روزبه دلاور
فوتبال ايران دوباره در آستانه يك فصل جديد قرار گرفته است. طبق تقويم فدراسيون ۶ مردادماه قرعهكشي ليگ بيست و ششم برگزار ميشود و تنها ۱۷ روز بعد در ۲۳ مردادماه سوت آغاز مسابقات به صدا در خواهد آمد. اين در حالي است كه فصل گذشته با همه حواشياش از جمله فريز شدن جدول در هفتههاي پاياني و عدم سقوط تيمها به پايان رسيد تا ليگ جديد با انبوهي از حواشي و ابهامات آغاز شود! در شرايطي كه انتظار ميرفت با سختگيري فدراسيون در قوانين سقف بودجه و شرايط دشوار اقتصادي شاهد آرامش در بازار نقل و انتقالات باشيم، اما آنچه در عمل ميبينيم ولع بيپايان مدعيان براي تغييرات گسترده است و گويي هيچ صدايي از نهادهاي نظارتي مبني بر انضباط مالي به گوش نميرسد. در ادامه عملكرد چهار قطب اصلي فوتبال ايران را در اين بازار آشفته زير ذرهبين ميبريم.
پرسپوليس و پروژه تارتاريسم!
پرسپوليس پس از جدايي بحثبرانگيز اوسمار دست به يك تغيير استراتژيك زد و مهدي تارتار را به عنوان سكاندار جديد انتخاب كرد. انتخاب تارتار نشاندهنده يك تغيير رويكرد ۱۸۰ درجهاي در پرسپوليس است. تارتار كه به وفاداري به شاگردانش مشهور است بلافاصله تارتاريسم را در اردوگاه سرخ پياده كرد. او با آوردن چهار بازيكن كليدياش از گلگهر (پوريا شهرآبادي، مجيد عيدي، پويا پورعلي و مهدي تيكدري) عملا اسكلتبندي تيم جديدش را بر پايه اعتماد متقابل بنا كرده است. همچنين بازگشت محمدمهدي زارع مدافعي كه در روسيه نتوانست موفقيتهايش در گلگهر را تكرار كند، نشاندهنده علاقه شديد تارتار به احياي مهرههاي قديمياش است. اما جنجاليترين حركت پرسپوليس جذب ابوالفضل جلالي به عنوان ياغي جديد فوتبال ايران است كه بمب خبري اين نقلوانتقالات لقب گرفت. با اين حال خروجيهاي ليست پرسپوليس تكاندهنده است. جدا شدن ستارههايي مثل عاليشاه، رفيعي، پورعليگنجي و ميلاد محمدي نشان ميدهد كه تارتار قصد دارد رختكن را از ميراث گذشته پاكسازي كند. محمدرضا اخباري نيز به عنوان سنگربان دوم به تيم اضافه شده تا عمق اسكواد پرسپوليس حفظ شود. پرسپوليس تارتار تيمي كه دقيقا بر اساس سلايق يك مربي بنا شده نه لزوما بر اساس نيازهاي تاكتيكي. همچنين خبرها حاكي از آن است كه كسري طاهري پديده جوان فوتبال ايران هم همچنان شانس آمدن به پرسپوليس را دارد.
استقلال، معماي سهراب و خانه تكاني بزرگ
استقلال در اين فصل دست به ريسك بزرگي زده و سكان هدايتش را به سهراب بختياريزاده سپرده است. بختياريزاده در شرايطي روي نيمكت آبيها مينشيند كه تيم با تغييرات عميقي روبهرو است. جذب بهرام گودرزي با يك قرارداد بلندمدت ۵ ساله از آلومينيوم و به خدمت گرفتن محمد خليف نشاندهنده تلاش استقلال براي جوانگرايي و سرمايهگذاري روي بازيكنان آيندهدار است. با اين حال مشكل اصلي آبيها پنجره بسته تيم است كه اجازه ثبت قرارداد اين بازيكنان را نميدهد. اما بزرگترين چالش سهراب مديريت خروجيهاي تيم است. جدايي قطعي بازيكناني مثل نازون، جنپو، ابوالفضل جلالي (كه به رقيب سنتي پيوست) و آرمين سهرابيان، خلأهاي بزرگي در تركيب استقلال ايجاد كرده است. در عين حال هنوز تكليف رامين رضاييان بازيكن اين تيم كه به فولاد قرض داده شده بود، مشخص نيست. استقلال سهراب هنوز در مرحله گذار است. هواداران نگرانند كه آيا سهراب ميتواند در اين مدت كوتاه تا ۲۳ مرداد تركيب جديدش را به هماهنگي برساند؟ استقلال در بازار نقل و انتقالات بيشتر شبيه به تيمي است كه با پنجره بسته در حال بازسازي اضطراري است تا تيمي كه براي قهرماني مقتدرانه بسته شده باشد.
سپاهان، جراحي عميق نويدكيا
سپاهان محرم نويدكيا شايد فعالترين و در عين حال نامتعارفترين تيم اين فصل بوده است. ليست خروجيهاي سپاهان به قدري طولاني و پرستاره است كه باعث حيرت كارشناسان شده! از گولسياني، حنانوف و انزو كريولي تا سيدمهدي حسيني، محمدرضا اخباري و نيما ميرزازاد. اين ليست خروجي نشاندهنده يك تغيير نسل يا يك اصلاح ساختار مالي سنگين در سپاهان است. در مقابل نويدكيا تلاش كرده با جذب بازيكناني مثل آرمين سهرابيان، رضا جعفري، اميررضا جدي و غلامرضا ثابتايماني، كيفيت فني تيمش را حفظ كند. سپاهان امسال تيمي ناشناخته است. محرم نويدكيا به دنبال فوتبال مالكانه هميشگياش است، اما آيا بازيكنان جديد ميتوانند جاي خالي ستارگان جدا شده را پر كنند؟ سپاهان در حال جراحي عميق است و ريسك اين جراحي با توجه به فشار هواداران اصفهاني بسيار بالاست. علاوه بر مسائل فني باشگاه فولاد مباركه كه به صورت مستقيم تحت تاثير حملات امريكا و رژيم صهيونيستي به كشورمان قرار گرفته و مشخص نيست تراز مالي اين باشگاه چگونه قرار است تنظيم شود.
تراكتور، پايان عصر اسكوچيچ و آغاز ربيعي
تراكتور تبريز پس از قطع همكاري با دراگان اسكوچيچ مسير متفاوتي را انتخاب كرد و محمد ربيعي را به عنوان سرمربي برگزيد. تراكتور كه هميشه در بازار نقل و انتقالات مدعي شماره يك ولخرجي است اينبار هم نشان داد كه تفاوت چنداني با فصول گذشته ندارد. جذب شهريار مغانلو و محمد دانشگر بمبهاي نقل و انتقالاتي تراكتور بودند كه نشان داد آنها همچنان براي جذب ستارههاي ليگ هيچ محدوديتي نميشناسند. خروج نامهايي مثل ماركو يوهانسن، دروژدك و سدلار نشان ميدهد كه تراكتور ميخواهد وابستگياش به بازيكنان خارجي باكيفيت را با بازيكنان تراز اول داخلي جايگزين كند. ربيعي تيمي را تحويل گرفته كه پر از ستاره است و چالش اصلي او، مديريت اين ستارهها و ايجاد توازن در تيمي است كه در سالهاي اخير بيشتر با تغييرات پياپي كادرفني شناخته ميشد تا ثبات.
آيا سقف بودجه واقعي است؟
نكته كليدي و مشترك در تمامي اين تحركات سكوت مرگبار فدراسيون فوتبال در قبال هزينههاي سرسامآور است. در حالي كه شرايط اقتصادي كشور بسيار دشوار است و انتظار ميرفت قوانين سقف بودجه به ابزاري واقعي براي جلوگيري از تورم در فوتبال تبديل شود، اما باشگاهها همچنان با جذبهاي نجومي عملا اين قوانين آپديت نشده را دور ميزنند. عجيبتر اينكه فدراسيون در شرايط عادي كشور بيشتر به سقف بودجه و قراردادها پيله ميكرد تا الان و با اين وضعيت! اما تحليل پاياني مطلب ما اين است كه پرسپوليس با تارتار در حال ساختن تيمي است كه بر اساس اعتماد شخصي بنا شده است و استقلال با بختياريزاده در مسير پرخطر جوانگرايي اجباري گام برميدارد. سپاهان در حال انجام يك قمار بزرگ با فروش ستارههايش است و تراكتور همچنان به روش سنتي خريد قهرماني با جذب ستارههاي آماده پايبند است. پايان فصل پر فراز و نشيب چه خواهد شد؟ حداقل براي اين فصل كه اصلا قابل پيشبيني نيست. با نزديك شدن به ۲۳ مرداد هواداران فوتبال بيش از هر زمان ديگري منتظرند ببينند كدام يك از اين استراتژيهاي متفاوت در زمين مسابقه جواب ميدهد. آيا تارتار ميتواند پرسپوليس را دوباره به قله برساند؟ آيا سهراب بختياريزاده در استقلال سربلند ميشود؟ و آيا ربيعي ميتواند با تراكتور طلسم ناكاميهاي اخير را بشكند؟ قرعهكشي ۶ مرداد نقطه شروع پاسخ به اين سوالات بزرگ خواهد بود. اما تا آن زمان، بازار نقلوانتقالات همچنان داغتر از گرماي تابستان پيش ميرود و فدراسيوني كه در سايه سكوت، نظارهگر اين بازي اقتصادي بيپايان است.