به گزارش خبرنگار ایرنا، ثبت جهانی مجموعه قلعههای الموت فقط ثبت یک بنای تاریخی نیست بلکه به رسمیت شناخته شدن یک «منظر فرهنگی-دفاعی» است که در دل کوهستانهای سختگذر البرز غربی شکل گرفته و در طول قرنها، هم جایگاه نظامی داشته و هم پایگاه اندیشه، دانش، حکمرانی و سازمان فضایی منسجم بوده است.
این پرونده که با عنوان قلعه الموت و استحکامات دفاعی وابسته، به یونسکو ارایه شد، شامل هفت قلعه و دژ اصلی و فرعی است که در پیوندی ارگانیک با یکدیگر، شبکهای دفاعی و تمدنی را در منطقه الموت پدید آوردهاند؛ شبکهای که از قلعه اصلی الموت آغاز میشود و تا لمبسر، قسطینلار، شمسکلایه، شیرکوه، ایلان و نویذر شاه امتداد مییابد، اهمیت این ثبت زمانی دوچندان میشود که بدانیم پرونده الموت پس از ۲۵ سال مطالعه، کاوش، حفاظت و تدوین علمی، توانست در جمع آثار شاخص جهان قرار بگیرد و نام ایران را بار دیگر در سطحی جهانی برجسته کند.

این مجموعه از آن جهت ارزشمند است که تنها یک دژ منفرد نیست بلکه ساختاری زنجیرهای و بههمپیوسته را نمایش میدهد؛ ساختاری که در آن، هسته مرکزی، یعنی قلعه الموت با استحکامات پیرامونی، روستاها، راههای دسترسی، منابع آب، باغها، مزارع و سامانههای کشاورزی در رابطهای مستقیم و کارکردی قرار دارند.
همین پیوستگی است که بهگفته کارشناسان، الموت را از یک محوطه صرفا تاریخی به یک سازمان سرزمینی تبدیل میکند؛ سازمانی که در آن معماری، اقلیم، تدبیر دفاعی و سازگاری با محیط به شکلی هوشمندانه درهم تنیدهاند و از همین منظر، ثبت جهانی الموت فقط ثبت یک دژ نیست بلکه ثبت یک شیوه زیستن، یک نظام مدیریت سرزمین و یک میراث فکری و مهندسی که در دل تاریخ ایران شکل گرفته است.
قلعه الموت با نام حسن صباح گره خورده و در حافظه تاریخی ایرانیان، بیش از هر چیز به عنوان مرکز فرمانروایی نزاریان اسماعیلی شناخته میشود اما آنچه در سالهای اخیر، به ویژه در پرتو کاوشهای باستانشناسی و مطالعات میانرشتهای آشکار شده، فراتر از روایتهای ساده تاریخی است.
الموت نه فقط یک پایگاه نظامی بلکه محل تولید و صیانت از دانش، مکانی برای کتابخانه، تفکر، نجوم، پزشکی، فلسفه و سازماندهی اجتماعی بوده و همین وجه علمی و تمدنی در کنار ویژگیهای دفاعی و معماری، سبب شد تا پرونده این اثر در یونسکو واجد ارزش برجسته جهانی شناخته شود، ساخت دیوارها، انتخاب موقعیت صعبالعبور، استفاده از مصالح متناسب با اقلیم، بهرهگیری از ارتفاعات طبیعی و طراحی سامانههای دفاعی، همه و همه نشان میدهد که سازندگان این مجموعه، از دانش مهندسی و شناخت محیطی بسیار پیشرفتهای برخوردار بودهاند.
در کنار ارزش تاریخی و معماری، یکی از مولفههای برجسته این پرونده، سامانه پیچیده مدیریت آب و کشاورزی است؛ عنصری که در اقلیمی سخت و کوهستانی، بقای ساکنان و پایداری سکونت را ممکن میکرده است و ذخیرهسازی آب، انتقال آب، بهرهبرداری از منابع محلی، کشاورزی پلکانی، تراسبندی و ایجاد سازوکارهای تأمین معیشت، همگی بخشی از هوش زیستی و تمدنی این منطقه را نشان میدهد.

به همین دلیل، کارشناسان میراث فرهنگی تاکید میکنند که ارزش الموت صرفا در دیوارها و برجوباروی آن خلاصه نمیشود بلکه در پیوند میان قلعه، طبیعت، آب، زمین و زندگی روزمره مردمانش معنا پیدا میکند و این همان چیزی است که یونسکو در قالب منظر فرهنگی از آن یاد میکند؛ منظری که هم تاریخ دارد، هم کارکرد، هم هویت و هم استمرار.
ثبت جهانی این اثر، نتیجه یک روند کوتاهمدت و اتفاقی نیست بلکه ثمره بیش از یک ربع قرن تلاش مداوم است و در این سالها، گروههای مختلف کارشناسی و فنی در کنار مسوولان ملی و استانی، برای تهیه پرونده، انجام کاوشهای باستانشناسی، حفاظت از آثار، مستندسازی دقیق و تعریف برنامههای مدیریتی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت فعالیت کردهاند.
پس از بازدید ارزیابان بینالمللی، نیز مجموعهای از اقدامات تکمیلی در دستور کار قرار گرفت؛ از ساماندهی راهها و روستای گازرخان گرفته تا تامین آب، ایجاد زیرساختهای گردشگری، بهبود مسیرهای دسترسی، ایمنسازی و حفاظت از محوطه و اکنون با ثبت جهانی این مجموعه، اجرای برنامههای مصوب در قالب تعهدات دولت و وزارت میراث فرهنگی شتاب بیشتری خواهد گرفت و زمینه برای حفاظت بهتر و معرفی گستردهتر این میراث ارزشمند فراهم میشود.
کارشناسان معتقدند ثبت جهانی الموت میتواند آغازگر فصل تازهای برای توسعه گردشگری قزوین و منطقه الموت باشد، این رخداد ظرفیت آن را دارد که اقتصاد محلی را تقویت کند، فرصتهای شغلی جدید ایجاد کند، زیرساختهای منطقه را بهبود ببخشد و در عین حال به معرفی عمیقتر تاریخ و فرهنگ ایران در سطح بینالمللی کمک کند.
در واقع، جهانی شدن الموت فقط یک موفقیت نمادین نیست، بلکه میتواند به گردش مالی، رونق کسبوکارهای محلی، افزایش سرمایهگذاری در حوزه گردشگری و تقویت حس تعلق و غرور فرهنگی در جامعه محلی منجر شود و از سوی دیگر، قرار گرفتن این اثر در فهرست میراث جهانی، مسوولیت حفاظت از آن را نیز سنگینتر میکند؛ چرا که آثار جهانی، میراث مشترک بشریتاند و حفاظت از آنها نیازمند همکاری ملی و بینالمللی است.
اکنون قلعه الموت در کنار دیگر آثار جهانی ایران، روایت تازهای از توان تمدنی این سرزمین را به جهان عرضه میکند؛ روایتی که در آن، کوهستانهای سخت به جای انزوا به بستر شکلگیری اندیشه، معماری، مقاومت و سازماندهی تبدیل شدهاند، ثبت جهانی این مجموعه یادآور آن است که ایران نهتنها صاحب گذشتهای پرشکوه است بلکه همچنان میتواند از دل میراث تاریخی خود، آیندهای پویا در حوزه فرهنگ، گردشگری و توسعه پایدار بسازد.
قلعه الموت امروز دیگر فقط یک نام در کتابهای تاریخ نیست؛ بخشی از حافظه مشترک بشریت است و این بزرگترین دستاورد ثبت جهانی آن به شمار میرود.
گفتنی است؛ ایران امسال با پرونده قلعه الموت و استحکامات وابسته در اجلاس بوسان حضور یافت، این پرونده که با عنوان منظر فرهنگی الموت شناخته میشود، مجموعهای از قلعههای اسماعیلیه، محوطههای تاریخی و چشمانداز طبیعی منطقه الموت در استان قزوین را دربرمیگیرد و یکی از مهمترین پروندههای میراث جهانی ایران در سالهای اخیر به شمار میرود.
کشور فنلاند نیز با پرونده آثار آلوار آلتو، مجموعهای از شاهکارهای معمار برجسته قرن بیستم، در این اجلاس حضور دارد و فرانسه ۲ پرونده را ارایه کرده است؛ سواحل پیادهسازی نرماندی که یادآور عملیات معروف ی-دی در جنگ جهانی دوم است و دیگری سامانه استحکامات کارکاسون که از مهمترین مجموعههای دفاعی تاریخی اروپا به شمار میرود.
کشور پرتغال نیز با دژهای مرزی رایا و لهستان با مرکز مدرنیستی شهر گدنیا برای ثبت جهانی رقابت میکنند، اسپانیا پرونده منظر فرهنگی ریبیرا ساکرا را ارایه کرده و یونان نیز با کوه المپ، تنها پرونده مختلط فرهنگی ـ طبیعی امسال، وارد رقابت شده است.
کشور هندوستان در آسیا امسال محوطه باستانی سارنات، محل نخستین موعظه بودا را به یونسکو معرفی کرده است، ژاپن نیز با پایتختهای باستانی آسوکا و فوجیوارا در رقابت حضور دارد و چین هم پرونده محوطههای صنعت چینیسازی جینگدژن را ارایه کرده است؛ شهری که قرنها به عنوان مهمترین مرکز تولید چینی جهان شناخته میشد.
چهار کشور قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان نیز به صورت مشترک، بخش جدیدی از راه تاریخی ابریشم را برای ثبت جهانی معرفی کردهاند، علاوه بر آن، ازبکستان با معماری مدرنیستی تاشکند و قزاقستان با مساجد صخرهای مانگیستاو نیز پروندههای مستقلی دارند و مغولستان نیز با آرامگاههای اشراف امپراتوری شیونگنو در اجلاس شرکت میکند.
از کشورهای خاورمیانه نیز عربستان سعودی با پرونده صخرههای مرجانی خلیج عقبه در دریای سرخ، اردن با ذخیرهگاه دریایی عقبه و امارات متحده عربی با وادی وریعه در بخش میراث طبیعی رقابت میکنند و لبنان نیز پرونده قلعههای جبل عامل را به صورت اضطراری ارایه کرده است؛ همانند فلسطین که با پرونده محوطه تاریخی سبسطیه خواستار ثبت جهانی این اثر شده است.
قاره آفریقا نیز با چند پرونده متنوع در اجلاس بوسان کره جنوبی حضور دارد؛ کومور با مدینههای سلاطین تاریخی، سائوتومه و پرنسیپ با مجموعه مزارع استعماری روچاس و سودان جنوبی با چشمانداز مهاجرتی بوما–بادینگیلو از جمله پروندههای امسال هستند، پرونده سودان جنوبی نیز به دلیل شرایط ویژه این کشور به صورت اضطراری بررسی خواهد شد.
اما از قاره آمریکا، برزیل با مجموعه تئاترهای آمازون در بخش فرهنگی و ایالات متحده آمریکا با پناهگاه حیاتوحش اوکیفنوکی در بخش میراث طبیعی وارد رقابت شدهاند، در میان دیگر پروندههای امسال، معبد وات فرا ماهاتات از تایلند، روستای تاریخی سیدی بوسعید از تونس، تئاترهای کاندومینیوم قرون هجدهم و نوزدهم از ایتالیا و فسیلهای ماهیان لیمفیورد از دانمارک نیز برای ثبت جهانی معرفی شدهاند و همچنین روسیه با پرونده کوههای باشقیر (شیهانها) در بخش میراث طبیعی حضور دارد.