست و گفت: این بحران منجر به بیسوادی نسلی شده است، بهگونهای که برخی دانشآموزان پایهی سوم و چهارم ابتدایی همچنان در خواندن و نوشتن ناتوان هستند و اغلب امتحانات مجازی نیز توسط خود والدین انجام میشود؛ از سوی دیگر، استرس مزمن جنگ، تمرکز و یادگیری را مختل میکند و حتی بر رشد مغز و تکامل کنترل هیجانی تاثیر منفی میگذارد.
استاد تمام گروه کودکان دانشگاه علوم پزشکی شیراز همچنین به پیامدهای اجتماعی جنگ از جمله افزایش درگیریهای خانوادگی، تشدید خشونتهای خانگی، ازهمگسیختگی بنیان خانوادهها و بروز مشکلات معیشتی اشاره کرد و هشدار داد که تداوم این شرایط نسلی خشن و فاقد مهارتهای اجتماعی را به آینده تحمیل خواهد کرد، چرا که تعطیلی فعالیتهای گروهی و ورزشی، تعاملات میان کودکان را به شدت کاهش داده است.
مادران با عواطف، بحران را مدیریت کنند
اینالو در بخش دیگری از صحبتهای خود به راهکارهای مقابله با این آسیبها پرداخت و گفت: تقویت تابآوری به معنای تحمل صرف نیست، بلکه عبور از بحران با کمترین هزینه ممکن است و مهمترین نقش در این میان بر عهده والدین، به ویژه مادران است، چرا که آنها میتوانند با برقراری ارتباط عاطفی عمیق و حمایتهای روانی، اضطراب فرزندان را کاهش دهند.
وی یکی از موثرترین اقدامات برای کاهش اضطراب کودکان را حفظ روالهای کوچک و عادی زندگی مانند زمان مشخص غذا خوردن و خوابیدن و تداوم بازیهای روزمره دانست و افزود: فراهم کردن فضایی برای تخلیه هیجانات از طریق بازی و نقاشی، به کودکان کمک میکند تا ترسهای خود را بیان کنند و این خود گامی موثر در مدیریت بحران است.
استاد تمام گروه کودکان دانشگاه علوم پزشکی شیراز تاکید کرد: به جای انکار واقعیت ترس، باید با صداقت با کودکان سخن گفت و به آنها فهماند که در شرایط سخت، همراهی و کمک به یکدیگر میتواند آرامش ایجاد کند؛ همچنین از محدود کردن بیش از حد کودکان نیز باید پرهیز کرد، زیرا سرکوب هیجانات، به شیطنتهای آزاردهنده در خانه دامن میزند.

والدین اضطراب خود را مدیریت کنند
اینالو در عین حال بر ضرورت آرامش خود والدین پیش از هر اقدامی تاکید کرد و گفت: مادر و پدری که دچار وحشت هستند، نمیتوانند آرامش را به فرزند منتقل کنند، بنابراین باید در وهلهی نخست اضطراب خود را مدیریت کنند.
وی با اشاره به آسیبپذیری بیشتر کودکان مبتلا به بیماریهای مزمن، به اختلال در زنجیرهی تامین دارو و تجهیزات پزشکی اشاره کرد و افزود: به عنوان مثال، نگرانی خانوادههای کودکان دیابتی درباره تامین قلم انسولین و از بین رفتن شبکههای حمایتی و مراقبتهای تخصصی، یکی از دغدغههای همیشگی خانوادهها بوده است؛ اگرچه در بحرانهای اخیر، همکاران درمانگر با وجود تعطیلی مطبها، تلاش کردند حمایتهای درمانی را از طریق مشاوره تلفنی ادامه دهند، اما این نگرانی همچنان پابرجاست.
چالش مضاعف کودکان اوتیسم در جنگ
استاد تمام گروه کودکان دانشگاه علوم پزشکی شیراز سپس به وضعیت کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم پرداخت و با اشاره به شیوع بالای این اختلال در سالهای اخیر (یک نفر از حدود ۳۰ نفر نوزاد) گفت: این کودکان به شدت به روالهای ثابت زندگی وابستهاند و جنگ با ایجاد تغییر در زمان خواب و غذا، نظم زندگی آنها را برهم زده و باعث فروپاشی رفتاری شده است.
اینالو بیان کرد: متاسفانه پیشرفتهای توانبخشی که با زحمت فراوان به دست آمده بود، در اثر استرس ناشی از صداهای انفجار و آژیر و همچنین تعطیلی مراکز توانبخشی، جای خود را به پسرفت و بازگشت رفتارهای کلیشهای، پرخاشگری و هیجانات کنترلنشده داده است؛ از آنجا که این کودکان معمولا مشکلات کلامی دارند، نمیتوانند نیازهای خود را بیان کنند و به همین دلیل خانوادهها با چالش مضاعفی روبهرو میشوند.
وی برای مدیریت بحران در این کودکان، به والدین توصیه کرد که خونسردی خود را حفظ کنند، از هدفون برای کاهش صدای محیط استفاده کنند، اشیاء مورد علاقهی کودک را همواره در دسترس داشته باشند و با کارتهای تصویری و زبان ساده، پیشبینیپذیری را برای آنها فراهم آورند.
استاد تمام گروه کودکان دانشگاه علوم پزشکی شیراز همچنین بر نقش عملی مادران تاکید کرد و گفت: کودکان تنها به گفتار توجه نمیکنند، بلکه واکنشهای ظاهری مانند لرزش دست مادر را نیز میبینند، بنابراین مادر باید با در آغوش گرفتن کودک و افزایش محبت، آرامش خود را به او منتقل کند.
بحرانها میتواند فرصتی برای رشد خانوادهها و جامعه فراهم آورد
اینالو با اشاره به تجربه موفق دوران کرونا در افزایش همدلی اجتماعی، بیان کرد: بحرانها اگرچه ویرانگرند، اما میتوانند فرصتی برای رشد خانوادهها و جامعه فراهم آورند و با آموختن کمک به دیگران و مشارکت کودکان در این همیاری، میتوان همدلی و ارتباطات عاطفی را تقویت کرد.
او نقش درمانگران را در این میان، حمایت از خانوادهها و کاهش استرس آنها دانست و بر لزوم بهرهگیری از ظرفیتهای جامعه برای عبور از بحران با کمترین آسیب تاکید کرد.
چه کسی بحران یک ذهن ۶ ساله را مدیریت میکند؟
و در نهایت، جنگ همیشه یک پایانبندی غایب دارد، نه به این معنا که تمام نمیشود، بلکه به این معنا که اثرش نه در میدانهای نبرد، که در نحوه نگاه یک نوجوان به فردا، در لحن صدای مادری که میخواهد آرام باشد اما نیست، و در رویاهایی گم میشود که هرگز تعریف نشدند.
شاید مهمترین سوالی که پس از شنیدن این روایتها به ذهن میرسد، این باشد که وقتی بزرگترها مشغول مدیریت بحراناند، چه کسی دارد بحران کوچک یک ذهن ۶ساله را مدیریت میکند؟ بحرانی که نامش را در پروندهها نمینویسند، اما سالها بعد در قالب یک تیک عصبی یا یک کابوس بیپایان، خودش را روایت خواهد کرد.
و شاید جنگ همان چیزی باشد که هرگز در کلمات نمیگنجد، مگر در میان خطهایی که یک مادر برای فرزندش نقاشی میکند تا به او نشان دهد دنیا هنوز هم جای ماندن است.