اكبر عبدي از معدود بازيگران تاريخ سينماي ايران بود كه با تسلط شگفتانگيز بر بدن، صدا و تغيير شخصيت. از كمدي تا درام، هر نقش را به هويتي مستقل بدل ميكرد و استانداردي ماندگار و بيبديل در بازيگري شخصيتپرداز برجاي گذاشت و فقدان او داغي بزرگ بر دلهاي مردم هنردوست ايران نشاند. اما از سوي ديگر درگذشت اكبر عبدي بازيگر نقشهاي رنگارنگ سينماي ايران يكبار ديگر ذهن اهالي فرهنگ و هنر و فرهنگدوستان را متوجه مشكلات هنرمندان در زندگي واقعي كرد. هنرمنداني كه براي زيست سالم در پيچ و خم دوقطبيهاي سياسي گرفتار بودند و هستند. از مدعيان دروغين حقوق بشر در خارج تا مدعيان ارزشهاي ديني و ملي در جناحهاي مختلف داخل كشور هنرمندان را نه براي خودشان ميخواهند و نه براي هنرشان؛ آنها هنرمندان را ابزاري براي اهداف خود در حوزه قدرت ميپسندند؛ در اين ميان بسياري از شخصيتهاي تاثيرگذار فرهنگي و هنري در قامت رسانه اين جناح و آن جناح ظاهر شدهاند و چه بسا همانند نقشهاي هنري در نقشهاي متناقض ظاهر ميشوند. در اين ميانه مردم از ظرفيت مادي و معنوي اصحاب فرهنگ و هنر محروم ميشوند و آنچه عايدشان ميشود، سرمايهسوزي است. در اين مورد نوع نگاه متوليان امر در مجلس، دولت، صدا و سيما و نهادهاي مرتبط ديگر تاثير ويژهاي دارد. اين نهادها در كمتر دورهاي به لطافت هنرمندان و ظرافت كار با آنها توجه داشتهاند. چه بسا در بعضي از ادوار تصويري از نگاه اسلام و ايران به مقوله هنر و هنرمندان ارايه دادهاند كه بسياري از شخصيتهاي تاريخساز هنر ايراني را از آيين و وطن دور و مردم را از هنر آنان محروم كرده است و البته برخي از اين افراد نيز دچار خطاي محاسباتي شدند و به ابزاري براي اهداف بيوطنان تبديل شدهاند كه اين نيز از بار مسووليت متوليان امر در مديريت حوزه گسترده فرهنگ و هنر و نيالودنش به سياست نميكاهد. اكنون كه در سوگ اكبر عبدي نشستهايم، به ياد نقشهاي رنگارنگ او كه او را براي همگان دوستداشتني كرده بود ضمن عرض تسليت به خانواده، دوستان و فعالان بخشهاي مختلف صنعت سينما، تئاتر و تلويزيون اميدوارم در موقعيت خطير و پيچيده ايران عزيز آغوش وطن را براي همه هموطنان به ويژه هنرمندان باز و دست رحمت و رأفت اسلامي را به سوي همه آنان با هر گرايشي دراز كنيم و با عبور از فضاي قهر و آشتيهاي دوقطبي زمينه را براي استفاده از توانمنديهاي آنان در كنار مردم حاضر در خيابان و دلاورمردان ميدان بيش از پيش فراهم سازيم. «زندگي صحنه يكتاي، هنرمندي ماست
هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست
خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد».