به گزارش ایرنا؛ در دل روستای «توچغاز» ملایر میان سادگی و صمیمیت مردمانش، مردی از تبار دهه شصت با چهرهای مخلص و آرام، سالهاست که بیرق خدمت به زائران حسینی را بر دوش کشیده است.
«مصطفی حیدری» بانی موکب «جوانان قمر بنیهاشم» است و از سال ۱۳۹۷ با نیتی پاک و دلی آکنده از عشق به اهل بیت(ع) گام در راهی نهاد که پایانش را جز به کرامت صاحباش نمیداند.
او امروز نه فقط یک خادم که پدری مهربان برای جوانان این راه است؛ جوانانی که یکیک زیر بیرق امام حسین(ع) گرد آمدهاند تا لحظهای از خدمت به زائران اربعین فروگذار نکنند.
در همین رابطه و همزمان با پیادهروی عظیم اربعین و برپایی موکبهای خدمترسانی به زائران، گفت و گویی با «مصطفی حیدری» یکی از موکبداران شهرستان ملایر داشتیم که در پی میخوانید:

ایرنا: هشت سال پیش چه شد که تصمیم گرفتید این موکب را در روستا راه بیندازید؟
حیدری: عشق به امام حسین(ع) زمان و مکان و سن نمیشناسد؛ از همان کودکی ناخودآگاه به این سمت و سو کشیده میشوی، چون در مکتب حسین(ع) بزرگ شدهایم درس خواندهایم و امروز با افتخار به زائرانش خدمت میکنیم.
در روستای توچغاز هم همه اهالی عاشق امام حسین(ع) و ابوالفضل(ع) هستند و برای خدمت سر از پا نمیشناسند، از سوی دیگر به دلیل قرار گرفتن روستای ما در مسیر تردد زائران اربعین حسینی، هشت سال پیش به این نتیجه رسیدیم که سهم ما از این کاروان عشق، فقط گریه و عزاداری نیست.
دیدم بسیاری از زائران که از این مسیر عبور میکنند، جواناند و خسته، گفتم چرا ما که اینجا هستیم، دست به کار نشویم؟ با یک چادر کوچک و چند تا قوری کار را شروع کردیم و جوانان روستا با جان و دل پای کار آمدند و هر سال پررونقتر از قبل شدیم.
نوکری امام حسین(ع) بزرگترین برکت زندگی من است، یک بار در جادهای که هر دو طرف بسته بود، با ماشین در حرکت بودم و ناگهان با زمزمه یا ابوالفضل (ع) و توسل به این خاندان، عنایتی دیدم که قابل بیان نیست، همین که امروز با خانوادهام لیاقت خدمت به زائران را دارم و میتوانم با پولی که دارم، اجاره خانهام را بدهم، برایم بزرگترین برکت است.
ایرنا: چرا «قمر بنیهاشم» را برای موکب با میدانداری جوانان انتخاب کردید؟
حیدری: راستش اول دلم میخواست اسم موکب را «حضرت عباس(ع)» بگذارم، اما یک شب با خودم فکر کردم این نام آن قدر عظمت دارد که نباید فقط به یک موکب روی زمین محدود شود؛ این نام باید در آسمانها بدرخشد.
برای همین گفتم «قمر بنیهاشم» که هم اشاره به ماه آسمان کربلاست و هم یادآور علمداری و وفاداری است، چون بنیانگذاران و خادمان اصلی این موکب، همه از جوانان و نوجوانان همین روستا هستند، نام آن را به «موکب جوانان قمر بنیهاشم» کامل کردیم.
این جوانان عاشق بیچونوچرای علمدار کربلا هستند و هر کاری میکنند، فقط برای یک لبخند از زائران حضرت اباعبدالله(ع) است و هر سال تعداد آنها در موکب بیشتر و عشقشان به خادمی افزونتر میشود، افتخار من در موکب به همین جوانان است.

ایرنا: چطور نسل نوجوان و جوان را پای کار نگهداشتید؟
حیدری: این نسل عطش عجیبی برای خدمت دارد، کافی است به آنها اعتماد کنی، از ۲۰ روز گذشته که موکب برپا شده، با عشق چای میریزند و از زائر خسته پذیرایی میکنند و نیازی به اجبار نیست؛ وقتی بوی عطر حسین(ع) میآید، خودشان پیشقدم میشوند.
دختران و زنان روستا هم با سلیقهای مثالزدنی، میانوعدهها و غذای گرم را آماده میکنند، آنها معتقدند این خدمت کوچک، بزرگترین سرمایهشان برای آخرت است.
ما هیچچیز از زائران نمیخواهیم، نه پول و نه تشکر اضافی، فقط دلمان میخواهد وقتی زائر خسته از راه میرسد، لبخند رضایت روی لبش بنشیند، اینجا همه چیز بیمزد و منت است؛ چون ما خودمان را مدیون آقا اباعبدالله(ع) میدانیم، راستش را بخواهید خستگی این کار برایمان شیرینترین خستگی دنیاست.
نوجوانانی در این موکب خادمی میکنند که در خانه خودشان دست به سیاه و سفید نمیزنند، همه این جوانان و نوجوانان میگویند که دوست دارند در این موکب باشند تا سهمی در این کاروان عشق ایفا کنند؛ حتی اگر سهمشان فقط خرید و یا توزیع یک دسته نان یا دادن یک بطری آب به دست زائر باشد.
ایرنا: راز ماندگاری این موکب در میان این همه ازدحام و کاروانهای بزرگ چیست؟
حیدری: رازش خلوص و سادگی است، ما نه امکانات عجیبی داریم و نه پُز کارهای بزرگ، فقط دلی به وسعت یک دنیا عشق داریم.
اینجا با کمترین امکانات بیشترین عشق را تقدیم زائران سرور و سالار شهیدان میکنیم. من همیشه به خادمان میگویم: خادم بیادعا باشید؛ چون آقا امام حسین(ع) خادمان بیریا را دوست دارد.
به نظرم بهشت همین جاست؛ جایی که خدمت بیچشمداشت و عشق، بیپایان است، به آنها میگویم اینجا خانه شماست؛ خسته نباشید.
موکب ما کوچک است، اما دلهایمان برای پذیرایی از زائران، بینهایت بزرگ است، ما گمگشته همان معنای بزرگ عاشوراییم؛ یعنی ایثار، فداکاری و خدمت و همیشه برای جوانان این موکب و جوانان روستا طلب دعای خیر میکنیم.
من معتقدم هر قدمی که در این راه برمیداریم، صبر و امید بستن به خداوند است، تجربه نشان داده زمانی خداوند در خیری به رویت باز میکند که صبر و تحملت را آزمایش کند، اگر به سمتش بروی و ناامید شوی، آن درِ کوچک به رویت باز میشود که انتهایش بنبست است، اما اگر صبور باشی و امیدت فقط به خدا باشد، در بزرگتری به رویت گشوده میشود که تو را به دنیایی فراتر از آنچه تصور میکردی، وارد میکند، این رمز موفقیت ما در اداره این موکب و خدمت به زائران است.

ایرنا: این راه پرفروغ را چه کسی به شما نشان داد؟
حیدری: روایت خادمی در موکب جوانان قمر بنیهاشم، روایتی از عشق، صبر و نوکری در مسیر اباعبدالله(ع) است، پنج دهه از عمرم را برای خادمی حسین(ع) گذاشتهام، بسیار خشنود و راضی هستم، از همان کودکی همراه پدرم در مراسمهای محرم و اربعین بودم، عشق به حضرت قمر بنیهاشم(ع) در وجودم ریشه دوانیده و هرچه دارم از برکت نوکری به این خاندان است.
من از خاندان اهلبیت(ع) شفا دیدهام و سلامتی امروز خودم را مدیون خادمی اباعبدالله(ع) میدانم، پدرمم هم از این خاندان شفای خیر گرفته و تا به امروز پا به پای ما و جوانان در این موکب خادم، همراه و راهنمای ماست.
همین ارادت است که موجب شده در گرمای ۴۳ درجه، بعد از یک روز کار سخت کشاورزی، باز هم ریش سپیدان به موکب بیایند، به گفته خودشان وقتی خسته میشوند، سری به موکب میزنند تا حال و هوایشان خوب شود و از قمر بنیهاشم نیروی مضاعف بگیرند.
بزرگترین افتخار من داشتن پدری است که تمام عمرش را در مسیر اهلبیت(ع) گذرانده است، او نه تنها الگوی من، بلکه برای همه ما در خانواده الگو هستند، چهار خواهر و یک برادر دیگر هم دارم که همه در این مسیر قدم برمیدارند.
ایرنا: موکب شما چه خدماتی به زائران ارائه میدهد و فضای آن چگونه است؟
حیدری: موکب ما با کمک مردم روستا و خیران، روزانه پذیرای هزاران زائر است، از چایخانه و غذای گرم تا اسکان و اقامه نماز، همه با عشق و بدون هیچ چشمداشتی انجام میشود.
اما فضای معنوی آن مهمتر است؛ جایی که پدرم با نفس گرمش، دمی از حضرت عباس(ع) میخواند و حال و هوای موکب را کربلایی میکند، اینجاست که خستگی از تن زائر و خادم بیرون میرود.
حسینیه سیدالشهدا(ع) در داخل روستای توچغاز، ظرفیت اسکان بیش از ۷۰۰ نفر را دارد، اگر زائری بخواهد شب را اینجا استراحت کند، در حسینیه از او پذیرایی میکنیم، علاوه بر این، مسجد جامع و مسجد فاطمه الزهرا(س) روستا را نیز برای مواقع بحرانی آماده کردهایم، همچنین طبق روال سالهای قبل، زائران در خانههای اهالی روستا اسکان داده میشوند و این فرهنگسازی سالهاست که در روستا نهادینه شده است.
خدمات متنوعی مانند تعمیر خودرو، ویزیت رایگان، آرایشگاه، واکس و تعمیرات کفش و خیاطی نیز در موکب برای زائران نیازمند ارائه میشود، ایستگاه پرستاری به صورت شبانهروزی فعال است.
بیش از ۵۰ خادم زن و مرد به صورت ۲۴ ساعته در سه شیفت، خدمات متنوعی را به زائران ارائه میدهند، از پخت و پز و توزیع غذا گرفته تا پذیرایی، راهنمایی، اسکان اضطراری و فضای فرهنگی برای کودکان و نوجوانان، از ۲۰ روز پیش هم زودتر از سایر موکبها، فعالیت خود برای پذیرایی از زائران اریعبن شروع کردهایم.
روزانه به طور میانگین بیش از پنج هزار پرس غذای سرد و گرم بین زائران توزیع میشود، وعدههای غذایی شامل صبحانه، ناهار، شام و میانوعده است و منوی غذا را هم بر اساس ذائقههای مختلف و نیاز زائران تنظیم میکنیم؛ گاهی غذای محلی، گاهی غذاهای ساده و پرانرژی که برای پیادهروی مناسب باشد.
موکب قمر بنیهاشم این افتخار را دارد که در ایام غیر از اربعین نیز با احداث یا مرمت منازل مسکونی نیازمندان و تهیه و توزیع بستههای معیشتی، در حد توان به مردم خدمترسانی کند.

ایرنا: از خدمات خاص این موکب به زائران اربعین بگویید؟
حیدری: به لطف خدا و عنایت اهل بیت(ع)، سه اتفاق خوب در موکب ما رخ داده، اول اینکه برای اولین بار وعده عصرانه را به برنامه غذایی زائران اضافه کردیم، خیلی از زائران بعد از ظهر عجله دارند که به سمت مرز یا نجف بروند، اما گرسنه بودن باعث خستگی بیشتر میشود، به همین خاطر تصمیم گرفتیم با یک چای گرم، خرما، کیک یا نان محلی، کمی انرژی به آنها بدهیم تا با حال بهتری مسیرشان را ادامه دهند.
دومین تغییر، احداث یک چشمه حمام اختصاصی برای بانوان و نیز راهاندازی رختشویخانهای مجزا در بخش استراحتگاه موکب است، سالهای قبل این امکانات محدود بود، اما امسال با درخواستهای زیاد از طرف خانوادهها، فضای جداگانه و بهداشتی برای خواهران در نظر گرفتیم تا بتوانند با آسایش بیشتری استراحت کنند.
سوم اینکه، محل اسکان و استراحت زائران را نسبت به سالهای گذشته بیش از دو برابر بزرگتر کردیم، قبلاً حدود ۲۰۰ نفر بهصورت همزمان میتوانستند استراحت کنند، اما اکنون ظرفیت به ۵۰۰ نفر افزایش یافته، همچنین آشپزخانه موکب مثل سالهای قبل، زیر نظر بانوان مدیریت میشود؛ از بانوانی که داوطلبانه از شهرهای مختلف ایران آمدهاند و با عشق و صفا، غذای گرم بین زائران توزیع میکنند.
ایرنا: دو سال پیش خانهتان را در آتشسوزی از دست دادید، این اتفاق چه تأثیری در فعالیت موکبداری شما داشت؟
حیدری: سه سال پیش منزل مسکونیام به خاطر نشتی آبگرمکن کاملاً سوخت و ما فعلاً اجارهنشین هستیم، اما باور کنید که اهل بیت(ع) در همان روزهای سخت هم به دادمان رسیدند.
من معتقدم همین نگاه و عنایت حضرت عباس(ع) بود که بعد از آن حادثه توانستم یک زمین کوچک خریداری کنم و نیت قلبیام هم این است که در آن زمین خانهای دو طبقه بسازم و یک طبقه کامل را به عنوان تکیه یا حسینیه وقف کنم و اگر روزی من نباشم، آن تکیه محل ذکر یا حسین(ع) و پناهگاه عاشقان اهل بیت(ع) شود و این کار را بیمهای برای خودم و خانوادهام میدانم تا در آخرت هم از برکت نام عباس(ع) بینصیب نمانیم.
من یک اصل ساده دارم که شب اول قبر وقتی از من میپرسند اسمت چیست و یا مذهب تو چیست؟، جوابم فقط این است: «من نوکر حضرت عباسم». هر سؤالی بپرسند، من همان یک جمله را تکرار میکنم: «نوکر قمر بنیهاشم(ع) هستم»، این یعنی تمام هویتم را به آقا ابوالفضل گره زدهام و امیدوارم ایشان در آن لحظه تنهایم نگذارند.

ایرنا: آرزوی شما برای موکب قمر بنی هاشم چیست؟
حیدری: من هر شب در نماز و دعا از سیدالشهدا(ع) میخواهم که روزی پولی به دستم بیاید که بتوانم به جای چادرهای موقت، یک ساختمان ۱۰ طبقه برای زائران اربعین بسازم.
تا الان ظرفیت موکب ما حدود ۲ هزار نفر در طول ایام اربعین است، اما من میخواهم آن ساختمان پذیرای ۱۰ هزار زائر باشد، میخواهم خانوادهها با خیال راحت، در اتاقهای سرپوشیده و با امکانات کامل استراحت کنند و شبیه یک هتل ساده، اما پر از عشق حسینی باشد.
ایرنا: سختترین لحظه برای شما در طول این سالها چه بوده است؟
حیدری: سختترین لحظه وقتی است که زمان جمعکردن خیمهگاه حضرت عباس (ع) فرا میرسد، همان لحظه که باید پرچمها را پایین بکشیم، چادرها را جمع کنیم و با موکب خداحافظی کنیم، دلم میشکند، انگار که از وجود یک پناهگاه الهی جدا میشوم.
دلم میخواهد کاش همیشه موکب برپا بود و ما تا ابد در خدمت زائران اباعبدالله(ع) میماندیم. اما امیدوارم هر سال که میگذرد، این خیمهها بزرگتر و پرشورتر برپا شوند.
ایرنا: از بیماریتان و شفای معجزهآسایی که داشتید، بگویید؟
حیدری: درست اسفندماه دو سال پیش بود که از کمر درد شدید به طور ناگهانی زمینگیر شدم و قدرت راه رفتن نداشتم، یک روز نگاهم به یادگاری از ستاد اربعین افتاد که به من هدیه داده بودند، ناخودآگاه گفتم: «یا حسین(ع)، اربعین امسال با این وضعیت چطور خدمت کنم؟».
یک شب از قمر بنیهاشم(ع) گلایه کردم که آقا عباس(ع) تو دست غریبهها را میگیری، اما من که سالها نوکر شما هستم، چرا دستگیریام نمیکنی؟» همان شب حال بهتری پیدا کردم و به مدد حضرت ابوالفضل(ع) روی پای خودم ایستادم و راه رفتم.
به همین خاطر نذر امسالم را زودتر از همیشه با برپایی موکب آغاز کردم، ابوالفضل(ع) هیچگاه دست رد به سینه عاشقانش نمیزند.
و سخن آخر:
حیدری: از همه زائران و خادمان میخواهم که ما را از دعای خیرشان فراموش نکنند، این موکب مال یک نفر نیست؛ مال همه کسانی است که به عشق حسین(ع) یک وجب خاک، یک ریال پول یا یک دقیقه وقت خود را هدیه کردهاند.
ما عشق و دلدادگی به امام حسین(ع) را سرلوحه کار خود قرار دادهایم و از هیچ تلاشی برای رفاه حال زائران دریغ نمیکنیم و امیدواریم بتوانیم سربلند از این مسیر عبور کنیم، ما سالهاست در این مسیر گام برمیداریم، نه خسته میشویم و نه دلگیر؛ چرا که میدانیم هر قدمی که برمیداریم، پلی است به سوی خدا و هر جرعه آبی که به کامِ زائر میریزیم، زمزمهای است از زمزم طهارت علمدار کربلا.