مهدي بيكاوغلي
در شرايطي كه بسياري از تحليلگران پيشبيني كرده بودند با سفر نتانياهو به واشنگتن و ديدار با ترامپ، زمينهساز بروز تنشهاي بيشتر در فضاي منطقهاي خواهد شد، تحولات 24ساعت گذشته بر درستي اين تحليلها صحه گذاشت. حملات ايران به مواضع امريكا در منطقه و پس از آن حمله امريكا به جريانهاي مقاومت در عراق، خروجي سفري است كه همواره جز تنش و درگيري آوردهاي براي منطقه نداشته است. گزارشهاي اخير از تحركات ديپلماتيك و ميداني جمهوري اسلامي ايران، نشاندهنده يك چرخش راهبردي اساسي در دكترين نظامي و امنيتي تهران است. جايي كه ايران با عبور از پيادهسازي بازدارندگي سنتي و واكنشهاي انفعالي به تصميمات واشنگتن، به سمت تعيينكنندگي در روند، سرعت و ابعاد رويارويي حركت كرده است. بررسي زنجيرهاي از حوادث همزمان (از مسدودسازي كامل تنگه هرمز و توقف نفتكشهاي متخلف تا تقابلهاي مرزي در شمالغرب كشور، حملات موشكي به پايگاههاي نظامي در اردن، تنشهاي فزاينده ديپلماتيك با اوكراين و بيانيه تند گروههاي مقاومت عراقي عليه ائتلاف امريكايي-سعودي) نشان ميدهد كه تهران كارزار هماهنگ و يكپارچهاي را براي بازتعريف توازن قوا در خاورميانه آغاز كرده است. رويكردي كه تحليلگران نظامي غرب و نهادهاي اطلاعاتي منطقه نيز آن را تغيير آشكار بازي به نفع ايران قلمداد ميكنند.
با عبور از مرزهاي بازدارندگي سنتي تغيير دكترين ايران آغاز شد
در شرايطي كه تنشها ميان جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده امريكا به همراه متحدان منطقهاي آن به اوج خود رسيده است، ارزيابيهاي اطلاعاتي و تحليلهاي راهبردي نشان ميدهند كه تهران تعريف خود از امنيت ملي و ابزارهاي دفاعي را بهطور بنيادي تغيير داده است. رويكردي كه هم در بيانيههاي سپاه و قرارگاه خاتم در طول دهههاي گذشته، استراتژي نظامي ايران عمدتا بر پايه «پاسخدهي فعال» و «بازدارندگي متقابل» استوار بود؛ بدين معنا كه تهران منتظر اقدامات طرف مقابل ميماند تا بر اساس آن، شدت و عمق پاسخ خود را تنظيم كند. با اين حال، حوادث اخير نشان ميدهد كه اين دوران به پايان رسيده و تهران دكترين جديدي را بر پايه ابتكار عمل تهاجمي پايهگذاري كرده است. دنيس سيترونوويچ، رييس سابق ميز ايران در اطلاعات نظامي اسراييل (آمان)، در تحليلي تحت عنوان «چرا ايران شليك كرد؟» تاكيد كرده است كه دكترين تهران در دوره جديد دچار دگرگوني عميقي شده است. وي ميگويد: «ايران در دوره جديد به دنبال تعيينكنندگي در سرعت و روند رويارويي است. از ديدگاه تهران، ابتكار عمل تهاجمي راهي براي اثبات اين است كه تهران همچنان ابتكار راهبردي را در دست دارد.» تحليلگران غربي نيز بر اين باورند كه عدول از مدل كلاسيك بازدارندگي و ورود به فاز كنشگري تهاجمي، پاسخ مستقيمي به ارزيابيهاي تهران از وضعيت داخلي ايالات متحده و آمادگي اين كشور براي درگيريهاي جديد در خاورميانه است. در شرايطي كه واشنگتن مايل به درگير شدن در يك بحران تمامعيار جديد نيست، تهران از اين شكاف بهره برده تا دست برتر خود را در حوزه عملياتي و ژئوپليتيك تثبيت كند.
معادله تنگه هرمز؛ مسدودسازي كامل و اعمال حاكميت ملي
يكي از آشكارترين و بيسابقهترين نمودهاي اين كنشگري فعال، انسداد كامل تنگه هرمز به عنوان حياتيترين آبراه انرژي جهان است. اقدام پدافندي و نظارتي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در كنترل عبور و مرور دريايي، گام بلندي در راستاي بازتعريف حاكميت ملي و اعمال قدرت سخت در خليجفارس به شمار ميرود. يك منبع آگاه نظامي در گفتوگو با فارس در اين باره اعلام كرد: «اين آبراه راهبردي بهطور كامل مسدود است و هيچ شناوري بدون اجازه ايران حق عبور از تنگه هرمز را ندارد.» وي افزود: «سه نفتكش متخلف كه با وجود اخطارهاي مكرر نيروي دريايي سپاه به حركت خود ادامه ميدادند، هدف آتش نيروهاي عملكننده قرار گرفته و متوقف شدند.» اين اقدام نظامي مستقيم، حاكي از آمادگي تهران براي روياروييهاي بزرگتر و پذيرش ريسكهاي ناشي از آن است. تنگه هرمز كه روزانه ميليونها بشكه نفت خام و فرآوردههاي نفتي از آن عبور ميكند، همواره به عنوان يك اهرم فشار بالقوه مطرح بوده، اما اجراي عملياتي انسداد آن نشان ميدهد كه تهران پتانسيلهاي تئوريك خود را به فاز اقدام عملي وارد كرده است. اوج اين تغيير راهبرد را در حملات ايران به پايگاههاي امريكا در اردن ميتوان ديد. اما در پي افزايش كارآمدي ضربات نظامي ايران و گروههاي همپيمان در منطقه، دونالد ترامپ، رييسجمهور امريكا، با ادبياتي تهديدآميز و همراه با سراسيمگي ادعا كرد كه حملات ايران به مواضعي در اردن غافلگيركننده بوده و نيروهاي امريكايي فرصت بسيار اندكي براي مقابله داشتهاند. وي مدعي شد كه درصدد پاسخگويي است و گزينههاي متعددي را روي ميز دارد. با اين حال، ناظران و تحليلگران نظامي معتقدند اين اظهارات تند بيشتر براي مصارف داخلي ايالات متحده و سرپوش گذاشتن بر ناكاميهاي جدي پدافندي ارتش امريكا در رهگيري پرتابههاي ايراني ايراد شده است. واقعيت ميداني نشان ميدهد كه سيستمهاي پدافندي چندلايه امريكا در اردن و عراق در مواجهه با پهپادها و موشكهاي نقطهزن با چالشهاي فني و عملياتي جدي روبهرو شدهاند. تحليلگران تاكيد دارند كه ميان حملات در عراق، اردن و فعاليتهاي مقاومت، ارتباطي مستقيم و ساختاريافته وجود دارد. از ديدگاه تهران، اينها جبهههاي متفاوتي از يك كارزار واحد هستند كه هدف آن بازتعريف توازن قوا، افزايش هزينه حضور نظامي امريكا و در نهايت تضعيف جايگاه واشنگتن در منطقه است. انسجام عملياتي جبهه مقاومت در شليكهاي همزمان و هماهنگ، عملا توانايي ايالات متحده را براي پاسخدهي متمركز تجزيه كرده و فرماندهان پنتاگون را در تصميمگيري دچار سردرگمي ساخته است.
غوغاي شبيخون امريكايي-سعودي به عراق و واكنش مقاومت
تجاوز مشترك هوايي امريكايي-سعودي به خاك عراق و هدف قرار دادن مواضع نظامي، موجي از خشم و انزجار را در ميان گروههاي مقاومت عراقي برانگيخت. اين حملات كه حاكميت ملي عراق را آشكارا نقض كرد، با پاسخهاي تند و هشدارهاي صريح فرماندهان مقاومت مواجه شد. جنبش مقاومت اسلامي النُجباء در بيانيهاي شديداللحن تصريح كرد: «اجازه نخواهيم داد مستبدان واشنگتن و اعراب سعودي، خاك عراق را آلوده كنند، بدون اينكه بهاي سنگيني پرداخت كنند.» اين جنبش با به چالش كشيدن انفعال دولت مركزي، از بغداد خواست تا فراتر از بيانيههاي تشريفاتي و ديپلماتيك عمل كرده و اقدامات عملي براي بيرون راندن اشغالگران انجام دهد. همزمان، شيخ قيس الخزعلي، دبيركل عصائب اهل الحق نيز درباره پيامدهاي جدي اين تجاوز نظامي هشدار داد و بر لزوم تكميل سريع پرونده خروج نيروهاي خارجي از عراق تاكيد كرد. وي اشاره كرد كه هرگونه حضور نظامي خارجي تحت عنوان ائتلاف بينالمللي، منبع اصلي بيثباتي و ناامني در عراق و كل منطقه است. اين بيانيهها نشاندهنده آن است كه گروههاي مقاومت عراقي، هماهنگ با استراتژي كلان تهران، آمادهاند تا در صورت تداوم تجاوزات، ضربات مهلكتري را به منافع نظامي و اقتصادي امريكا و شركاي منطقهاي آن در خاك عراق و فراتر از آن وارد كنند.
ديپلماسي تهاجمي پرونده اوكراين و تحركات اروپا
همپاي ميدان جنگ، دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران نيز دستخوش تغييرات اساسي شده و رويكردي هجومي و صريح را در دستور كار خود قرار داده است. سيد عباس عراقچي، وزير امور خارجه ايران در گفتوگوهاي اخير خود با مقامات اروپايي و اوكرايني نشان داد كه تهران ديگر در موضع تدافعي قرار ندارد. در خصوص حمله به كشتي تجاري ايران، وي ادعاي اوكراين مبني بر غيرعمدي بودن اين حادثه را به شدت مردود دانست و تصريح كرد: «رژيم اوكراين بايد صراحتا مسووليت اين اقدام غيرقانوني و جنايتكارانه را بپذيرد.» وي افزود كه ايران حق پاسخگويي و پيگيري حقوقي اين پرونده را در مراجع بينالمللي براي خود محفوظ ميدارد. اين موضعگيري قاطع در برابر كييف و حاميان غربي آن نشان ميدهد كه ديپلماسي كشور همراستا با ميدان، مسير مطالبهگري را برگزيده است. عراقچي همچنين در گفتوگو با كايا كالاس، رييس سياست خارجي اتحاديه اروپا، با انتقاد از رفتارهاي دوگانه و مداخلهجويانه اروپا بر لزوم احترام به حاكميت ملي ايران و عدم دخالت در پروندههاي دفاعي كشور تاكيد كرد. اين رويكرد جديد ديپلماتيك به طرفهاي غربي تفهيم ميكند كه ايران ميان ديپلماسي و ميدان تفكيكي قائل نيست و فشارهاي سياسي نميتواند اراده دفاعي كشور را متوقف سازد.
وساطت پكن
در شرايطي كه تنشهاي منطقهاي به اوج خود رسيده، برخورد يك پرتابه جنگي به مناطق مرزي در شمالغرب كشور (آذربايجان غربي و پيرانشهر) گمانهزنيهاي مختلفي را درباره منشا آن ايجاد كرده است. اگرچه مقامات نظامي در حال بررسي دقيق ابعاد اين حادثه هستند. در پاسخ به اين بحرانها، قدرتهاي بينالمللي نظير چين تلاش دارند نقش ميانجي و تثبيتكننده را ايفا كنند. كاردار نمايندگي چين در سازمان ملل در بيانيهاي با ابراز نگراني از روند فزاينده تنشها تاكيد كرد: «تفاهمنامه ايران و امريكا نبايد از بين برود و خاورميانه به عرصه رقابت و درگيري قدرتهاي بزرگ تبديل شود.» پكن كه منافع راهبردي بزرگي در امنيت خطوط انتقال انرژي خليجفارس دارد، از طرفين خواسته است تا از اقدامات تحريكآميز خودداري كنند. با اين حال، ناظران سياسي معتقدند كه وساطت چين منوط به پذيرش واقعيتهاي ميداني جديد توسط واشنگتن است؛ واقعيتهايي كه در آن ايران به عنوان قدرت بلامنازع منطقه، نقشي تعيينكننده در هرگونه ترتيبات امنيتي جديد ايفا ميكند. تحليل جامع و زنجيرهاي تحولات اخير نشان ميدهد كه ايران بهطور كامل از لاك دفاعي و استراتژي صبر راهبردي خارج شده است. در دكترين جديد، ايران نه تنها منتظر ضربه حريف نميماند، بلكه با اتكا به توانمنديهاي بومي نظامي، هماهنگي جبهه مقاومت و نفوذ ژئوپليتيك خود، به عنوان يك بازيگر تعيينكننده در روند درگيريها ظاهر شده است. انسداد تنگه هرمز، پاسخ قاطع به تجاوزات مرزي، پشتيباني از جبهههاي مقاومت در عراق و اردن و اتخاذ ديپلماسي تهاجمي در پرونده اوكراين، همگي قطعات يك پازل واحد هستند. اين استراتژي جديد، هدف تغيير پايدار و بازگشتناپذير توازن قوا در منطقه و وادار ساختن ايالات متحده و متحدانش به پذيرش واقعيتهاي نوين خاورميانه را دنبال ميكند؛ خاورميانهاي كه در آن تصميمات نه در پايتختهاي غربي، بلكه با اراده بازيگران بومي اتخاذ ميشود. تهران اكنون نشان داده است كه ابزارها، اراده و دكترين لازم براي مديريت اين رويارويي جديد را در اختيار دارد و آماده است تا در صورت لزوم، هزينههاي استراتژيك دشمنان خود را به بالاترين حد ممكن برساند.