صاحبخبر - گروه بین الملل-علی ودایع : به گزارش سی ان ان، نشست استماع «پیت هگست» در کمیسیون تخصیص بودجه سنا، بیش از آنکه دادوستد چند رقم و عدد برای ترمیم انبارهای خالی پنتاگون باشد، کالبدشکافیِ یک تله راهبردی بود.
وزیر دفاع ترامپ به سنا رفته بود تا با کارت «ضرورت دفاعی»، یک متمم ۸۸ میلیارد دلاری بگیرد؛ اما در واقع روی خرابههای استراتژیِ تسلیمسازی تهران قدم میزد. فریادهای فعالان ضدجنگ در صحن متشنج کنگره و رنگ سرخی که روی دستان معترضان نقش بست، تنها پوسته ظاهری بحران بود؛ هسته سخت ماجرا، اعتراف تلخ پنتاگون به بلعیده شدن ۳۷.۵ میلیارد دلار در زبانه کشیدن آتش خاورمیانه، بدون حتی یک گام نزدیک شدن به «وضعیت پایانی» مشخص بود.
اعتراض مخالفان جنگ
همزمان با ادامه تهدیدهای نظامیواشنگتن علیه تهران، اعتراض معترضان ضدجنگ در قلب نهاد قانونگذاری آمریکا، بار دیگر شکاف داخلی بر سر رویکرد نظامیدولت آمریکا در قبال ایران را آشکار کرد. معترضان چندین بار سخنان وزیر جنگ، را در برابر سنا قطع کردند و پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «نه به جنگ با ایران». یکی از معترضان که صدایش شنیده میشد، خطاب به وزیر جنگ ترامپ میگفت: «دستانتان خونین است.»
معترضان همچنین در جریان این جلسه شعار دادند: «بمباران کودکان در ایران و فلسطین را متوقف کنید!» رئیس پنتاگون تلاش داشت تصویری از قدرت بازدارندگی آمریکا ارائه دهد؛ او مدعی توانایی نظامیآمریکا، فشار بر ایران و آمادگی برای پاسخ سخت بود اما حضور معترضان روایت متفاوتی را به جهانیان بر خلاف ادعاهای کاخ سفید نشان داد.
پلیس کنگره آمریکا هر چهار معترض را از جلسه با حضور وزیر جنگ دولت ترامپ، با زور خارج کرد.پیش از این، رئیسجمهوری آمریکا که به دلیل کشته شدن نظامیان آمریکایی در جنگ علیه ایران با انتقادها و فشارهای داخلی، از جمله از سوی افکار عمومیو کنگره، روبهرو است، تلاش کرد با مقایسه این جنگ با دیگر جنگهای آمریکا، پایین بودن شمار کشتهشدگان نیروهای آمریکایی را بهعنوان یکی از دستاوردهای دولت خود معرفی کند.
جدال درباره قانون اساسی آمریکا
آنچه در صحن سنا رخ داد، صرفاً خشم دموکراتها و مخالفان جنگ از یک وزیر دفاع بیتجربه نبود؛ مواجهه دو خوانش از «حدود قدرت» در سیستم سیاسی آمریکا بود. پیت هگست در پاسخ به حملات شدید سناتورها درباره دور زدن کنگره و نادیده گرفتن قانون اختیارات جنگی ۱۹۷۳ (War Powers Resolution)، پشت سنگر «ماده دوم قانون اساسی» پنهان شد؛ بند قانونیِ مربوط به اختیارات ذاتی فرمانده کل قوا برای «دفاع فوری از نیروها و منافع ایالات متحده». اما این سپر حقوقی خیلی زود زیر ضربات سناتورهایی مثل گاری پیترز ترک خورد. وقتی نبرد از یک «واکنش دفاعیِ موقت» به یک «جنگ فرسایشی و دامنهدار» تغییر ماهیت داده، استناد به اختیارات اضطراری، چیزی جز دور زدن قانون اساسی و بسط دیکتاتوری قوه مجریه نیست.
«پتی موری» سناتور دموکرات ایالت واشنگتن و عضو ارشد کمیته تخصیص بودجه سنا خطاب به وزیر جنگ ترامپ گفت: شما سه ماه پیش گفتید برنامه موشکی ایرانیها به معنای واقعی کلمه نابود شده، پرتابگرها، تتسیسات تولیدی و ذخایر موجود منهدم و تضعیف شدهاند.
وی افزود: «آقای وزیر، ایران طی یک هفته گذشته درحال شلیک به پایگاههای آمریکا در منطقه و کشتیها بوده است. اگر توانمندیهای آنها سه ماه پیش به معنای واقعی کلمه نابود شده بود، چطور ممکن است الان دست به چنین کاری بزنند؟»
در این هنگام وزیر جنگ دولت ترامپ مدعی شد: سناتور! ایران از نظر نظامیدر ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد اما قبول دارم که آنها هنوز توانمندیهایی دارند.
اوج التهاب در صحن استماع زمانی شکل گرفت که سناتور« پیترز» بدون تعارفهای دیپلماتیک، استراتژی پنتاگون را یک «باتلاق بدون خروج» خواند و دفاعیات هگست را زیر ضرب برد. پاسخ احساسی و خشمگینانه هگست که «شرم بر شما که این عملیات را شکست مینامید»، تنها ضعف استدلال کاخ سفید را عریانتر کرد؛ چرا که پیترز بلافاصله پاسخ داد: «آقا! نیروهای ما شکستخورده نیستند، این استراتژی و مدیریت شماست که شکست خورده
است.»از سوی دیگر، پرسشهای فنی سناتور «کی یرستن گیلیبرند» درباره خنثیسازی واقعی توانمندیهای ایران یا وضعیت دقیق خطوط ترانزیت در تنگه هرمز، با پاسخهای مبهم و پرخاشگرانه وزیر دفاع مواجه شد. هگست که نتوانست حتی یک متریک مشخص برای سنجش «پیروزی» یا تعریف «وضعیت پایانی» ارائه دهد، سناتورها را به ساختن «تیزرهای تبلیغاتی» متهم کرد. این آشفتگی در کلام، حتی صدای سناتورهای ارشد جمهوریخواه مانند سوزان کالینز را هم درآورد؛ کسانی که نگرانند کاخ سفید، بدون مجوز کنگره و بدون نقشه راه، کشور را وارد گودالی کرده باشد که تهِ آن ناپیداست.
صورتحساب گران پنتاگون
در پشت درگیریهای لفظی و جنجالهای سیاسی سنا، عددها سخن میگفتند؛ عددهایی که سختتر از هر بیانیهای، حقیقتِ میدان را به رخ کاخ سفید میکشیدند. اعتراف هگست به صورتحساب ۳۷.۵ میلیارد دلاری جنگ تا این مرحله و رونمایی از درخواست متمم ۸۸ میلیارد دلاری، رونمایی از یک «ورشکستگی محاسباتی» در پنتاگون بود.
مسئله اصلی برای سناتورها و تحلیلگران ارشد واشنگتن تنها حجم خیرهکننده بودجه درخواستی نیست؛ مسئله «نرخ ناپایدارِ مصرف تسلیحات» است. ایالات متحده در یک نبرد نامتقارن گیر افتاده که در آن برای رهگیری پهپادها، شناورهای بدون سرنشین و سامانههای پرتابیِ ارزانقیمتِ ایران یا جبهه پیرامونیاش، مجبور به شلیک موشکهای پدافندی چند میلیون دلاری (مانند SM-6) و خرج کردن مهمات هدایتشونده دقیق (JDAM) شده است.
گزارشهای فنی نشان میدهد که انبار تسلیحات استراتژیک آمریکا با سرعتی بیسابقه در حال تهی شدن است و خطوط تولید صنایع دفاعی غرب حتی توان جبران کوتاهمدت این نرخ از مصرف را ندارند. این همان نقطهای است که در منطق رئالیسم از آن به عنوان «جبران نابرابری تسلیحاتی با برابری در هزینهسازی» یاد میشود. تهران توانسته بدون ورود به یک نبرد کلاسیک، اراده و منابع طرف مقابل را در «منطقه خاکستری» فرسوده کند. هگست در صحن علنی هشدار داد که عدم تصویب فوری این ۸۸ میلیارد دلار، توان عملیاتی و حتی پرداختهای جاری نیروها را دچار اختلال میکند؛ اما در واقع او داشت اقرار میکرد که آمریکا در خلیج فارس و تنگه هرمز، نه در حال اجرای یک «عملیات بازدارنده قاطع»، بلکه در حال پرداخت باجِ سنگینِ یک «سنگرنشینیِ پرهزینه و انفعالی» است.
کادوی طلایی کاخ سفید به اژدهای زرد
از نگاه کانونهای تفکر و اندیشکدههای کلیدی واشنگتن—از شورای روابط خارجی (CFR) تا CSIS—بزرگترین خسارت درگیری با ایران، رقم ۳۷.۵ میلیارد دلار یا خالی شدن انبار موشکهای SM-6 نیست؛ بلکه «هزینه فرصت» (Opportunity Cost) سنگینی است که پنتاگون در شرق آسیا میپردازد.
در شرایطی که سند استراتژی امنیت ملی آمریکا تمرکز بر مهار چین در محور هند-پاسفیک را اولویت مطلق واشنگتن تعریف کرده، زمینگیر شدن ناومحافطها، سامانههای پدافندی و ناوگان دریایی آمریکا در دالانهای پرتنش خاورمیانه، «معادله بازدارندگی» در برابر پکن را به نفع اژدهای زرد برهم زده است. گزارشهای شورای اتلانتیک به صراحت نشان میدهد که سرگرم شدن کاخ سفید به مدیریت یک بحران فرسایشی در خلیج فارس، دقیقاً همان تنفس استراتژیکی است که چین برای تثبیت و غلبه بر محیط پیرامونی خود به آن نیاز داشت.
نشست استماع پیت هگست در کنگره، یک آینه تمامنما از «تصلب راهبردی» در واشنگتن بود. کاخ سفید در دالان تاریک بحران خاورمیانه، بدون داشتن یک «استراتژی خروج» (Exit Strategy) مشخص و بدون تعریفِ معیاری روشن برای «پیروزی»، صرفاً به دنبال پمپاژ میلیاردها دلار بودجه برای زنده نگه داشتن یک ماشین جنگی فرسوده است.
واقعیت زمخت خاورمیانه بار دیگر خود را به کاپیتال هیل دیکته کرد: تا زمانی که منطق «هزینهسازی متوازن» تهران و موازنه سخت قدرت در میدان پابرجا باشد، متممهای ۸۸ میلیارد دلاری و فریادهای سیاسی در صحن سنا، تنها حکمِ مسکّنهای موقت و پرهزینهای را دارند که ناظران بینالمللی خروج قطار بازدارندگی آمریکا از ریل اصلیاش را در آن به نظاره نشستهاند.
∎