به گزارش ایلنا، علیرضا معراجی روزنامه نگار در کانال تلگرامی نوشت:
قرن هاست که از قصه ی پر راز و رمز آدم و حوا می گذرد و هر روز جمعیت بشر رو به فزونی است و به تبع آن هابیل ها و قابیل ها در حال افزایش...
هر چند در ظاهر تعداد قابیل ها از هابیل ها بیشتر است.
دوره ها می گذرند، آدمها می آیند و می روند و دنیا همچنان پا برجاست و کار خود را می کند و ما در مسیر بی خیالی در حال گذران اموریم
به قول حضرت حافظ؛
جهان پیر است و بی بنیاد از این فرهاد کش فریاد...
فرقی ندارد متعلق به کدام جغرافیایی و یا از چه نژاد و صاحب کدامین اندیشه و چه دین و مسلکی داری
هر چه هستی فرزند آدم و حوایی، و از این گریزی نیست یا هابیلی یا قابیلی...!!!
روزگار به سرعت می گذرد و عمر ما آدمای هزاره سوم همچون میلیارد ها انسان های روزگار پیشین در حال گذار است و خیلی ها به فکر این نیستند که ناگهان باز به قول حضرت لسان الغیب ناگهان؛
جرس فریاد می دارد که بربندیدمحمل ها
همچنانیکی بعنوان کار فرما در قالب شرکتی که استعمارگران عصر حاضرند، چهار ماه چهار ماه مثلاً در فلان بیمارستان حقوق اندک کارگران را نمی دهد، تنها بخاطر اینکه با سود بانکی ش فرزندش چند روزی مثلا در کیش آخرت پدرش را مات کند !!!
تاریخ، با تمامِ شکوه و عظمتش، تنها تکرارِ یک چرخه است.
هر روز، آدمها و حواهای جدیدی به این جهان پا میگذارند و به دنبال آنها، هابیلها و قابیلهای بیشماری نیز پدید میآیند.
فرقی نمیکند کی هستی، خاصی یا عام، اربابی یا رعیت، پولداری یا بی پول، صاحب نفوذی یا بی دست و پا، زور داری یا بی زور، تو در این صحنه فرزندِ آدم و حوا هستی و یا میراثدارِ هابیلی یا قابیل.
در این میان، حد وسطی وجود ندارد؛ یا در پهنه حق ایستادهای یا در سایهی ناحق.
دنیا، با همان رسمِ دیرینهی خود، بیوقفه می چرخد و ما بدون شک یا هابیلیم یا قابیل!!!
هابیل و قابیل یک نمادند، نماد خیر و شر، خوبی و بدی، انسانیت و حیوانیت.
هابیل و قابیل هر دوره در یک لباس و به یک نام و نشانند
از موسی و فرعون گرفته تا امروزِ ترامپ و نتانیاهو و جبهه ی مقابلشان ...
قابیل می تواند همان بازاری باشد که احتکار می کند و در شرایط جنگی گران فروشی می کند و یا پزشکی باشد که به بیماری رحم نمی کند و یا سیاستمداری که خیانت می کند
قابیل می تواند در قالبِ مدیرانِ بیانصاف، در قالبِ پیمانکارانی که حقوقِ ماهها از کارگرِ رنجکشیده را کامل نمی دهند و حتی دیر می دهند و یا کارفرمایی که با پیمانکار بسته است!!!
قابیل می تواند مدیر ارشدی باشد که در آزمون فلان شرکت و یا سازمان اعمال نفوذ می کند و شریک خودکشی آن جوان نا امید و بخت برگشته است و در روز قیامت می بیند که یک قتل به پایش نوشته اند و یا ذی نفوذی که از رانت اطلاعاتی ش سوء استفاده می کند
و یا در قالبِ کارفرمایانی که به بهانهی سودهای بانکی، حقِ کارگر را به لجن میکشند...!!!
قابیل می تواند رئیس بانکی باشد در حالی که نیازمندان در پیِ امیدی هستند، وامهای حق را به جیبِ «خاصان» میریزد.
قابیل می تواند کارمند فلان اداره، سازمان و یا شرکت باشد که بی اعتنای توجه به اربابرجوع و تولید، در را میبندد و نان سنگگ می خورد، حرف ها و نظریه های قلمبه و سلمبه بلغور می کند و دم از حقوق بشر دروغین می زند و خود حق یک مراجعه کننده و یا سازمانش را رعایت نمی کند !!!
روزگار میچرخد ودنیاباز نظاره گر تاریخِ پر تکرار است، همیشه با صدای نالهٔ مظلومانی است که در پای لقمهی نانِ حلال، میجنگند تا مجبور نباشندنان را به نرخِ روزبخورند.
تاریخ تکرار میشود و ما، بار دیگر در میانهٔ این تقابل، باید انتخاب کنیم: هابیل باشیم یا قابیل؟
راستی ما هابیلیم یا قابیل؟