فرارسیدن تعطیلات تابستان و اوقات فراغت، نقطه عطفی در زندگی کودکان است. این روزهای طولانی و بیبرنامه، نه فقط فصلی برای استراحت، که فرصتی طلایی برای شکوفایی استعدادها، کشف علایق و ساختن خاطراتی ماندگار به شمار میرود. با این حال، تهدید خاموش «بیحوصلگی» و گرفتار شدن در دام سرگرمیهای بیهدف، جدیترین چالش پیش روی این دوران است.
در این میان، نقش والدین از یک ناظر صرف فراتر رفته و به معماری ماهرانه زمان تبدیل میشود. توجه عمیق به اوقات فراغت، یعنی پل زدن میان شادی و رشد؛ جایی که بازیهای خلاقانه، ورزش، هنر و حتی لحظات سکوت و تفکر در کنار هم، شخصیت فردای کودک را میسازند. غفلت از این سرمایه ارزشمند، نه تنها به هدررفت زمان میانجامد، بلکه میتواند زمینهساز دلزدگی، انفعال و وابستگی به ابزارهای دیجیتال شود. پس بیایید تابستان را به باغستانی از تجربههای ناب تبدیل کنیم؛ جایی که هر کودکی، با راهنمایی آگاهانه والدین، نسیم شادابی زندگی را تا اعماق وجودش احساس کند و برای سالی پر از تلاش، انرژی تازهای بیاندوزد.
خبرگزاری ایکنا بنابر رسالت آگاهیبخشی به خانوادهها به ویژه والدین، درسگفتارهایی را در رابطه با همین موضوع تهیه کرده است که شیما قبا، روانشناس کودک در درسگفتار هشتم به موضوع «فعالیتهای افراطی» میپردازد که در ادامه با هم میبینیم و میخوانیم.
امروزه با پدیدهای به نام «کودکان کار مدرن» مواجهیم؛ کودکانی که از ساعت هشت صبح تا هشت شب، پیوسته از یک کلاس به کلاس دیگر هدایت میشوند تا تمامی دقایق زندگیشان با برنامهریزی بزرگسالان پُر شود. این رویکرد، اگرچه از سر دغدغه است، اما فضایی برای خلاقیت باقی نمیگذارد.
زمانی که به طور مداوم و لحظه به لحظه برای کودکان برنامه تعیین میکنیم، آنها فرصت نمییابند که خودتنظیمی را بیاموزند؛ یعنی نمیکوشند زمان خود را مدیریت کنند، اولویتها را تشخیص دهند و میان فعالیتهای گوناگون تعادل برقرار کنند. این الگو حتی در بزرگسالی نیز تداوم مییابد و فرد همواره منتظر میماند تا دیگری برایش برنامهریزی کند و او صرفاً مجری باشد.
پیشنهاد ما این است که به کودکان اجازه دهیم بخشهایی از زمان خود را در اختیار داشته باشند؛ اوقاتی که به معنای بیکاری نیست، بلکه فرصتی است برای زیستن به شیوه مورد علاقه خودشان. چنین فضایی زمینهساز پرورش خلاقیت خواهد بود.
بسیاری از والدین از کسالت و کلافگی کودکان هراس دارند و پیوسته نگرانند که مبادا حوصله فرزندشان سر برود و دچار ملال شوند؛ اما باید پذیرفت که تجربه کسالت و ملال، خود میتواند انگیزهای برای بروز خلاقیت باشد. کودکی که لحظاتی را در دل رخوت سپری میکند، ممکن است ناگاه سراغ کاغذ و مقوا، لوازم تحریر، یا حتی وسایل دورریختنی برود و چیزی نو بیافریند؛ یا بار دیگر به سراغ اسباببازیهای فراموش شده برود و رابطهای تازه با آنها شکل دهد.
انتهای پیام