گویا ما، از ابتدا در پی جنگ بودیم و مسیرهای دیگر را طی نکردهایم. هرآنچه که برای پرهیز از جنگ، لازم و ممکن بود، تحقق یافت و ما نشان دادیم که جنگطلب نیستیم اما اینک، کار به نهایت رسیده و راه دیگری در میان نیست. آمریکا در عمل نشان داده که جز تسلیم ایران و بلعیدن آن، سودایی ندارد و به کمتر از این راضی نمیشود. در این لحظه یا باید جنگید یا باید تسلیم شد. این وضع، حاصل منطق آمریکاست که از استکبار و تفرعنش برمیخیزد. ما با ذاتیاتی مواجه شدهایم که بافت و ساخت سیاست آمریکایی را تشکیل میدهند. از آمریکا بهعنوان مظهر تمامعیار سلطه غربی، جز این انتظاری نمیرود. در برابر چنین رویکردی، اگر دوباره گرفتار دامچاله مذاکره بشویم، باز هم طعم خسارت محض را خواهیم چشید و در گرداب، فرو خواهیم رفت. تمام تجربههای گذشته، شکست خوردهاند و از معرکه مذاکره با آمریکا، هیچ سودی عاید ما نشده است. اکنون نیز مذاکره، هیچ ماهیتی جز فریفتن و خریدن زمان و سعی برای ایجاد شکاف و گسست داخلی ندارد. باید محکم و مصمم ایستاد و دچار وسوسه نشد و آشکارا، از پایانیافتن دوره مذاکره با آمریکا سخن گفت. باید این پنجره فرصتسوز را بست و تنها به مقاومت اندیشید و مسیر مقاومت را در پیش گرفت. ما اکنون بهروشنی دریافتهایم که آمریکا، قصد جان ما را کرده و به کمتر از براندازی یا استحاله، راضی نمیشود. مذاکره، یک ظاهرسازی رسانهای برای خدعههای دوباره است و هیچ حقیقتی ندارد. راهبرد آمریکا، تغییر حکومت در ایران است و برای این هدف، ترکیبی از جنگ و مذاکره را انتخاب کرده است. باید این ترکیب را درهم ریخت و در دل دشمن، وحشت و هراس افکند.
∎
بستن پنجره فرصتسوز
لیبرالهای ایرانی، همچنان و با وجود شکست چندباره مسیر مذاکره، در فضیلت مذاکره میگویند و مینویسند. به صلح اشاره میکنند و از پیامدها و تبعات جنگ میگویند تا شاید مخاطب، باور کند که جنگ، گزینه مطلوبی نیست.
لیبرالهای ایرانی، همچنان و با وجود شکست چندباره مسیر مذاکره، در فضیلت مذاکره میگویند و مینویسند. به صلح اشاره میکنند و از پیامدها و تبعات جنگ میگویند تا...
صاحبخبر -