سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - احمد محمدتبریزی؛ وقتی خبر رسید بهمن فرمانآرا سرانجام دوربین را برای اقتباس از رمان «چشمهایش» بزرگ علوی روشن کرده است، بسیاری آن را یکی از مهمترین پروژههای اقتباسی سالهای اخیر سینمای ایران قلمداد کردند.
پروژهای که میتوانست بار دیگر پیوند دیرینه ادبیات و سینمای ایران را احیا کند در نیمه راه متوقف ماند و دیگر ادامه پیدا نکرد. پروژهای که قرار بود یکی از مهمترین اقتباسهای ادبی سینمای ایران باشد، متوقف شد و به نظر میرسد «چشمهایش» به فهرست بلندبالای اقتباسهای ناتمام و از دسترفته سینمای ایران پیوسته است.
شکست «چشمهایش» از دست رفتن فرصتی است که میتوانست یکی از مهمترین رمانهای معاصر فارسی را بار دیگر به مرکز توجه مخاطبان بازگرداند و نشان دهد ادبیات معاصر ایران همچنان ظرفیت خلق آثار بزرگ سینمایی را دارد.
اقتباسی ناتمام
۲۰ اردیبهشت سال گذشته اعلام شد بهمن فرمانآرا قصد دارد فیلمی سینمایی بر اساس رمان «چشمهایش» بزرگ علوی بسازد.
دو ماه بعد و در ۱۹ تیر، فیلمبرداری این پروژه آغاز شد. فیلمی که فیلمنامه آن را بهمن فرمانآرا و شادمهر راستین به صورت مشترک نوشته بودند و مجوز ساختش همزمان با هفتادمین سال انتشار رمان صادر شده بود. همین همزمانی، به پروژه رنگ و بویی نمادین داده بود و انگار قرار بود یکی از ماندگارترین رمانهای فارسی، ۷۰ سال پس از انتشار، زندگی تازهای روی پرده سینما پیدا کند.
فرمانآرا سالها برای اقتباس از این رمان تلاش کرده بود. او که کارنامهاش با اقتباسهایی چون «شازده احتجاب» و «سایههای بلند باد» گره خورده، بار دیگر سراغ ادبیات رفت. حوزهای که مهمترین موفقیتهای هنریاش در آن رقم خورده است. همین سابقه، انتظارها از «چشمهایش» را چند برابر میکرد.
اما این امید خیلی زود جای خود را به ناامیدی داد. تنها چند هفته پس از آغاز فیلمبرداری، پروژه به دلیل کمبود بودجه متوقف شد. فرمانآرا همان زمان با صراحت از وضعیت پروژه گفت: «وقتی گفتند فیلم را بساز، گفتم فیلم گرانی است. گفتند این دیگر مسئله شما نیست و بودجه تأمین میشود. اما سه هفته از شروع فیلمبرداری گذشته، فقط ۱۵ میلیارد تومان پرداخت کردهاند، در حالی که بودجه مصوب فیلم ۵۲ میلیارد تومان بود.»
او توضیح داد که حدود ۲۰ دقیقه از فیلم ضبط شده اما دیگر حتی امکان پرداخت دستمزد عوامل فنی وجود ندارد. جملهای که آن روزها بیش از همه در ذهن اهالی سینما ماند، این بود: «از فرط استیصال اعلام میکنیم فیلم تعطیل شده است. با اما و اگر نمیشود با بهترین گروه فیلمبرداری کار کرد.»
قرار بود فیلم با حمایت بنیاد سینمایی فارابی تولید شود، اما با وجود آغاز رسمی پروژه، بودجه مورد نیاز هیچگاه به طور کامل تخصیص پیدا نکرد. پس از آن نیز بارها خبرهایی درباره از سرگیری فیلمبرداری منتشر شد.
حتی گفته میشد «چشمهایش» یکی از گزینههای حضور در جشنواره فیلم فجر خواهد بود و بعدها نیز صحبت از تولید یک مینیسریال بر اساس همین پروژه به میان آمد. با این حال، هیچیک از این وعدهها عملی نشد.
در تمام این مدت نیز مدیران بنیاد فارابی هرگز به صورت شفاف درباره سرنوشت پروژه صحبت نکردند. توضیحاتی مانند بیماری، مسائل اجرایی یا شرایط مقطعی، جای پاسخ روشن را گرفت و نتیجه آن شد که پروژه در وضعیتی معلق باقی ماند. تعلیقی که پس از گذشت یک سال، عملاً به شکست انجامیده است.

چرا «چشمهایش» اهمیت دارد؟
اگر بخواهیم فهرستی از مهمترین رمانهای تاریخ ادبیات معاصر ایران تهیه کنیم، «چشمهایش» یکی از نخستین نامها خواهد بود. بزرگ علوی این رمان را در سال ۱۳۳۱ منتشر کرد.
اثری که تنها یک داستان عاشقانه یا سیاسی نیست و باید آن را یکی از پیچیدهترین نمونههای روایت مدرن در ادبیات فارسی به شمار آورد.
داستان از یک معما آغاز میشود. تابلوی نقاشی زنی ناشناس با عنوان «چشمهایش». مدیر یک موزه در جستوجوی هویت این زن، به گذشته استاد ماکان، نقاش مشهور و مخالف حکومت، میرسد. روایت به تدریج از خلال خاطرات، اعترافها و روایتهای چندلایه شکل میگیرد و مخاطب آرامآرام درمییابد حقیقت، آن چیزی نیست که در ابتدا تصور میکرده است.
همین ساختار روایی، «چشمهایش» را به اثری پیشرو تبدیل کرده است. رمان از تکنیکهایی استفاده میکند که سالها بعد در بسیاری از رمانهای مدرن جهان مورد توجه قرار گرفت. راوی نامطمئن، روایت تو در تو، کشف تدریجی حقیقت و بازی با زاویه دید. از این منظر، «چشمهایش» اثری است که از نظر فرم نیز هنوز تازه و قابل خواندن باقی مانده است.
در کنار ارزشهای فرمی، رمان تصویری چندلایه از جامعه ایران در سالهای پیش از شهریور ۱۳۲۰ ارائه میدهد. فضایی که در آن سیاست، هنر، عشق، قدرت و اخلاق در هم تنیدهاند.
«اهمیت «چشمهایش» تنها به فرم روایی مدرن آن خلاصه نمیشود. این رمان، روایتی از پیوند عشق و سیاست در فضای دیکتاتوری پهلوی اول است و شخصیت فرنگیس، سیر تحول روشنفکری ایران را از اشرافیت تا آگاهی دردناک به تصویر میکشد. اقتباس سینمایی از چنین اثری، نیازمند فهمی عمیق از همین لایههای چندگانه است.
بسیاری «چشمهایش» را آغازگر نوعی رمان سیاسی-روانشناختی در ادبیات معاصر ایران میدانند. این اثر طی هفت دهه گذشته بارها تجدید چاپ شده، به زبانهای مختلف ترجمه شده و همچنان در فهرست مهمترین رمانهای فارسی قرن چهاردهم جای دارد.
همین ویژگیها باعث شده «چشمهایش» بارها تجدید چاپ شود و همچنان یکی از پرفروشترین و پرخوانندهترین رمانهای کلاسیک معاصر باقی بماند. بسیاری از پژوهشگران ادبیات، این اثر را نقطه تلاقی رمان اجتماعی، روانشناختی و سیاسی در ادبیات فارسی میدانند؛ اثری که هم مخاطب عام را جذب میکند و هم ظرفیت تحلیلهای دانشگاهی گسترده دارد.

رمانی که جان میداد برای اقتباس
از منظر سینمایی نیز «چشمهایش» تقریباً تمام عناصر لازم برای یک اقتباس موفق را در اختیار دارد. شخصیتهای پیچیده، تعلیق، رمز و راز، عشق، فضای تاریخی، کشمکشهای سیاسی، روایت غیرخطی و تصاویری که از دل نقاشی و هنر شکل میگیرند.
کمتر رمانی در ادبیات معاصر ایران تا این اندازه قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم پرکشش و در عین حال هنری را دارد.
به همین دلیل، بسیاری آغاز پروژه فرمانآرا را نشانه بازگشت سینمای ایران به گنجینه ادبیات معاصر میدانستند. گنجینهای که سالهاست کمتر به آن رجوع شده است.
انتخاب بهمن فرمانآرا برای اقتباس از «چشمهایش» نیز اتفاقی نبود. او یکی از معدود فیلمسازان ایرانی است که مهمترین آثارش از دل ادبیات بیرون آمدهاند.
ساخت «شازده احتجاب» و «سایههای بلند باد» نشان میدهد فرمانآرا خوانندهای جدی و مفسر ادبیات است. به همین دلیل بسیاری امیدوار بودند «چشمهایش» ادامه همان سنت موفق اقتباس ادبی در سینمای او باشد.
ترکیب بازیگران نیز این انتظار را افزایش داده بود. شمس لنگرودی برای نقش استاد ماکان انتخاب شده بود و صابر ابر، علی مصفا، مهدی پاکدل، بهناز جعفری، علی شادمان، پانتهآ پناهیها، ژاکلین آواره و لاله مرزبان دیگر بازیگران این پروژه بودند. گروهی که نوید یکی از مهمترین تولیدات سینمایی سال را میداد.
اما امروز، پس از گذشت یک سال، واقعیت تلختر از همیشه به نظر میرسد. فیلمی که سال گذشته قرار بود با بودجهای حدود ۵۲ میلیارد تومان ساخته شود، اگر قرار باشد اکنون دوباره وارد مرحله تولید شود، با توجه به افزایش هزینههای تولید، دستمزدها، تجهیزات و خدمات سینمایی، به بودجهای نزدیک به دو برابر آن نیاز خواهد داشت. یعنی تعلل در تصمیمگیری و مدیریت پروژه، هزینه تولید را نیز به شکل قابل توجهی افزایش داده است.
«چشمهایش» نمادی است از فرصتی که میشد آن را حفظ کرد. فرصتی برای پیوند دوباره ادبیات و سینمای ایران، برای جان بخشیدن به یکی از بزرگترین رمانهای فارسی روی پرده نقرهای و برای ثبت واپسین اثر یکی از مهمترین فیلمسازان نسل خود.
اگر این پروژه دیگر هرگز به سرانجام نرسد، یکی از مهمترین فرصتهای سینمای ایران برای بازگشت به ادبیات از میان رفته است. فرصتی که میشد قدر آن را دانست اما اکنون، تنها باید نظارهگر روزهای از دست رفته و فرصتهای سوخته بود.