شناسهٔ خبر: 79064297 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: بهار | لینک خبر

دفاع از انسجام ساختاري تا تاب‌آوري اجتماعي

صاحب‌خبر -
گروه سیاسی: علي ربيعي در روزنامه اعتماد نوشت: معتقدم در دوراني كه درگير و‌ دار جنگي بي‌امان قرار داريم، بخش اعظمي از جامعه، به‌رغم تسليم‌ناپذيري، در نوعي «تعليق ذهني» به سر مي‌برند. در چنين شرايطي، نه بر اساس تحليل‌هاي داده‌اي خام، بلكه بر مبناي شواهد قطعي و اظهارات صريح متجاوزان كه اميد به پيروزي بر ايران را صرفا در گروي ناآرامي‌هاي اجتماعي مي‌دانند (و براي دستيابي به آن اقدام عملي نيز انجام داده‌اند)، اندكي فهم و عقلانيت حكم مي‌كند كه هر فعال سياسي -  به‌ويژه صاحبان قدرت و تريبون - اگر دل در گروي ايران دارند، دو اقدام عقلي و بديهي را در دستور كار قرار بدهند: 
 
نخست؛ حفظ و تحكيم انسجام داخلي: انسجام ميان اركان سياسي، كارگزاران ميدان، ديپلماسي و اقتصاد‌ معيشت. نمايش اين همبستگي ساختاري، تأثيري مستقيم بر انسجام بدنه جامعه دارد؛ چرا كه دانش «شورش‌شناسي» و مطالعه ناآرامي‌ها به ما مي‌آموزد كه هرگاه جامعه احساس كند در سطوح بالا، تشتت، اختلاف و ناكارآمدي حاكم است، بستر براي طغيان در سطوح پايين مهيا مي‌شود.
دوم؛ ايجاد و ارتقاي رضايت اجتماعي: تأمل در تجربه‌هاي تاريخي جوامع درگير جنگ و بحران نشان مي‌دهد كه افزايش رضايت عمومي در كنار تاب‌آوري معيشتي و افزايش تاب آوري اجتماعي، گشايش‌هايي كه جامعه در طلب آنهاست، عدم مداخله و تحريك گروه‌هاي مختلف، پرهيز از دستكاري در مناسبات اجتماعي و همچنين صيانت از مرجعيت هر فرد يا گروه مرجعي كه مي‌تواند ذهن، چشم و گوش جامعه را به داخل معطوف نگاه دارد، شروط حياتي مديريت عقلاني در اين وضعيت اضطراري است.

زنگ خطر براي انسجام ملي- با اين حال، نگاهي به رفتار برخي جريان‌ها در بازه زماني تجاوز دشمن به خاك كشور نشان مي‌دهد كه چگونه درست در خلاف جهت اين دو سياست راهبردي حركت مي‌كنند! اتفاقا اين رفتارها، شاخص، معيار و ملاكي دقيق براي تشخيص اين حقيقت است كه چه كساني حقيقتا در پي پيروزي ملت هستند و چه كساني - خواسته يا ناخواسته ـ ناكامي ايران عزيز را دنبال مي‌كنند.

مروري بر صداهاي بلند شده در اين روزها نشان مي‌دهد كه چگونه برخي حتي به فرماندهان ميدان و شوراي عالي امنيت ملي -  يعني دقيقا همان كانون‌هاي انسجام‌بخش ملت - تاختند و پيرامون رييس‌جمهوري كه نگاه جامعه به او دوخته شده است، ابهام‌آفرینی کرده و حتی به طور باور نکردنی و عجیب، صدای منتخب ملت را در صدا و سیما سانسور کردند. اين جريان در سهم‌خواهي و تخريب چنان بي‌محابا پيش مي‌رود كه از يك‌سو متجاوزان را دلخوش كرده و از سوي ديگر، رويافروشان وطن‌فروش را كه سوداي شورش در سر دارند، اميدوار ساخته. از طرفي ديگر، جريان اصلي رسانه‌اي در كشور، شخصيت‌هاي مرجع و اجتماعي را كه مي‌توانند نقش ميانجي را ميان حاكميت و بخشي از جامعه ايفا كنند، با اتهاماتي زشت و ناروا به حاشيه مي‌راند، گاهي من ترديد مي‌كنم كه براي كدام جامعه و با چه شرايطي دارند برنامه‌سازي ومهندسي مي‌كنند.

گويي به هر بهانه‌اي، عرصه بر شادي، تفريح و نشاط اجتماعي تنگ‌تر شده و بستن‌هاي سليقه‌اي و تحديدهاي بي‌ضابطه اعمال مي‌شود. آنچه امروز بيش از هر چيز انسجام ملي ما را خدشه‌دار مي‌سازد، همين تصوير و قابي است كه از ساحت سياسي ايران به نمايش گذاشته مي‌شود؛ تصويري سرشار از شكاف و ناكارآمدي كه كاركردي جز بي‌تاب كردن جامعه، ايجاد ناآرامي‌هاي ذهني رواني آن ندارد. به اعتقاد من دو شيوه اقدام پيش گفته ملاك و معياري است براي هركس كه ادعايي براي عبور به سلامت ايران از اين دوران پر مخاطره دارد.

برچسب‌ها: