شناسهٔ خبر: 79078897 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

یادداشت مشترک ‌محمد مهاجري- مينو خالقي

بجنگيم يا تفاهم كنيم؟

صاحب‌خبر -

۱. اين جمله منتسب به شهيد دكتر بهشتي است كه در پاسخ به اينكه « آيا در آستانه پيروزي انقلاب با ژنرال هايزر ديدار كرده؟ » گفته چنين ديداري نداشتم اما اگر لازم بود حتما چنين ملاقاتي انجام مي‌دادم. او در ادامه بيان كرده است ما منطق قوي داريم و در برابر دشمن از چيزي نمي‌ترسيم. شهيد بهشتي در شرايطي چنين گفته كه حكومتي به‌نام جمهوري اسلامي تشكيل نشده بود و طبيعتا اگر مذاكره‌اي صورت مي‌گرفت از موضع قدرت حاكميت سخن نمي‌گفت بلكه متكي بر توانايي خودش بود. ‌اين بريده از تاريخ بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هم به شيوه مرسوم تبديل شد و بارها با دشمن مذاكره صورت گرفت. دقيق‌ترين نمونه‌اش قطعنامه ۵۹۸ در دوران حيات امام خميني بود كه ديپلمات‌هاي ايراني با مقامات كشور عراق مذاكره كردند كه بيش از ۲۲۰ هزار نفر از رزمندگان را شهيد و حدود دوبرابر اين رقم را مجروح و چندين هزار نفر را اسير كرده بودند. بنابراين اصل مذاكره و تفاهم و توافق در دوران امام راحل و سپس در دوره رهبري حضرت آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي، نكوهيده نبود. اگر در مقاطعي نظر رهبر شهيد، بر نفي مذاكره تعلق مي‌گرفت، به‌مقتضاي شرايط بود و حتما پيش‌وپس از آن مجوز چنين كاري صادر مي‌شد. نمونه‌اش برجام است كه با نظر مساعد ايشان و نيز اكثريت‌قريب‌به‌اتفاق مسوولان كشور انجام شد و با وجود همه انتقادات روا و ناروايي كه به برجام وارد است، در مقطعي توانست بخشي از تحريم‌ها را ملغي كند و به رشد اقتصادي منجر شود. 

‌در ميانه جنگ ۱۲ روزه، دشمن درخواست آتش‌بس و انجام مذاكره را ارايه كرد و بعد از جنگ ۴۰ روزه نيز درخواست مشابهي مطرح شد و جمهوري اسلامي ايران آن را پذيرفت.
اينكه دشمن مفاد توافق‌هاي بعد از مذاكره را رعايت نكرد هرگز به معناي غلط‌بودن تصميم براي مذاكره نيست. پزشكان وقتي تشخيص مي‌دهند فلان دارو براي بهمان بيماري مناسب است آن را تجويز مي‌كنند. حتي اگر بيمار با آن دارو به دلايل مختلف بهبود نيابد، دلالت بر نامناسب‌بودن دارو ندارد. فراوان شنيده‌ايم كه مصرف يك داروي خاص منجر به نتايج منفي براي بخشي از بيماران شده اما هرگز علم داروسازي حكم بر توقف توليد نداده بلكه آن را اصلاح‌كرده يا بيماران خاص را از مصرف آن برحذر داشته است. ‌ازسوي‌ديگر مذاكره هرگز به معناي تسليم و تمنا و خواهش نيست. اگر چنين بود امام‌حسين(ع) در شب عاشورا نماينده نزد عمر سعد نمي‌فرستاد تا شبي را براي عبادت مهلت بگيرد. مگر آن حضرت العياذبالله عبادت قضا داشت كه آن شب مي‌خواست بجا آورد؟ قطعا هدف ايشان ايجاد  فضايي مناسب براي انديشيدن دشمن به خاتمه جنگ بوده  است.
  ۲- نه امام خميني از ترس جان و منفعت شخصي مذاكره براي پذيرش قطعنامه را پذيرفت و نه رهبرشهيد انقلاب در موضوع برجام چنين كرد. هر دو رهبر با اعتماد به مسوولان و تأكيد مكرر بر شايستگي‌هاي مذاكره‌كنندگان، كار را پيش بردند. بر فرض كه نتيجه حاصله، آن نبود كه در اهداف اوليه طراحي شده بود، اصل تصميم به مذاكره غلط نبود. فقط ديكته نانوشته است كه غلط ندارد. همين‌الان هم افرادي در كشور هستند كه بدون توانايي نوشتن ديكته، هيچ هنري جز غر زدن ندارند و به اين‌ترتيب مي‌خواهند جنت‌مكان و خلدآشيان باقي بمانند و به همه ايراد بگيرند بدون آنكه بر دامن‌شان گردي بنشيند. اينها هماناني هستند كه امام‌خميني صلاحيت‌شان  را در حد اداره يك نانوايي هم زير سوال مي‌برد.
 ۳- ترس از مذاكره و فرار از ديپلماسي خودش شكست است. هيچ تفاوتي نمي‌كند كه رزمندگان از ميدان جنگ بگريزند يا ديپلمات‌ها از رويارويي با حريف سر باز زنند. متأسفانه افرادي كه كمترين دانش و تجربه‌اي در اين زمينه ندارند و حتي از قابليت گفت‌وگوي بي‌تنش با نزديكان خود نيز بي‌بهره هستند عليه ديپلماسي شعار مي‌دهند. خوش‌بينانه‌ترين و ساده‌لوحانه‌ترين فرض اين است كه صاحبان چنين شعارهايي را بي‌اطلاع بدانيم. نگاه واقعي‌تر، نفوذ دشمن بر فكر آنها و حتي يارگيري در ميان آنان است.
 زشت‌تر از رفتار واهمه‌دارندگان مذاكره، رفتار كساني است كه تيم مذاكره‌كننده را متهم به وادادگي و خيانت مي‌كنند. آن هم در رسانه ملي يا از تريبون‌هاي شبانه‌اي كه مردم ميهن‌پرست و حامي نظام براي شنيدن صداي وحدت در آنجا گردآمده‌اند. بعضي از سخنرانان و مثلا كارشناسان حتي به‌گونه‌اي سخن مي‌گويند كه گويي مملكت بي‌صاحب است و چندديپلمات و مسوول خودسر هر كاري بخواهند انجام مي‌دهند.
 ۴- مذاكره و جنگ (منتهي به آتش‌بس يا صلح) دو روي يك سكه‌اند و پذيرفتن هريك از آنها در جاي خود ارزشمند است.
مذاكره هرگز به معناي فراموشي جان‌هاي مقدسي كه در اين دو جنگ مظلومانه به شهادت رسيدند نيست.كودكاني كه به شقي‌ترين روش در مدرسه خود با جنايتي جنگي تكه‌تكه شدند و از برخي همچون ماكان تكه‌اي از جسم مقدسش هم  يافت  نشد.
 اما اينكه بي‌محابا تصميم به جنگ يا ادامه آن گرفته شود و جان مردم و تاب‌آوري جامعه و امكانات اقتصادي در محاسبات لحاظ نشود نه‌تنها تصميم شجاعانه‌اي نيست كه انتحار به‌حساب مي‌آيد. به همين نسبت، مذاكره‌اي كه با ذلت و دادن امتيازات فراوان و غيرقابل‌جبران همراه باشد نابخشودني است. مديران ارشد كشور براي اتخاذ تصميمات مهم در اين زمينه نمي‌توانند كشور را بلاتكليف بگذارند. اگر جنگيدن پرهزينه‌تر از آتش‌بس باشد عقل سليم به پايان جنگ حكم مي‌كند. ضمن اينكه قرار نيست جنگ تا روزگار نامعلوم ادامه پيدا كند. قطعنامه ۵۹۸ براي حفظ جان مردم و سرمايه‌هاي كشور پذيرفته شد و آن اتفاق مي‌تواند باز هم تكرار شود. ناگفته پيداست بعضي توافق‌ها ممكن است دقيقا به همه اهدافي كه ما دنبالش هستيم دست نيابد اما چنين احتمالي مجوز تعطيل‌كردن مذاكره و نرسيدن به تفاهم را نمي‌دهد. به خصوص كه اكنون رييس تيم مذاكره از فرماندهان دفاع مقدس است و در روزگار خودش، كارنامه موفق در جنگ دارد و نمي‌توان او را به‌زعم بي‌كارنامه‌ها، ترسو  و  واداده دانست.
 ۵- اخيرا دكتر عراقچي از حفره امنيتي و نفوذ سخن گفته است. جالب اينكه انگار ضمير، مرجع خود را پيدا كرده و افرادي به وزير خارجه حمله مي‌كنند. اگر حفره امنيتي وجود نمي‌داشت قطعا نبايد قربانيان جنگ اخير در ميان بزرگان نظام و كشور تا اين حد زياد مي‌شد. انكار اين حفره امنيتي از جانب خالص‌سازها حتي از خود نفوذ خطرناك‌تر است.