به گزارش ایرنا، در تراژدی بشری و جنایت جنگی آمریکا در ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ در مدرسه شجره طیبه میناب فارس، ۱۶۸ کودک دختر و پسر دانشآموز به همراه جمعی از معلمان، کارکنان مدرسه و والدین حاضر در محل به شهادت رسیدند.
فاجعه در حالی رقم خورد که جمهوری اسلامی ایران با هدف شفافسازی پیرامون فعالیتهای صلحآمیز هستهای خود، مسیر مذاکره با آمریکا را در پیش گرفته بود؛ رخدادی که بار دیگر ماهیت فریبنده و رویکرد تکراری نظام سلطه در مناسبات بینالمللی را برای افکار عمومی جهان آشکار ساخت.
مراسم تشییع و تدفین پیکرهای مطهر شهدای مدرسه شجره طیبه میناب که هویت آنان از طریق آزمایشهای DNA احراز شده است، امروز چهارشنبه ۳۱ تیرماه با حضور خانوادههای معظم شهدا، مردم شهیدپرور و مسئولان از چهارراه امام خمینی(ره) میناب آغاز میشود و پس از آن، پیکرهای مطهر برای خاکسپاری به گلزار شهدای میناب منتقل خواهند شد.
میناب داغی مذاب در دل ایران است که سوز آن را همسرایی و همنوایی ایرانیان التیام می بخشد؛ موج همدردی ملت بزرگ ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب در آن حمله ناجوانمردانه و عامدانه امریکا، تاب آوری بی پایان و استقامت بی کران مردم متحد را به تصویر کشید.
دلهایی که به قائده همسویی به نجوا و نوا در آمدند و زمزمه های مادرانه و غریبانه های پدرانه که بر زبانها جاری شد، همه حکایت از تسلای خاطر برای ایران، این مادر جاودانه و سالخورده و در عین حال همیشه جوان ما داشت.
امروز نیز سکینه و صبوری جاری در نگاه های تسلی بخش هموطنان سبب تسکین آلام قلوب جریحه دار والدین دانش آموزان است و تقسیم درد در میان دلهای ایرانیان اراده ای محکم و قلعه ای مستحکم برای مقابله با دشمنان این مرز و بوم را به نمایش می گذارد.
بی تابی با ناگواری روزگار عجین است و طبق تعالیم آسمانی هیچ چیزی بهتر از یاد خدا برای دلهای داغدار و سوگوار آرامش نمی دهد و تنها نیروی ایمان است که از ناراحتیها و اضطرابات انسان جلوگیری نموده و به او امید و آرامش میبخشد؛ «الا بذکر الله تطمئن القلوب».
تسلای خاطر هموطنان از گوشه و کنار کشور پهناورمان، مرهمی است که جایگزین ندارد و هر زخمی را التیام می بخشد و چه نیکوست خصلت این مردم بلند طبع و صاحب تمدن که وقتی عضوی به درد می آید سایر اعضا را قرار نمی ماند و این سلوک اخلاقی به فرهنگ همدلی به وسعت ایران تبدیل می شود.
شهدای مدرسه میناب
پشتگرمی ایرانیان نسبت به همدیگر در سوگوارهای ناشی از جنگ های تحمیلی اخیر، علاوه بر تسکین آلام و اندوه هموطنان، کارکرد دیگری نیز دارد و آن تسلیح اراده ها و تجهیز باورها برای صف بستن در مقابل دشمن و حضور مقاوم در میدان جهت به زانو در آوردن متجاوزان به این مرز و بوم است.
مردم ما همانگونه که برای فرزندان شهید میناب اشک می ریزند و خود را در غم والدین آنها شریک می دانند، به خاطر تجاوز دشمن آمریکایی صهیونیستی به حریم کشورمان نیز بیقرار هستند و این بیقراری و بی تابی جهت سرجای خود نشاندن دشمن، برای همه آحاد ملت احساسی مشترک و مقدس است.
فرقی نمی کند ساکن کدام استان یا شهر و روستای ایران باشید، چه در استانهایی که شاهد تجاوز و حمله خصم زبون هستند و چه در استان هایی که آنچنان از حملات موشکی و بمباران دشمنان دچار صدمه و خسران نشده اند، همه و همه برای ایران ایستاده اند و دلشان برای این وطن عزیزتر از جان می تپد.
وطندوستی نمادها و نمودهای مختلفی دارد؛ وقتی امام سجاد (ع) در خطبه معروفی که در شام و پس از واقعه کربلا ایراد کردند، بر آن شدند تا خود را معرفی کنند فرمودند:«ان بن مکه و منا، ابن بن زمزم و صفا، ان بن قاب قوسین اوادنی» یعنی ایشان از اینکه فرزند سرزمین مکه و منا هستند، به خود میبالند و بدینگونه ندا میدهند که عشق به وطن جلوه ای از اخلاق انسانی و اسلامی است.
ملت آزموده ایران این پشتگرمی و مظاهرت به یکدیگر برای غلبه بر دشمن را در هشت سال دفاع مقدس تجربه و تمرین کرده است و وقتی هشت سال مدافعه جانانه و مقتدرانه را در کارنامه اصالت و هویت خود دارد، جنگ های ۱۲ روزه، چهل روزه و تجاوزات اخیر دشمن نمی تواند خللی در این بنیان مرصوص ایجاد کند.
شهادت طلبی و آرمان خواهی ریشه در مشارب فکری و عقیدتی عالمان دین و اولیای الهی و حماسه های تاریخی و آسمانی نظیر عاشورا دارد و طبیعی است که مصدومیت ها و شهادت ها در راه ارزش ها و ایده آل های دینی و ملیتی نمی تواند ملت دارای تمدن و پشتوانه دینی و تاریخی را خسته کند.
استان اردبیل در جنگ ۴۰ روزه در فروردین ماه امسال دو بار مورد تجاوز دشمن آمریکایی صهیونیستی قرار گرفت و پنج شهید والامقام را به نظام و میهن اسلامی تقدیم کرد و عظمت و ازدحام مردم در آئین های تشییع، بدرقه و خاکسپاری شهدا نشان داد که عزم مردم برای پشیمان کردن دشمن، بسیار راسخ است.
وقتی مادران شهدا در ناله ها و مویه های خود فریاد می زدند که فرزندم را قربان امام حسین (ع) و فدای ایران و انقلاب کردم؛ وقار زینبی زنان ایران به تصویر کشیده می شد و نه تنها سایر زنان بلکه مردان نیز در برابر روحیه استوار شیرزنان فرزند از دست داده، تواضع نشان می دادند.
حکایت شهید در خانواده های ایرانیان همان حکایت فرزند و تفنگ پدر است که اگر پدر شهید شده، تفنگ پدر برای فرزند باقی است و راه شهدا ادامه دارد؛ چنین فرهنگی که شهادت را طلب می کند و به اصطلاح بر پیروزی قاطع خون بر شمشیر باورمند است، ویرانگرتر از تسلیحات نظامی است و بر هر سلاحی فائق می آید.
مهمترین پیام همدردی و همبستگی ملت بعد از تراژدی میناب، ضرورت انسجام ملی است و بعد از تشییع میلیونی و ماندگار رهبر شهید نیز همان پیام از سرزمین ایران به جهان مخابره شد و امروز، درک مشترک از انسجام و اتحاد ملی، همچنان کشور را در برابر هر تهدیدی مصون نگهداشته است.