شناسهٔ خبر: 79044249 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

انتقاد مسوولانه اعتماد ملي

بهمن اكبري

صاحب‌خبر -

روز ۲۶ تيرماه، پيامي راهبردي از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي صادر شد كه ضمن بزرگداشت حماسه بي‌نظير بدرقه «آقاي شهيد ايران» به تبيين بنيادين مسائل حياتي كشور و بازتعريف مرزهاي هويتي نظام پرداخت. اين بيانيه، در بافتاري دوسويه صورت‌بندي شده است: از يك سو، شكوه حضور ده‌ها ميليوني مردم در تهران، قم، مشهد و ساير نقاط كشور را ستايش مي‌كند و از ديگر سو، نقض فاحش عهد از سوي شيطان بزرگ (امريكا) را در ماجراي توافق به مثابه سندي محكم بر خباثت و دروغگويي ذات استكبار تاكيد مي‌كند. در سطح تحليل محتوايي، مضامين اصلي پيام را مي‌توان در چند محور تنظيم كرد: 
نخست، تقدير بي‌بديل از ملت كه با واژگاني عاطفي و ديني همچون «چشمان اشكبار»، «دل‌هاي گداخته» و «عزم‌هاي استوار» همراه گشته و اين حضور را جلوه‌اي از «بعثت و اراده مستحكم هويت اسلامي-ايراني» مي‌شمرد.
دوم، نكوهش صريح امريكا كه با تعابيري چون «زورگويي، تماميت‌خواهي و وحشي‌گري» به عنوان مولفه‌هاي لاينفك مسلك امريكايي ترسيم شده و تجربه تاريخي نقض توافق، نشانه‌اي براي تأكيد بر غيرقابل اعتماد بودن اين دشمن معرفي شده است.
سوم، دعوت مؤكد بر وحدت ملي كه به عنوان اصلي‌ترين اولويت راهبردي، بر صيانت از انسجام در تمامي سطوح تأكيد دارد.
چهارم، نقش‌آفريني با انتقاد مشروط؛ به اين معنا كه نقد عملكرد مسوولان اگرچه «سرمايه‌اي ارزنده» و في‌نفسه مطلوب است، اما به شرطي كه نه‌تنها به ظلم در حق مسوولان نينجامد، بلكه موجبات شكاف اجتماعي و تضعيف جبهه داخلي را نيز فراهم نياورد.
درواقع حمايت ايشان از سران سه قوه و مسوولان كشور مهم‌ترين پشتوانه و سرمايه در جهت صيانت از منافع ملي و سربلندي ايران اسلامي است.
و آنگاه كه اين متن را با رويكرد مصالح عالي نظام واكاوي مي‌كنيم، لايه‌هاي عميق‌تري از كاركردهاي راهبردي آن آشكار مي‌شود. 
 

اين پيام، نخست، به «بازتعريف هوشمندانه اولويت‌ها» است در مواجهه با دشمن بدعهد كينه‌ورز. آنچناني كه تجربه تاريخي نقض توافقات از سوي امريكا، اين حقيقت را آشكار ساخته كه تنها سياست مذاكره‌محور در برابر زياده‌خواهي ترامپ، نه تنها كارگشا نيست، بلكه به ابزاري براي تهي‌سازي قدرت ژئوپليتيكي ايران تبديل مي‌شود. از اين نگاه، بيانيه با صراحت تمام، اصالت را به «جهاد و مقاومت» به عنوان متنِ اصلي مواجهه بازمي‌گرداند و مذاكره را در جايگاه حاشيه‌اي فرعي قرار مي‌دهد؛ نه از سر جنگ‌طلبي، بلكه از سر درك اين حقيقت كه امريكا صلح و مذاكره را تنها سپري براي جنگيدن مي‌خواهد، از اين ‌رو ايران بايد جنگيدن را براي رسيدن به مذاكره‌اي عزتمندانه بخواهد. اين رويكرد، كه در كلام حكيمانه رهبري متبلور شده، نه‌تنها نشان از واقع‌بيني نافذ ايشان دارد، بلكه دقيقا مبتني است بر استراتژي «فشار حداكثري در برابر فشار حداكثري» و حفظ اقتدار بازدارندگي.
در ادامه، تأكيد مؤكد بر وحدت ملي، حاوي پيامي است سازنده و اثباتي براي تمامي جناح‌ها و طيف‌هاي سياسي. اين فراخوان به اتحاد، نه از سر انسداد و محدوديت، بلكه از سرِ صيانت از اصل نظام و منافع ملي در شرايط حساس كنوني صادر شده. رهبري با نگاهي پدرانه و دلسوزانه، نقد مسوولان را نه‌تنها منع نمي‌كند، بلكه آن را «سرمايه‌اي ارزنده» مي‌نامد و تنها خواستار آن است كه اين نقدها، عادلانه و سازنده باشد و زمينه‌ساز تقويت جبهه داخلي، نه بهانه‌اي براي دستاويز دشمن. اين نگاه حكيمانه، به روشني تبيين مي‌كند كه اعتماد به مسوولانِ دلسوز، به‌رغم خطاهاي احتمالي اجرايي، يك ضرورت عقلاني است؛ چرا كه مسوولان نظام، هرگز خائن به آرمان‌هاي انقلاب نبوده و نيستند و حمايت مردمي از ايشان، موجبات يأس دشمنان حريص و زمينه‌ساز پيروزي‌ها خواهد شد.
همچنين، قداست‌بخشي به حماسه بدرقه و پيوند آن با دعاي امام زمان (عج) در واقع بهره ‌بردن از سرمايه عظيم معنوي و عاطفي تشيع براي تقويت همبستگي فراملي و نمايش شكوه امت اسلامي است. اشاره به جبهه مقاومت و نقش مردم عراق، بيانگر اين حقيقتِ بزرگ است كه محورِ مقاومت، با اتكا به ايمان و خون شهدا، به سطحي از بلوغ و اقتدار دست يافته كه نه‌تنها دشمن استكباري را به هراس انداخته، بلكه معادلات منطقه‌اي را به سود محور حق تغيير داده است.
سرانجام؛ اتحاد مقدس و پرهيز از تفرقه
اين بيانيه نقشه‌اي است راهبردي، اثباتي و آينده‌نگر براي نظام كه با درك عميق از واقعيت‌هاي بين‌المللي و ظرفيت‌هاي داخلي، مسير پيشرفت و عزت را ترسيم مي‌كند. اين پيام، با تقويت بنيان‌هاي وحدت، تصحيح اولويت‌هاي راهبردي و بهره‌گيري از سرمايه‌هاي اجتماعي و ديني، بستر خنثي‌سازي توطئه‌هاي دشمنان و تحقق آرمان‌هاي انقلاب را فراهم مي‌آورد.
اين تحليل، نشان‌دهنده هوشمندي رهبري در مديريت سپهر سياسي و فرهنگي كشور و ترسيم افقي است روشن براي آينده‌اي مقتدرانه و مستقل.