شناسهٔ خبر: 79078902 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

تبديل بحران نفتي هرمز به بحران گازي

آغاز زمستان اروپا از تابستان

ذخاير گاز اروپا در حال حاضر حدود ۵۴ درصد پر است؛ دومين سطح پايين براي اين مقطع از سال طي ۱۵ سال گذشته و به‌مراتب پايين‌تر از ميانگين پنج‌ساله

صاحب‌خبر -

فرشيد فرحناكيان

اروپا به زمستاني نزديك مي‌شود كه در آن نه‌تنها ذخاير گازش پايين است، بلكه براي پر كردن مخازن خود بايد با آسيا در يكي از رقابتي‌ترين بازارهاي انرژي سال‌هاي اخير بجنگد. اروپا در آستانه زمستاني قرار گرفته كه ممكن است از يك‌جهت با بحران انرژي سال‌هاي گذشته متفاوت باشد: اين‌بار مساله فقط «كمبود گاز» نيست؛ مساله، كاهش حاشيه امنيت انرژي در شرايطي است كه بازار جهاني گاز طبيعي مايع‌شده (LNG) به‌شدت رقابتي شده است. ذخاير گاز اروپا در حال حاضر حدود ۵۴ درصد پر است؛ دومين سطح پايين براي اين مقطع از سال طي ۱۵ سال گذشته و به‌مراتب پايين‌تر از ميانگين پنج‌ساله. مديرعامل Equinor؛ آندرس اوپدال، هشدار داده كه اروپا احتمالا حتي پيش از زمستان نيز نمي‌تواند ذخاير خود را به ۸۰ درصد برساند. در آغاز فصل تزريق تابستاني، ذخاير اروپا تنها ۲۸‌درصد بود، زيرا زمستان سرد گذشته بخش قابل‌توجهي از ذخاير را مصرف كرده بود. اروپا اكنون با يك مشكل مضاعف مواجه است: ذخاير پايين به‌علاوه دشواري تامين LNG جديد. اختلال در مسيرهاي كشتيراني مرتبط با تنگه هرمز باعث شده خريداران آسيايي براي تامين LNG بيشتر وارد بازار شوند و محموله‌هاي تك‌محموله‌اي (Spot Cargoes) را با قيمت‌هاي بالاتري خريداري كنند. نروژ اكنون تقريبا يك‌سوم واردات گاز اروپا را تامين مي‌كند و بنابراين Equinor ديد نسبتا دقيقي از وضعيت عرضه زمستاني اروپا دارد. حدود ۳۰ درصد واردات گاز اروپا را LNG تشكيل مي‌دهد؛ بنابراين هرگونه رقابت اروپا با آسيا بر سر LNG مستقيما بر توانايي اروپا براي پر كردن ذخاير تاثير مي‌گذارد. در آسيا نيز تقاضا در حال افزايش است: قيمت برق عمده‌فروشي ژاپن به بالاترين سطح سه‌ونيم سال اخير رسيده؛ پاكستان براي محموله‌هاي LNG در بازار نقدي قيمت‌هاي بي‌سابقه‌اي مي‌پردازد؛ هند قراردادهاي بلندمدت LNG بيشتري منعقد مي‌كند. برآورد Kpler نشان مي‌دهد واردات LNG آسيا در ماه جولاي به بالاترين سطح شش‌ماه اخير مي‌رسد؛ درحالي كه واردات LNG اروپا احتمالا به پايين‌ترين سطح از سپتامبر ۲۰۲۴ كاهش مي‌يابد. درنتيجه، بخشي از محموله‌هاي LNG امريكا كه معمولا به اروپا مي‌رفتند، اكنون به سمت آسيا تغيير مسير مي‌دهند، زيرا خريداران آسيايي حاضرند قيمت بيشتري بپردازند.

پايان عصر گاز ارزان 

پس از آغاز جنگ اوكراين، اروپا به‌تدريج وابستگي خود به گاز روسيه را كاهش داد و LNG را به يكي از ستون‌هاي اصلي امنيت انرژي خود تبديل كرد. اين تغيير استراتژيك در ابتدا موفقيت‌آميز به نظر مي‌رسيد. اروپا توانست با توسعه پايانه‌هاي واردات LNG، انعقاد قراردادهاي جديد و جذب محموله‌هاي امريكا، قطر و ساير صادركنندگان، بخشي از خلأ ناشي از كاهش گاز روسيه را پر كند. يك واقعيت مهم اما در اين ميان ناديده گرفته شد: LNG برخلاف گاز خط لوله‌اي، يك بازار جهاني‌تر و سيال‌تر است. يك محموله LNG مي‌تواند مقصد خود را تغيير دهد. اگر قيمت در آسيا بالاتر باشد، كشتي حامل LNG مي‌تواند به‌جاي اروپا راهي ژاپن، چين، هند يا ساير بازارهاي آسيايي شود. به همين دليل، امنيت انرژي اروپا اكنون تا حدي به يك متغير ساده، اما بي‌رحم وابسته شده است: چه كسي حاضر است بيشتر پول بدهد؟ اين منطق بازار، در شرايط عادي مزيت محسوب مي‌شود؛ اما در زمان بحران مي‌تواند به نقطه‌ضعف تبديل شود. اگر آسيا حاضر باشد براي جذب LNG قيمت بيشتري بپردازد، اروپا بايد يا قيمت بالاتري پيشنهاد كند يا با كاهش جريان محموله‌ها مواجه شود؛ بنابراين، امنيت انرژي ديگر فقط به ظرفيت ذخيره‌سازي وابسته نيست، بلكه به قدرت خريد، قراردادهاي بلندمدت و موقعيت ژئوپليتيكي كشورها نيز وابسته شده است.

هرمز و بحران جديد 

در نگاه نخست، تنگه هرمز بيشتر با نفت خام و فرآورده‌هاي نفتي شناخته مي‌شود؛ اما تحولات اخير نشان داده است كه اهميت اين آبراه براي بازار LNG نيز بسيار بالاست. اختلال در مسيرهاي كشتيراني مرتبط با تنگه هرمز و جنگ امريكا و ايران، جريان انرژي از خليج‌فارس را تحت‌فشار قرار داده و بازار جهاني LNG را با يك شوك عرضه مواجه كرده است. اين اتفاق يك زنجيره اثرگذاري ايجاد كرده است: اختلال در هرمز؛ كاهش عرضه LNG از منطقه خليج‌فارس؛ افزايش رقابت براي محموله‌هاي موجود؛ افزايش قيمت در آسيا؛ تغيير مسير محموله‌هاي LNG و دشوارتر شدن پر كردن ذخاير اروپا. در اين شرايط، اروپا حتي اگر بتواند در بازار جهاني LNG محموله خريداري كند، الزاما نمي‌تواند با قيمت‌هاي رقباي آسيايي رقابت كند. گزارش European Union’s energy regulator ACER نيز نشان داده است كه بحران هرمز مستقيما بر بازار گاز اروپا اثر گذاشته و افزايش «صرف آسيا» يا Asian Premium جذب محموله‌هاي كوتاه‌مدت LNG براي اروپا را دشوارتر كرده است؛ بنابراين هرمز اكنون فقط يك گلوگاه نفتي (Oil Chokepoint) نيست، بلكه به يك گلوگاه گاز طبيعي مايع (LNG Chokepoint) نيز تبديل‌شده است و اين تغيير بسيار مهم است، زيرا هرچه وابستگي اروپا به LNG افزايش يابد، اهميت مسيرهاي دريايي، پايانه‌هاي LNG و امنيت كشتيراني نيز افزايش خواهد يافت.

جنگ آسيا براي محموله‌هاي LNG

اروپا در اين بحران يك رقيب قدرتمند دارد: آسيا. ژاپن با افزايش قيمت برق عمده‌فروشي مواجه شده است. پاكستان براي خريد محموله‌هاي LNG در بازار نقدي، قيمت‌هاي بي‌سابقه‌اي مي‌پردازد. هند نيز به سمت قراردادهاي بلندمدت بيشتر براي تضمين عرضه LNG حركت كرده است. در چين نيز تقاضا براي LNG در حال تقويت است. برآورد شركت داده و تحليل بازار Kpler نشان مي‌دهد واردات LNG آسيا در ماه جولاي به بالاترين سطح شش‌ماهه مي‌رسد؛ درحالي كه واردات LNG اروپا احتمالا به پايين‌ترين سطح از سپتامبر ۲۰۲۴ كاهش خواهد يافت. اين تحول يك پيام روشن دارد: بازار LNG در حال چرخش به سمت آسياست. محموله‌هايي كه در شرايط عادي مي‌توانستند به اروپا بروند، اكنون در حال تغيير مسير هستند، زيرا خريداران آسيايي حاضرند براي تامين امنيت انرژي خود هزينه بيشتري پرداخت كنند. درواقع، اروپا اكنون با پارادوكس بزرگي روبه‌رو است. از يك‌سو، براي عبور از زمستان به گاز بيشتري نياز دارد؛ از سوي ديگر، براي خريد اين گاز بايد وارد رقابت با كشورهايي شود كه خودشان نيز با بحران انرژي، رشد تقاضا يا نگراني‌هاي امنيتي مواجهند. اين وضعيت مي‌تواند مفهوم جديدي را به بازار انرژي تحميل كند: جنگ براي محموله‌هاي LNG (The Battle for LNG Cargoes) . در اين جنگ، قراردادهاي بلندمدت، ظرفيت ذخيره‌سازي، پايانه‌هاي وارداتي و حتي قدرت مالي كشورها به سلاح تبديل مي‌شوند.

خطر اصلي نبودن حاشيه امنيت

شايد بزرگ‌ترين سوءبرداشت درباره وضعيت اروپا اين باشد كه تصور كنيم اگر ذخاير به ۸۰ درصد نرسد، الزاما اروپا با كمبود فيزيكي گاز مواجه خواهد شد. مساله پيچيده‌تر است. ذخاير پايين به معناي كاهش حاشيه امنيت (Buffer) است. اروپا ممكن است در يك زمستان عادي بتواند بدون مشكل جدي نياز خود را تامين كند؛ اما اگر همزمان چند اتفاق رخ دهد چه؟ يك زمستان سردتر از معمول؛ كاهش توليد برق هسته‌اي؛ افت توليد برق‌آبي؛ كاهش توليد برق بادي؛ اختلال در وارداتLNG يا افزايش ناگهاني تقاضاي آسيا. هركدام از اين عوامل به‌تنهايي قابل مديريت است؛ اما تركيب يك يا چندتا از آنها مي‌تواند بازار را به سرعت از تعادل خارج كند. در چنين شرايطي، ذخاير پايين مانند يك «ضريب شكنندگي» عمل مي‌كنند. به همين دليل است كه نگراني اصلي بازار نه لزوما كمبود فوري، بلكه افزايش نوسان قيمت (Price Volatility) است. گزارش‌هاي اخير نشان مي‌دهد قيمت گاز اروپا نيز همين ريسك را منعكس كرده است. قيمت شاخص هلندي TTF اخيرا جهش قابل توجهي داشته و نگراني درباره ذخاير زمستاني، رقابت با آسيا و اختلالات مرتبط با هرمز را در خود منعكس كرده است؛ بنابراين حتي اگر اروپا بتواند زمستان را بدون سهميه‌بندي يا خاموشي گسترده پشت سر بگذارد، ممكن است مجبور شود اين كار را با پرداخت هزينه بسيار بالاتر انجام دهد و اين همان‌جايي است كه بحران انرژي به بحران اقتصادي تبديل مي‌شود.

قرباني جديد

اروپا پس از بحران گاز روسيه تلاش كرد وابستگي خود را به يك تامين‌كننده خاص كاهش دهد. نتيجه ناخواسته اين سياست اما آن بوده كه اكنون بخشي از امنيت انرژي اروپا به بازار جهاني LNG و رقابت قيمت وابسته شده است. در اين مدل، اروپا ديگر صرفا با روسيه رقابت نمي‌كند، بلكه با ژاپن، چين، هند، پاكستان و ساير خريداران آسيايي نيز رقابت مي‌كند. اين رقابت مي‌تواند پيامدهاي مهمي براي صنعت اروپا داشته باشد. گاز طبيعي فقط براي گرمايش خانه‌ها استفاده نمي‌شود. اين سوخت در توليد برق و صنايع شيميايي، پتروشيمي، فولاد، شيشه، سيمان و كودهاي شيميايي نقش دارد؛ بنابراين افزايش قيمت گاز مي‌تواند از بازار انرژي به‌كل اقتصاد منتقل شود. گاز گران‌تر؛ برق گران‌تر؛ هزينه توليد بالاتر؛ كاهش رقابت‌پذيري صنعتي؛ افزايش تورم و فشار بر خانوارها را به همراه خواهد داشت. به‌اين‌ترتيب، مساله ذخاير گاز اروپا مي‌تواند به يك مساله رقابت‌پذيري صنعتي تبديل شود. اروپا در سال‌هاي اخير همزمان با چالش‌هايي مانند هزينه بالاي انرژي، رقابت صنعتي چين و سياست‌هاي حمايتي امريكا مواجه بوده است. اگر زمستان پيش رو با يك شوك جديد گازي همراه شود، فشار بر صنايع انرژي‌بر اروپا مي‌تواند افزايش يابد. در اين صورت، بحران LNG فقط يك بحران انرژي نخواهد بود، بلكه مي‌تواند به يك شوك ژئواكونوميك تبديل شود.

امريكا؛ برنده ناخواسته بحران LNG

يكي از پيامدهاي جالب اين وضعيت، تقويت موقعيت امريكا در بازار جهاني انرژي است. امريكا در سال‌هاي اخير به يكي از بزرگ‌ترين صادركنندگان LNG جهان تبديل شده و ظرفيت صادراتي آن در حال افزايش است؛ اما حتي امريكا نيز با يك محدوديت مواجه است: ظرفيت صادرات LNG نمي‌تواند در كوتاه‌مدت به‌اندازه تقاضاي جهاني افزايش يابد. درنتيجه، افزايش تقاضاي اروپا و آسيا مي‌تواند قيمت جهاني LNG را بالا ببرد، حتي اگر توليد امريكا افزايش يابد. درعين‌حال، توليدكنندگان امريكايي از افزايش قيمت جهاني LNG منتفع مي‌شوند و شركت‌هاي انرژي اين كشور مي‌توانند قراردادهاي بلندمدت بيشتري با خريداران آسيايي و اروپايي منعقد كنند. از اين منظر، بحران هرمز و رقابت اروپا و آسيا براي LNG مي‌تواند يك پيامد ژئوپليتيكي مهم داشته باشد: وابستگي اروپا به روسيه كاهش يافته؛ اما وابستگي آن به بازار جهاني LNG و صادركنندگان دريايي افزايش‌يافته است. اين الزاما به معناي وابستگي جديد به امريكا نيست؛ اما وزن ژئوپليتيكي امريكا در امنيت انرژي اروپا را افزايش مي‌دهد.

آغاز زمستان اروپا از تابستان

مهم‌ترين نكته درباره بحران كنوني اين است كه اروپا هنوز وارد زمستان نشده است. بحران واقعي ممكن است نه در ماه‌هاي سرد، بلكه همين حالا در فصل تابستان شكل بگيرد، زيرا تابستان فصل تزريق ذخاير است. هر محموله LNG كه امروز وارد اروپا نمي‌شود، مي‌تواند به معناي يك واحد ذخيره كمتر در آغاز زمستان باشد. به همين دليل، زمان اهميت حياتي دارد. اگر اروپا نتواند در ماه‌هاي باقيمانده ذخاير خود را به سطح مطلوب برساند، بازار زمستاني با يك نقطه شروع ضعيف مواجه خواهد شد. در چنين شرايطي، يك زمستان سرد مي‌تواند بازار را به سرعت تحت‌فشار قرار دهد؛ اما يك زمستان معمولي نيز حتي ممكن است با قيمت‌هاي بالاتر همراه باشد، زيرا بازار مي‌داند كه حاشيه امنيت اروپا محدود است. اين همان چيزي است كه مي‌توان آن را «حق بيمه ريسك زمستاني» ناميد. بازار قبل از آنكه كمبود واقعي رخ دهد، قيمت ريسك كمبود را وارد معاملات مي‌كند.

دكتراي حقوق نفت و گاز