به گزارش خبرنگار تابناک از استان آذربایجان غربی، دریاچه ارومیه سالهاست به یکی از مهمترین پروندههای محیطزیستی کشور تبدیل شده؛ پروندهای که فقط به آب و خاک محدود نیست و معیشت، سلامت، کشاورزی، گردشگری و حتی مهاجرت را تحتتأثیر قرار داده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده در ماههای اخیر، از جمله خبرهایی درباره رسیدن سطح آب دریاچه به بالاترین میزان چند سال گذشته، نشانههایی از بهبود دیده میشود؛ با این حال، این بهبود هنوز به معنای بازگشت دریاچه به شرایط باثبات نیست و برآوردهای کارشناسی نشان میدهد تراز آب دریاچه همچنان بهشدت به بارشهای فصلی، ورودی رودخانهها و مدیریت برداشتها وابسته است.
دریاچه ارومیه همچنان برابر سه فشار اصلی قرار دارد: تبخیر بالا، ورودی کم و ناپایداری اقلیمی و همین سه عامل باعث شده هر موج بارش یا هر کاهش برداشت آب، تنها اثر مقطعی بر تراز دریاچه بگذارد و مسئله احیا را به یک فرآیند طولانی و فرسایشی تبدیل کند.
تبخیر؛ خروجی بزرگ و همیشگی دریاچه
کارشناسان محیطزیست میگویند تبخیر در پهنه دریاچه ارومیه بهطور معمول در محدودهای بسیار بالا قرار دارد و بسته به دما، باد، شوری و سطح آب، سالانه حدود ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ میلیمتر برآورد میشود و این یعنی اگر سطح آبی دریاچه در مقطعی حدود ۲ تا ۳ هزار کیلومتر مربع باشد، حجم آبی که در طول سال از دست میرود میتواند در حدود ۲.۵ تا ۴.۵ میلیارد مترمکعب باشد.
در سالهایی که سطح دریاچه گستردهتر میشود، رقم تبخیر نیز بالاتر میرود و به همین دلیل هر افزایش سطح آب، بدون ورودی پایدار، الزاماً به معنای پایداری نیست.
به بیان ساده، دریاچه ارومیه به «چاهی که آب در آن میریزد» شبیه نیست؛ بلکه پهنهای است که بخش قابلتوجهی از ورودی را خیلی سریع به دلیل اقلیم گرم و خشک منطقه از دست میدهد و از همین رو، کارشناسان تأکید میکنند که احیای دریاچه فقط با بارشهای مقطعی ممکن نیست و باید تراز ورودی و خروجی بهصورت مستمر مدیریت شود.
ورودی آب؛ هنوز کمتر از نیاز واقعی
برای آنکه دریاچه ارومیه به وضعیت پایدار برسد، برآوردهای طرحهای احیا نشان میدهد سالانه به چند میلیارد مترمکعب ورودی مؤثر نیاز دارد؛ عددی که در برخی برآوردها حدود ۳ تا ۴ میلیارد مترمکعب یا حتی بیشتر مطرح شده است.
با این حال، در سالهای کمبارش و در دورههایی که برداشتهای کشاورزی و مسیرهای تغذیهکننده با فشار روبهرو بودهاند، ورودی واقعی دریاچه معمولاً کمتر از این سطح بوده و نوسان زیادی داشته است و منابع اصلی تغذیه دریاچه، رودخانههایی مانند زرینهرود و سیمینهرود و نیز روانابهای حوضه آبریز هستند؛ اما کاهش بارش، سدسازی، برداشتهای بالادست و خشکسالی، این جریانها را ضعیف کرده است.
برخی گزارشهای اخیر از بهبود موقت تراز آب خبر میدهند، اما این بهبود بیشتر حاصل ترکیب بارشهای فصلی، رهاسازی محدود آب و مدیریت موقت بوده و هنوز به یک جریان پایدار تبدیل نشده است.
به همین دلیل، متخصصان هشدار میدهند که اگر ورودی آب به شکل سالانه و قابلاتکا تقویت نشود، تبخیر همچنان از ورودی پیشی خواهد گرفت و هر پیشرفت کوتاهمدت را میبلعد.
گردشگری؛ رونق محدود و کاهش محسوس نسبت به گذشته
آمار رسمی و یکپارچه و روزآمد از تعداد گردشگران دریاچه ارومیه بهصورت عمومی منتشر نشده، اما شواهد میدانی و گزارشهای محلی نشان میدهد گردشگری این پهنه نسبت به روزهای پرآبی، کاهش محسوس داشته است.
در سالهایی که بخش زیادی از دریاچه خشک یا کمآب بوده، سفرهای تفریحی ساحلی، قایقسواری و توقفهای طولانی در حاشیه دریاچه افت کرده و اقتصاد محلی نیز از این رکود آسیب دیده است و در مقابل، هر زمان که سطح آب اندکی بالا میرود یا چشمانداز دریاچه جذابتر میشود، سفرهای کوتاهمدت، عکاسی، طبیعتگردی و بازدیدهای خانوادگی کمی افزایش پیدا میکند.
این افزایش، اما بیشتر مقطعی است تا پایدار؛ زیرا گردشگری دریاچه ارومیه برای شکوفایی نیازمند آبِ قابلمشاهده، زیرساخت خدماتی، مسیرهای دسترسی مناسب و احساس امنیت زیستمحیطی است.
در مجموع، میتوان گفت وضعیت گردشگری امروز دریاچه، نسبت به گذشته رو به کاهش بوده و تنها در دورههای بهبود تراز آب، رشد محدودی را تجربه میکند.
بارش آینده؛ امید هست، اما نه برای احیای سریع
بر پایه الگوهای اقلیمی و تجربه سالهای اخیر در شمالغرب ایران، چشمانداز بارش برای ماههای پیشرو بیشتر در محدوده نرمال تا کمی پایینتر از نرمال ارزیابی میشود.
البته این پیشبینیها قطعی نیست و بهویژه در فصل پاییز و زمستان، عبور سامانههای مدیترانهای میتواند شرایط را بهبود دهد؛ اما تکیه صرف بر بارش برای احیای دریاچه کافی نخواهد بود.
بارش اگرچه میتواند به افزایش رواناب و تغذیه رودخانهها کمک کند، اما در اقلیم گرم منطقه بخش زیادی از آن یا جذب خاک میشود یا پیش از رسیدن به دریاچه در مسیر مصرف میشود و به همین دلیل، کارشناسان میگویند حتی در صورت بارش بهتر از میانگین، اگر الگوی مصرف آب کشاورزی اصلاح نشود و ورودیهای دائمی تقویت نگردد، دریاچه دوباره در معرض افت تراز قرار میگیرد.
جمعبندی ارزیابیها نشان میدهد آینده بارش برای دریاچه ارومیه «امیدبخشِ مشروط» است، نه «نجاتبخش قطعی» و دریاچه ارومیه امروز در نقطهای ایستاده که هم نشانههایی از بهبود دارد و هم زنگ خطرهای جدی و تبخیر بالا، ورودی ناکافی و گردشگری کمرمق، سه ضلع اصلی بحران فعلی هستند.
اگرچه بارشهای آینده میتواند بخشی از کمبودها را جبران کند، اما احیای پایدار فقط با مدیریت مصرف، افزایش ورودی مؤثر و کنترل برداشتها ممکن خواهد بود.
به زبان ساده، سرنوشت دریاچه ارومیه بیش از آنکه به یک بارش خوب وابسته باشد، به یک تصمیم جدی و مداوم وابسته است.
∎