شناسهٔ خبر: 79040775 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

سینما به مثابه «آزمایش فکری»

وارتنبرگ معتقد است فیلم‌ها صرفاً ابزار آموزشی یا تصویرگر ایده‌های فلسفی نیستند، بلکه خود به مثابه یک «آزمایش فکری» عمل کرده و می‌توانند به تولید دانش فلسفی بپردازند.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایسنا، طبق گزارش رسیده، نشست «سینما به مثابه فرمی از اندیشیدن» عصر روز گذشته سه شنبه ۳۰ تیرماه با حضور توماس وارتنبرگ استاد دپارتمان فلسفه کالج مونت هولیوک و عضو هیات علمی دانشگاه ماساچوست امهرست، مجید پروانه پور (استادیار پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر و مترجم و پژوهشگر حوزه فلسفه هنر) و ستاره نوتاج ( مترجم و پژوهشگر حوزه فلسفه هنر) در خانه سینما برگزار شد.

در ابتدا توماس وارتنبرگ استاد دپارتمان فلسفه کالج مونت هولیوک( که به صورت برخط) در این برنامه حضور داشت با اشاره به اینکه کتاب اندیشیدن برای سینما دنباله‌ای بر دو کتاب قبلی‌اش است گفت: این همکاری برای من افتخار است که در این نشست حضور دارم و برای تدارک این برنامه از خانه سینمای ایران تشکر می‌کنم.

وی با بیان اینکه تناسب بیانی در ترجمه بسیار مهم است، ادامه داد: مثلا اگر بخواهیم شعری را ترجمه کنیم شاید مجبور شویم از قالب اصلی خارج شویم. همچنین وقتی می‌خواهیم چیزی را نمایش دهیم شاید مجبور شویم مواردی که در منابع نباشد را اضافه کنیم و وقتی از یک تصویر متحرک به سینما حرکت می‌کنیم تازه در آن زمان عنصر زمان معنا پیدا می‌کند.

وارتنبرگ در ادامه خاطرنشان کرد: می‌توانیم سینما را راه سومی از فلسفه ورزیدن بدانیم و همانطور که می‌دانید فلسفه از دو راه منتقل میشود. ابتدا متونی که از فیلسوف می‌رسد و یا گفتگوی دو نفره.

وی همچنین گفت: بعضی ژانرهای سینمایی تمرکزشان روی مرگ است مانند فیلم‌های وسترن و من معتقدم سینما تصویری است که با آن می‌توان بر مرگ مقابله کرد و  نباید از یاد ببریم که اهمیت مرگ و کشتن در فلسفه همیشه مهم بوده است.

وارتنبرگ بیان داشت: برداشت ما از هر فیلم به اینکه چه دریافتی از  اثر داریم بستگی دارد و تشابه بین موضوعات فلسفی و فیلم‌ها همیشه برای من جذاب بوده است. من معتقدم سینما یک متن است و اگر به شیوه امروزی کتاب برگردیم کسی که تالیف کرده فلسفه ورزی می‌کند.

در پایان وارتنبرگ از حاضرانی که به دلیل علاقه به کارهای وی در این نشست حضور داشتند، تشکر کردند.

هنرمند با خلق آثار امکان اندیشیدن را فراهم می‌کند

مجید پروانه پور با بیان در ابتدا با بیان اینکه آیا فیلم می‌تواند فلسفه‌ورزی کند؟، گفت: وارتنبرگ معتقد است فیلم‌ها صرفاً ابزار آموزشی یا تصویرگر ایده‌های فلسفی نیستند، بلکه خود به مثابه یک «آزمایش فکری» عمل کرده و می‌توانند به تولید دانش فلسفی بپردازند.

وی ادامه داد: وارتنبرگ با نقد «زبان‌محوری» در فلسفه تحلیلی آمریکا، استدلال می‌کند که سینما به دلیل ویژگی‌های فرمال مانند تدوین، کات، رنگ‌بندی و... ظرفیت‌هایی دارد که در رسانه‌های نوشتاری یافت نمی‌شود. اما سوال این است که چگونه می‌توان از جزئیات یک فیلم، یک گزاره کلی فلسفی استخراج کرد؟ منتقدان معتقدند فیلم‌ها «نمونه‌های موردی» هستند و نمی‌توانند به صراحتِ یک فیلسوف، ادعای کلی اثبات کنند.

پروانه پور همچنین معتقد است که فلسفه نیازمند استدلال‌های صریح و منطقی است در حالی که سینما ذاتاً با ابهام همراه است.

وی یادآور شد: فیلسوفان (مانند وارتنبرگ) ایده‌های خود را به فیلم الصاق می‌کنند درحالیکه این مفاهیم در خود فیلم وجود ندارند و به عبارت دیگر این فلسفه درباره فیلم است، نه فلسفه توسط فیلم.

وی با اشاره به تفکیک میان فهم و اثبات در سینما ، گفت: فیلم‌ها در اثبات گزاره‌های فلسفی ناتوان هستند و  می‌توانند به ما در فهم مفاهیم پیچیده مانند ابتذال شر در آثار آرنت کمک کنند بنابراین این کارکرد، فلسفه‌ورزی به معنای دقیق کلمه نیست بلکه «تجربه زیسته» و «دانش کیفی» است.

پروانه پور در ادامه با اشاره به فلسفه آلفرد نورث وایت‌هد برای تبیین تجربه سینمایی بیان داشت: سینما به عنوان مدیومی که مرزهای تجربه را می‌کاود، مطرح شد و همه چیز در جهان در حال «اندیشیدن» و جذب داده‌هاست. سینما به دلیل اینکه بازیگر را از معادله حذف می‌کند، می‌تواند به شکلی خالص‌تر، مرزهای تجربه را برای مخاطب بازنمایی کند.

وی با اشاره به رابطه هنرمند و فیلسوف نیز خاطرنشان کرد: دو دیدگاه درباره تقدم و تأخر این دو حوزه مطرح شده است؛ در دیدگاه اول هنرمندان در خط مقدم هستند و کارهایی می‌کنند که فیلسوفان را وادار به مفهوم‌سازی می‌کند و در دیدگاه دوم هنرمند و فیلسوف در یک پیوند متقابل هستند. هنرمند با خلق آثار امکان اندیشیدن را فراهم می‌کند و فیلسوف با مفهوم‌سازی، آن تجربه را به ساحت فلسفه وارد می‌کند.

وی با اشاره به ضرورت زبان مشترک تأکید کرد: همان‌طور که برای فهم فیزیک پیشرفته باید زبان آن را آموخت، برای فهم سینمای مدرن نیز نیاز به آموزش زبان خاص آن است اما این نباید به معنای جدایی کامل سینمای هنری از سینمای عامه‌پسند باشد.

نقش عاملیت فیلم در فلسفه

در ادامه ستاره نوتاج از دیگر مهمانان با اشاره به اینکه وارتنبرگ معتقد بود خود فیلم در برخی موارد دست به فلسفه ورزی می‌زند، گفت: فیلم می‌تواند ابزاری در خدمت فلسفه باشد و فراتر از کارگردان و سازندگان ، خود فیلم می‌تواند نقش عاملیت در فلسفه داشته باشد.

وی با اشاره به اینکه نباید دو موضوع فلسفه در فیلم و فلسفه درباره فیلم را یکسان دانست، افزود: بسیاری از منتقدان معتقدند که برای استدلال و برداشت فلسفی نیازمند گزاره‌های صریح و روشن هستیم و فیلم این ویژگی ها را ندارد.

نوتاج خاطرنشان کرد: از سوی دیگر برخی نیز معتقدند که فیلم به دلیل ماهیت و ساختارش می‌تواند دارای خوانش های متفاوتی باشد و هر بیننده‌ای برداشت خود را از آن خواهد داشت. 

او در پایان بیان کرد: اگرچه ایده اصلی وارتنبرگ مبنی بر فلسفه‌ورزی مستقیم فیلم همچنان بحث‌برانگیز و نیازمند تعدیل است اما سینما به عنوان یک آزمایشگاه بصری، ظرفیت‌های بی‌بدیلی برای گسترش افق‌های فلسفی و خلق مفاهیم نو دارد که نیازمند مطالعات میان‌رشته‌ای مستمر است.

گفتنی است، مهدی چاوش ور به عنوان کارشناس و مترجم در این نشست حضور داشت.

در این نشست حاضران از توماس وارتنبرگ که به صورت برخط حضور پیدا کرده بود، سوالات خود را پرسیدند و او نیز پاسخ های خود را ارائه کرد.

انتهای پیام 

برچسب‌ها: