شناسهٔ خبر: 79044052 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

اتمام حجت تهران

«اعتماد» از تاب‌‌آوري ايران و افزايش هزينه‌هاي جنگ براي امريكا گزارش مي‌دهد

صاحب‌خبر -

قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیا(ص) : هرگونه تعرض به مراکز هسته‌ای  و حساس ایران، به‌عنوان «توسعه جنگ» تلقی خواهد شد و منافع امریکا  متحدان و حامیانش هدف هجوم نیروهای مسلح ایران قرار می‌گیرد

گروه سياسي| مصداق بارز اين جمله كارل ماركس زماني كه مي‌گويد: «تاريخ دوبار تكرار مي‌شود؛ يك بار به صورت تراژدي و يك بار به صورت كمدي» را در رفتارهاي ترامپ به عينه مي‌توان مشاهده كرد. هنوز مدت زمان زيادي از تهديد و سپس عقب‌نشيني ترامپ براي زدن زيرساخت‌هاي ايران و محو تمدن پارسي از كره خاكي نمي‌گذرد كه ديروز يك بار ديگر در شبكه اجتماعي ادعا كرد: «از اين لحظه به بعد، هر بار كه ايران با موشك، راكت، پهپاد يا هر سلاح ديگري به يك كشتي در تنگه هرمز شليك كند، امريكا يك پل يا نيروگاه، ازجمله در تهران را هدف قرار خواهد داد!» عباراتي كه باعث افزايش انتقادات از ترامپ و به سخره كشيدن ادعاهاي او شد. 
اما همزمان با تداوم حملات امريكا به نقاطي از خاك كشورمان و پاسخ‌هاي پهپادي و موشكي ايران به پايگاه‌هاي امريكا در منطقه، هزينه‌هاي سياسي، امنيتي و اقتصادي اين رويارويي را براي امريكا و متحدانش به‌ طور چشمگيري افزايش داده است. در همين حال مانند روزهاي قبل، نشانه‌هايي از فعال شدن كانون‌‌هاي مذاكره و ميانجيگري در منطقه نيز ديده مي‌شود؛ از نقش‌آفريني پاكستان تا مواضع عربستان و حتي اظهارات مشروط روبيو، وزير امورخارجه امريكا درباره آمادگي براي تعامل با تهران.
فشار نظامي، اما بدون شكستن تاب‌آوري ايران
بامداد چهارشنبه، گزارش‌هايي از حملات امريكا به چند نقطه در ايران ازجمله سيريك، بوشهر، بهبهان، اميديه، تبريز، چابهار، كنارك، چوار، آبدانان و بانه منتشر شد؛ حملاتي كه در تهران نيز با صداي پدافند همراه بود. اين رخدادها در حالي ثبت شد كه تجربه روزهاي گذشته نشان داده است واشنگتن با وجود بهره‌گيري از ظرفيت نظامي و رسانه‌‌اي، هنوز نتوانسته به هدف اصلي خود يعني تضعيف اراده دفاعي ايران برسد. آنچه در اين مرحله از بحران برجسته شده، نه‌تنها شدت حملات، بلكه تاب‌آوري ايران در برابر فشار چندلايه است؛ تاب‌آوري‌اي كه هم در سطح نظامي و هم در سطح اجتماعي و سياسي خود را نشان داده است. اعلام وزارت بهداشت درباره ۵۳ شهيد و ۵۹۲ مصدوم از ۶ تير تا صبح چهارشنبه، تصويري دردناك از بهاي انساني اين درگيري‌ها ارائه داده، اما در عين حال نشان مي‌دهد جامعه ايران زير فشار جنگ نيز از هم نپاشيده و همچنان در وضعيت ايستادگي و انسجام قرار دارد.
پاسخ ميداني ايران و افزايش هزينه براي امريكا
در مقابل حملات امريكا، نيروهاي مسلح ايران نيز دور جديدي از عمليات پهپادي را عليه پايگاه‌هاي امريكا در اردن و بحرين اجرا كردند. بر اساس اطلاعيه روابط عمومي ارتش و سپاه، در اين عمليات‌ها ساختمان‌هاي اسكان و رفاهي، انبار تجهيزات، سوله‌هاي بزرگ تجهيزاتي، آشيانه نگهداري و تعمير هواپيماهاي سنگين و نيز بخش‌هايي از زيرساخت‌هاي نظامي امريكا هدف قرار گرفت. اين پاسخ‌ها نشان مي‌دهد كه مقاومت ايران صرفا حالت دفاعي ندارد، بلكه به ابزار تحميل هزينه بر طرف مقابل تبديل شده است. هنگامي كه پايگاه‌هاي امريكا در الازرق و شيخ عيسي هدف قرار مي‌گيرند و خسارت به تجهيزات حساس نظامي گزارش مي‌شود، پيام روشن اين است كه ادامه تجاوز، براي واشنگتن كم‌هزينه نخواهد بود. همين منطق، يكي از مهم‌ترين عوامل بازدارنده در روند كنوني به شمار مي‌رود.
قرارگاه مركزي حضرت خاتم‌الانبيا (ص) نيز با لحني صريح هشدار داده است كه هرگونه تعرض به مراكز هسته‌اي و حساس ايران، به عنوان «توسعه جنگ» تلقي خواهد شد و منافع امريكا، متحدان و حاميانش هدف هجوم نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي قرار مي‌گيرد. اين موضع، در واقع نشان مي‌دهد تهران تلاش دارد سطح بازدارندگي خود را از حالت واكنشي به حالت پيشدستانه و هزينه‌ساز ارتقا بدهد.
امريكا زير فشار نظامي، اقتصادي و سياسي
يكي از نكات مهم در تحولات اخير، همزماني فشار ميداني با فشار سياسي و اقتصادي بر امريكاست. در سطح داخلي امريكا، گزارش‌هايي از كاهش حمايت پايگاه هواداران ترامپ از جنگ عليه ايران منتشر شده است. همزمان، بازار انرژي نيز نسبت به تداوم درگيري حساس شده و قيمت نفت با هر موج تنش دستخوش نوسان مي‌شود. ان‌بي‌سي گزارش داده است كه پس از اظهارات ماركو روبيو درباره جدي نبودن ايران در مذاكرات، قيمت نفت ۴ درصد افزايش يافت و به حول و حوش 94 دلار رسيد. از سوي ديگر، نيويورك‌ تايمز هشدار داده كه هرگونه اختلال در مسيرهاي جايگزين صادرات نفت عربستان از طريق درياي سرخ، مي‌تواند حدود ۴ درصد از عرضه نفت جهان را از بازار خارج كند. اين ارقام نشان مي‌دهد مقاومت ايران فقط يك مساله نظامي نيست، بلكه به ‌صورت مستقيم بر امنيت انرژي و اقتصاد جهاني اثر گذاشته است. در واقع، واشنگتن اكنون با جنگي روبه‌رو است كه هزينه آن تنها در ميدان نبرد سنجيده نمي‌شود، بلكه در قيمت انرژي، نااطميناني بازار، فشار افكار عمومي و نگراني متحدان منطقه‌اي نيز قابل مشاهده است. همين امر سبب شده است كه امريكا، در عين ادامه فشار نظامي، ناچار به باز گذاشتن برخي كانال‌هاي پيام‌رساني نيز باشد.
به‌كار افتادن كانون‌هاي مذاكره در منطقه
در گزارش ديروز «اعتماد» نيز گفته شد كه در كنار فشارهاي ميداني، نشانه‌هايي از فعال شدن كانون‌هاي مذاكره در منطقه نيز ديده مي‌شود. سخنان سخنگوي وزارت كشور مبني بر اينكه در حال حاضر مذاكره‌اي جاري نيست، اما ممكن است پيام‌هايي رد و بدل شود، دقيقا در همين چارچوب قابل فهم است. اين اظهارات نشان مي‌دهد كه هرچند مذاكره رسمي و علني در جريان نيست، اما مسيرهاي غيرمستقيم انتقال پيام فعال شده‌اند.
نقش پاكستان در اين ميان قابل توجه است. مقام‌هاي ايراني تاكيد كرده‌اند كه پاكستان يكي از مسيرهاي ميانجيگري در تحولات اخير بوده و سفر از پيش تعيين‌ شده وزير كشور به اين كشور نيز در بستر همين مناسبات قابل تحليل است. 
عربستان نيز در موضعي معنادار از «راه‌حل سياسي دايمي» به‌ جاي تنش‌زدايي موقت سخن گفته است. فيصل بن فرحان تاكيد كرده كه ثبات پايدار از طريق قدرت نظامي به دست نمي‌آيد و بايد به ريشه‌هاي بحران پرداخت. اين موضع، هرچند با ادبيات محافظه‌كارانه بيان شده، اما به‌ روشني نشان مي‌دهد رياض نيز از تداوم جنگ نگران است و مي‌كوشد از ورود مستقيم منطقه به يك بحران فرسايشي جلوگيري كند. در همين حال، ماركو روبيو هم با وجود ادعاهاي تند عليه ايران ناچار شده بگويد امريكا آماده تعامل و مذاكره است. اين سخنان، بيش از آنكه نشانه قدرت باشد، بيانگر آن است كه واشنگتن زير فشار تحولات ميداني و منطقه‌اي نمي‌تواند فقط بر ابزار نظامي تكيه كند و ناچار است مسيرهاي سياسي را نيز باز نگه دارد.
ايران در مركز توازن جديد
آنچه از مجموع اين تحولات برمي‌آيد، اين است كه ايران امروز در مركز توازن تازه‌اي از قدرت، مقاومت و ديپلماسي قرار گرفته است. تاب‌آوري كشور در برابر حملات، پاسخ متقابل به مواضع امريكا در منطقه و حفظ انسجام داخلي باعث شده است كه واشنگتن نتواند به ‌راحتي مسير جنگ را به نفع خود مديريت كند.
از سوي ديگر، فعال شدن كانون‌هاي مذاكره در منطقه نشان مي‌دهد كه حتي در اوج تنش نيز سياست در حاشيه نمانده است. كشورهايي مانند پاكستان و عربستان، مصر و تركيه، هر يك با انگيزه‌هاي متفاوت، در تلاشند از تبديل شدن بحران به جنگي گسترده‌تر جلوگيري كنند. امريكا نيز هرچند در موضع تهديد باقي مانده، اما ناچار است به امكان گفت‌وگو تن بدهد.
در چنين فضايي، ايران مي‌تواند با تكيه بر مقاومت ميداني، مديريت پيام‌هاي ديپلماتيك و حفظ انسجام داخلي، همچنان ابتكار عمل را در دست داشته باشد. تجربه اين روزها نشان مي‌دهد كه هرچه فشار امريكا بيشتر شده، هزينه‌هاي آن نيز بالاتر رفته و اين دقيقا همان نقطه‌اي است كه تاب‌آوري ايران را به يك عامل تعيين‌كننده در معادله جنگ و مذاكره تبديل مي‌كند.
لذا جنگ امريكا عليه ايران نه‌تنها به فروپاشي اراده دفاعي كشور منجر نشده، بلكه با افزايش تاب‌آوري ملي، به منبعي براي تحميل هزينه بر واشنگتن تبديل شده است. در كنار ميدان، ديپلماسي نيز خاموش نمانده و كانون‌هاي مذاكره در منطقه، از پاكستان تا عربستان، به ‌صورت محسوس فعال شده‌اند. اين همزماني فشار و پيام نشان مي‌دهد كه آينده بحران نه فقط در آسمان و زمين، بلكه در كانال‌هاي سياسي و ميانجيگري منطقه‌اي نيز رقم خواهد خورد.