نوشين محجوب
در شرايطي كه خليجفارس در يك قدمي رويارويي گسترده قرار دارد تا جايي كه پايگاههاي نظامي امريكا در اردن هدف حملات موشكي و پهپادي قرار گرفت و همزمان عربستان به همراه امريكا و در پاسخ ادعايي به موشكهاي پرتابي ازسوي حشدالشعبي، مقرهاي نظامي محور مقاومت در شرق عراق، به مناطقي چون بصره، منطقه الدير، الصويره در استان واسط را هدف حملات تهاجمي شان قرار دادند. شبكه الحدث نيز با انتشار گزارشي از حمله به مواضع حشدالشعبي در استان بابل و نينوا، كركوك، كربلا و ديگر مناطق شرقي نوشت، هر چند اين گزارش به طور رسمي تاييد نشده است. تبادل آتش در منطقه با انتشار تصاوير تازهاي از كاخ سفيد همزماني داشت؛ تصاويري كه نشان ميداد بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسراييل با دونالد ترامپ، رييسجمهوري امريكا و چهرههايي چون جيدي ونس، ماركو روبيو، پيت هگست، دن كين، استيو ويتكاف و اسكات بسنت درباره آينده جنگ ايران گفتوگو كرد. پيشتر سيانان و ساير خبرگزاريهاي غربي و منطقهاي مدعي بودند كه ايران محور اصلي رايزنيها است، هر چند مذاكرات با لبنان و تلاشها براي گسترش توافقهاي ابراهيم نيز در دستور كار طرفين تعريف شده بود. با اين حال مساله ايران در اولويت قرار دارد. از همين رو فاكسنيوز با انتشار گزارشي مدعي شد كه نتانياهو در اين نشست اطلاعاتي ارايه كرد كه به ادعايش نشان از عزم مقامهاي رسمي كشورمان براي گسترش برنامه هستهاي ايران است. نتانياهو پس از ديدار با مقامهاي ارشد امريكا مدعي: درباره اينكه ايران نبايد به سلاح هستهاي دست يابد و نيز درباره «اهداف مشترك ديگر» رايزنيهاي خوبي داشتيم. نخستوزير اسراييل اين نشست را يكي از بهترين ديدارهايش با يك رييسجمهوري امريكا توصيف كرد؛ برخي شنيدهها و تحليلها نيز حكايت از آن دارد كه دوطرف بر هدف مشترك جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح هستهاي توافق داشتند، اما درباره شيوه رسيدن به اين هدف اختلاف نظرها باقي است. در ميانه ديدار مقامهاي اسراييل و امريكا؛ حضور رهبري ديگر نيز حاشيهساز شد، ولوديمير زلنسكي، رهبري كه به واسطه تجاوز اخير ارتش تحت رهبرياش به خاك كشورمان حضورش برجسته بود. پيشتر اوكراين در اقدامي تهاجمي به شمال درياي خزر كه بعدها اعلام شد غيرعمدي بوده، يك كشتي ايراني را هدف قرار داد؛ حملهاي كه به گفته وزارت خارجه كشورمان موجب انفجار كشتي و شهادت يك ملوان و زخميشدن چند نفر ديگر شد. كييف ابتدا مدعي شد اين شناور محموله نظامي ميان ايران و روسيه حمل ميكرد. با اين حال اين كشور اندكي بعد از موضعش عقب نشست و عباس عراقچي در تماس تلفني با همتاي اوكراينياش بر جبران خسارت تاكيد كرد. اما به ادعاي رسانههاي غربي داستان به اينجا ختم نشد. اخيرا روزنامه نيويورك تايمز با انتشار يادداشتي مدعي است ولوديمير زلنسكي با اين تجاوزگري به دنبال آن است تا پيوند تهران و مسكو را به عنوان «دشمن مشترك» به نمايش گذاشته و بدين طريق سامانههاي دفاعي و پول بيشتري از ايالاتمتحده دريافت كند. اقدامي كه به گفته عباس عراقچي نه تنها «نقض آشكار منشور سازمان ملل» است بلكه ميتواند زمينه را براي تحريك اسراييل براي كشاندن اروپا به جنگ را نيز هموار كند. در پسزمينه اين رفتوآمدها و تبادل آتشها، تنگه هرمز همچنان محور اصلي كشمكش ميان جمهوري اسلامي ايران و امريكا است. سيانان در تحليلي نوشت هر چند آسمان ايران چند روزي آرام شده، اما مقامات رسمي ايران اين وضعيت را «آتشبس» قلمداد نكرده و صراحتا اعلام كردند در هيچ مذاكره مستقيمي با امريكا مشاركت ندارند؛ به نقل از اين گزارش، برداشت تهران اين است كه در شرايط كنوني «زمان به نفع ايران» است، ميتواند فشار و هزينه را بهتر از ترامپ تحمل كند و درنهايت، رييسجمهوري امريكا ناگزير خواهد شد توافقي را بپذيرد كه خواستههاي ايران، به ويژه در مورد حق حاكميت كشورمان بر هرمز، را بدون امتيازدهي جدي از سوي تهران تامين كند. اسماعيل بقايي، سخنگوي وزارت خارجه، در همين راستا گفت آنچه اكنون جريان دارد «آتشبس نيست» و تاكيد كرد مذاكرات ايران نه با واشنگتن، بلكه با عمان درباره مديريت تنگه هرمز در جريان است؛ در همين چارچوب، كاظم غريبآبادي، معاون وزير خارجه ايران نيز اعلام كرد تهران پيشنهاد عمان براي تقسيم برابر مسيرهاي عبور و مرور در هرمز را رد كرد و ترتيبي موقت را پيشنهاد داد كه براساس آن، كنترل تردد كشتيهاي ورودي و بخشي از مسير خروجي دراختيار جمهوري اسلامي ايران باشد. او گفت طرح عمان «نگرانيهاي ايران را رفع نميكند» و تاكيد كرد در شرايط جنگي، زماني كه امنيت و منافع ملي جمهوري اسلامي ايران مورد تعرض قرار ميگيرد، نميتوان كنترل هرمز را تنها به مرزهاي آبهاي سرزميني محدود كرد. حال در شرايطي كه خليجفارس ناآرام است، سفر نتانياهو به واشنگتن در صدر رسانهها قرار گرفته و هنوز براي خروج از بحران هرمز راهحلي پيدا نشده، «اعتماد» با هدف بررسي سناريوهاي پيشِرو با مجيد محمدشريفي، استاد و عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي و كارشناس مسائل بينالملل، گفتوگو كرده است. مشروح اين گفتوگو در ادامه آمده است.
مجيد محمدشريفي، استاد دانشگاه، عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره نتايج سفر نتانياهو به واشنگتن و چشمانداز معادلات منطقه گفت: «بيترديد يكي از مهمترين اهداف سفر نتانياهو به واشنگتن ترغيب ترامپ براي از سرگيري دور جديد حملات گسترده عليه ايران است. او جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان را پروژههايي ناتمام براي تضعيف كامل توانمنديهاي نظامي ايران ميداند و بر اين باور است كه كاري ناتمام دارد كه بايد به انجام برسد.» محمدشريفي ادامه داد: «نتانياهو براي ترغيب ترامپ، افزون بر نگرانيهاي امنيتي ناشي از امكان بازسازي برنامه هستهاي، موشكي و توان نظامي ايران، انگيزههاي نيرومند مذهبي نيز دارد. او جنگ با ايران را نوعي جنگ آخرالزماني ميبيند و براساس باورهاي ديني، خود را قهرمان قوم يهود ميداند؛ بر اين اساس، رسالتي براي خود قائل است تا بزرگترين تهديد امنيتي عليه قوم يهود، يعني ايران را از ميان بردارد. همين تركيب انگيزههاي عملگرايانه امنيتي با انگيزههاي مذهبي بسيار قدرتمند، تركيبي خطرناك ايجاد ميكند كه نتانياهو ميكوشد از آن براي ترغيب ترامپ به حمله نظامي استفاده كند.» به گفته اين كارشناس، نتانياهو و ترامپ با اتكا به رسانهها، بار ديگر مساله هستهاي ايران را به يك موضوع امنيتي بزرگ تبديل كردهاند: «آنها مدعياند تهران در پي بازسازي توانمنديهاي هستهاي خود، بهويژه در سايت كوه كلنگ است و رهبران جديد ايران تمايل بيشتري براي دستيابي به سلاح دارند. بر اين اساس، نتانياهو ميكوشد ترامپ را قانع كند كه جنگ قبلي هنوز كار برنامه هستهاي ايران را يكسره نكرده و بايد حمله جديدي انجام شود. در عين حال، ترامپ فعلا هدف كوتاهمدت خود را باز كردن تنگه هرمز گذاشته و ميخواهد با تركيبي از تهديد نظامي و محاصره اقتصادي، ايران را به اين كار وادارد.»
محمدشريفي افزود: «برآوردهاي تيم نظامي دولت ترامپ نشان ميدهد حملات دو هفته گذشته به خطوط ساحلي ايران چندان موثر نبوده؛ از همين رو در واشنگتن اين جمعبندي مطرح شده كه اگر قرار است اهداف كاملتري دنبال شود، بايد به سمت حملات گستردهتر رفت. در مجموع ميتوان گفت نتانياهو بر اين باور است كه هنوز ميتواند ترامپ را براي حمله جديد به ايران ترغيب كند، مشروط بر اينكه تصوير تهديد هستهاي ايران براي ترامپ قابل قبول باشد و طرحهاي عملي مشخصي روي ميز گذاشته شود. اينكه ترامپ ميان هدف باز كردن تنگه هرمز و موضوع برنامه هستهاي ايران چه نسبتي برقرار كند و آيا حمله به تاسيسات هستهاي و زيرساختهاي ايران را راهي براي وادار كردن تهران به باز كردن هرمز ببيند يا نه، به نوع آرايش نظامي امريكا در منطقه و نتيجه مذاكرات احتمالي با ايران و عمان گره خورده؛ آرايشي كه به گفته او نشانه آماده شدن براي يك اقدام نظامي گسترده است، هر چند احتمال دارد يك توافق موقت درباره هرمز دستكم در كوتاهمدت جلوي چنين اقدامي را بگيرد.»
اين استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به شكافها در ساختار سياسي امريكا و جريان ماگا نيز گفت: «بخشي از پايگاه اجتماعي ترامپ مخالف حمله هستند و معتقدند اسراييل امريكا را در تله انداخته؛ اين باور همچنان تبليغ ميشود و ممكن است بر نوع نگاه ترامپ نسبت به حمله نظامي اثر بگذارد.» او ادامه داد: «با اين حال، فراتر از اين تبليغات و مخالفتهاي ماگا، شخص ترامپ براي انجام حمله نظامي عليه ايران مجموعهاي از انگيزهها دارد؛ يعني جدا از انگيزههاي امنيتي، اقدام نظامي عليه ايران به يك موضوع حيثيتي براي ترامپ تبديل شده و ميتواند او را براي حمله ترغيب كند.» مجيد محمدشريفي در پاسخ به پرسشي درباره استدلالهاي حاميان جنگ و مخالفان ديپلماسي ميان ايران، امريكا و اسراييل، توضيح داد: «طرفداران جنگ و كساني كه معتقدند ديپلماسي نتيجه نخواهد داشت، روي چند موضوع تاكيد ميكنند. يكي اينكه ماهيت اختلافات ميان ايران، امريكا و اسراييل داراي تضادهاي بنيادين است كه هيچيك از مسير توافق حلوفصل نخواهد شد؛ به بيان ديگر، اختلافات بهگونهاي است كه جز با يك تغيير پارادايميك در جهتگيري سياست خارجي يكي از طرفها، امكان حلوفصل آنها از طريق توافق وجود ندارد.»
او تصريح كرد: «اين گروه بر اين باور است كه اگر قرار باشد به صلح پايدار برسيم و سايه جنگ زدوده شود، دوطرف بايد به يك توافق پايدار درباره منافع امنيتي يكديگر دست پيدا كنند؛ اما باتوجه به پوياييهاي قدرت در خاورميانه، رسيدن به چنين تفاهمي را عملا ناممكن ميدانند. از نگاه آنان، در يكسو ايران بايد برنامه هستهاي خود را كنار بگذارد، برنامه موشكي را محدود كند و دست از حمايت از گروههاي مقاومت بردارد؛ در سوي ديگر، امريكا ميبايست حمايت از اسراييل را كاهش دهد، پايگاههاي نظامي خود را محدود و تضمين بدهد در آينده به ايران حمله نخواهد كرد. هيچيك از دو طرف براي دادن چنين امتيازاتي آمادگي ندارند و به همين دليل، حاميان جنگ معتقدند در نبود اراده براي تغيير جهتگيريهاي كلان، نميتوان اين اختلافات را از طريق مذاكره حلوفصل كرد.» مجيد محمدشريفي، در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره موضع تهران در قبال تنگه هرمز و تاثير رايزنيهاي اخير با هيات عماني نيز توضيح داد: «به نظر ميرسد جمهوري اسلامي ايران همچنان بر موضع قبلي و ثابت خود، يعني تضمين اعمال حاكميت بر تنگه هرمز، تاكيد دارد؛ هر چند در مذاكرات اخير، اخبار و گزارشهايي منتشر شده كه نشان ميدهد براي رسيدن به توافق، نشانههايي از انعطافپذيري در موضع ايران ديده شده است. به اين معنا كه ايران براي حل و فصل بحران تنگه هرمز حاضر شده تا حدودي برخي از خواستههاي خود را تعديل كند تا به توافق برسند؛ اين پيشبينيها و صحبتها، با توجه به شرايط منطقه، تا حدي حقيقت داشته و نزديك به واقعيت است.» او افزود: «با اين حال، ايران همچنان بر اين باور است كه نميتواند هيچ مسير جايگزيني جز تنگه هرمز را بپذيرد؛ بر اين مبنا كه هر ترتيبي در اين تنگه بايد حتما ردپايي از اعمال حاكميت ايران داشته باشد. براي نمونه، يكي از پيشنهادها اين بوده كه كشتيها از تنگه عبور كنند و داوطلبانه، اگر بخواهند، مبلغي به عنوان عوارض پرداخت كنند؛ يا ترتيبي در نظر گرفته شود كه تردد از تنگه هرمز به گونهاي انجام شود كه بخشي از مسير از سمت ايران و بخشي از سمت عمان باشد، اما حتما يك مسير از قلمرو ايران عبور كند. حال بايد ديد آيا اين پيشنهادها مورد تاييد امريكا و متحدانش قرار ميگيرد يا نه؛ هنوز روشن نيست واشنگتن با چنين ترتيبي موافقت كند.»
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: باتوجه به نوع تعاملات گذشته امريكا در برابر پيشنهادهاي مشابه و مواضعي كه تاكنون اتخاذ كرده، به نظر ميرسد احتمال توافق كم است؛ هر چند برخي معتقدند چشماندازي براي رسيدن به توافق وجود دارد، اما به باور من، امريكاييها با اينگونه پيشنهادها موافقت نخواهند كرد و همچنان به محاصره اقتصادي و تهديد نظامي خود عليه ايران ادامه خواهند داد. حتي اگر توافقي هم انجام شود، اين توافق بسيار محدود خواهد بود و بهطور حتم آبستن تنشهاي آينده است.»
اين عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره گزارشهاي ادعايي پيرامون سايت هستهاي كوه كلنگ و چرايي برجسته شدن اين اخبار و كنش احتمالي امريكا در اين باره گفت: «گزارشهايي منتشر شده كه ادعا دارند تهران بار ديگر برنامه هستهاي خود را به طور مشخص در سايت كوه كلنگ در پيش گرفته و به دنبال بازيابي توان هستهاي است؛ همزمان، برخي بر اين باورند كه رهبران ايران دستيابي به سلاح هستهاي را به عنوان يك عامل بازدارنده و يك واقعيت در نظر ميگيرند. انتشار اين دو خبر تصادفي نيست؛ چراكه ترامپ مدعي است حملات نظامياش برنامه هستهاي ايران را نابود كرده؛ بنابراين اگر گزارشهايي منتشر شود مبني بر اينكه ايران همچنان توان بازيابي اين برنامه را دارد، اين ميتواند عامل قدرتمندي براي ترغيب او به اقدام نظامي باشد و كاملا در راستاي سياست نتانياهو و اسراييل براي فشار بر واشنگتن قلمداد ميشود.» محمدشريفي خاطرنشان كرد: «بايد ديد ترامپ تا چه حد به اين گزارشها اعتنا خواهد كرد و مهمتر از آن اينكه آيا بر اين باور است كه تنها از طريق اقدام نظامي ميتواند جلوي فعاليتهاي هستهاي ايران را بگيرد يا نه. اگر در مذاكرات احتمالي يا تفاهمنامهاي كه حاصل ميشود، بندي گنجانده شود مبني بر كنترل فعاليتهاي هستهاي ايران و عدم بازيابي گسترده برنامه، ممكن است او موقتا اقدام نظامي را كنار بگذارد؛ اما اگر چنين تفاهمي حاصل نشود، احتمال اقدام نظامي بالاست.» اين تحليلگر مسائل بينالملل در ادامه گزارشها در مورد كاهش موشكها در زرادخانههاي امريكا را در چارچوب كارزار رسانهاي تبيين كرد؛ يعني كارزار كساني كه مخالف اقدام نظامي امريكا عليه ايران هستند و با انتشار اينطور گزارشها ميخواهند دولت ترامپ را تحت فشار قرار دهند تا از تشديد جنگ منصرف شود. محمدشريفي خاطرنشان كرد: «با اين حال، گستردگي و پوشش مكرر چنين گزارشهايي، بهويژه ازسوي رسانههاي مخالف ترامپ مانند سيانان و نيويوركتايمز، ميتواند اثر معكوس هم داشته باشد؛ يعني جايي كه اين رسانهها ميكوشند بستري فراهم كنند كه اقدام نظامي عليه ايران انجام نشود، ممكن است خود ترامپ براي اثبات نادرستي اين ادعاها و نشان دادن قدرت نظامي امريكاتصميم به تشديد حملات بگيرد. آنچه من از نحوه كار نهادهاي اطلاعاتي و نظامي امريكا آموختهام اين است كه دادههايي از اين دست درباره توانمنديهاي نظامي، بيشتر بايد به عنوان بخشي از بازي رسانهاي براي فشار بر كاخ سفيد ديده شوند تا گزارشهاي دقيق و قابل اتكا؛ اما همين بازي رسانهاي ميتواند در تصميمگيري ترامپ نقش دوگانه داشته باشد، هم بازدارنده و هم، در شرايطي، محرك براي اقدام نظامي.» اين عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي و در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره تاثير تداوم جنگ بر آرايش جديد بازيگران منطقهاي، توضيح داد: «به باور من ادامه جنگ، الگوهاي ائتلافسازي امنيتي در منطقه را دستخوش يك دگرگوني اساسي كرده؛ اين جنگ كشورهاي منطقه را به اين نتيجه رسانده كه الگوهاي امنيتي پيشينشان براي ممانعت از حمله و ايجاد بازدارندگي چندان موفق نبوده و نياز به بازبيني و بازآرايي دارند.» اين تحليلگر سه دسته اصلي از كشورها را متمايز كرد و گفت: «كشورهايي مانند قطر و عمان ميكوشند با ايفاي نقش ميانجي و اعلام بيطرفي در جنگ امريكا و اسراييل عليه ايران، خود را از درگير شدن در بحران نجات دهند؛ دسته دوم كشورهايي هستند كه به طور گسترده هدف حملات ايران بودهاند، به ويژه كويت و در مرتبه بعد بحرين؛ اين كشورها براي جلوگيري از اقدامات نظامي آتي، بهنظر ميرسد به پاكستان نزديك ميشوند و در پي امضاي پيمانهاي دفاعي و امنيتي مشابه آن چيزي هستند كه عربستان قبلا با اسلامآباد شكل داده است، تا در كنار همكاريهاي نظامي با امريكا، از اهرم فشار و حمايت نظامي پاكستان نيز براي دفاع در برابر حملات احتمالي ايران بهره ببرند.» به باور محمدشريفي «دسته سوم، كشوري مانند امارات متحده عربي است كه بهنظر ميرسد بر گسترش همكاريهاي دفاعي و امنيتي با اسراييل تمركز دارد؛ از ميان كشورهاي منطقه، امارات بيشترين تمايل را براي چنين همكاريهايي نشان داده و براي تضمين بازدارندگي خود و افزايش توانمندياش در برابر حملات آتي ايران، به احتمال زياد همكاريهاي نظامي و امنيتي با اسراييل را تقويت خواهد كرد، در حالي كه پيمانهاي دفاعي خود را با امريكا نيز حفظ ميكند.»
محمدشريفي خاطرنشان كرد: «حتي پيشبيني ميشود اگر جنگ ادامه يابد، كشوري مانند تركيه نيز به نوعي وارد اين آرايشها شود؛ ممكن است تداوم جنگ، تركيه را به مشاركت در برخي پيمانهاي دفاعي، بهويژه در محور پاكستان و عربستان، ترغيب كند، هر چند اين كشور نميخواهد مستقيما وارد جنگ شود. در عين حال بايد توجه داشت كه خود كشورهاي منطقه آنچنان اختلافات و تفاوتهايي با هم دارند كه امكان شكلگيري يك همگرايي نظامي درونمنطقهاي عليه ايران را ندارند؛ از اين رو، اين پيمانهاي دفاعي عمدتا در قالب همكاري با قدرتهاي بيروني، به ويژه پاكستان و اسراييل، شكل ميگيرد.» محمدشريفي در پايان به نقش سوريه اشاره كرد و گفت: «به نظر ميرسد تداوم بحرانها نقش سوريه را نيز تغيير خواهد داد؛ اين كشور، در وضعيت جديد، ممكن است آماده پذيرش نقشي در مقابله با حزبالله در لبنان شود تا خود را به عنوان متحدي قابل اعتماد براي امريكا ترسيم كند. مجموع اين تحولات نشان ميدهد كه جنگ، شبكه ائتلافهاي امنيتي منطقه را به سمت آرايشهاي پيچيدهتر و چندلايه با محوريت قدرتهاي فرامنطقهاي سوق داده است.» اين استاد دانشگاه در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره آينده تنشها و سناريوهاي پيش رو بالاخص در شرايطي كه حوثيها نيز درگير جنگ با عربستان شدند و بابالمندب نيز تاحدودي ناامن شده، گفت: «كاملا درست است تنشها همچنان فزايندهاند و نوع آرايش نظامي در منطقه نشان ميدهد دو طرف براي اقدام نظامي گسترده آماده ميشوند و ماهيت اختلافاتشان هم بهگونهاي است كه به سختي از مسير تفاهم حل و فصل ميشود؛ اما اين به معناي حتمي بودن جنگي در ابعاد جهاني نيست.» او درباره نقش احتمالي انصارالله يمن افزود: «امكان ورود انصارالله يمن براي حمايت از ايران از طريق اخلال در تنگه بابالمندب وجود دارد، اما بايد در نظر داشت كه يمنيها براي اقدامات گسترده با محدوديتهاي زيادي مواجهند؛ علاوه بر فشارهاي داخلي، اگر بخواهند حملات خود را گسترش دهند، بهطور طبيعي با واكنش عربستان و پاكستان روبهرو ميشوند و اين ميتواند ترديدهاي آنها را براي ورود به يك درگيري وسيع افزايش دهد. انصارالله گرچه با ايران همكاري دارد و صحبت از ائتلاف ميشود، منافع خاص خود را هم دنبال ميكند و مهمترين عامل برايش حفظ بقا و توانمنديهايش است؛ همين امر باعث ميشود براي اقدام نظامي گسترده محتاط باشد و به صورت وسيع وارد نبرد و گشودن جبهه جديد نشود.»
اين كارشناس مسائل بينالملل در جمعبندي چشمانداز ديپلماسي گفت: «با وجود كوششهايي كه براي حل اختلافات از مسير تفاهم و ديپلماسي انجام ميشود، نميتوان به نتيجه بخش بودن ديپلماسي خوشبين بود؛ توافقها ميتوانند تنش را موقتا كاهش دهند، اما تا زماني كه جهتگيريهاي كلي دو طرف منازعه ـ يعني ايران از يكسو و امريكا، اسراييل و متحدانشان از سوي ديگر ـ بر همان اهداف و منافع حياتي فعلي استوار باشد، امكان دستيابي به توافق پايدار وجود ندارد. از اين رو، تمام تفاهمها و موافقتنامههايي كه حاصل ميشود بيشتر يك توقف تاكتيكي است؛ ميتواند به طور موقت سطح تنش را پايين بياورد، اما آبستن جنگهاي آينده خواهد بود و امكان حمله نظامي همچنان زنده و پايدار ميماند.»