شناسهٔ خبر: 79096417 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

هر بار حسین(ع) از موکبی دیگر طلوع می‌کرد...

عبدالرحیم سعیدی راد در آستانه اربعین حسینی، سپیدسروده هایی با حال و هوای اربعین حسینی منتشر کرد.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،  عبدالرحیم سعیدی‌راد، شاعر، تازه‌ترین سروده های سپید کوتاه خود را با حال و هوای اربعین حسینی منتشر کرد. این سروده‌ها را می‌توانید در ادامه بخوانید: 

آخر راه
کربلا نبود...
آغوش حسین (ع) بود.

**
موکب،
چادری بود
که خدا در آن
چای تعارف می‌کرد.

**
جاده را بوسیدم؛
خاک
بوی سلام می‌داد.

**
درختی اندوهگین
کنار جاده؛
هر برگش،
زائری بود
جا مانده از اربعین

**
از رود پرسیدم:
به کجا می‌روی؟
گفت:
به روضه‌ فرات.

**
باد مویه کرد:
کربلا کجاست؟
خاک
بی‌صدا گریست!

**
در سایه‌ بیرق عباس،
خورشید هم
با ادب می‌تابد!

**
گرد راه
بر کفش می‌نشیند
نور کربلا
بر دل

**

جاده
تمام نمی‌شد؛
اما زائران
کم‌کم
به حسین (ع) تبدیل می‌شدند.

**
کودکی
کنار جاده
آب تعارف می‌کرد؛
فرات
از چشمانش
جاری بود.

**
خورشید
تمام راه را
بی وقفه آمد...
او هم
نذر اربعین داشت.

**
ابرها
از دور آمده بودند؛
موکب آسمان
شربت باران
پخش می‌کردند.
**

باد
موکب‌دار مهربانی بود؛
تمام راه
خستگی را
از شانه‌ها برمی‌داشت.

**
به باران گفتند:
دیر آمدی.
گفت:
تمام راه زائر بودم.

**
ابری تمام روز
خودش را نگه داشت...
در بین الحرمین
بغضش ترکید!

**
موکبها کم نبودند
هر بار حسین(ع)
از موکبی دیگر
طلوع می‌کرد...

**
پیرمردی
یک استکان چای عراقی 
به دستم داد...
تا غروب
دلم گرم بود

انتهای پیام/