شناسهٔ خبر: 79096879 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

متهم به قتل دختر جوان بعد از دستگیری:

اصرار داشت ازدواج کنیم، کشتمش!

مرد معتاد در جریان اختلاف و درگیری با دختر مورد علاقه‌اش او را به قتل رساند و متواری شد. کارآگاهان بعد از هشت ماه موفق به دستگیری او شدند. مرد معتاد در جریان اختلاف و درگیری با دختر مورد علاقه‌اش او را به قتل رساند و متواری شد. کارآگاهان بعد از هشت ماه موفق به دستگیری او شدند.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار جام‌جم، اوایل آذر سال گذشته زنی با حضور در پلیس آگاهی تهران شکایت کرد خواهر جوانش ناراحتی اعصاب داشته و چند مرتبه هم بستری شده است. این اواخر با مردی میانسال به نام شهروز آشنا شده و درصدد ازدواج با او بود و به خانه‌اش رفت‌وآمد داشت، اما چند روز است گم‌شده و از وی خبری ندارد و تلفن‌همراه آن مرد هم خاموش است. 
ماموران به‌دنبال ردی از این زن بودند که یک ماه بعد چند زن و مرد به پلیس ۱۱۰ تهران زنگ زدند و گفتند بوی نامطبوعی از طبقه دوم ساختمان قدیمی محل زندگی‌شان در جنوب شهر به مشام می‌رسد. ماموران برای بررسی ماجرا آنجا رفتند اما مستاجر و زن همراهش در را باز نکردند. آنها قفل در را شکستند و وارد شدند. وسایل خانه به‌هم‌ریخته به نظر می‌رسید و جسد زن جوان در اتاق نشیمن در حالی که شالگردنی به دور گردنش گره خورده بود دیده می شد. بررسی‌ها نشان داد این زن ابتدا هدف سه ضربه چاقو قرار گرفته و بعد با شالگردن خفه شده و یک ماه از مرگش هم می‌گذرد. چند روز بعد از کشف جسد، ماموران متوجه شدند تصویر او با زن گمشده مطابقت دارد. خانواده وی به پزشکی‌قانونی مراجعه و جسد را شناسایی کردند. شهروز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت تا این‌که شامگاه شنبه، ۳ مرداد امسال و با گذشت هشت ماه در کارگاهی در جنوب تهران بازداشت شد. متهم پیش از ظهر دیروز در جریان تحقیقات در شعبه اول بازپرسی دادسرای جنایی به قتل اعتراف کرد و گفت: سال‌ها مدیر یک کارگاه بودم اما پس از اعتیاد زندگی و کارم را از دست دادم. چند مرتبه در کمپ بستری شدم. چند ماه قبل از حادثه مددجویی را از کمپ به بیمارستان برده و آنجا با مقتول آشنا شدم. حال روحی خوبی نداشت و برای درمان آمده بود. خواست برایش خوراکی بخرم و گفت  پول آن را بعد از آن‌که مرخص شد به حسابم واریز می‌کند و شماره تلفنم را گرفت. چند روز بعد مرخص شد و با هم حرف زدیم. همدیگر را ملاقات کردیم و کم‌کم به هم علاقه‌مند شدیم و ارتباط‌مان شکل‌گرفت. می‌گفت باید با او ازدواج کنم اما من مخالفت کردم. تهدیدم کرد روی چهره مادر و خواهرانم اسید می‌پاشد. ترسیدم تهدیدهایش را عملی کند. روانم به‌هم‌ریخته بود. روز حادثه دوباره دعوای‌مان شد. چاقویی برداشتم و سه ضربه به وی زدم و بعد با دستانم خفه‌اش کردم و یک‌ربع بعد شالگردنی را دور گردنش گره زدم. بعد متواری شدم و در این مدت در شهرهای مختلف کار و زندگی می‌کردم.
محسن اختیاری، بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جام‌جم گفت: با اعتراف متهم به این جنایت او در بازداشت به‌سر می‌برد و تحقیقات از وی ادامه دارد.