شناسهٔ خبر: 79044064 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

«اعتماد» در گفت‌وگو با ابوالقاسم دلفي بررسي می‌کند

بازي ترامپ با آتش

صاحب‌خبر -

نوشين محجوب

 در شرايطي كه يازدهمين دور تقابل‌هاي نظامي ميان تهران و واشنگتن، شدت گرفته و دامنه تجاوزهاي ايالات‌متحده نيز گسترش يافته است، تلاش‌هاي ميانجيگرانه براي ايجاد وقفه در ميانه درگيري و بازگرداندن دوطرف به چارچوب تفاهم موقت نيز شتاب گرفته است، از همين رو بعد از ارايه طرح ابتكاري قطر، مصر و پاكستان براي برقراري آتش‌بسي ده روزه كه ظاهرا ترامپ با آن مخالفت كرده، اسكندر مومني، وزير كشور عازم اسلام‌آباد شد و با «شهباز شريف» نخست‌وزير، «عاصم منير» فرمانده ارتش و «محسن نقوي» همتاي پاكستاني‌اش در چارچوب روابط دوجانبه ديدار داشت؛ ديداري كه يادآوري‌كننده تلاش اسلام‌آباد براي حفظ نقش ميانجي در مناسبات تهران و واشنگتن است. اين درحالي است كه گروهي از ناظران مدعي‌اند كه موضع‌گيري دونالد ترامپ بالاخص ادعاي رييس جمهوري امريكا مبني بر حمله به كوه كلنگ (مستقر در نزديكي تاسيسات نطنز) كه به ادعاي امريكا، محل استقرار سانتريفيوژهاي پيشرفته كشورمان است و از همين رو خط قرمز ايران لحاظ مي‌گردد، بستر را براي تصاعد بحران هموار كرده است؛ بحراني كه به اعتراف پيت هگست، وزير دفاع و ساير مقام‌هاي نظامي امريكا تا همين امروز نيز هزينه‌اي بالغ بر 37.5 ميليارد دلار بر اين كشور تحميل كرده است. با اين حال ظاهرا ايالات‌متحده و متحدش اسراييل به دنبال تداوم اين ماجراجويي هستند تا جايي كه واشنگتن‌پست و فاكس‌نيوز رسانه‌هاي نزديك به حزب جمهوري‌خواه ضمن اشاره به اعزام موج تازه‌اي از جنگنده‌ها و سوخت‌رسان‌ها به منطقه و همچنين موافقت دولت جديد بريتانيا و بلغارستان به استفاده امريكا از پايگاه‌هاي‌شان براي تجاوز به ايران بر اين ادعا تاكيد دارند كه ترامپ صرفا به دنبال گسترش دامنه تجاوزات است و بس.  به ادعاي اين رسانه‌ها واشنگتن بدين طريق مي‌خواهد ايران تمامي شروط ادعايي اين بازيگر را در تمامي حوزه‌ها از تنگه هرمز گرفته تا برنامه موشكي و نظامي بپذيرد؛ متغيرهايي كه جزو خطوط قرمز كشورمان بوده و هست و طبعا تجاوز بدان‌ها با واكنش تند ايران روبه‌رو خواهد شد، از همين رو تهران نيز پيام بازدارندگي خود را تقويت كرده است. قرارگاه خاتم‌الانبيا اعلام كرده كه در صورت گسترش عمليات نظامي امريكا، منافع ايالات‌متحده، متحدان و حاميان اين كشور در منطقه هدف پاسخ نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي قرار خواهند گرفت. همزمان، محور مقاومت از يمن تا عراق نيز خود را براي جنگ تمام‌عيار با امريكا آماده كرده‌اند تا جايي كه به نوشته برخي رسانه‌ها چون سي‌ان‌ان برخي كشتي‌ها روز سه‌شنبه به واسطه هراس از شليك‌هاي تلافي‌جويانه حوثي‌ها تردد خود را در تنگه باب‌المندب و درياي سرخ متوقف كردند. شبكه سي‌بي‌اس نيز ضمن اشاره به تغيير تاكتيك‌هاي ايران و ارتقاي ظرفيت‌هاي موشكي كشورمان، درباره تحول در الگوي تقابل نظامي گزارس مفصلي نوشت؛ تحولي كه به نوشته اين رسانه ميزان آسيب‌پذيري نيروهاي امريكايي در منطقه را عريان‌تر خواهد كرد. با اين حال در جبهه ديپلماتيك، عباس عراقچي، وزير امور خارجه ايران، در گفت‌وگوي تلفني با ژان‌نوئل بارو، همتاي فرانسوي‌اش مسووليت وضعيت كنوني در تنگه هرمز را متوجه طرفي دانست كه با فاصله گرفتن از توافقات پيشين و اتخاذ رويكردهاي يك‌جانبه، مسير ديپلماسي و ثبات منطقه‌اي را با چالش مواجه كرده است. اين در‌حالي است كه ماركو روبيو، وزير امور خارجه امريكا مدعي است كه واشنگتن همچنان مسير ديپلماسي را ترجيح مي‌دهد، اما در صورت ناكامي مذاكرات، براي حفاظت از منافع خود و متحدانش اقدام خواهد كرد.  او ادعا كرد كه تهران تاكنون جديت لازم را در مذاكرات نشان نداده است. مجموع اين تحولات تصويري دوگانه از وضعيت كنوني ارايه مي‌دهد: در يك‌سو، تلاش‌هاي ظاهرا بي‌نتيجه ميانجي‌ها براي ايجاد وقفه در ميانه درگيري ادامه دارد و در سوي ديگر، تحركات نظامي و مواضع سياسي واشنگتن و متحدانش از آمادگي دو كشور و حتي جهان براي سناريوهاي سخت‌تر حكايت مي‌كند.  در همين راستا و با پيچيده‌تر شدن تحولات نظامي ميدان و ديپلماسي، روزنامه اعتماد در گفت‌وگويي با ابوالقاسم دلفي، ديپلمات پيشين و كارشناس مسائل بين‌الملل، تلاش كرده تا چشم‌اندازي از آينده تحولات پيش رو را بررسي كند.

 ابوالقاسم دلفي، ديپلمات پيشين و كارشناس مسائل بين‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره نتايج تلاش ميانجي‌ها جهت پايان يافتن جنگ در ابتدا بر يادداشت تفاهم اسلام‌آباد به عنوان مهم‌ترين سند موجود در روابط دو كشور تاكيد كرد و گفت: اين متن همچنان قابل اعتبار است و بايد دوباره در دستور كار قرار داد.  او با اشاره به اينكه واشنگتن به‌دلايل مختلف اعلام كرده اين يادداشت نقض شده، معتقد است به‌جاي كنار گذاشتن چنين توافقي، بايد علت‌يابي نقض ادعايي و تلاش براي اصلاح روند اجرا در دستور كار قرار گيرد، چراكه هر بار آغاز سناريوهاي تازه با گفت‌وگوي جديد، ميانجي جديد و وضعيت جديد، چرخه‌اي بسته و تكراري ايجاد مي‌كند كه هنوز معلوم نيست درنهايت به كجا خواهد رسيد. در عين حال، او توقف وضعيت جنگي و برقراري آتش‌بس را در اصل «امر مثبتي» مي‌داند، چون جنگ و ويراني‌هاي ناشي از آن چيزي نيست كه بتوان از آن دفاع كرد از همين رو به باور دلفي مي‌بايست شرايطي را فراهم كرد تا جنگ متوقف شود و مشكلات از طريق مذاكره حل‌ و فصل گردد، هر چند مذاكره به اين معنا نيست كه ساير راه‌حل‌ها و ابزارها به ‌طور كامل كنار گذاشته شود. دلفي در ادامه توضيح داد: يكي از نواقص اصلي يادداشت تفاهم اسلام‌آباد اين است كه ناظري براي آن تعريف نشده تا به عنوان داور يا قاضي، بر اجرا نظارت كند و درباره آن قضاوت داشته باشد.  او براي توضيح تفاوت، به پرونده هسته‌اي و برجام اشاره مي‌كند؛ جايي كه پس از امضاي توافق، طرفين پذيرفتند موضوع هسته‌اي از طريق مذاكرات و موافقت‌نامه برجام حل ‌و فصل شود و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در وين به عنوان قاضي پرونده براي رسيدگي به وضعيت اجراي توافق تعيين شد؛ نهادي كه مي‌توانست در نقش ناظر، ولو نه كاملا بي‌طرف، عملكرد طرفين را ارزيابي كند.  به گفته او، فقدان ناظر، يكي از دلايل اصلي رسيدن اوضاع به وضعيت كنوني است؛ چراكه برداشت‌هاي دو طرف از متن يادداشت مي‌تواند كاملا متفاوت باشد. اين ديپلمات پيشين در ادامه خاطرنشان كرد: برداشت امريكايي‌ها از بند مربوط به بازگشايي تنگه و عبور و مرور «بدون دردسر» به اين صورت بوده كه مي‌توانند با عمان توافقي جداگانه داشته باشند و مسير جديدي را باز كنند؛ مسيري كه از نگاه تهران ناقض حاكميت ايران بر تنگه هرمز است. او تاكيد كرد: اين آبراه، هم «اهرم فشار» ايران و هم «بخشي از حاكميت ملي» كشورمان است و امروز براي دنيا روشن شده كه اين شاهراه بايد تحت كنترل ايران باشد. ‌دلفي در همين چارچوب يادآور مي‌شود: براساس بند پنجم يادداشت تفاهم، ايران و عمان موظف بوده‌اند مديريت تنگه را با تفاهم فعال مشترك پيش ببرند و تهران نيز در همين مسير حركت مي‌كرد؛ اما در ميانه راه، ورود وزير خارجه امريكا به منطقه، حضور او در اجلاس شوراي همكاري خليج‌فارس و توافق بعدي واشنگتن با عمان، همراه با ورود سازمان بين‌المللي كشتيراني به ماجرا، معادله را تغيير داده و درنهايت به باز شدن «مسير دوم» منجر شد.  دلفي با جمع‌بندي اين نكات دوباره بر اين نكته تاكيد كرد كه يادداشت تفاهم، همچنان فصل‌الخطاب ميان ايران و امريكا است؛ متني كه ازسوي روساي جمهور دو كشور امضا شده و قابليت اجرا دارد و براي آن دو ماه فرصت تعيين شده تا در اين بازه، طرفين درباره نحوه اجرا و نهايي‌سازي توافق به جمع‌بندي برسند. دلفي سپس به فضاي كنوني، يعني طرح‌هاي ميانجيگرانه كشورهايي مانند مصر و قطر اشاره كرده و گفت: همان‌طور كه پيش‌تر هم توضيح داده شد، از هر روشي كه جنگ را متوقف مي‌كند و آن را از منطقه دور مي‌سازد بايد استقبال كرد و هدف را مي‌بايست رسيدن به نقطه‌اي قرار داد كه آبراه تنگه هرمز، به عنوان بخشي از حاكميت جمهوري اسلامي ايران، لحاظ شود؛ در مقابل، امريكا نيز بايد به تعهداتش براساس يادداشت تفاهم، از جمله رفع محاصره و توقف جنگ در همه جبهه‌ها، عمل كند. اين ديپلمات پيشين كشورمان در ادامه يادآوري كرد: تعهدات ديگري هم در اين چارچوب وجود دارد كه امريكا به آنها عمل نكرده؛ ازجمله آزاد كردن دارايي‌هاي بلوكه شده ايران و بازگرداندن اين دارايي‌ها به كشور و نيز مواردي كه ذيل بندهاي ۱۴گانه مطرح شده‌اند. دلفي در بخش ديگري از اين مصاحبه گفت: آنچه در شرايط كنوني در درجه اول اهميت قرار دارد، تلاش براي توقف جنگ و حملات نظامي در كوتاه‌ترين زمان ممكن است؛ اما اين اولويت به اين معنا نيست كه اگر قرار بر قطع جنگ باشد، هر زمان امريكا تصور كند مي‌تواند جنگ را شروع كند و هر زمان بخواهد آن را متوقف كند.  ديپلمات پيشين و كارشناس مسائل بين‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره چرايي سفر نخست‌وزير عراق به تهران و همزماني آن با رفت‌وآمدهاي وزير كشور پاكستان و اسكندر مومني، وزير كشور ايران، ابتدا يادآور شد كه سفر نخست‌وزير عراق به تهران، پس از انتخاب او، در چارچوب معمول روابط دو كشور قابل‌درك است و معمولا نخست‌وزيران بغداد در ادامه روند عادي مناسبات، سفري رسمي به تهران دارند.  به گفته او، اين سفر در ادامه روابط گسترده دو كشور و رفت‌وآمدهاي معمول مقامات تعريف مي‌شود و پس از مراسم تشييع و خاكسپاري رهبر انقلاب و انتقال پيكر ايشان به عراق و استقبالي كه مردم عراق از اين رويداد داشتند، معناي خاص خود را در چارچوب روابط دوجانبه پيدا مي‌كند. دلفي در ادامه افزود: با اين حال سفر اخير نخست‌وزير عراق به امريكا و تماس‌هايي كه او در واشنگتن داشته، مي‌تواند اين امكان را فراهم كند كه تهران از زبان نخست‌وزير عراق، تصويري از وضعيتي كه امريكا درقبال ايران تصور مي‌كند و نوع نگاه واشنگتن به روابط با ايران و منطقه را دريافت كند؛ امري كه به‌زعم او يكي از مزيت‌هاي روابط استراتژيك و حسنه ميان ايران و عراق است و مي‌تواند به تعميق ارتباطات دو كشور كمك كند.  با اين حال دلفي تاكيد دارد كه نبايد اين سفر را صرفا در چارچوب اين تلقي ديد كه عراقي‌ها قصد دارند وضعيت موجود را تغيير دهند يا نقش ميانجيگري عراق در اين ميان برجسته شود؛ هر چند عراق خود در قبال امريكا با مشكلات جدي مواجه است و حضور نيروهاي امريكايي در بخش‌هاي مختلف اين كشور، امنيت و آسايش مردم عراق را مختل كرده و همين مساله، طبيعي است كه در گفت‌وگوهاي بغداد با «همسايه بزرگ» خود يعني ايران، مطرح شود و جست‌وجوي راه‌حل براي آن در دستور كار قرار گيرد. اين ديپلمات پيشين در بخش ديگري از سخنان خود به تحركات پاكستاني‌ها مي‌پردازد و درباره رفت‌وآمدهاي وزير كشور پاكستان و سفرهاي پيشين او در چارچوب ميانجيگري اسلام‌آباد ميان تهران و واشنگتن، يادآور مي‌شود كه بايد ديد ماموريت فعلي او، صرفا ماموريت خودِ پاكستان است يا به شكلي، ماموريتي است كه از سوي امريكايي‌ها به او واگذار شده است.  دلفي در همين ارتباط به سفر يك ‌روزه اسكندر مومني، وزير كشور ايران، به پاكستان اشاره كرد و گفت آنچه در اين سفر انجام شده، در چارچوب آثار دوجانبه روابط تهران و اسلام‌آباد قابل ‌تحليل است؛ هر چند مي‌تواند در امتداد پيگيري همان ميانجيگري‌هاي قبلي پاكستان ميان ايران و امريكا نيز قابل تبيين باشد.  دلفي در جمع‌بندي اين محور، اين رفت‌وآمدهاي منطقه‌اي را در شرايط فعلي زمينه‌ساز وضعيتي مي‌داند كه مي‌تواند از تداوم جنگ جلوگيري كند يا دست‌كم آن را تحت كنترل درآورد.  او تاكيد دارد: نكته مهم اين است كه نتيجه اين رفت‌وآمدها، تماس‌ها و احتمالا ميانجيگري‌ها بايد تبديل به رويه‌اي مشخص و باثبات شود كه اجراي تفاهم‌هاي قبلي را تصحيح كند نه آنكه به فرصتي براي امريكايي‌ها تبديل شود تا بار ديگر خود را تجهيز كنند، نقاط ضعف خود را برطرف سازند و مجددا وارد دور تازه‌اي از درگيري و جنگ شوند. ابوالقاسم دلفي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره سناريوي گسترش بحران در تنگه هرمز تا عمليات ادعايي احتمالي زميني امريكا، يادآور شد كه واشنگتن پس از روي كار آمدن دونالد ترامپ، دست‌كم در دو نوبت همراه با رژيم صهيونيستي دست به تجاوز نظامي عليه ايران زده و قصد نهايي آنها رسيدن به اهدافي مانند تغيير رژيم، تسلط بر منابع ايران، تقسيم كشور و عملي كردن انواع تئوري‌هاي از پيش‌طراحي‌ شده بوده است، اما در عمل، هيچ‌يك از اين اهداف تحقق پيدا نكرده است. در همين راستا دلفي تاكيد مي‌كند: تجربه اين تجاوزها نشان داده است كه با حمله نظامي و لشكركشي، چه دريايي، چه زميني و چه هوايي، اهدافي كه امريكايي‌ها درقبال جمهوري اسلامي ايران دنبال مي‌كنند، دست‌يافتني نيست.  او مقاومت و ايستادگي مردم ايران، نقش نيروهاي مسلح و پشتوانه مردمي و دولتي در جست‌وجوي راه‌حل براي مشكلات كشور را عواملي مي‌داند كه باعث شده ايران در برابر حمله و تجاوز نظامي، «شكنندگي آن‌چناني» نداشته باشد. بر همين اساس، دلفي گفت كه اگر امريكا بخواهد تجربه‌هاي گذشته را اين‌بار با پياده‌ كردن نيروي زميني در خاك ايران تكرار كند و مدعي باشد از اين مسير به اهداف خود خواهد رسيد، از پيش روشن است كه شكست سنگيني متحمل خواهد شد.  به ‌گفته اين كارشناس مسائل بين‌الملل، اشغال ايران يا بخشي از خاك آن، تسلط بر منابع نفتي يا تاسيسات نظامي، نفتي و صنعتي كشور از طريق استقرار نيروهاي زميني، امريكا را به اهداف اعلام ‌شده‌اش نمي‌رساند؛ همان‌طور كه در تجربه‌هاي عملي پيشين، با همراهي رژيم صهيونيستي و همه پشتيباني‌هاي فرامنطقه‌اي، اين دو بازيگر نتوانستند به اين اهداف دست يابند. دلفي بر اين اساس نتيجه مي‌گيرد كه بعيد است واشنگتن دوباره در چنين سطحي دست به ريسك بزند و وارد سناريوي پرهزينه پياده ‌كردن نيروي زميني در ايران شود. او مي‌گويد: آنچه امروز در رفتار امريكا ديده مي‌شود، بيش از آنكه مقدمه‌اي براي اشغال نظامي باشد، تلاشي است براي افزايش فشار بر جمهوري اسلامي ايران تا اين فشارها بر سر ميز مذاكره به امتيازاتي تبديل شود كه ايالات‌متحده نتوانسته آنها را در ميدان جنگ به دست آورد. اين كارشناس مسائل بين‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره نقش محورهاي مقاومت نيز تاكيد كرد كه نيروهايي كه در خارج از ايران، در كشورهاي مختلف حضور دارند و از جمهوري اسلامي حمايت مي‌كنند، نيروهايي مستقل‌اند كه طبق سياست‌هاي تعريف ‌شده خود عمل مي‌كنند و نبايد مستقيما در معادلات ايران و امريكا جا داده شوند. با اين حال اگر لازم ببينند در مقابله با نظام استكباري و حضور نظامي امريكا وارد عمل خواهند شد و اين كنش را «براساس تشخيص خود» انجام مي‌دهند، بنابراين بايد آنها را در چارچوب مسائل منطقه‌اي ديد، نه صرفا پرونده دوجانبه تهران-واشنگتن.  دلفي در ادامه با اشاره به امكانات حوثي‌ها در يمن، حزب‌الله لبنان و گروه‌هاي عراقي، اين بازيگران را «اهرم‌هايي» مي‌داند كه در مواقع ضروري، به‌دليل تضاد منافع‌شان با امريكا، مي‌توانند فعال شوند. ‌او به نمونه اخير حوثي‌ها اشاره كرد كه با استفاده از شرايط فعلي، درصدد شكستن محاصره چند ساله يمن از‌سوي عربستان برآمده‌اند و اكنون با اعلام محاصره دريايي عربستان، فشار را معكوس كرده‌اند تا رياض از محاصره يمن دست بردارد. به ‌گفته او، هر كدام از اين نيروها منافع خاص خود را در مناقشات منطقه‌اي دارند و مجموع اين تحركات در كنار ساير فشارها، امريكا و اسراييل را در وضعيت بحراني‌تري قرار مي‌دهد و آنها را وادار مي‌كند در مواجهه با جمهوري اسلامي «دوباره فكر كنند.» دلفي در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره ابتكار عمل احتمالي چين و روسيه براي خروج احتمالي از اين شرايط، روابط تهران با مسكو و پكن را «روابط مشخص و در چارچوب‌هاي تعريف‌ شده» ‌خواند و گفت: روسيه با ايران منافع مشتركي دارد، اما در جنگ تحميلي امريكا عليه ايران، حد و حدود تحركاتش روشن است؛ روس‌ها خود در اوكراين با امريكا درگيرند و انتظار دارند واشنگتن فشارها در آن پرونده را كاهش دهد، به همين دليل، سطح حمايت عملي از ايران را از سقف معيني فراتر نمي‌برند.  دلفي براي توضيح اين محدوديت به پرونده تسليحات پيشرفته اشاره مي‌كند و مي‌گويد: بخشي از تجهيزاتي كه قراردادشان پيش‌تر با روسيه امضا شده بود، هنوز به ايران تحويل نشده، چون مسكو تعهدات بين‌المللي خود را بر روابط دوجانبه مقدم مي‌داند، هر چند روابط دو كشور را «دوستانه» و مبتني بر منافع مشترك، ازجمله در حوزه تحريم و درگيري‌هاي تحميلي، توصيف مي‌كند.او درباره چين نيز توضيح داد كه مناسبات تهران-پكن ظرفيت بسيار محدودي براي حمايت نظامي و حتي سياسي ايجاد كرده است. دلفي گفت: همراهي‌هاي گهگاهي چين در موضوعاتي مانند قطعنامه‌هاي شوراي امنيت عليه ايران، بيشتر به اختلافات خود پكن با واشنگتن و بده‌بستان‌ها و گروكشي‌هايش از امريكا مربوط است تا به رفتار چين نسبت به جمهوري اسلامي كه مورد تجاوز قرار گرفته است. از نگاه او، انتظار مي‌رود روسيه و چين، به عنوان كشورهايي همسو كه ايران را بهتر مي‌شناسند، در صحنه دوجانبه و بين‌المللي حمايت بيشتري نشان دهند، انتظاري كه تاكنون فقط «در موارد معدود» برآورده شده و اميد مي‌رود در آينده، نقش فعال‌تري ايفا كنند. دلفي در بخش پاياني گفت‌وگو با اشاره به تاثير تبادل آتش ميان ايران و امريكا بر بازارهاي جهاني نفت و بازارهاي مالي و اقتصادي، پيش‌بيني كرد كه طبعا فشار بر امريكا و شخص ترامپ افزايش خواهد يافت و اين فشارها به‌ طور مستقيم بر انتخابات ميان‌دوره‌اي و موقعيت جمهوري‌خواهان اثر منفي مي‌گذارد؛ در چنين وضعيتي، لابي‌هاي حامي اسراييل گرچه در تشديد فشار بر ايران نقش دارند، اما در برابر هزينه‌هاي اقتصادي و سياسي جنگ، با محدوديت‌هايي مواجه خواهند شد و ترامپ ناگزير است اين هزينه‌ها را در محاسبات انتخاباتي خود درنظر بگيرد.