شناسهٔ خبر: 79034673 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

۳۷ سال از بمباران شیمیایی و زخمی که هنوز التیام نیافته می‌گذرد؛

زرده؛ سند زنده جنایت شیمیایی علیه بشریت

قصرشیرین - ایرنا - ۳۷ سال از بمباران شیمیایی روستای زرده در شهرستان دالاهو در غرب کرمانشاه می‌گذرد اما آثار گاز خردل همچنان در زندگی مردم این روستا جاری است؛ جایی که جنگ برای ساکنانش هرگز به پایان نرسید و هنوز نفس‌های سنگین بازماندگان، روایتگر یکی از تلخ‌ترین جنایت‌های شیمیایی علیه غیرنظامیان در تاریخ معاصر ایران است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار ایرنا، ۳۱ تیر برای مردم زرده تنها یک روز در تقویم نیست؛ روزی است که زندگی در این روستای کوهستانی برای همیشه به «قبل» و «بعد» از بمباران شیمیایی تقسیم شد.

آنچه در آن صبح تابستانی بر زرده گذشت، تنها جان دهها انسان را نگرفت، بلکه آثارش را بر جسم، روان و زندگی نسل‌های بعدی نیز بر جای گذاشت.

روستای زرده در منطقه ریژاو، در دامنه کوه‌های دالاهو و ۴۰ کیلومتری کرندغرب قرار دارد، روستایی با حدود یک‌هزار و ۵۰۰ نفر جمعیت که بامداد ۳۱ تیرماه ۱۳۶۷، تنها چند روز پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، هدف حمله شیمیایی رژیم بعث عراق قرار گرفت و نامش در حافظه تاریخی ایران به عنوان یکی از بزرگ‌ترین حملات شیمیایی علیه غیرنظامیان ثبت شد.

زرده؛ سند زنده جنایت شیمیایی علیه بشریت

صبحی که مرگ از آسمان فرود آمد

صبح جمعه، همزمان با عید قربان، دهها نفر از اهالی زرده و روستاهای اطراف برای برگزاری آیین مذهبی سالانه در جوار زیارتگاه بابا یادگار گرد هم آمده بودند، زنان، مردان، کودکان و سالمندانی که گمان می‌کردند روزی آرام را آغاز کرده‌اند، ناگهان با غرش جنگنده‌هایی روبه‌رو شدند که سکوت کوهستان را شکستند.

لحظاتی بعد، چهار بمب شیمیایی حاوی گاز خردل بر محدوده روستا و محل تجمع مردم فرود آمد، دقایقی نگذشته بود که بویی تند در هوا پیچید، ابر زردرنگی دامنه کوه را فرا گرفت، چشم‌ها به سوزش افتاد، نفس‌ها سنگین شد و مردم بی‌آنکه بدانند با چه سلاحی روبه‌رو شده‌اند برای نجات جان خود به هر سو می‌دویدند.

در کمتر از چند دقیقه، زرده به صحنه‌ای از آشفتگی و مرگ تبدیل شد؛ کودکانی که خانواده‌هایشان را گم کرده بودند، مادرانی که عزیزانشان را صدا می‌زدند و مردانی که تلاش می‌کردند مجروحان را از میان دودهای سمی دور کنند، بی‌خبر از آنکه خود نیز در معرض یکی از مرگبارترین عوامل شیمیایی قرار گرفته‌اند.

چشمه‌ای که پناه نبود

در میان هراس و سردرگمی، بسیاری از مردم به سوی چشمه «غسلان» رفتند؛ چشمه‌ای که سال‌ها منبع آب آشامیدنی روستا بود و اهالی تصور می‌کردند می‌تواند سوزش چشم‌ها و پوستشان را کاهش دهد.

اما یکی از بمب‌های شیمیایی در نزدیکی همان چشمه فرود آمده و آب آن را نیز آلوده کرده بود، بسیاری از مردم، بی‌اطلاع از این آلودگی، صورت و چشم‌های خود را با همان آب شستند یا از آن نوشیدند و همین موضوع بر شدت مسمومیت آنان افزود.

در همان روز، ۲۷۵ نفر از مردم زرده جان خود را از دست دادند و بیش از ۸۳۰ نفر دیگر مصدوم شدند؛ آماری که تنها بخشی از ابعاد این فاجعه را روایت می‌کند، زیرا بسیاری از بازماندگان سال‌ها بعد با عوارض ناشی از گاز خردل دست‌وپنجه نرم کردند و هنوز نیز آثار آن را با خود حمل می‌کنند.

بمباران شیمیایی نسار دیره

حمله شیمیایی به زرده، تنها یک روستا را هدف قرار نداد، در همان روز، روستاهای نساردیره، نساردیره سفلی، شاه‌ماردیره، شیخ‌صله، دودان و باباجانی نیز قربانی سلاح‌های ممنوعه شدند و برگ دیگری از جنایت رژیم بعث عراق با حمایت استکبار علیه مردم بی‌دفاع غرب کشور رقم خورد؛ جنایتی که نه مرزی می‌شناخت و نه اصول انسانی و حقوق بین‌الملل را به رسمیت می‌شناخت.

روستای نساردیره و نساردیره سفلی در روز ۳۱ تیرماه ۱۳۶۷ خورشیدی هم‌زمان با بمباران شیمیایی روستای زرده مورد حمله شیمیایی ارتش عراق قرار گرفت. در این حمله چهار نفر شهید و بیش از یک هزار نفر نیز شیمیایی شدند.

هم‌اکنون بیشتر ساکنان این روستا مجروح شیمیایی هستند و سالانه چند تن از آنان به درجه رفیع شهادت نائل می‌شوند.

جنگی که در ریه‌ها ادامه دارد

برای مردم زرده، جنگ در تابستان ۱۳۶۷ پایان نیافت، گاز خردل، برخلاف بسیاری از سلاح‌های متعارف، آثار خود را سال‌ها در بدن قربانیان باقی می‌گذارد و بسیاری از بازماندگان این روستا هنوز با مشکلات مزمن ریوی، چشمی و پوستی، تنگی نفس، سرفه‌های مداوم و دیگر عوارض ناشی از آن روز زندگی می‌کنند.

در این روستا، بسیاری از خانواده‌ها هنوز روزشان را با دارو آغاز می‌کنند و شب را با دستگاه‌های تنفسی یا سرفه‌های بی‌امان به پایان می‌رسانند.

برخی نیز از پیامدهای جسمی و روانی این فاجعه بر فرزندان خود سخن می‌گویند و معتقدند آثار آن حمله، تنها به نسل نخست قربانیان محدود نمانده است.

با وجود گذشت نزدیک به چهار دهه، بازماندگان می‌گویند درمان همچنان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های آنان است، هزینه‌های سنگین دارو و مراقبت‌های پزشکی، در کنار نیاز به پیگیری مستمر، زندگی بسیاری از خانواده‌ها را تحت تأثیر قرار داده است.

روایت بازماندگان؛ «زرده آن روز، قیامت را دید»

اهالی زرده هنوز از آن صبح با عنوان «روز قیامت» یاد می‌کنند؛ روزی که در چند دقیقه، آرامش روستا جای خود را به صحنه‌هایی داد که هیچ‌گاه از ذهن بازماندگان پاک نشد.

یکی از بازماندگان این حمله که چند تن از اعضای خانواده خود را در بمباران شیمیایی از دست داده است، می‌گوید: هیچ‌کس نمی‌دانست بمب‌ها شیمیایی هستند، مردم برای نجات جان خود می‌دویدند، اما بسیاری از مردان روستا ماندند تا پیکر عزیزانشان را از میان آوار و دود بیرون بیاورند و به خاک بسپارند، همان ماندن، سال‌ها بعد با بیماری و رنج، بهای سنگینی برای آنان داشت.

یکی دیگر از ساکنان زرده نیز با اشاره به مشکلات درمانی بازماندگان می‌گوید: هنوز بسیاری از جانبازان شیمیایی برای درمان، تهیه دارو و تأمین هزینه‌های پزشکی با مشکل روبه‌رو هستند، ما انتظار ویژه‌ای نداریم؛ فقط می‌خواهیم آثار این فاجعه فراموش نشوند.

در زرده، خاطره آن صبح تلخ تنها در ذهن مردم باقی نمانده است؛ این خاطره را می‌توان در سرفه‌های ممتد جانبازان، در نگاه مادرانی که عزیزانشان را از دست داده‌اند و در سکوت کوچه‌هایی دید که روزی صدای بازی کودکان در آنها می‌پیچید.

روستایی که تاریخ را به یادآوری فرا می‌خواند

زرده امروز تنها نام یک روستا نیست؛ نمادی از رنج غیرنظامیانی است که قربانی استفاده از سلاح‌های شیمیایی شدند.

هر سال با فرارسیدن ۳۱ تیرماه، مردم این روستا یاد قربانیان را گرامی می‌دارند؛ نه برای آنکه اندوه را تکرار کنند، بلکه برای آنکه این جنایت از حافظه تاریخ پاک نشود و نسل‌های آینده بدانند که استکبار زندگی انسان‌های بی‌دفاع را نشانه می‌رود.

زرده؛ سند زنده جنایت شیمیایی علیه بشریت

زرده؛ زخمی که زمان مرهمش نشد

سال‌ها از آن صبح تلخ گذشته است، اما برای بسیاری از ساکنان زرده، زمان تنها تقویم را ورق زده است؛ نه درد را.

هنوز هم نفس کشیدن برای بسیاری از جانبازان شیمیایی دشوارتر می‌شود و مراجعه به مراکز درمانی، بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی آنان است.

کارشناسان، حمله شیمیایی به زرده را از تلخ‌ترین موارد به‌کارگیری سلاح‌های ممنوعه علیه غیرنظامیان در سال‌های جنگ تحمیلی می‌دانند؛ حمله‌ای که آثار آن به لحظه انفجار محدود نماند و سال‌ها بعد نیز در جسم و روان بازماندگان ادامه یافت.

زرده امروز، تنها یادآور یک واقعه تاریخی نیست؛ گواه زنده پیامدهای انسانی جنگ و استفاده از سلاح‌هایی است که قربانیان آنها دهه‌ها پس از پایان درگیری نیز با رنج ناشی از آن زندگی می‌کنند.

فریادی برای فراموش نشدن

بازماندگان بمباران شیمیایی زرده بیش از هر چیز بر زنده ماندن روایت این فاجعه تأکید دارند، آنان می‌گویند آنچه بر این روستا گذشت، نباید تنها در سالگردها یادآوری شود؛ زیرا آثار آن هنوز در زندگی مردم جریان دارد و فراموشی، ظلمی دیگر در حق قربانیان است.

امروز، نسل جوان زرده بسیاری از روایت‌های آن روز را از زبان پدران و مادرانی شنیده است که هنوز با عوارض گاز خردل زندگی می‌کنند.

برای آنان، بمباران شیمیایی تنها بخشی از کتاب‌های تاریخ نیست؛ واقعیتی است که هر روز در خانه‌ها، در درمانگاه‌ها و در نفس‌های به شماره افتاده بازماندگان دیده می‌شود.

زرده، حافظه زنده یک جنایت

در زرده، دیگر اثری از دود زردرنگ آن صبح تابستانی دیده نمی‌شود، اما رد آن هنوز بر زندگی مردم باقی است.

سرفه‌های جانبازان، نگاه مادران داغدار و رنج خانواده‌هایی که سال‌هاست با پیامدهای این فاجعه زندگی می‌کنند، گواه آن است که برخی زخم‌ها با گذشت زمان بسته نمی‌شوند.

زرده امروز تنها یک نقطه روی نقشه ایران نیست؛ روایتی زنده از رنج انسان‌هایی است که قربانی سلاح‌های شیمیایی شدند و هنوز بهای آن را می‌پردازند.

هر سال در ۳۱ تیر، این روستا نه فقط یاد عزیزان از دست‌رفته خود را گرامی می‌دارد، بلکه از جامعه جهانی می‌خواهد حافظه تاریخی خود را نسبت به چنین فجایعی از دست ندهد؛ زیرا فراموشی، می‌تواند راه را برای تکرار جنایت هموار کند.

۳۷ سال از آن روز گذشته است، اما زرده همچنان ایستاده؛ با مردمانی که درد را به خاطر سپرده‌اند، با خاطره‌ای که از ذهنشان پاک نشده و با نفس‌هایی که هنوز بوی خردل را از یاد نبرده‌اند.

امروز که منطقه بار دیگر روزهای پرالتهاب و جنگ را تجربه کرده است، زرده بیش از همیشه یادآور این حقیقت است که نخستین قربانی هر جنگ، مردم بی‌دفاع هستند، با این حال، همان‌گونه که مردم این روستا پس از بمباران شیمیایی، زندگی را از دل ویرانی دوباره ساختند، ایستادگی و امید نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از روایت آنان شده است.

زرده نماد پایداری مردمی است که با وجود زخم‌های ماندگار، تسلیم نشدند، این روستا روایت می‌کند که جنگ، اراده مردمی را که برای زندگی، عزت و سرزمین خود ایستاده‌اند، از میان نخواهد برد .

استان کرمانشاه ۹ هزار و ۸۰۰ شهید و نزدیک به ۲۰ هزار جانباز دارد که ۳۵۰ تن از جانبازان بالای ۷۰ درصد هستند. این استان همچنین یک هزار و ۶۰۰ آزاده هم تقدیم نظام جمهوری اسلامی کرده است.

این استان با ۲ میلیون نفر جمعیت، ۱۴ شهرستان، ۳۴ شهر و ۲ هزار و ۵۹۵ روستا و ۳۷۱ کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق دارد.

جنگ تحمیلی با اشغال شهر قصرشیرین در ۳۱شهریور سال ۵۹ از استان کرمانشاه آغاز و با عملیات مرصاد در پنجم مرداد ماه سال ۶۷ در این استان به پایان رسید.