نورنیوز-گروه سیاسی: عملیات مرصاد صرفاً پایان یک تهاجم نظامی نبود؛ نقطهای سرنوشتساز در تاریخ امنیت ملی ایران بود که نشان داد هرگاه دشمن، ضعف و انفعال ایران را مفروض بگیرد، با پاسخی قاطع و فراتر از محاسبات خود روبهرو خواهد شد. در روزهای آغازین مرداد ۱۳۶۷، گروهک منافقین با اتکا به پشتیبانی اطلاعاتی، لجستیکی و سیاسی حامیان غربی خود و با تصور فرسایش توان دفاعی جمهوری اسلامی پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، عملیات موسوم به «فروغ جاویدان» را با رؤیای تصرف چندروزه تهران آغاز کرد. آنان گمان میکردند آنچه رژیم بعث عراق در هشت سال جنگ تحمیلی به آن دست نیافت، با بهرهگیری از تروریسم سازمانیافته و کشتار گسترده مردم ایران محقق خواهد شد؛ اما این پروژه که در حقیقت طرحی برای یک نسلکشی بود، با هوشیاری نیروهای مسلح، انسجام ملی و فرماندهی دلاورانی چون شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، در عملیات غرورآفرین مرصاد به شکستی تاریخی انجامید.
مرصاد؛ شکست راهبرد تروریسم و تولد بازدارندگی ملی
مرصاد، فراتر از یک پیروزی نظامی، اثبات کرد امنیت ایران نه بر پایه وعدههای قدرتهای خارجی، بلکه بر ستونهای وحدت ملی، آمادگی دائمی و توان دفاعی بومی استوار است. این عملیات نشان داد دلخوش کردن به توافقها، قطعنامهها و فضای پس از آتشبس، اگر با هوشیاری و اقتدار همراه نباشد، خود میتواند زمینهساز تجاوزی تازه باشد. همین تجربه تاریخی، امروز نیز در رفتار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تداوم یافته است؛ نیروهایی که پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، ضمن حفظ آمادگی کامل، روند رفع کاستیها و تقویت توان بومی دفاعی را با شتاب بیشتری دنبال کردهاند؛ روندی که دستاوردهای آن در جنگ رمضان، از جمله مدیریت هوشمند تنگه هرمز و ارتقای بازدارندگی منطقهای، بهروشنی نمایان شد.
غرب؛ مدعی حقوق بشر و حامی دیرینه تروریسم
مرور عملکرد غرب پیش و پس از عملیات مرصاد، تصویری روشن از استانداردهای دوگانه مدعیان حقوق بشر ارائه میدهد. همان دولتهایی که امروز با ادبیات حقوق بشری، تحریم، فشار و حتی جنگ را برای ملتها تجویز میکنند، دیروز از حامیان اصلی اطلاعاتی، سیاسی و رسانهای گروهکی بودند که دستش به خون بیش از ۱۷ هزار ایرانی آلوده است. اعتراف اخیر دبیرکل ناتو به نقش این پیمان در حمایت از تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تنها نمونهای از واقعیتی است که سالها در رفتار غرب تکرار شده است.
این حمایتها پس از اخراج منافقین از عراق نیز متوقف نشد. اروپا و آمریکا با فراهم کردن پناهگاه امن، حمایت رسانهای و اعطای تریبون سیاسی، تلاش کردند این گروهک تروریستی را از یک سازمان جنایتکار به یک بازیگر سیاسی تبدیل کنند. در این میان، برخی گزارشگران مدعی حقوق بشر و رسانههایی همچون BBC و ایران اینترنشنال نیز با روایتسازیهای جهتدار، در جنگ شناختی علیه ایران نقشآفرینی کردهاند؛ رویکردی که نهتنها مسئولیت اخلاقی، بلکه مسئولیت حقوقی دولتهای حامی این گروهک را در استمرار جنایات آن تثبیت میکند.
از مرصاد تا رمضان؛ تداوم راهبرد امنیت درونزا
درس بزرگ مرصاد آن بود که دشمن، حتی در میانه مذاکرات و پس از توافقات سیاسی نیز از طراحی توطئه علیه ایران دست برنمیدارد. همین تجربه، مبنای شکلگیری راهبردی شد که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، رخدادهای دیماه و جنگ رمضان، بار دیگر کارآمدی خود را نشان داد. نیروهای مسلح ایران با اتکا به فناوریهای بومی، توان موشکی، ظرفیتهای سایبری، انسجام عملیاتی و تجربههای انباشته دفاعی، توانستند معادلات جدیدی را در برابر متجاوزان رقم بزنند.
در کنار اقتدار میدان، دیپلماسی فعال، همراهی مردم، مدیریت هوشمند تنگه هرمز، پاسخهای دقیق به تجاوزات نظامی، مقابله با گروههای تروریستی و تجزیهطلب مورد حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی، تقویت همگرایی جبهه مقاومت و بهرهگیری از ظرفیتهای رسانهای و جنگ روایتها، مجموعهای از مؤلفههای امنیت بومی را شکل دادهاند که جایگاه ایران را در نظم در حال گذار چندجانبه جهانی ارتقا بخشیده است. تجربه مرصاد بهروشنی نشان داد هرگونه اعتماد به سازوکارهای بینالمللی بدون پشتوانه بازدارندگی، میتواند خسارتآفرین باشد؛ از همین رو امنیت پایدار تنها از مسیر اقتدار درونزا، آمادگی دائمی و شناخت واقعبینانه از ماهیت دشمن حاصل میشود.
روایت مرصاد؛ سنگر امروز در جنگ شناختی
امروز اهمیت مرصاد تنها در ابعاد نظامی آن خلاصه نمیشود، بلکه به میدان روایتها نیز کشیده شده است. دشمن میکوشد با تحریف تاریخ، سفیدنمایی جنایات منافقین و وارونهسازی جایگاه مهاجم و مدافع، افکار عمومی، بهویژه نسل جوان را دچار خطای ادراکی کند.
روایتهایی با عناوینی چون «قربانیان ۶۷» یا «دادخواهان دهه ۶۰»، اگر بدون اشاره به پیشینه تروریستی منافقین و نقش حامیان غربی آنان بازخوانی شوند، بخشی از همین پروژه تحریف تاریخی خواهند بود.
ازاینرو، تبیین مستند و واقعگرایانه ماهیت گروهک منافقین، نقش دولتهای غربی در حمایت از آن و عبرتهای امنیتی عملیات مرصاد، یک ضرورت ملی است. همانگونه که مرصاد در میدان نبرد، رؤیای دشمن را به کابوس تبدیل کرد، روایت صحیح و مستند آن نیز میتواند جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن را خنثی سازد. در جهان امروز، پیروزی تنها در میدان نظامی رقم نمیخورد؛ نبرد اصلی، نبرد روایتها و اقناع افکار عمومی است. مرصاد باید همچنان بهعنوان نماد وحدت ملی، اقتدار نیروهای مسلح و امنیت برآمده از درون روایت شود؛ الگویی ماندگار که میتواند راهنمای آینده ایران در برابر هرگونه تهدید نظامی، سیاسی و شناختی باشد.
∎