صاحبخبر -
برخلاف القائات منفی بافان، تاریخی سازی در سینما و تلویزیون ایران، غنای بالایی دارد و از آثاری که استودیوی پارسفیلم(اسماعیل کوشان) میساخت تا بعدتر تحولی که علی حاتمی با راه اندازی شهرک سینمایی غزالی رقم زد و تلاشهای بعدی امثال داوود میرباقری و حسن فتحی و ضیاءالدین دری و مسعود جعفری جوزانی و...، همواره در دهه های مختلف آثار تاریخی درجه یکی داشتهایم و حالا در قرن ۱۵ خورشیدی به سمت تولید آثار تاریخی-اقتباسی رفته ایم آن هم با دو رمان شاهکار سووشون و بامداد خمار که اولی را نماوا تولید کرده و دومی را شیدا ولی پای هر دو امضای نرگس آبیار-محمدحسین قاسمی به عنوان کارگردان-تهیهکننده، خورده.
سریال بامداد خمار براساس رمان عامه پسند فتانه حاجی سیدجوادی، ساخته شده و بعد از پخش فصل اول و اقبال نسبی مخاطبان حالا به فصل دوم رسیده.
عرضه فصل دوم سریال در دورانی که انبوه سریالهای جنایی، ملودرام، اجتماعی و تاک شوهای زرد، از تلویزیون تا شبکه خانگی را درنوردیده، باعث میشود مخاطب یک تغییر فاز را تجربه کند. بامداد خمار از قصه گویی تا کیفیت طراحی صحنه و لباس و بازیگری به قوامی رسیده که با وجود تعدد قسمتها نه تنها خستهکننده نمیشود که باعث میشود در قیاس با رقبا به ارزشهای کار سازندگان پی ببریم.
سریال بامداد خمار، داستانی دارد که بارها شنیده شده و حتی آنها که رمان منبع را نخوانده باشند حتما پایان داستان را از این و آن شنیده اند اما پس چرا باز مخاطبان سریال را می بینند و لذت می برند؟
دلیل اصلی در فضاسازی بصری جذاب و هارمونیک سریال است. محمدحسین قاسمی تهیهکننده بعد از حدود یک دهه تجربه در سینما وقتی به سمت تاریخی سازی آمد، سعی کرد جاه طلبی پیشه کند و به جای دکور زدن در شهرک غزالی، به سمت کشف لوکیشن های بکر در خارج از تهران رفته و از این مسیر هم مخاطب را با نقاط نادیده ایران آشنا کند و هم کلاس تصویری سریال بامداد خمار را بالا ببرد. اینکه بعد از پخش سریال بامداد خمار آمار تقاضا برای گردشگری در قزوین و اطراف بالا میرود میتواند ناشی از زیبایی هایی باشد که مخاطب از این شهر در لوکیشن های سریال بامداد خمار دیده است.
جاه طلبی قاسمی در مقام تهیهکننده فقط به فرم بصری سریال ختم نشده و حتی برای تیتراژ نیز نوعی تصویرسازی های قهوه خانه ای را رقم زده که جاهایی یادآور بافت تابلوهای مینیاتوری است.
این سبک تاریخی سازی اقتباسی که بعد از سووشون در بامداد خمار دیده شده و به نتیجه هم رسید میتواند مکملی باشد بر آن شیوه تولید مجازی که ابراهیم حاتمی کیا در فیلم موسی، آن را آزمود؛ نقطه قوت هر دو شیوه آن است که برخلاف متد مثلا سلمان فارسی-که میخواهد همه چیز را با دکورزنی و رئال پیش ببرد و گرفتار طولانی شدن تولید میگردد- ، خیلی زود به نتیجه میرسند و مخاطب مدتها معطل نمیماند.
حساب کنید با جغرافیای پهناور ایران و انبوه لوکیشن های دست نخورده، در این سالها چقدر سینما و تلویزیون مان را محروم کرده ایم از فضاهای تازه و چپیده ایم یا در شهرک غزالی یا شهرک نورتابان و مانند آن.
موفقیت تولید سریال بامداد خمار نشان میدهد که اتفاقا باید تولید تاریخی در ایران را منطبق با پیدا کردن منابع لوکیشن در جغرافیای وطنی جستجو کرد و در کنارش از ابزار تولید مجازی هم به عنوان مکمل بهره برد و قطعا چنین شیوه ای اگر نگاهی صنعتی پشتش باشد میتواند به افزایش مخاطب محصولات تاریخی ایران بدل گردد. یادمان نرود در هیاهوی محصولات تاریخی لاتین یا ترکیه که نوعی پرده دری اخلاقی دارند، محصولات تاریخی سینما و تلویزیون ایران اتفاقا به واسطه پاکی و سلامتی محصول میتوانند پیشنهادی برای تمام خانواده های معتقد در اروپا و آمریکا و آسیا باشند.
سریال بامداد خمار یک داستان کاملا ایرانی دارد که با نوعی ریزه کاری های زنانه به سریال بدل شده. شاید اگر به جای یک کارگردان زن، یک مرد سریال را میساخت این ظرافت های زنانه خود را کمتر نشان میداد. دقت کنید که با وجود اینکه در همه این سالها، تاریخی سازی داشته این برای اولین بار است که نرگس آبیار به عنوان کارگردان زنی که فوت و فن کار را در سینما تست زده، آمده و داستانهایی کاملا زنانه-چه در سووشون و چه در بامداد خمار- را به سریال هایی برای مخاطب عام بدل کرده و ظرافت همان جاست که کمتر کسی بوده که بابت تحریف رمان منبع از او ایراد بگیرد و این خودش میتواند ناشی از عقبهی ادبی آبیار و تجربیات داستان نویسی او باشد که باعث شده به دنبال خودنمایی نرود و تلاش کند بجای تغییر، بر رمان بیفزاید و نتیجه اینکه مثلا برای تک تک زنان حول محبوبه در سریال بامداد خمار، شناسنامه ای خلق میکند که میتوانند لذت تماشای اثر را دوچندان کنند.
سریال بامداد خمار با اینکه زنانه است و از زبان یک زن و توسط یک کارگردان زن روایت میشود اصلا فمینیستی نیست چون کارگردان به دنبال اندرز و نصیحت و محکوم کردن مردان نیست بلکه زن و مرد را دربرابر هم قرار میدهد و عاقبت هر دو جنس را ناشی از اعمال خودشان میداند و همین خودش عاملی دیگر بر موفقیت سریالی است که هم ساختار تصویری قابل اعتنا و هم متن جذاب جهانشمول دارد.∎