نوشين محجوب
در شرايطي كه تبادل آتش ميان ايران و امريكا همچنان ادامه دارد و دامنه رويكرد نظاميگرايانه ايالاتمتحده و پاسخ ايران به اوج رسيده، تحركات ديپلماتيك نيز شتاب قابلتوجهي يافته است، از همين رو آنگونه كه رويترز يكشنبه شب مدعي شد قطر و پاكستان با ارايه طرح مشتركي به تهران و واشنگتن، خواستار آن شدهاند كه امريكا حملات تجاوزكارانهاش را متوقف كرده و در مقابل ايران براي مدت ۱۰ روز، تردد و عبور و مرور ايمن در تنگه هرمز را تضمين كند. ارسال اين پيشنهاد براي دو بازيگر توسط وزير خارجه قطر تاييد شد و مقامهاي رسمي كشورمان از جمله اسماعيل بقايي نيز ضمن اشاره به تداوم فرآيند ديپلماسي تاكيد كرد كه اين طرح در دست بررسي است. الجزيره در تفسير و چرايي كنش اخير اين دو بازيگر نوشت كه قطر و پاكستان در تلاشاند تا با خريد زمان بستر را براي احياي مذاكرات اسلامآباد هموار كنند. هر چند از منظر اين وبگاه و بسياري از تحليلگران به واسطه بياعتمادي حاكم روزنه اندكي براي تحقق اين خواسته وجود دارد. با اين حال كنشهاي ديپلماتيك به اينجا ختم نميشود. در شرايط كنوني چشمها به سفر علي الزيدي، نخستوزير عراق دوخته شده، مقام ارشد عراقي كه قرار است آخر هفته جاري به تهران سفر داشته باشد و در اين باره گمانهزنيها بسيار است. گروهي مدعياند او حامل پيامي از واشنگتن براي تهران است و گروهي ديگر با اشاره به روابط نزديك ايران و عراق و هراس بغداد از تبديل شدن اين كشور به ميدان رويارويي دو بازيگر، هدف از اين سفر را تلاش براي كاهش تنش قلمداد ميكنند، بالاخص آنكه بخشي از محور مقاومت حامي ايران مستقر در عراق خود را براي رويارويي با گسترش دامنه تنش در ايران آماده كردهاند. با اين حال تاكنون هيچيك از اين دو فرضيه ازسوي طرفهاي ذيربط تاييد نشده است. اين تلاشها درحالي است كه رسانههايي چون واشنگتن پست و سيانان با انتشار گزارشهاي جداگانه و ادعايي از اعزام موج تازهاي از جنگندهها و سوخت رسانههاي امريكايي به منطقه خبر دادهاند و مدعياند كه ترامپ خود را براي جنگي تمام عيار با ايران آماده كرده است. با اين حال سيگنالهاي ارسالي از جانب واشنگتن متناقض است. به عنوان مثال ماركو روبيو، وزير خارجه امريكا، بار ديگر بر آمادگي واشنگتن جهت دستيابي به راهحل ديپلماتيك تاكيد كرد و مدعي شد اگر «اين در باز شود»، امريكا از آن استقبال خواهد كرد؛ با اين حال او طي ادعايي خصمانه ايران را به حمله به كشتيها و ايجاد اختلال در تردد دريايي تنگه هرمز متهم كرد و گفت: تفاهمنامه در صورت تداوم چنين اقداماتي ازسوي تهران نميتواند به قوت خود باقي بماند. دونالد ترامپ، رييسجمهور امريكا نيز با استناد به نتايج چند نظرسنجي مدعي شد اكثريت امريكاييها خواهان توافق ميان واشنگتن و تهران هستند با اين حال منابع نزديك به او مدعياند كه گزينه گسترش دامنه درگيري روي ميز رييسجمهوري امريكا قرار دارد و در دست بررسي است. ناظران با استناد به رويكرد يك و بام و دو هواي واشنگتن از شكافهاي پيدا و پنهان حاكم بر ساختار سياسي امريكا بالاخص جريان «ماگا» ميگويند، جرياني كه چند صدايي حاكم بر آن از منظر ناظران به پاشنه آشيل ترامپ تبديل شده است. صنم وكيل، مدير برنامه خاورميانه و شمال آفريقاي چتمهاوس ضمن اشاره به اين شكافها كه به چالش اصلي ترامپ تبديل شده، به توافق اوليه اشاره كرده و مدعي است كه امروز هيچيك از طرفين پيروزي قاطع به دست نياوردهاند و هر دو طرف بيشتر در تلاش براي خريد زمان هستند؛ اما عواملي مانند انتخابات داخلي امريكا، نقش مخرب اسراييل و سطح بالاي بياعتمادي ميتواند توافق را شكننده كند. همزمان برخي تحليلگران نيز تاكيد دارند كه بحران هرمز ديگر صرفا يك اختلاف دوجانبه نيست؛ بلكه به چالش جهاني تبديل شده، چراكه واشنگتن به واسطه ماجراجويياش امنيت انرژي جهاني، تجارت دريايي و اقتصاد كشورهاي خليجفارس را در هم شكسته است، بنابراين آنگونه كه ويليلم مندرز، پژوهشگر فعال در حوزه خاورميانه و فعال در موسسه مطالعاتي چتم هاووس نوشته در شرايط فعلي، نه مسير نظامي توانسته معادله را حل كند و نه ديپلماسي قادر است اختلاف اصلي بر سر هرمز را برطرف كند. امريكا ميخواهد هرمز به وضعيت پيش از بحران بازگردد، درحالي كه ايران تلاش دارد نقش خود را به عنوان بازيگر اصلي اين آبراه تثبيت كند. در چنين قابي پيشنهاد آتشبس ۱۰ روزه صرفا ميتواند فرصتي براي توقف درگيري باشد، چراكه بدون توافق بر سر آينده هرمز، هر آتشبسي موقتي خواهد بود. در همين راستا و در شرايطي كه تحولات ميدان و ديپلماسي چند لايه و پيچيدهتر از گذشته شده است روزنامه اعتماد تلاش كرده تا در گفتوگو با محسن پاكآيين، ديپلمات پيشين و كارشناس مسائل بينالملل به تحليل و واكاوي ابعاد مختلف تنشهاي حاكم بپردازد. مشروح اين گفتوگو در ادامه آمده است. محسن پاكآيين، سفير سابق ايران در جمهوري آذربايجان و كارشناس مسائل بينالملل در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره طرح تازه قطر براي آتشبس ميان ايران و امريكا توضيح داد: مساله اصلي خود «طرح» نيست، بلكه ميزان پايبندي واشنگتن به هر توافقي است كه پيشنهاد ميشود. به گفته او، رفتار امريكا در نقض تعهدات قبلي تنها به بياعتبار شدن شخص ترامپ و ساختار حاكم در واشنگتن ختم نشده، بلكه آتش جنگ ديگري را در منطقه برافروخته و روندهاي صلحآميزي را كه در حال شكلگيري بود از بين برده است؛ جنگي كه به تعبير پاكآيين «دوباره به ايران تحميل شد» و در كنار دفاع جانانه و مقتدرانه تهران، كشورهاي منطقه را به اين جمعبندي رسانده كه براي مصون ماندن از آسيبهاي آن، ناگزير به اقدامات ميانجيگرانهاند، از همين رو قطر و پاكستان بار ديگر فعال شدهاند. اين ديپلمات پيشين با اشاره به طرحي كه وزير خارجه قطر مطرح كرده -توقف تبادل آتش ازسوي امريكا در برابر باز شدن دو مسير كشتيراني در هرمز براي مدت ده روز ازسوي ايران- تاكيد ميكند پرسش كليدي اين است كه «چه ضمانتي وجود دارد» كه پس از پذيرش هر طرحي، امريكا مجددا آن را نقض نكند. از نظر پاكآيين، پيش از آنكه قطر، پاكستان يا هر كشور ميانجي ديگري وارد جزييات محتواي پيشنهاد شوند، بايد در وهله نخست مطمئن شوند واشنگتن، براي تجديد قوا يا هر هدف ديگري، توافق را صرفا به عنوان يك فرصت تاكتيكي نميبيند و بعد از چند روز از زير بار تعهدات خود شانه خالي نميكند. پاكآيين تاكيد دارد كه مسوولان ايراني پيشنهادهاي ارايهشده را بررسي و نظر خود را اعلام خواهند كرد، اما يادآور ميشود: «واقعيت اين است كه جنگ را امريكا آغاز كرده و امريكا مسبب و مسوول جنگ است.» او هشدار ميدهد: الگويي كه در آن همان طرف آغازكننده درگيري، هر چند وقت يكبار آتشبس ميخواهد و سپس دوباره جنگ را از سر ميگيرد، سرانجام خوبي ندارد و درنهايت، زيان اصلي آن به كشورهاي منطقه برميگردد؛ كشورهايي كه متاسفانه به مبدا حملات امريكا عليه ايران تبديل شدهاند و ايران، با وجود روابط دوستانه، ناچار است براي ايجاد بازدارندگي، منافع امريكا را در خاك همين كشورها هدف قرار دهد. اين كارشناس مسائل بينالملل در جمعبندي با تاكيد بر اينكه «ميانجيگران واقعا حسننيت دارند»، توصيه ميكند دقت بيشتري به خرج دهند و نقطه آغاز هر طرح ميانجيگري را «واشنگتن» قرار دهند؛ يعني ابتدا ضمانتهاي كافي و روشن از امريكا براي عدم نقض مجدد تعهدات گرفته شود و سپس وارد طرح با تهران شوند. به گفته پاكآيين، اگر مسير تضمينها روشن باشد و آتشبس به ابزاري براي خريد زمان توسط واشنگتن تبديل نشود، مسوولان ايراني نيز طرح را به طور كامل بررسي كرده و نظر خود را اعلام خواهند كرد. محسن پاكآيين در ادامه و جهت توضيح بازه زماني ۱۰ روزهاي كه در طرح قطر مطرح شده، يادآور ميشود: براساس مقررات بينالمللي «اين حق به ايران داده شده كه از آبهاي سرزميني خود حفاظت كند و در اين منطقه اعمال حاكميت داشته باشد» و كشوري مانند امريكا نميتواند اين حق مالكيت را خدشهدار كند. او خاطرنشان كرد: فرصت ده روزه «به اين معنا نيست كه امريكا بيايد و مالكيت ايران را بپذيرد» و تاكيد ميكند: واشنگتن در اين زمينه نقشي ندارد و ايران حاكميت خود را بر آبراه دنبال خواهد كرد. پاكآيين ادامه ميدهد: بايد ديد طراحان اين «ده روز» با چه هدفي آن را مطرح كردهاند و ميخواهند به چه نتيجهاي برسند؛ به تعبير او، اين پرسش مهمي است كه در همين مدت كوتاه «چه كاري ميشود كرد كه در آن شصت روزي كه ميتوانست انجام شود، انجام نشده است.» او در پاسخ، به «يادداشت تفاهم» موجود ميان دو كشور اشاره ميكند و آن را «سندي ميداند كه به امضاي روساي جمهور رسيده و ميان دو كشور ثبت شده است» و ميگويد: به نظرش اين يادداشت تفاهم «بهترين سندي است كه ميتواند همچنان مورد اتكا قرار گيرد و امريكاييها خود را متعهد به اجراي آن بدانند.» اين ديپلمات پيشين جمعبندي ميكند كه «ما سندي محكمتر از اين پيشنهاد داريم و آن تفاهمي است كه به جاي روساي جمهور دو كشور امضا شده» و بر اين باور است كه بايد طرف امريكايي را متقاعد كرد تعهدات مندرج در آن يادداشت تفاهم را اجرا كند؛ در اين چارچوب، عدد ده روز بيشتر به عنوان بخشي از پيشنهاد قطر مطرح است، در حالي كه مبناي پايدار، همان تفاهم ثبتشده ميان تهران و واشنگتن است. سفير سابق ايران در جمهوري آذربايجان در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره سفر نخستوزير عراق به تهران، آن را در چارچوب «روابط خوب و اعتقادات مشترك ايران و عراق» ارزيابي كرد و يادآور شد كه الزيدي پس از انتخاب، يكي از سفرهاي اوليه خود را به ايران انجام داده است. به گفته پاكآيين، اين سفر «در درجه اول يك سفر دوجانبه» است و بعيد است هدف اصلي آن ميانجيگري مستقيم ميان ايران و امريكا باشد، هر چند احتمال دارد در حاشيه آن درباره مسائل منطقه نيز گفتوگو صورت گيرد. او توضيح داد: اگر امريكا قصد انتقال پيام داشته باشد، «كانالهاي مشخصي مانند قطر و ديگر واسطهها» را دراختيار دارد و لزوما نيازي نيست از مسير بغداد اين كار را انجام دهد؛ بنابراين، سفر نخستوزير عراق را بيشتر در چارچوب روابط دو كشور و گفتوگو درباره موضوعات دوجانبه و منطقهاي ميبيند تا يك ماموريت آشكار براي ميانجيگري. پاكآيين در ادامه با اشاره به وضعيت خليجفارس، درياي عمان و تنگه هرمز تاكيد كرد رويكرد كنوني واشنگتن را «عقلاني و مبتني بر حاكميت صلح در منطقه و هموار كردن مسير انتقال انرژي و كالا» نميبيند. از نظر او، تا زماني كه در امريكا ارادهاي جدي براي عاديسازي اوضاع اين آبراهها وجود نداشته باشد، ورود ميانجيها -ازجمله عراق- به تنهايي نميتواند وضعيت را در خليجفارس، درياي عمان و تنگه هرمز به حالت عادي برگرداند و اميد بستن به سفرهاي نمادين بدون تغيير اراده واشنگتن، كافي نخواهد بود. محسن پاكآيين، سفير سابق ايران در جمهوري آذربايجان و كارشناس مسائل بينالملل، در ارزيابي تنشها و تبادل آتش ميان ايران و امريكا در مناطق جنوبي كشور، يكي از ريشههاي اصلي بحران را «عدم ثبات ترامپ در اتخاذ تصميمات مهم سياست خارجي» ميداند. به گفته او، ايران آغازگر اين جنگ نبوده و در شرايطي كه رييسجمهور امريكا تفاهمنامهاي را به صورت حضوري امضا كرده بود -سندي كه خود او بايد ضامن اجراي آن باشد- كمتر از يك ماه بعد واشنگتن دوباره حملات خود به جنوب ايران را آغاز كرد و با تحريك كشتيها و اقدامات خارج از چارچوب تفاهم، ناسازگاري را از سر گرفت. اين كارشناس مسائل بينالملل تاكيد دارد: در برابر اين وضعيت، ايران «پاسخ جانانهاي» داده و جنگي اقتصادي بيسابقه عليه امريكا شكل گرفته است تا جايي كه به گفته پاكآيين، يكي از نمايندگان كنگره امريكا رقم «۴۳۰ سرباز كشته شده» را در اين درگيريها اعلام كرده و خود امريكاييها اذعان كردهاند ايران هيچ خطر امنيتي مستقيم براي امريكا نداشته و ندارد و بهانهتراشيها براي حمله به ايران «كاملا بيدليل» است. به باور او، اين شرايط نشان ميدهد واشنگتن در «باتلاقي گرفتار شده كه راه خروج از آن را نميداند» و در چنين وضعيتي، بحث ورود زميني گسترده به ايران نهتنها پرهزينه و پرريسك، بلكه از نظر سياسي و نظامي براي امريكا دشوارتر ميشود. پاكآيين جمعبندي ميكند كه «براي خروج از اين باتلاق، امريكا چارهاي ندارد جز آنكه به تعهدات خود در تفاهمنامهاي كه حاصل ساعتها مذاكره و ميانجيگري فعال كشورهاي مختلف بوده، پايبند بماند» و بهسادگي آن را زير پا نگذارد. از نظر او، اگر واشنگتن به اين تفاهم برگردد و آن را جدي اجرا كند، ميتواند از تشديد بيشتر رويارويي در جنوب ايران و منطقه خليجفارس جلوگيري كند؛ در غير اين صورت، هر سناريوي تشديد، ازجمله ورود زميني، فقط بر عمق بحران و هزينههاي امريكا خواهد افزود، بدون آنكه چشمانداز روشني براي پيروزي يا تغيير مطلوب وضعيت براي واشنگتن فراهم كند. سفير سابق ايران در توضيح افزايش كنشهاي نظامي امريكا در كنار اوج گرفتن تلاشهاي ديپلماتيك نيز گفت كه رويكرد واشنگتن «استفاده از ارعاب و فشار براي گرفتن امتياز پشت ميز مذاكره» است. به گفته او، امريكا ميكوشد با ورود جنگندهها و سوخترسانهاي بيشتر به منطقه، فضاي تهديد را تشديد كند تا در مذاكرات دست بالاتري داشته باشد، اما به خوبي ميداند ايران «تحت فشار و ارعاب امتيازي نميدهد، حاكميت ملي خود را خدشهدار نميكند و در دفاع از خود و اعمال حاكميت در منطقه كوتاه نميآيد.» پاكآيين معتقد است: واشنگتن به دليل «اطلاعات غلطي كه از سوي رژيم صهيونيستي دريافت كرده» و اينكه بيش از منافع ملي خود به تامين منافع اسراييل ميانديشد، دچار «خطاي محاسباتي» شده است. اين خطا، بهزعم او، امريكا را وارد «باتلاقي كرده كه هر روز بيشتر در آن فرو ميرود»؛ وضعيتي كه با تشديد حضور نظامي، نه به حل بحران بلكه به پيچيدهتر شدن آن كمك ميكند. اين ديپلمات پيشين تاكيد دارد: «عقلاي امريكا»، بهويژه در ميان نمايندگان كنگره، بايد با اعمال فشار، ترامپ را «سر عقل بياورند»؛ چراكه امروز عملا شاهد وجود يك دولت منسجم در واشنگتن نيستيم و «شخص ترامپ هر چه بخواهد انجام ميدهد» بدون آنكه توجهي به نظرات ديگر مقامات كاخ سفيد يا اعضاي هيات دولت داشته باشد. به گفته پاكآيين، اختلاف ديدگاهها در ميان مسوولان دخيل در سياست خارجي امريكا از يكسو و اصرار ترامپ بر ديكته كردن نظر خود ازسوي ديگر، تركيبي را ساخته كه منطقه را به سوي «يك جنگ ديگر» سوق داده و ريسك رويارويي را بالا برده است؛ اما در اساس، اين افزايش حضور نظامي بيشتر ابزاري براي فشار و ارعاب است تا نشانهاي از آمادگي عقلاني براي يك رويارويي تمامعيار. اين كارشناس مسائل بينالملل، در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره نقش مخرب اسراييل ميگويد: رژيم صهيونيستي از ابتداي عملياتهاي اخير «مسير زوال را طي ميكند» و امروز، بهدليل جنايات جنگي در غزه، تجاوزات به لبنان، سوريه و يمن و مشاركت در جنگهاي بيدليل عليه ايران و ترور شخصيتهاي عاليرتبه ايراني، نه در داخل اراضي اشغالي و نه در سطح بينالمللي براي نتانياهو «جايگاه باثباتي باقي نمانده است.» به گفته او، نتانياهو در آستانه انتخابات، انگيزه اصلياش حفظ وضعيت جنگي است تا بتواند خود را از محاكمههاي داخلي بهخاطر فساد و از فشارهاي انتخاباتي نجات دهد؛ در اين ميان، با توجه به ضربات سنگيني كه اسراييل از ايران خورده، به دنبال آن است كه امريكا را در جنگ عليه ايران شريك كند و «مسووليت دفاع از منافع خود را به گردن واشنگتن بيندازد» و همين تبعيت ترامپ از ايدههاي تلآويو، به نظر پاكآيين، او را در «مشكل جدي» گرفتار كرده و منطقه را با بحران مواجه ساخته است. در ادامه و در پاسخ به پرسشي درباره وضعيت داخلي امريكا و شكافهاي مرتبط با انتخابات مياندورهاي، پاكآيين اشاره ميكند كه وابستگي به ايدههاي اسراييل و بيثباتي در تصميمگيري، ترامپ را در داخل نيز در معرض چالش قرار داده و اختلافها در حزب جمهوريخواه و ميان نهادهاي سياسي امريكا، مديريت جنگ و تنش با ايران را دشوارتر كرده است؛ هرچند او در اين بخش تاكيد اصلي را بر رفتار اسراييل و اثر آن بر واشنگتن ميگذارد، نه بر جزييات عددي انتخابات. پاكآيين در پاسخ به «سوال آخر» «اعتماد» درباره نقش محور مقاومت و متحدان عرب امريكا در صورت گسترش رويارويي ايران و امريكا نيز گفت: كشورهاي منطقه و متحدان واشنگتن در خليجفارس «بايد براي خاتمه جنگ و جلوگيري از آسيبهاي بيشتر به منطقه، جلوي امريكا بايستند و او را از ادامه مسير منصرف كنند.» او بعيد ميداند ناتو وارد چنين جنگي شود و با اشاره به تجربه افغانستان -كه ناتو در تبعيت از امريكا پس از حدود ده سال بدون دستاورد روشن از آن خارج شد- و اختلافهاي جدي ميان ناتو و واشنگتن بر سر اوكراين، نتيجه ميگيرد اين ائتلاف نظامي احتمالا تمايلي به «ارتباط مجدد در يك جنگ تازه به رهبري امريكا» نخواهد داشت. اين ديپلمات پيشين نقش محور مقاومت را «كاملا تاثيرگذار» توصيف كرد و گفت: محور مقاومت امروز «بسيار قدرتمند» است و اگر تصميم به اقدام بگيرد، «اين اقدام حتما تاثيرگذار خواهد بود»؛ به ويژه در نقاط حساسي مانند بابالمندب، كه ميتواند بر امنيت انرژي جهاني و مسيرهاي حياتي تجارت اثر بگذارد، در حالي كه كشورهاي عرب متحد امريكا، اگر در برابر تشديد جنگ سكوت كنند، خود نيز در معرض آسيبهاي سنگين اقتصادي و امنيتي قرار خواهند گرفت.