شناسهٔ خبر: 79029035 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

توصيه به همكاران مطبوعاتي در صدا و سيما

جعفر گلابي

صاحب‌خبر -

ديگر براي حاج حافظ شيرازي هم مبرهن و مسلم شده كه هيچ انتقادي با هر لحن و بياني و با هر منطقي و با هر ميزان از دلسوزي و صداقت در صدا و سيما مسموع نيست و گوش مسوولان اين رسانه مهم كه بايد ملي باشد كلا نسبت به توصيه‌ها و پيشنهادها بسته است. شورمندانه رسانه‌هاي بيگانه بر اثر نوع رفتار صدا و سيما ‌طرف توجه قرار گرفتند و بخشي از خسارت‌هاي وارده به كشور در حوادث گوناگون از همين‌جا ناشي شد. احتمالا اسراييل هم اين خلأ بزرگ را ديد كه سرمايه‌گذاري‌هاي بزرگي روي شبكه‌هاي ضدايراني كرد و لابد در اين جهت موفقيت‌هايي هم كسب كرده كه هيچ نهاد ناظري به بررسي آن نپرداخته است.  در چنين شرايطي تكرار انتقادهاي اصلي و اشكالات اساسي صدا و سيما كاري عبث و تلف كردن وقت است و بنده نمي‌خواهم به اين وادي وارد شوم و آب در هاون بكوبم. بگذار رسانه ملي با آن همه يال و كوپال و هزينه‌هاي نجومي در هر زمينه‌اي خلاصه شود در مصاحبه با ۱۰ كارشناس كه چون تمام مي‌شوند دوباره از اول آغاز مي‌شوند و حرف‌هاي آنها هم از فرط تكرار ملال آورده‌اند و ديگر هيچ!  از اين حديث افسوس بايد گذشت و بگذاريم كه در غياب يك رسانه حرفه‌اي و فراگير و پرمخاطب، ميهن‌فروشان حداكثر استفاده را ببرند و روح و روان مردم را لگدمال از دروغ‌ها و شايعه‌ها و سموم فكري و خبري كنند! اما تصور كردم اگر رسانه ملي نمي‌تواند در ابعاد كلان همپاي نيروهاي مسلح دليرمان و همراه با تلاش جهادگونه مديران اجرايي در خدمت مردم باشد و ميدانداري كند، مي‌تواند حداقل‌هايي را رعايت كند و حرص دلسوزان را درنياورد. بيش از يك سال است كه شبكه‌هاي مختلف صدا و سيما مصاحبه‌هاي گوناگون تدارك مي‌بينند و بعضا گزارش‌هايي تهيه مي‌كنند تا واقعيات جنگ و ابعاد مختلف تجاوز به كشور را به سمع و نظر بينندگان برسانند. البته اين معنا ضروري است و ما هم در اينجا نمي‌خواهيم تقاضا كنيم كه از همه كارشناسان و تحليلگران دلسوز ميهن استفاده كنند، خير چنين مطالبه عظيم و فوق تحمل صدا و سيما را نداريم!  

نكته‌اي كه مي‌خواهم به اطلاع همكاران رسانه‌اي در شبكه‌هاي مختلف صدا و سيما برسانم اين است كه همين مصاحبه‌ها با معدود دوستان كارشناس را مي‌شود حرفه‌اي‌تر انجام داد. مي‌شود با سوال‌هاي عميق‌تر فكر و انديشه بيشتري از آنان طلب كرد و اگر پاسخ‌هاي درخور ندادند سراغ ديگران بروند، حتي اگر اين كار هم شدني نباشد به والله زشت است كه مجري مكررا به تاييد نظر مصاحبه‌شونده مي‌پردازد يا حرف او را تكميل مي‌كند يا تا آنجا پيش مي‌رود كه حرف در دهان ايشان مي‌گذارد! سوالي كه يك مجري از كارشناس بايد بپرسد سوال عميق و جدي باشد تا پاسخ هم محل تأمل و استفاده شود. اينكه مجري از مصاحبه شونده بپرسد به نظر شما چگونه بر اثر رشادت نيروهايمان دشمن شكست خورده است و در حال غرق شدن است؟ اصلا سوال نيست، اين يك سخن كلي است كه هيچ پاسخي جز سر دادن چند شعار در پي ندارد. چرا سوال نمي‌شود كه ميزان آسيب‌هاي دشمن چقدر است و آيا مي‌شود مستندا او را در حالت انفعال ديد؟ آيا دشمن برگ‌هاي برنده‌اي در دست دارد و ما چه برنامه‌هايي در مقابل اين برگ‌هاي برنده او بايد داشته باشيم؟ ما تا چه زماني مي‌توانيم از پس امكانات فراوان او بر آييم و در چه زماني بايد بر نيروها و امكاناتمان بيفزاييم و باتوجه به تحريم‌ها آيا چنين امكاني براي ما فراهم است؟ اين سوال‌ها و سوال‌هاي مشابه، پاسخ‌هاي اقناعي مي‌خواهند و جامعه را براي مقاومت بيشتر و واقعي‌تر آماده مي‌كند و حتما مسوولان را به فكر وا مي‌دارد كه چاره كار را پيش از وقوع ببينند. مسوولان صدا و سيما لازم نيست كار فوق‌العاده‌اي بكنند فقط اجازه بدهند مجريان و خبرنگاران كه لابد واحدهاي مصاحبه و گزارش را در دانشگاه گذرانده‌اند و حتما نوع سوال‌هاي جدي را بلدند به‌ كار خودشان مشغول شوند و اگر در اين ميان نكته امنيتي پيش آمد ناظران امنيتي اصلاحات لازم را انجام دهند. اگر در اين مورد كوچك تحولي رخ داد ان‌شاءالله در موارد كلي‌تر هم رسانه‌اي ملي و پرمخاطب خواهيم داشت كه باري از دوش مردم بردارد و براي عموم مفيد و محل مراجعه باشد. به هر حال انسان دلش مي‌سوزد كه در اين شرايط حاد و هنگامه جنگ، كشور نمي‌تواند از يكي از ظرفيت‌هاي بزرگ خود در دفاع جانانه و جنگ رواني استفاده كامل را ببرد و ميدان‌داري وطن‌فروشان خائن را در هم كوبد. اگر صدا ‌و سيما كار خود را به خوبي انجام مي‌داد به احتمال زياد هيچ‌گاه فيلترينگ لازم نمي‌شد و هر تازه به دوران رسيده‌اي براي مردم نسخه نمي‌پيچيد و از كوچك‌ترين مشكلات و نابساماني‌ها كوه درست نمي‌كرد و اسراييل هم براي شبكه‌هاي فارسي‌زبان اين همه هزينه نمي‌كرد و حقانيت ملت ايران هم در دنيا صدايي بلند مي‌يافت.