نوشين محجوب
درحالي كه خليجفارس و به طور مشخص تنگه هرمز، به كانون اصلي تنشها تبديل شده، جهان درگير رييسجمهوري است كه زباني متضاد و گاه غير قابل فهم دارد؛ زباني كه از «حملات به مراتب سنگينتر» سخن ميگويد و ارتشي كاملا آماده را به رخ ميكشد و زباني كه همزمان مدعي است ايران «هر روز در مسير ديپلماسي جديتر» ميشود و راه مذاكره هنوز باز است. دونالد ترامپ اخيرا ادعا كرده كه دستور آغاز موج تازهاي از حملات سنگين عليه ايران را صادر نكرده و ترجيح داده با «جديتر شدن» تهران در گفتوگوها، فعلا نتيجه اين روند را بسنجد. او مدعي است كه واشنگتن همين حالا نيز با طرف ايراني در تماس است، با اين حال ايران را «در پي توافق» اما «هنوز آماده» آن نميداند و در همان حال هشدار داده كه اگر اين مسير به تفاهم نينجامد، امريكا گزينه حملات سختتر را روي ميز نگه خواهد داشت. به باور برخي ناظران، اين همنشيني سياست هويج و چماق، بيش از آنكه تصوير يك استراتژي روشن را ترسيم كند، نشانه ترديد و دودلي كاخ سفيد در آستانه تصميمي است كه ميتواند جنگ را يا مهار كند يا به سطحي ببرد كه از كنترل دو طرف خارج شود؛ وضعيتي كه به نوشته فارنافرز، محصول اتكاي دولت ترامپ به توافقهاي مقطعي و معاملهمحور، بدون پرداختن به ريشههاي اختلافات است؛ توافقهايي كه صلح پايدار در خاورميانه ايجاد نكرده و خطر بازگشت جنگ، شكلگيري بلوكهاي رقيب و ورود منطقه به چرخهاي از درگيريهاي مستمر را افزايش داده است. اين در حالي است كه عباس عراقچي پيشتر تاكيد كرده مشكل تهران «نبود ميانجي» يا كمبود كانالهاي ارتباطي نيست، بلكه مانع اصلي «رويكرد غيرمنطقي و زيادهخواهانه» امريكا است و تا زماني كه اين رويكرد تغيير نكند، افزودن بر شمار ميانجيها راهحل محسوب نميشود. رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان با اشاره به تجربه تفاهم اسلامآباد و آتشبس شكننده ميان ايران و امريكا، هشدار داده كه وقتي طرف مقابل به تعهدات خود پايبند نيست و تفاهمها را نقض ميكند، هرگونه توافق محدود -از آتشبس تا تبادل اسرا- درنهايت به شكست ميانجامد و جايگزين فرآيندهاي دشوار سياسي، ايجاد نهادهاي پايدار و مصالحههاي اساسي نميتواند باشد؛ برداشتي كه به گفته برخي رسانهها، امروز در بسياري از ارزيابيهاي انتقادي نسبت به رويكرد واشنگتن در منطقه ديده ميشود. در سوي ديگر، تهران تلاش كرده در كنار پاسخهاي ميداني، روايت خود را از صحنه بحران در خليجفارس و تنگه هرمز تثبيت كند؛ روايتي كه بر «شرايط جنگي» و تبديلشدن هرمز به جزء لاينفك امنيت ملي ايران تكيه دارد، اما در عين حال ميكوشد رابطه با عمان را از آسيب تنشها دور نگه دارد. در همين چارچوب شايد سفر هيات ديپلماتيك از عمان به ايران كه خبرش عصر جمعه رسانهاي شد و همچنين ادعاي تازه رويترز مبني بر تلاش پاكستان براي احياي رايزنيها ميان تهران و واشنگتن را تبيين كرد. پيشتر كاظم غريبآبادي، معاون وزير خارجه ايران در توضيح نقش راهبردي تنگه هرمز براي ايران (همزمان با احترام به حاكميت سرزميني عمان) بالاخص در شرايط جنگي گفته بود كه نبايد اقداماتي صورت گيرد كه امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران با مخاطره مواجه شود. به باور برخي ناظران، همين دوگانه -احترام به حاكميت عمان و طرح هرمز به عنوان بُعدي از امنيت ملي ايران- محور اصلي ديپلماسي تهران در خليجفارس است؛ ديپلماسياي كه از يكسو بر ادامه گفتوگوهاي سياسي، حقوقي و فني با مسقط براي تعريف سازوكاري روشن جهت مديريت عبور و مرور كشتيها در اين شاهراه حياتي پاي ميفشارد و ازسوي ديگر، تلاش ميكند خطوط قرمز امنيتي خود را در برابر فشارهاي امريكا و متحدانش تثبيت كند. همزمان با رايزنيهاي تهران و مسقط، واشنگتن و لندن نيز در حال طراحي چارچوبي موازي براي هرمز هستند. اكسيوس به نقل از دو ديپلمات اروپايي و دو منبع آگاه گزارش داده كه امريكا و بريتانيا در حال برنامهريزي براي برگزاري يك نشست سطح بالا در لندن هستند كه تمركز آن بر تشكيل يك ائتلاف بينالمللي احتمالي براي حفاظت از كشتيراني در تنگه هرمز خواهد بود؛ نشستي كه بناست وزراي دفاع و فرماندهان ارشد نظامي كشورهاي غربي و شماري از كشورهاي منطقه، ازجمله وزير جنگ امريكا ،پيت هگست و ژنرال دن كين، رييس ستاد مشترك ارتش امريكا را گردهم آورد. به باور برخي تحليلگران، همزماني اين ابتكار با مذاكرات ايران و عمان درباره سازوكارهاي هرمز، نشان ميدهد كه رقابتي پنهان بر سر «تعريف رژيم عبور و مرور» در اين آبراه در جريان است؛ رقابتي ميان الگوي امنيتي متكي به كشورهاي ساحلي و الگوي ائتلافي تحت رهبري قدرتهاي غربي. در اين چارچوب، به باور برخي كارشناسان سفرهاي متقابل و نشستهاي مشترك ايران و عمان درباره هرمز، همراه با مواضع عباس عراقچي، رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان و كاظم غريبآبادي، معاون حقوقي و بينالملل وزير امور خارجه نشان ميدهد تهران، هرمز را نه صرفا يك گذرگاه تجاري، بلكه بخشي از معماري امنيت ملي خود ميبيند؛ معمارياي كه بايد هم با اصول حقوق بينالملل، از جمله لزوم عدم استفاده از آبراهها براي تهديد كشورهاي ساحلي، سازگار باشد و هم مانع از آن شود كه امريكا بتواند از اين تنگه به عنوان ابزار فشار نظامي عليه ايران بهرهبرداري كند. عراقچي در ديدار اخير خود با سرگئي لاوروف، وزير خارجه روسيه نيز ناامني كنوني در تنگه هرمز را «نتيجه مستقيم بدعهدي و جنايات امريكا» دانسته و با يادآوري حسننيت ايران در فرآيند مذاكرات منتهي به تفاهم خاتمه جنگ، تاكيد كرده: جمهوري اسلامي ايران همچنان كه در عرصه ديپلماسي جديت نشان داده، مصمم به دفاع از منافع و امنيت ملي خود و ممانعت از سوءاستفاده امريكا از هرمز براي تهديد امنيت ملي ايران است؛ موضعي كه با استقبال و تاكيد روسيه بر ضرورت سازوكار امنيتي متكي به كشورهاي منطقه همراه شد. در سطح گستردهتر منطقه، اين بحران تنها به محور ايران-امريكا محدود نميماند. بنيامين نتانياهو در آستانه سفر پرحاشيه و در عين حال محتمل به واشنگتن قرار دارد و رسانهها از اعزام سوخترسانها و جنگندههاي بيشتري به منطقه خبر ميدهند؛ همزمان، محور مقاومت و متحدان ايران در يمن، عراق و لبنان، مواضع خود را در قبال هرگونه رويارويي احتمالي روشن كردهاند. در يمن، محمد البخيتي، عضو دفتر سياسي جنبش انصارالله، اعلام كرده صنعا مقابله با امريكا، انگليس و رژيم اسراييل را به درگيري جديد با عربستانسعودي ترجيح ميدهد؛ موضعي كه به باور برخي ناظران، نشان ميدهد اولويت بخشي از نيروهاي مقاومت ايران از نزاعهاي دوجانبه با رياض، به رويارويي با بازيگران فرامنطقهاي منتقل شده و بابالمندب ميتواند به يكي از ميدانهاي اصلي فشار بر ائتلاف غربي تبديل شود. در چنين شرايطي كه تهديدهاي امنيتي و بازيهاي منطقهاي و فرامنطقهاي چندلايه و در عين حال پيچيده شده روزنامه اعتماد با هدف بررسي ابعاد آخرين تحولات و پيامدهاي آن و سناريوهاي محتمل با حسين ربيعي، كارشناس مسائل خاورميانه، گفتوگو كرده است.
حسين ربيعي، كارشناس مسائل خاورميانه، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره طرحهاي امريكا براي مديريت تنش در تنگه هرمز و چرايي سفر هيات عماني به تهران، توضيح داد: در اينجا بايد ميان «پيشنهادهاي واشنگتن» و «نقش عمان» تفكيك قائل شد. او يادآور شد: ايران مدتهاست، به ويژه پس از آتشبس و تفاهمنامه ميان تهران و واشنگتن، پيشنهادهاي ايالاتمتحده را عملا كنار گذاشته يا به آنها توجهي نميكند، زيرا در نگاه تهران، چنين آتش بسي بيشتر پوششي بوده براي اينكه امريكا و برخي كشورهاي ديگر ذخاير استراتژيك نفت خود را تكميل كنند، تجهيزات مصرف شده را جايگزين و انبارهاي تسليحاتيشان را در منطقه دوباره پر كنند؛ از همين رو، ايران كل ماجراي تفاهمنامه را با «ديده ترديد» مينگرد و طبيعي است به پيشنهادهاي جديد امريكا نيز كمتوجه يا بيتوجه باشد. ربيعي در بخش مربوط به مواضع عمان نيز گفت كه مساله تنگه هرمز و نقش مسقط بحث ديگري است؛ به هر حال، يكي از دلايل اصلي بههم خوردن تفاهمنامه اسلامآباد اين بود كه عمان، با كمك امريكا، در تلاش بود مسيري ديگر در جنوب تنگه هرمز براي عبور كشتيها تدارك ببيند و اگر اين مسير جديد ايجاد ميشد، مديريت تنگه هرمز عملا از كنترل ايران خارج ميشد. او نتيجه ميگيرد: اگر امروز هيات عماني به تهران سفر ميكند، احتمالا هدف اصلي رايزني درباره «وضعيت مديريت تنگه هرمز» و تلاش براي رسيدن به جمعبندي مشترك ميان دو كشور است. اين كارشناس ارشد خاورميانه در ادامه تاكيد ميكند كه سناريوهاي پس از پاسخ منفي تهران تا حد زيادي به شرايط ميداني جنگ فعلي و وضعيت امريكا بستگي دارد. او با اشاره به گزارشهايي درباره نزديك شدن ذخاير موشكهاي رهگير امريكا به مرز اتمام و افزايش بهاي نفت تا نزديكي ۱۰۰ دلار در روزهاي اخير، گفت: اين وضعيت ميتواند واشنگتن را نسبت به تشديد تنشها و درگيريها محتاطتر كند و باعث شود به «نهِ تهران» با يك واكنش خيلي شديد پاسخ ندهد. ربيعي در عين حال اضافه ميكند: ايران نيز محاسبات خود را انجام داده كه به پيشنهادهاي ميانجيها پاسخ منفي داده است، زيرا «كل اعتماد موجود» عملا ازبين رفته است. او يادآور شد كه مذاكرات ايران و امريكا در همه مراحل با سطح بالايي از بياعتمادي همراه بوده، اما در اين دوره و بعد از تفاهمنامه اسلامآباد، اين ديوار بياعتمادي به طور كامل فرو ريخته و در چنين فضايي، ايران نميتواند به بحثهايي كه ميانجيها مطرح ميكنند يا پيامهايي كه از امريكا ميرسد، اعتماد كند؛ همين بياعتمادي، به گفته ربيعي، زمينه اصلي تصميم تهران براي كنار گذاشتن پيشنهادهاي جديد واشنگتن و فاصله گرفتن از ابتكارهاي ميانجيگرانه اخير است. اين كارشناس مسائل خاورميانه، در پاسخ به پرسش ديگري ذيل تاثير پاسخ منفي تهران بر معادلات امنيتي عراق و نقش محور مقاومت در اين كشور، يادآور شد كه بغداد «مدتهاست» كنترل كامل بر همه اوضاع داخلي خود ندارد؛ از زمان فروپاشي حكومت صدام تاكنون، هم در شمال، اقليم كردستان عملا به صورت نيمهخودمختار يا نيمهمستقل اداره شده و هم پس از ظهور داعش، گروههاي مسلح شيعي تحت عنوان حشدالشعبي و نيروهاي نزديك به محور مقاومت در نقاط مختلف كشور فعال بودهاند. به گفته او، اين تركيب باعث شده وضعيت امنيتي عراق براي سالها و حتي به تعبير او «چند دهه»، وضعيتي ويژه و پيچيده باشد. ربيعي ادامه داد: اگر فرض كنيم موضوع ميانجيگري نخستوزير عراق صحت داشته باشد و ايران هم پيام يا پيشنهاد امريكا را كه از اين مسير منتقل شده، رد كرده باشد، اوضاع در عراق «تا حدي بههم گره خواهد خورد.» از نگاه او، امريكا از دولت عراق انتظار دارد گروههاي مقاومت را كنترل كند و در عين حال، نخستوزير عراق هم احتمالا اميدوار بوده با طرح اين ميانجيگري، اعتماد بيشتري ميان تهران و بغداد شكل بگيرد تا زمينه براي كنترل فعاليتهاي گروههاي مقاومت و حشدالشعبي فراهم شود. او نتيجه ميگيرد: اگر اين پيشنهاد ميانجيگرانه ازسوي ايران رد شده باشد، «كار دولت عراق» براي مذاكره با گروههاي مقاومت، ادغام آنها در ارتش يا خلع سلاحشان، آنطور كه در سالهاي اخير دنبال ميكرده، با مشكل يا دستكم با تاخير مواجه خواهد شد؛ وضعيتي كه ميتواند عراق را در ميانه تنشهاي منطقهاي، بيش از پيش در معرض خطر تبديل شدن به ميدان تازه رويارويي قرار دهد. حسين ربيعي، كارشناس مسائل خاورميانه، در پاسخ به پرسش ديگري درباره تشديد بحران در بابالمندب همزمان با تنش در تنگه هرمز، تاكيد كرد: بابالمندب عملا «مكمل تنگه هرمز» است. بخش زيادي از نفت و گازي كه از خليجفارس عبور ميكند و مقصد آن اروپا است، از بابالمندب ميگذرد و همينطور بخشي از نفتي كه در درياي سرخ بارگيري ميشود و به سمت شرق آسيا ميرود نيز از همين گذرگاه عبور ميكند؛ به اين معنا كه اين دو تنگه در يك پهنه جغرافيايي، دو گلوگاه حياتي براي جريان انرژي و تجارت جهاني به شمار ميآيند. ربيعي در ادامه آورد: اگر تنشها تشديد شود و به بابالمندب كشيده شود و حوثيها بتوانند اين تنگه را نيز مانند هرمز در تنگنا قرار دهند و عبور و مرور را مختل كنند، سطح بحران «بهشدت» بالا خواهد رفت، چون كشورهاي زيادي از نظر اقتصادي و تجاري به اين دو گلوگاه وابستهاند و اختلال در حيات اقتصادي و تجاريشان به طور طبيعي با واكنش مواجه خواهد شد. او اضافه كرد: در صورتي كه عبور و مرور در بابالمندب مختل يا جديتر دچار مشكل شود، هم كشورهاي شرق آسيا و هم كشورهاي اروپايي، در صورت قرار گرفتن در «تنگناي انرژي»، ناچار خواهند بود واكنش نشان دهند، وارد معركه شوند و به عنوان بخشي از اين درگيريها، عكسالعمل مشخصي داشته باشند. حسين ربيعي، كارشناس مسائل خاورميانه، درباره پرسشي مبني بر واكنش گروههاي مقاومت در عراق و لبنان و تاثير آن بر محاسبات ترامپ و اسراييل، به تجربه جنگ ۴۰ روزه اخير اشاره كرد و گفت: اين جنگ نشان داد گروههاي وفادار به ايران و نيروهاي مقاومت در گوشه و كنار منطقه فعال شدند و به نفع ايران يا در پشتيباني از كشورمان دست به عمليات زدند؛ ازجمله حزبالله در شمال اسراييل و نيروهاي مقاومت عراق كه عليه پايگاههاي نظامي امريكا و حتي سفارت امريكا در بغداد اقدام كردند. به گفته او، طبيعي است برمبناي همين تجربه انتظار داشته باشيم كه اگر جنگ ديگري رخ دهد، همان روال ادامه پيدا كند. ربيعي اضافه كرد: پس از برگزاري مراسم تشييع پيكر رهبر شهيد ايران در شهرهاي نجف و كربلا و استقبال عظيمي كه در اين مراسمها صورت گرفت، روح تازهاي در مقاومت دميده شده و با آن تحريك و تهييجي كه در اين مناسك شكل گرفت، ميتوان انتظار داشت گروههاي مقاومت فعالانهتر از گذشته، در صورت نياز، وارد ميدان شوند. او بر اين اساس نتيجه گرفت كه ترامپ، اسراييل و تمام جريانهاي مخالف ايران، اين واقعيت را در محاسبات خود لحاظ ميكنند و احتمالا بخشي از احتياطي كه نسبت به ورود اسراييل به جنگ تمامعيار با ايران دارند، ناشي از همين نگراني است؛ يعني نگراني از اينكه با فعال شدن دوباره محور مقاومت، مشكلات و هزينههاي بيشتري نسبت به قبل براي اين دو قدرت ايجاد شود. حسين ربيعي، كارشناس مسائل خاورميانه، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره مجوز امريكا براي برنامه هستهاي غيرنظامي عربستان و پيوند آن با پيمان ابراهيم و تاثيرش بر معادلات پيچيده منطقه تاكيد كرد: موضوع برنامه هستهاي رياض، هرچند در اين مقطع زماني علني شده، به احتمال زياد محصول «رايزنيهاي پشت پردهاي» است كه سالها جريان داشته است. او يادآور شد: از دور نخست رياستجمهوري ترامپ، بارها ادعا شده بود كه عربستان به زودي به پيمان ابراهيم خواهد پيوست و ممكن است بخشي از آنچه امروز رخ داده، حاصل همان رايزنيهايي باشد كه در آن سالها عربستان دنبال ميكرده است. ربيعي اضافه كرد: در خلال دور دوم رياستجمهوري ترامپ، علاوه بر پرونده هستهاي، يك موضوع «حساس» ديگر نيز در روابط ايران، عربستان و امريكا اتفاق افتاده و آن فروش جنگندههاي اف۳۵ به عربستان است. بهگفته او، اين مجموعه نشان ميدهد امريكا نسبت به مناسبات عربستان و اسراييل «خاطر جمعي» پيدا كرده و درنتيجه پذيرفته چنين امتيازهاي نظامي و هستهاي را دراختيار رياض بگذارد؛ سيگنالي كه از نظر ربيعي، براي ايران و همچنين براي چين و روسيه بسيار قدرتمند است و نشان ميدهد مناسبات عربستان و ايالاتمتحده وارد فازي جديد شده كه «بسيار مستحكمتر از قبل» است و در سطح يك رابطه راهبردي تعريف ميشود. او در جمعبندي اين محور گفت: برخلاف برخي برآوردها و ادعاهايي كه معتقدند امريكا در حال ترك خاورميانه و عزيمت به سمت شرق آسيا و درياي جنوبي چين است، اين توافقها و مناسبات جديد ميان عربستان و واشنگتن و امضاي توافقنامههاي مهم و حساس، نشان ميدهد ايالاتمتحده در آينده نزديك همچنان در منطقه خواهد ماند و حضور نظامي و سياسي خود را در خليجفارس و خاورميانه ادامه خواهد داد؛ پيامي كه هم براي تهران و هم براي پكن و مسكو، در محاسبات راهبرديشان قابلاعتنا خواهد بود. حسين ربيعي، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره احتمال ورود زميني امريكا به جزاير جنوبي ايران، بهويژه در خليجفارس نيز خاطرنشان كرد كه اگر به عمليات نظامي 12-10 روز اخير نگاه كنيم - عملياتي كه هم به توانمنديهاي نظامي ايران در خط ساحلي جنوب ضربه زده و هم تا حدي مسيرهاي ارتباطي را مختل كرده- اين فرضيه به ذهن ميرسد كه امريكا «چنين قصد و نيتي» را در سر دارد و ميكوشد با تضعيف توان پشتيباني نيروهاي نظامي مستقر در مركز ايران به سمت سواحل جنوبي، سناريوي تصرف بخشهايي از خاك ايران را عملياتي كند. با اين حال، ربيعي تاكيد كرد: تجربه همين 10 روز نشان داده ايران، با وجود ضرباتي كه در جنگ ۴۰روزه و روزهاي اخير متحمل شده، بخش زيادي از توانمنديهاي نظامي خود را حفظ كرده است. او اضافه ميكند: تجربه تاريخي رويارويي ايرانيان با مهاجمان بيگانه، حتي در دوره معاصر، احتمالا امريكا را محتاطتر خواهد كرد؛ اگر، به تعبير او، اهل محاسبه باشند و تاريخ را خوانده باشند، بعيد است بهسادگي به چنين سناريويي روي بياورند. به باور اين كارشناس مسائل خاورميانه ظواهر امر و تاكتيكهاي نظامي اخير، اين فرضيه را كه واشنگتن به فكر عمليات زميني و تصرف نقطهاي در جنوب ايران باشد، تقويت ميكند، اما برآورد او اين است كه اين فرضيه «به احتمال زياد عملياتي نخواهد شد.» از نظر او، تركيب حفظ بخش عمده توان دفاعي ايران، هزينههاي سياسي و نظامي اشغال خاك ايران و خاطره تاريخي مقاومت ايرانيان در برابر اشغال، مجموعهاي از عوامل بازدارندهاي است كه اين سناريو را در حد يك تهديد و فشار رواني نگه ميدارد، نه يك گزينه نزديك به اجرا. اين كارشناس مسائل خاورميانه، در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره اهرمهاي ايران در صورت آغاز جنگ تمامعيار، با يادآوري دو جنگ اخير سال ۱۴۰۴ -جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه- تاكيد كرد: اين تجربهها نشان داد كه ايران «دستش خالي نيست» و توانمنديهاي قابلتوجهي در بعد نظامي دارد. به گفته او، ذخاير موشكي و ظرفيت موشكي و پهپادي ايران همچنان قابل اعتناست و برخلاف ادعاهايي كه امريكا و اسراييل درباره نابودي توان نظامي و ارتش ايران مطرح ميكردند، عمليات روزهاي اخير نيز نشان داده ايران دستكم بخشي از توان نظامي خود را حفظ كرده و قادر است پاسخ لازم را به عمليات نظامي امريكا بدهد. ربيعي اضافه كرد: علاوه بر توان مستقيم ايران، «محور مقاومت» همچنان در دسترس تهران است؛ هرچند بخشي از توان اين محور، ازجمله در حزبالله لبنان و در غزه، كاهش يافته يا ازبين رفته است، اما ايران «دست خالي» نشده و هنوز ميتواند از اين شبكه براي فشار بر رقباي خود استفاده كند. او به طور خاص به يمن اشاره ميكند و تاكيد دارد: اين كشور نيز يك اهرم مهم دراختيار ايران است و تهران ميتواند از طريق انصارالله مشكلاتي در درياي سرخ و بابالمندب ايجاد كند؛ در كنار آن، تنگه هرمز نيز همچنان ميتواند به عنوان يك اهرم بازدارنده دراختيار ايران باقي بماند. ربيعي معتقد است: با وجود همه تنگناهايي كه از فرداي جنگهاي امريكا و اسراييل عليه ايران ايجاد شده، تهران توان اثرگذاري خود را حفظ كرده و اگر جنگ تمامعيار آغاز شود، ايران از پيش بازنده نيست و ميتواند مانند گذشته ضربات كارآمدي در جبهههاي مختلف وارد كند. از نگاه او، همين مجموعه اهرمهاست كه باعث ميشود محاسبه هزينه و فايده هرگونه جنگ گسترده عليه ايران براي واشنگتن و متحدانش پيچيده و پرريسك باشد. اين كارشناس مسائل خاورميانه، در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» درباره احتمال سفر نخستوزير اسراييل به امريكا نيز گفت: اين سفر در «مقطع زماني كنوني» حساسيتهاي خاص خود را دارد. او يادآور شد كه روابط شخصي و سياسي ميان دونالد ترامپ و بنيامين نتانياهو همواره گرم و مثبت بوده، اما در هفتههاي اخير ادعاهايي مطرح شده بود مبني بر سرد شدن اين روابط يا حتي كشيده شدن روابط دو رهبر به تنش تا جاييكه معاون رييسجمهور امريكا هم سخناني مطرح كرده درباره اينكه «برخي در اسراييل پول خرج ميكنند» تا جنگ ميان ايران و امريكا تداوم پيدا كند. ربيعي در چنين فضايي، سفر نتانياهو به واشنگتن را نشانهاي از ادامهدار بودن مناسبات او با ترامپ ميداند و ميگويد: ممكن است نخستوزير اسراييل از فرصت اين سفر براي دريافت نوعي «مجوز سياسي» جهت ورود فعالتر به جنگ استفاده كند. او توضيح داد: بسته به اينكه نتانياهو چه نوع اطلاعاتي را با خود به امريكا ببرد و تا چه اندازه بتواند روي ذهنيت ترامپ اثر بگذارد، اين سفر ميتواند به تشديد تنشها و گسترش جنگ ميان امريكا و ايران منجر شود و راه را براي ورود اسراييل به درگيري، بهسبك جنگ ۴۰روزه اخير، هموار كند. در پايان، ربيعي تاكيد كرد: سفر نتانياهو به امريكا «بهطور كلي خبر خوبي براي ايران نخواهد بود» و احتمالا به تشديد اوضاع و افزايش سطح تنش ميان تهران و واشنگتن دامن خواهد زد؛ به ويژه اگر اين ديدار به هماهنگي بيشتر ميان دوطرف براي مديريت جنگ يا بازتعريف نقش اسراييل در رويارويي با ايران منجر شود.