شناسهٔ خبر: 79109510 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

روایت مردمانی که از دفاع مقدس تا امروز، تسلیم‌ناپذیر مانده‌اند

جنوب؛ سرزمین ایستادگی و خاطره

تهران-ایرنا - جنوب ایران تنها یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت تاریخی و تمدنی ایران است. از سواحل نیلگون خلیج فارس تا خوزستان، این سرزمین هزاران سال در شکل‌گیری تاریخ، فرهنگ، تجارت و امنیت ایران نقش‌آفرین بوده است. آثار تمدنی ایلام، بنادر تاریخی خلیج فارس، مسیرهای بازرگانی کهن و میراث فرهنگی این منطقه، گواه قدمت و جایگاه راهبردی جنوب در تاریخ ایران هستند.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنازندگی، با آغاز جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹، جنوب ایران به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های نبرد تبدیل شد. شهرهایی مانند خرمشهر، آبادان، سوسنگرد، هویزه و بسیاری از مناطق مرزی، روزهای سختی را تجربه کردند. بر اساس اسناد رسمی و پژوهش‌های منتشرشده توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، میلیون‌ها نفر درگیر پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم جنگ شدند و خسارت‌های گسترده‌ای به زیرساخت‌ها و زندگی مردم وارد آمد. اما آنچه بیش از هر چیز در حافظه جمعی مردم جنوب باقی مانده، روایت مقاومت و تاب‌آوری است.

جنوب؛ گهواره‌ تمدن ایران‌زمین

پیش از آنکه از ویرانی بگوییم، باید از عظمت بگوییم. پیش از آنکه از خون بگوییم، باید از ریشه بگوییم. این سرزمین، مهد کهن‌ترین تمدن‌هاست. «شوش» و «ایلام»، نخستین نطفه‌های تمدن بشری را در دل خود پروراندند. بوشهر با بندر تاریخی «سیراف»، قرن‌ها دروازه‌ تجارت ایران با شرق و غرب بود. بندرعباس بر کرانه‌ «خلیج همیشه فارس» آرمیده و روزگاری، شاهراه ارتباط ایران با جهان بود. آبادان، خرمشهر، هرمز – هر کدام، نامی هستند برگرفته از یک حماسه. اما فراتر از بناها و شهرها، آنچه این سرزمین را ماندگار کرده، مردمانش هستند؛ مردمانی که تاریخ‌شان، با واژه‌ «مقاومت» عجین شده است.

پرتغالی‌ها آمدند؛ نخل‌ها تکان نخوردند

اگر امروز، دشمن از آسمان و دریا به جنوب چشم دوخته، باید بداند که این سرزمین، سابقه‌ چندصد ساله در ایستادگی دارد.

در قرن شانزدهم میلادی، زمانی که استعمارگران پرتغالی، جزیره‌ رازآلود هرمز را اشغال کردند و بر خلیج فارس سایه انداختند، مردمان این دیار بودند که در برابر بیگانه ایستادند. تجار ایرانی، ملوانان بوشهری، صیادان بندرعباسی، و دلاوران تنگستانی، در همان سال‌ها، صف اول مقاومت را تشکیل دادند.

رئیس علی دلواری، نماد بیداری و غیرت مردم جنوب است. جوانی از تنگستان که در برابر اشغالگران انگلیسی – که پس از پرتغالی‌ها، چنگال خود را بر جنوب ایران فشرده بودند – سلاح برداشت. او نه در کاخ زاده شده بود و نه در دانشگاه درس خوانده بود؛ اما غیرت و شجاعتش، او را به یکی از ماندگارترین چهره‌های تاریخ ایران بدل کرد. رئیس علی دلواری، «شیر تنگستان»، که با تفنگی ساده در دست، در برابر ارتش تا دندان مسلح بریتانیا ایستاد و جانش را بر سر این ایستادگی گذاشت. دلاوران تنگستان، درسی به تاریخ دادند که تا امروز پابرجاست: این خاک، ارزان به دست نمی‌آید.

جنوب؛ سرزمین ایستادگی و خاطره

انگلیسی‌ها هم رفتند؛ اما غیرت، ماند

قرن‌ها بعد، استعمار انگلیس نیز در جنوب ایران، با همین روحیه روبه‌رو شد. از شورش‌های مردم بوشهر و بندرعباس گرفته تا مقاومت‌های مردمی در خوزستان، هر جا که چکمه‌ بیگانه بر خاک جنوب گذاشته شد، مردمانش پاسخی واحد دادند: ذره‌ای از این خاک را نمی‌دهیم.

در سال ۱۸۵۶ میلادی، ناوگان بریتانیا در جریان جنگ بر سر هرات، بوشهر را زیر آتش گرفت و بخش‌هایی از شهر را ویران کرد. اما این بمباران، نه‌تنها مردم را نترساند، بلکه آتش خشمشان را شعله‌ورتر کرد. آنان، در همان روزهای سخت، زندگی را از سر گرفتند و در برابر اشغالگر ایستادند.

با قرارداد ۱۹۰۷، جنوب ایران از جمله بوشهر، رسماً در حوزه‌ نفوذ انگلیس قرار گرفت و «رزیدنسی انگلیس» در بوشهر، مرکز دسیسه‌های استعماری شد. در سال ۱۹۱۵ و در اوج جنگ جهانی اول، نیروهای انگلیسی بار دیگر بوشهر را اشغال کردند. در همین سال‌ها، شیخ خزعل، شیخ محمره (خرمشهر امروزی)، به نماد مقاومت در برابر انگلیس بدل شد؛ مردی که سال‌ها در برابر نفوذ بریتانیا ایستاد و اجازه نداد جنوب ایران به مستعمره‌ آنان تبدیل شود. مردم بوشهر، اهواز و بنادر اطراف، از او حمایت می‌کردند؛ چرا که او را نماد «ایستادگی در برابر بیگانه» می‌دانستند. سرانجام با کودتای ۱۲۹۹ و روی کار آمدن رضاخان، شیخ خزعل دستگیر و به تبعید فرستاده شد؛ اما مردم جنوب، این خاطره را هرگز فراموش نکردند.

تاریخ جنوب، تاریخ مقابله با هر قدرتی است که بخواهد این سرزمین را از مردمانش بگیرد. این سنت مقاومت، از نسلی به نسل دیگر، در رگ‌های مردم جاری مانده است.

جنوب؛ سرزمین ایستادگی و خاطره

دفاع مقدس؛ آزمونی که پیروز شدند

وقتی از تاب‌آوری مردم جنوب می‌گوییم، باید از یک حقیقت تاریخی شروع کنیم: مردمان این خطه، تاب‌آوری را با گوشت و استخوان خود شناخته‌اند. آنان، هشت سال جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتند؛ جنگی که در آن، خرمشهر و آبادان، زیر بمباران‌های صدام ویران شد؛ جنگی که در آن، صدها روستای خوزستان، هدف موشک‌های دشمن قرار گرفت؛ جنگی که در آن، هزاران زن و مرد و کودک، در خانه‌هایشان به شهادت رسیدند. اما در همان روزهای سخت، مردم جنوب، حماسه آفریدند. حماسه‌ خرمشهر، حماسه‌ هویزه، حماسه‌ سوسنگرد – اینها، فقط بخشی از روایت تاب‌آوری مردمانی است که با کمترین امکانات، در برابر بزرگ‌ترین ارتش منطقه ایستادند.

تفاوت این جنگ با جنگ قبلی، در ذات مقاومت و تاب‌آوری مردم تفاوتی ایجاد نمی‌کند. همان‌طور که در دفاع مقدس، مردم جنوب با کمترین امکانات، در برابر ارتش صدام ایستادند، امروز هم، همان روحیه، همان غیرت، همان ایستادگی را دارند.

اما تفاوت‌هایی هم هست. در دفاع مقدس، دشمن از شرق بود. در جنگ فعلی، دشمن از غرب، از دریا و از آسمان است. در دفاع مقدس، سلاح، بیشتر توپ و تانک بود. در جنگ فعلی، سلاح، موشک‌های هایپرسونیک و پهپادهای رادارگریز است. اما یک چیز ثابت مانده: مردم جنوب، همان مردمان‌اند. همان غیرت، همان ایستادگی.

این مقاومت، ریشه در فرهنگ جنوب دارد. فرهنگی که در آن، «مهمان‌نوازی» با «غیرت» عجین شده؛ فرهنگی که در آن، «زن» با «مرد»، «پیر» با «جوان»، در برابر دشمن، یک‌صدا می‌شوند.

جنوب؛ سرزمین ایستادگی و خاطره

نخل؛ نمادی که هیچ‌کس تفسیرش نکرده است

اگر بخواهید تاب‌آوری مردم جنوب را بفهمید، باید به نخل نگاه کنید. نخل، در گرمای ۵۰ درجه‌ تابستان جنوب، سایه نمی‌خواهد. در رطوبت شرجی که نفس را به شماره می‌اندازد، سر خم نمی‌کند. در طوفان‌های خلیج، ریشه‌هایش را محکم‌تر در خاک فرو می‌برد. در سیل، در خشکسالی، در شوری خاک – نخل، همان نخل است؛ استوار، ایستاده، و سرسبز.

مردم جنوب، نخل‌اند. گرمای ۵۰ درجه را به جان خریده‌اند، شرجی هوا را نفس کشیده‌اند، و در سخت‌ترین روزها، قامت خم نکرده‌اند. این مردمان، رطوبت و گرما را نه فقط با پوست، که با روح و جان، لمس کرده‌اند. آنان، تاب‌آوری را از طبیعت خودشان آموخته‌اند؛ از نخلی که هرچه طوفان سخت‌تر بوزد، ریشه‌اش عمیق‌تر در خاک فرو می‌رود.

جاده‌ها را زدند؛ مردم، جاده ساختند

دشمن در این جنگ، استراتژی روشنی دارد: قطع ارتباطات. حملات هوایی به پل‌ها، جاده‌ها، و زیرساخت‌های مواصلاتی جنوب، با هدف اصلی انجام می‌شود: جدا کردن مردم از یکدیگر، قطع خطوط امدادرسانی، و ایجاد وحشت.

اما آنچه دشمن نمی‌شناسد، روح مردم جنوب است. در همان ساعات اولیه پس از حمله، مردم محلی، با ابتدایی‌ترین امکانات، دست به کار شدند. جوانان، با بیل و کلنگ، مسیرهای جایگزین باز کردند. رانندگان کامیون، با شناخت هر پیچ و خم جاده‌های فرعی، مواد غذایی و دارو را به مناطق محاصره‌شده رساندند. مهندسان و کارگران، در کمتر از چند ساعت، پل‌های موقت برقرار کردند.

دشمن، شاید فکر کرده با زدن چند پل، می‌تواند اراده‌ یک ملت را بشکند. اما مردم جنوب، درسی به او دادند که در تاریخ ثبت خواهد شد: هر جا که دشمن، راهی را ببندد، مردم ده راه دیگر خواهند ساخت. اهتمام و جدیت مردم در بازسازی راه‌های تخریب‌شده، نقشه‌ شوم دشمن را نقش بر آب کرد.

این همان درسی است که از رئیس علی دلواری آموخته‌ایم؛ همان درسی که در خرمشهر و هویزه ثابت شد: وقتی مردم، خودشان بخواهند بمانند، هیچ بمبی نمی‌تواند آنان را از خانه‌شان بیرون کند.

جنوب؛ سرزمین ایستادگی و خاطره

یک صدا از سراسر ایران

در همین روزها، موجی از همدلی، از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب ایران، به راه افتاده است. شبکه‌های اجتماعی به روایتگر رنج و امید مردم جنوب بدل شدند. هنرمندان، ورزشکاران، نویسندگان، و فعالان رسانه‌ای، هر یک به شیوه‌ خود، نشان دادند که در روزهای سخت، فاصله‌ای میان شمال و جنوب، شرق و غرب ایران وجود ندارد.

شماری از چهره‌های شناخته‌شده در کنار مردم این خطه قرار گرفتند. حضوری که برای بسیاری از مردم جنوب، بیش از یک دیدار رسمی، نشانه‌ای از این بود که در روزهای سخت، صدایشان شنیده می‌شود و رنجشان، رنج همه‌ی ایران است.

چرا جنوب، هدف قرار گرفت؟

برای فهم آنچه امروز در جنوب ایران می‌گذرد، باید نقشه‌ واقعی دشمن را شناخت. این نقشه، در سخنان و رفتار ترامپ، آشکار است.

ترامپ، در طول ماه‌های گذشته، بارها به شکلی جنجالی اعلام پیروزی کرده و ادعا نموده که ارتش ایران نابود شده است. اما این ادعاها، نه از روی قدرت، که از روی ناامیدی بود. ترامپ می‌داند که با وجود حملات گسترده، ارتش ایران همچنان پابرجاست؛ تأسیسات موشکی ایران، سالم مانده؛ و اراده‌ ملی، نشکسته است.او فکر می کند که با چند بمب و چند تحریم، می‌تواند این ملت را به زانو درآورد. اما او، یک چیز را نمی‌داند: مردم ایران، به‌ویژه مردم جنوب، ملتی نیستند که زانو بزنند. ملتی هستند که ایستاده‌اند، ایستاده‌اند، و باز هم ایستاده خواهند ماند. این را، هشت سال دفاع مقدس ثابت کرد؛ و اگر لازم باشد، بار دیگر هم ثابت خواهند کرد.