خانواده در جایگاه نخستین و مهمترین نهاد اجتماعی، بر پایه محبت، اعتماد و احساس امنیت شکل میگیرد؛ اما گاهی این پیوند عاطفی بدون آنکه جدایی رسمی رخ دهد، بهتدریج از میان میرود و زوجین در حالی که همچنان زیر یک سقف زندگی میکنند، از نظر احساسی فاصلهای عمیق با یکدیگر پیدا میکنند. کارشناسان معتقدند، تداوم چنین وضعیتی که از آن با عنوان «طلاق عاطفی» یاد میشود، میتواند پیامدهای گستردهای برای سلامت روان زوجین، تربیت فرزندان و حتی سلامت اجتماعی به دنبال داشته باشد. در همین راستا، خبرنگار ایکنا از اصفهان در گفتوگو با جواد پورعلیزاده، روانشناس و مشاور خانواده به تشریح ابعاد گوناگون این پدیده، عوامل شکلگیری، پیامدها و راهکارهای پیشگیری از آن پرداخته است که متن آن را در ادامه میخوانیم.
ایکنا ـ طلاق عاطفی چیست و چه تفاوتی با طلاق رسمی دارد؟ کدامیک آسیبزاتر است؟
طلاق عاطفی به وضعیتی گفته میشود که زن و شوهر با وجود ادامه زندگی مشترک از نظر قانونی و حتی سکونت زیر یک سقف، از نظر عاطفی از یکدیگر فاصله گرفتهاند. در چنین شرایطی، گفتوگوهای صمیمانه میان زوجین از بین میرود، از احوال یکدیگر بیاطلاع هستند، در کنار هم احساس آرامش نمیکنند و رابطه آنها بیش از آنکه شباهتی به زندگی مشترک داشته باشد، به همزیستی دو همخانه شبیه است.
در مقابل، در طلاق رسمی، جدایی بهصورت قانونی انجام میشود و وضعیت رابطه زوجین تا حدود زیادی مشخص است؛ اما در طلاق عاطفی، زن و شوهر در شرایطی مبهم قرار دارند؛ نه زندگی مشترک واقعی را تجربه میکنند و نه بهطور رسمی از یکدیگر جدا شدهاند.
نمیتوان بهطور مطلق گفت از بین طلاق رسمی یا طلاق عاطفی، کدامیک آسیبزاتر است. آنچه اهمیت دارد، میزان تنش و ناامنی حاکم بر فضای خانواده است. گاهی یک جدایی محترمانه و مدیریتشده، آسیب کمتری در مقایسه با ادامه زندگی در خانهای دارد که سرشار از تحقیر، سکوت، بیتفاوتی و اختلاف است. بهویژه برای فرزندان، صرف حضور پدر و مادر در کنار یکدیگر کافی نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد، احساس امنیت، آرامش و محبت در محیط خانواده است. در بسیاری از موارد، زوجین از نظر قانونی از هم جدا نشدهاند، اما از نظر عاطفی، مدتهاست یکدیگر را از دست دادهاند.
ایکنا ـ مهمترین نشانههای شکلگیری طلاق عاطفی در زندگی زناشویی کداماند؟
طلاق عاطفی معمولاً بهصورت ناگهانی رخ نمیدهد، بلکه فرآیندی تدریجی است؛ همانند دیواری که هر روز آجری به آن افزوده میشود. یکی از مهمترین نشانههای آن، محدودشدن گفتوگوهای زن و شوهر به مسائل روزمره مانند خرید، امور فرزندان یا پرداخت هزینههاست و دیگر خبری از صحبت درباره احساسات، نگرانیها، آرزوها و نیازهای عاطفی نیست.
از دیگر نشانههای طلاق عاطفی میتوان به احساس تنهایی با وجود زندگی در کنار همسر، کاهش تمایل به گذراندن اوقات دونفره، کاهش محبت، توجه، تماس بدنی و رابطه زناشویی، افزایش قهرهای طولانی، سکوت و بیتفاوتی، کمرنگشدن اهمیت موفقیت یا ناراحتی همسر، دردودل کردن با دیگران بهجای همسر، شکلگرفتن زندگیهای موازی و از بین رفتن انگیزه برای حل مشکلات و ترمیم رابطه اشاره کرد.
گاهی زوجین همچنان با یکدیگر اختلاف و مشاجره دارند که این موضوع نشان میدهد، هنوز رابطه برای آنها اهمیت دارد؛ اما زمانی که یکی از آنها میگوید «دیگر برایم فرقی نمیکند»، باید این وضعیت را بسیار جدی تلقی کرد؛ زیرا نقطه مقابل عشق، همیشه نفرت نیست، بلکه گاهی بیتفاوتی است.
ایکنا ـ چه عواملی باعث میشود رابطه زوجین از صمیمیت به سردی عاطفی برسد؟
در اغلب موارد، طلاق عاطفی حاصل یک اتفاق یا اختلافی بزرگ نیست، بلکه نتیجه انباشتهشدن دلخوریهای کوچک و حلنشده در طول زمان است. بسیاری از زوجین درباره موضوعات ظاهری با یکدیگر اختلاف پیدا میکنند، در حالی که نیاز عاطفی پنهان پشت این اختلافها را نمیبینند. برای مثال، زمانی که همسر از دیر آمدن طرف مقابل گلایه میکند، ممکن است درواقع به دنبال این اطمینان باشد که همچنان برای او اهمیت دارد. همچنین، سکوت یک همسر همیشه نشانه بیتفاوتی نیست و گاهی ناشی از ناتوانی در بیان احساسات یا ترس از ادامه تنش است.
ایکنا ـ طلاق عاطفی چه پیامدهایی برای سلامت روان زن و شوهر دارد؟
زمانی که فرد در کنار همسر خود زندگی میکند، اما محبت، توجه و حمایت عاطفی او را ندارد، احساس تنهاییاش حتی میتواند از فردی که مجرد است نیز بیشتر باشد؛ زیرا نزدیکترین فرد زندگیاش از نظر احساسی در دسترس نیست. تداوم این شرایط ممکن است زمینهساز بروز اضطراب، افسردگی، بیخوابی، کاهش تمرکز، تحریکپذیری، احساس بیارزشی و خستگی روانی شود.
برخی افراد بهتدریج به این باور میرسند که هر اقدامی انجام دهند، تغییری در شرایط ایجاد نخواهد شد؛ حالتی که در روانشناسی از آن با عنوان «درماندگی آموختهشده» یاد میشود. گروهی دیگر نیز برای جبران این خلأ عاطفی، خود را بیش از اندازه درگیر کار، تلفن همراه، دوستان یا حتی فرزندان میکنند و در بعضی موارد نیز ممکن است به مصرف مواد یا برقراری روابط خارج از چارچوب ازدواج گرایش پیدا کنند.
البته رابطه میان مشکلات زناشویی و سلامت روان، رابطهای دوسویه است؛ همانگونه که سردی رابطه میتواند سلامت روان افراد را تحت تأثیر قرار دهد، افسردگی، اضطراب یا اختلالات شخصیتی درماننشده نیز میتواند به تشدید مشکلات و کاهش صمیمیت میان زوجین منجر شود.
ایکنا ـ طلاق عاطفی چه تأثیری بر رشد شخصیتی و عاطفی و تربیت فرزندان دارد؟
برخی والدین تصور میکنند چون اختلافات خود را در برابر فرزندشان بروز نمیدهند، او متوجه شرایط نمیشود؛ اما کودکان فضای عاطفی حاکم بر خانه را بهخوبی درک میکنند. آنها شاید مفهوم دقیق رفتارها را ندانند، اما سردی، سکوت، فاصله و بیتوجهی میان پدر و مادر را احساس میکنند.
ادامه چنین شرایطی ممکن است امنیت روانی کودک را کاهش دهد و زمینه بروز اضطراب، پرخاشگری، گوشهگیری، اختلالات خواب، افت تحصیلی یا کاهش تمرکز را فراهم کند. برخی کودکان نیز اختلافات والدین را به خود نسبت میدهند و تصور میکنند مقصر این وضعیت هستند.
در مواردی نیز کودک تلاش میکند نقش میانجی را ایفا کند، والدین را با یکدیگر آشتی دهد یا از یکی از آنها مراقبت کند. در چنین شرایطی، به جای آنکه دوران کودکی خود را سپری کند، مسئولیتهایی فراتر از سن خود برعهده میگیرد که در روانشناسی از آن با عنوان «والدشدگی کودک» یاد میشود. از طرف دیگر، فرزندان الگوی روابط عاطفی را از خانواده میآموزند. اگر در محیط خانواده شاهد سکوت، تحقیر، بیاعتمادی یا تحمل اجباری باشند، احتمال دارد همین الگوها را در زندگی آینده خود نیز تکرار کنند.
البته این پیامدها قطعی نیست. اگر والدین رفتار مسئولانهای داشته باشند، فرزندان را وارد اختلافات خود نکنند و در زمان مناسب از خدمات تخصصی بهره بگیرند، میتوانند تا حد زیادی از سلامت روان فرزند خود محافظت کنند. واقعیت این است که کودک بیش از آنکه از جدایی والدین آسیب ببیند، از ناامنبودن رابطه میان آنها آسیب میبیند.
ایکنا ـ آیا طلاق عاطفی میتواند زمینهساز آسیبهای اجتماعی در فرزندان شود؟
طلاق عاطفی میتواند زمینه بروز بعضی از آسیبهای اجتماعی را فراهم کند، اما نباید تصور کرد هر کودکی که در چنین خانوادهای رشد میکند، الزاماً در آینده با آسیبهای اجتماعی مواجه خواهد شد. زمانی که کودک در محیط خانواده محبت، توجه و احساس تعلق کافی دریافت نمیکند، ممکن است برای جبران این کمبود به دوستان ناسالم، روابط عاطفی زودهنگام، فضای مجازی یا رفتارهای پرخطر گرایش پیدا کند. همچنین در مواردی، احتمال افت تحصیلی، فرار از خانه، پرخاشگری، مصرف مواد یا بروز رفتارهای بزهکارانه افزایش مییابد.
با این حال، آینده فرزند فقط به کیفیت رابطه میان پدر و مادر وابسته نیست. ویژگیهای شخصیتی کودک، شیوه تربیت، حمایت اطرافیان، شرایط اقتصادی خانواده و حضور یک بزرگسال قابل اعتماد نیز نقش تعیینکنندهای در آینده او دارند. هدف از بیان این پیامدها، ایجاد ترس یا مقصر دانستن والدین نیست؛ بلکه تأکید بر این نکته است که خانوادهها پیش از آنکه مشکلات عمیقتر شود، برای اصلاح روابط و فضای خانواده از کمکهای تخصصی بهره بگیرند.
ایکنا ـ برای پیشگیری از طلاق عاطفی چه اقداماتی میتوان انجام داد؟
نخستین و مهمترین نکته این است که زوجین برای مراجعه به مشاور، منتظر فروپاشی کامل رابطه نمانند. همانگونه که افراد برای حفظ سلامت جسم خود به پزشک مراجعه میکنند، برای حفظ سلامت رابطه زناشویی نیز میتوانند از خدمات زوجدرمانی و مشاوره تخصصی بهره بگیرند.
زن و شوهر باید هر روز زمانی را برای گفتوگوی دونفره اختصاص دهند؛ گفتوگویی که در آن تلفن همراه، تلویزیون و سایر عوامل مزاحم کنار گذاشته شود. هدف از این گفتوگو نباید یافتن مقصر باشد، بلکه باید تلاش کنند احساسات و نیازهای یکدیگر را بهتر درک کنند.
قدردانی از یکدیگر، ابراز محبت، اختصاصدادن زمان برای با هم بودن، تقسیم عادلانه مسئولیتهای زندگی، توجه به نیازهای عاطفی و جنسی، تعیین مرز مشخص برای دخالت خانوادهها و یادگیری شیوه صحیح حل اختلاف، از مهمترین راهکارهای پیشگیری از طلاق عاطفی بهشمار میرود.
همچنین، زوجین باید به جای استفاده از جملات سرزنشآمیز مانند تو همیشه مرا نادیده میگیری، احساس و نیاز خود را به شیوهای صحیح بیان کنند. برای مثال بگویند: وقتی با من صحبت نمیکنی، احساس تنهایی میکنم و نیاز دارم زمان بیشتری در کنارم باشی. از طرف دیگر، عذرخواهی واقعی فقط به گفتن عبارت «ببخشید» محدود نمیشود، بلکه زمانی معنا پیدا میکند که فرد مسئولیت رفتار خود را بپذیرد، برای جبران آسیب تلاش و از تکرار آن رفتار خودداری کند.
البته اگر در رابطه، خشونت، تهدید، اعتیاد شدید یا خطر آسیب به خود یا دیگران وجود داشته باشد، اولویت نخست حفظ امنیت و دریافت کمک تخصصی است. در چنین شرایطی، توصیه صرف به صبر و سازش نمیتواند راهگشا باشد. در نهایت باید توجه داشت که رابطه سالم، رابطهای بدون اختلاف نیست؛ بلکه رابطهای است که زن و شوهر میدانند چگونه پس از بروز اختلاف، دوباره به یکدیگر نزدیک شوند و پیوند عاطفی خود را ترمیم کنند.
ایکنا ـ دین، اخلاق و معنویت چه نقشی در پیشگیری از طلاق عاطفی دارند؟
در نگاه دینی، ازدواج صرفاً همزیستی دو نفر در یک خانه نیست، بلکه پیوندی است که باید بر پایه محبت، آرامش و رحمت استوار باشد. قرآن کریم نیز در توصیف این رابطه میفرماید: «وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَوَدَّةً وَرَحْمَةً»؛ یعنی خداوند میان زن و شوهر محبت و مهربانی قرار داده است. مودت، محبتی است که در رفتار و عمل نمود پیدا میکند و رحمت نیز به این معناست که انسان رنج، خستگی و نیازهای همسر خود را درک و با او با مهربانی رفتار کند.
بر همین اساس، دینداری در خانواده فقط با انجام عبادات فردی سنجیده نمیشود، بلکه همسر باید آثار ایمان را در خوشرفتاری، وفاداری، انصاف، مسئولیتپذیری، رعایت حقوق یکدیگر و کنترل خشم مشاهده کند. معنویت سالم به زوجین کمک میکند در مواجهه با بحرانها امید بیشتری داشته باشند، آسانتر عذرخواهی کنند، از روحیه انتقامجویی فاصله بگیرند و برای حفظ حرمت و کرامت یکدیگر تلاش کنند.
البته نباید از دین چون ابزاری برای وادار کردن افراد به تحمل خشونت، خیانت یا تحقیر استفاده شود. بخشش به معنای نادیدهگرفتن ظلم نیست؛ بلکه زمانی معنا پیدا میکند که فرد خطاکار مسئولیت رفتار خود را بپذیرد، آن را متوقف کند و برای جبران آسیبهای واردشده تلاش داشته باشد. در نهایت، معنویت زمانی میتواند از بنیان خانواده محافظت کند که از مرحله شعار فراتر برود و در رفتار روزمره زوجین نمود پیدا کند؛ بهگونهای که همسر آثار آن را در احترام، مهربانی، انصاف و مسئولیتپذیری طرف مقابل احساس کند.
انتهای پیام