به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، مرتضی ابراهیمپور، پژوهشگر دانشگاه جامع امام حسین(ع)، با شرکت در پویش همنویسی «راویان عهد» که از سوی مرکز مطالعات راهبردی تسنیم و با همکاری کانون نویسندگان حوزوی و رسانه رحامدیا برگزار شد، نوشت: حادثه عاشورا در پهنه تاریخ اسلام، یک رخداد محصور در زمان و جغرافیایی خاص نیست؛ بلکه تجلیگاه یک مکتب جامع و ساختاریافته است که وجدان تاریخ را بیدار نگه داشته است. در منظومه فکری و راهبردی آیتالله خامنهای، حرکت امام حسین(ع) و نهضت کربلا، فراتر از یک سوگواری صرف یا یک حماسه تاریخی بیامتداد، به عنوان یک «سرمایه عظیم، بیبدیل و متمایزکننده جامعه شیعی» نگریسته میشود. از این منظر، عاشورا نه یک خاطره رو به افول، بلکه یک نرمافزار زنده، فعال و تمدنساز است که توانایی بازتولید قدرت، بصیرت و مقاومت را در هر عصری داراست.
برای درک چگونگی امتداد این نهضت در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی، باید ابعاد نظام معرفتی، لایههای عبرتآموز و کارکردهای راهبردی آن را در بیانات رهبر معظم انقلاب بازخوانی کرد. هدف غایی تمدن اسلامی، ایجاد فضایی برای رشد همهجانبه انسانها بر پایه عدالت و عقلانیت است؛ و نهضت حسینی، دقیقاً همان الگو و سوخت محرکی است که امت اسلامی را از ایستایی نجات داده و به سوی تحرک پویا هدایت میکند.
نظام معرفتی عاشورا؛ هندسه عقلانیت، صیانت و معرفتافزایی
پایه و اساس نگاه رهبر انقلاب به مقوله عاشورا و مجالس محرم، بر محور «عقلانیت و معرفت» استوار است. اگرچه عواطف پاک حسینی موتور محرک این جریان است، اما این عواطف باید در ظرفی از معارف اصیل و پیراسته هدایت شوند تا بتوانند ثمرهبخش باشند. مجالس حسینی نباید صرفاً تخلیه هیجانی یا احساسی باشند، بلکه باید به مثابه یک کلاس درس بزرگ برای ارتقای فکری امت عمل کنند.
رهبر انقلاب بارها بر حفظ قالبهای اصیل و سنتی عزاداری تأکید کردهاند؛ چرا که این سنتها پیونددهنده نسلها به منبع نورانی کربلاست. گریه و روضه، احساسات عمیق انسانی را با حقیقت پیوند میزند و خلأ ارتباط ذهنی را با پیوند قلبی جبران میکند. ایشان در این باره میفرمایند: «عزاداری سنتی یک اقامه طوفان است... این گریهها، این سینه زدنها، این روضهخوانیها، ابزار اصلی حفظ این جریان است.» (بیانات در دیدار مداحان اهلبیت(ع) - 1370/10/05)
از منظر ایشان، مجالس حسینی نباید تهی از معرفتآموزی باشند. مداحی و سخنرانی مطلوب، جریانی است که ایمان را در قلوب عمق ببخشد و مستمع را با حقایق دین آشنا کند. در این نظام معرفتی، شعر باید دارای مغز سیاسی، دینی و اخلاقی باشد و از سطحینگری پرهیز شود. رهبر انقلاب در این زمینه بر استفاده از منابع متقن تأکید ویژهای دارند: «برای ذکر مصیبت، کتابهای متقن و معتبر مثل نفسالمهموم شیخ عباس قمی باید ملاک باشد؛ نباید روضههای بیاساس و سست خوانده شود تا ابهت و عظمت این حادثه مخدوش نگردد.» (بیانات در دیدار با روحانیون و مبلغان در آستانه ماه محرم - 1373/02/17)
برای اینکه پیام راهبردی عاشورا به گوش جهان برسد، باید از آلوده شدن آن به بدعتها و رفتارهای غیرعقلانی جلوگیری کرد. حرکاتی که چهره مذهب را در دنیای امروز غیرمنطقی جلوه میدهند، دقیقاً پازل دشمن را برای به انزوا کشاندن پیام کربلا کامل میکنند. مخالفت قاطع ایشان با پدیدههایی چون قمهزنی، برخاسته از همین نگاه صیانتمحور است: «قمهزنی یک حرکت خلاف پیشرفت و وهن مذهب است. این کارها، چهره منور اسلام و عاشورا را در چشم ناظران جهانی زشت و مشوش میکند.» (بیانات در دیدار با اهالی کهگیلویه و بویراحمد - 1373/03/17)
رهبر انقلاب معتقدند مجالس عزاداری باید سه عنصر اصلی را به طور همزمان تقویت کنند: عاطفه نسبت به اهلبیت، بصیرت نسبت به حقایق مذهب، و معرفت نسبت به مبانی اسلام. هرگاه مجلسی یکی از این ابعاد را فدا کند، از مدار اصلی خود خارج شده است: «در مجالس بساط گریه و سینه زنی باید باشد؛ اما این باید با معرفت همراه بشود. هیأت باید کانون معرفتافزایی باشد، کانون تبیین باشد.» (بیانات در دیدار مداحان اهلبیت(ع) - 1384/05/05)
عبرتهای عاشورا؛ مسئولیت نخبگان و کالبدشکافی سقوط جامعه اسلامی
یکی از برجستهترین، ابتکاریترین و حجمبخشترین لایهها در تحلیلهای عاشورایی رهبر انقلاب، مقوله «عبرتهای عاشورا» است. در این ساحت، توجه از خودِ حادثه به «پیشزمینهها و چرایی وقوع» آن معطوف میشود. چگونه جامعهای که پیامبر اسلام(ص) پایهگذاری کرد، در کمتر از نیم قرن به نقطهای رسید که جگرگوشه همان پیامبر را با نام دین سر برید؟
فاجعه کربلا و شهادت فرزند پیامبر(ص)، پنجاه سال پس از رحلت رسول خدا(ص)، معلول یک شبه پدید نیامد. این فاجعه نتیجه یک فرآیند تدریجی فاسد شدن معیارها بود. رهبر انقلاب تبیین میکنند که چگونه تغییر ارزشها، دنیاطلبی، اشرافیگری و مسابقه برای جمعآوری ثروت، جامعه اسلامی را به سمتی برد که امام حسین(ع) مجبور به قیام شد: «عاشورا محصول یک انحراف تدریجی و عمیق در خواص و نخبگان جامعه بود؛ جایی که ارزشهای جهادی جای خود را به عافیتطلبی و مالاندوزی داد. وقتی ثروتافزایی بیحساب مباح شد، معنویت کوچ کرد.» (بیانات در خطبههای نماز جمعه تهران - 1375/02/28)
رهبر انقلاب جامعه را به دو دسته خواص (صاحبان فکر و تحلیل) و عوام (دنبالهروها) تقسیم میکنند و خود خواص را به دو گروه خواصِ طرفدار حق و خواصِ طرفدار باطل تفکیک مینمایند. ضربه اصلی به جبهه حق زمانی وارد میشود که خواصِ طرفدار حق، در لحظه نیاز، تصمیم مقتضی را به خاطر دلبستگیهای دنیوی به تأخیر میاندازند: «اگر خواصِ طرفدار حق در نظام اسلامی، به سمت دنیاپرستی، عافیتطلبی و حفظ جان و آبرو حرکت کنند، جامعه به سمت کوفه شدن سوق پیدا میکند... عبرت اصلی عاشورا اینجاست.» (بیانات در دیدار با فرماندهان لشکر 27 محمد رسولالله(ع) - 1375/03/20)
در تحلیل بیانات، خطبههای امام حسین(ع) در منا و عرفات که رو به علما و نخبگان ایراد شده، کلید فهم این ماجراست. امام در آن خطبهها نخبگان را به خاطر سکوت در برابر ظلم، ترک امر به معروف و نهی از منکر، و فروختن دین به بهای اندک سرزنش میکند. رهبر انقلاب با تکیه بر این منطق بر این باورند: «اگر نخبگان و خواص جامعه در بزنگاهها به خاطر ترس از جان، مال یا آبرو سکوت کنند و حق را کتمان نمایند، حسینبنعلیها به مسلخ کربلا خواهند رفت؛ چرا که عوام ثباتی ندارند و با موج تبلیغات حرکت میکنند.» (بیانات در دیدار با فرماندهان گردانهای عاشورا - 1371/04/22)
نهضت حسینی را نباید صرفاً در چند ساعت روز دهم محرم خلاصه کرد. این حرکت یک مدل پیوسته برای حیات موحدانه است. عاشورا نماد یک حرکت مستمر برای اقامه قسط و عدل است که از مدینه آغاز شد و تا آخرین لحظه ادامه داشت. این حرکت به جامعه یاد میدهد که مؤمن باید همواره در وضعیت آمادهباش معرفتی و عملی برای دفاع از حق باشد: «امام حسین(ع) قیام کرد تا نظام عدل اسلامی را که به انحراف کشیده شده بود بازسازی کند. هدف اصلی، اقامه حق و نابودی باطل در سطح کلان جامعه بود، نه فقط یک شهادت فردی.» (بیانات در خطبههای نماز جمعه تهران - 1374/02/14)
امتداد راهبردی؛ منطق «پیروزی خون بر شمشیر» در عصر تمدنسازی
حرکت عاشورا یک مدل راهبردی برای مواجهه با نظامهای استکباری در طول تاریخ تولید کرده است؛ مدلی که هسته مرکزی آن، تفوق و پیروزی جبهه حق با وجود کمبود ابزارهای مادی و تسلیحاتی است. این منطق، قواعد مادی جهان را به چالش میکشد.
امام خمینی(ره) با تکیه بر همین سنت و منطق عاشورایی توانست سنگینترین دژ استکبار در منطقه یعنی نظام شاهنشاهی را سرنگون کند. انقلاب اسلامی هیچ سلاح مادی سنگینی در دست نداشت، اما قدرتی به نام «فرهنگ شهادت» داشت که پیروزی را تضمین میکرد. رهبر انقلاب با اشاره به این امتداد تاریخی میفرمایند: «انقلاب اسلامی ما، فرزند محرم و عاشوراست. امام بزرگوار ما با فرمول «پیروزی خون بر شمشیر» و با استفاده از ظرفیت ماه محرم، تودههای مردم را به میدان آورد و موازنه قدرت مادی را برهم زد.» (بیانات در دیدار با دستاندرکاران سازمان تبلیغات و هیئات - 1380/12/14)
زنده ماندن پیام کربلا مدیون مجاهدت تبیینی حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) است. اگر افشاگریهای کاروان اسرا در کوفه و شام نبود، دستگاه رسانهای شام حادثه را به عنوان خروج یک فرقه متمرد علیه خلیفه قانونی جلوه میداد. در تحلیل راهبردی آیتالله خامنهای، «جهاد تبیین» مکمل جهاد نظامی عاشوراست: «اگر حرکت تبیینی بزرگ حضرت زینب کبری(س) پس از عاشورا نبود، بنیامیه با بوقهای تبلیغاتی خود، حقیقت کربلا را دگرگون و کتمان میکرد. امروز نیز در برابر جنگ رسانهای و شناختی دشمن، جهاد تبیین استراتژی اصلی ماست.» (بیانات در دیدار با جمعی از پرستاران و خانواده شهدای سلامت - 1400/09/21)
یکی از کارکردهای راهبردی عاشورا در زمانه حاضر، ابزارآلات فکری دادن به امت برای مبارزه با استکبار جهانی و صهیونیسم است. فرهنگ حسینی مانع از تسلیم و سازش امت در برابر فشار ظالمان میشود: «درس عاشورا، درس عدم تسلیم در برابر قدرتهای استکباری است. تمدن اسلامی زمانی محقق میشود که امت اسلام هیمنه مادی قدرتهای پوشالی را به رسمیت نشناسد و این را ما در مدرسه کربلا آموختهایم.» (بیانات در دیدار اعضای مجمع جهانی اهلبیت(ع) - 1401/06/14)
تمدن نوین اسلامی و بازتولید قدرت از طریق سرمایه حسینی
تمدن نوین اسلامی به عنوان چشمانداز نهایی گام دوم انقلاب، ابعادی فراتر از مرزهای جغرافیایی دارد. این تمدن نیازمند انسانسازی، جامعهپردازی و کادرسازی راهبردی است. سرمایه اجتماعی عظیمی که هر ساله در ایام محرم و به ویژه در بستر حماسه پیادهروی اربعین شکل میگیرد، دقیقاً همان بستر تحقق این تمدن است.
رهبر انقلاب پدیده اربعین را به عنوان یک جلوه عینی از امتداد تمدنی عاشورا قلمداد میکنند. اربعین یک تجمع صرف نیست، بلکه نمادی از یک جامعه نمونه اسلامی بر پایه ایثار، برادری، خادمی و معنویت بدون مرز است: «راهپیمایی اربعین یک پدیده بینظیر تمدنساز است که جلوهای از جامعه مهدوی را به نمایش میگذارد. این حرکت جهانی، پیام ایستادگی و همگرایی امت اسلامی را به کل دنیا مخابره میکند.» (بیانات در دیدار موکبداران عراقی - 1398/06/27)
عاشورا محکمترین پاسخ به دیدگاههایی است که دین را به زاویه مساجد و امور فردی محدود میکنند. قیام امام حسین(ع) برای اصلاح ساختار حاکمیت و جامعه بود. تمدن نوین اسلامی بر خلاف تمدن مادی غرب، بر پیوند ناگسستنی دین و سیاست تأکید دارد: «امام حسین(ع) برای مسائل شخصی یا عبادات فردی شهید نشد؛ قیام او برای تشکیل حکومت عدل و پیادهسازی احکام اجتماعی اسلام در متن جامعه بود. این یعنی نفی مطلق اسلام سکولار.» (بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی - 1385/01/01)
مدن به ابزار مادی خلاصه نمیشود، ثروت اصلی یک تمدن، نیروی انسانی صالح و مجاهد است. محیط هیئات حسینی به دلیل گره زدن عاطفه و عقلانیت، کارآمدترین فضا برای کادرسازی و تربیت نسل جوان متعهد به آرمانهای بزرگ است. جوانی که در این مکتب رشد میکند، نه منفعل است و نه تسلیم ناامیدی میشود (بیانات در دیدار جمعی از جوانان و نخبگان علمی - 1402/07/26).
محرم و افق روشن فردا
با کنار هم قرار دادن قطعات این پازل معرفتی و راهبردی در اندیشه رهبر معظم انقلاب، روشن میشود که «تمدن نوین اسلامی» بدون اتکا به مغزافزار عاشورا شکل نخواهد گرفت و استمرار نخواهد یافت. تمدنی که به دنبال استقلال، عدالتخواهی، نفی سلطه پذیری و پیشرفت همهجانبه مادی و معنوی است، نیازمند انسانهایی فضیلتمند، بصیر، شجاع و فداکار است؛ یعنی همان تربیت والایی که در مدرسهی محرم و در سایهسار لوای حسینی اتفاق میافتد.
امروز، تمسک به نظام معرفتی عاشورا، پیرایش آن از تحریفات و خرافات، درسآموزی مداوم از عبرتهای تاریخی مرتبط با خواص و نخبگان، و به کارگیری منطق مقاومت و جهاد تبیین، تکالیف اصلی و حیاتی جامعه اسلامی در گام دوم انقلاب است. عاشورا پرچم راهنمایی است که امت اسلامی را از ظلمات جاهلیت مدرن عبور داده و افق روشن تمدن اسلامی و آمادگی حقیقی برای عصر ظهور را ترسیم مینماید. این جریان سر بازایستادن ندارد و تا تحقق کامل وعده الهی پیش خواهد رفت.
انتهای پیام/