به گزارش ایرنا، سالمندی به عنوان یکی از بدیهی ترین پدیده های اجتماعی دستخوش برداشت های مختلف کارشناسان و سیاست گذاران شده است. تا چند سال اخیر راهبردها در مسیر افزایش امید به زندگی و کیفیت زندگی سالمندان متمرکز بود، چشم اندازی که سرانجام به طور ملموس به بار نشست.
شاخص امید به زندگی در ۴٠ سال پیش کمتر از ۵۵ سال بود که در حال حاضر به ۷۸ سال افزایش پیدا کرده است. به گفته مسوولان اکنون امید به زندگی (توام با سلامت) به ۶۵ سال رسیده و رشد این شاخص در دستور کار قرار گرفته است.
امید به زندگی (Life Expectancy) میانگین تعداد سالهایی است که انتظار میرود یک نوزاد تازه متولد شده، با توجه به نرخ مرگومیر فعلی، زندگی کند. ادامه روند افزایشی امید به زندگی یعنی نوزادان امروزی به احتمال زیاد عمری طولانیتر از پدران و مادران خود خواهند داشت. این تحول مثبت که نتیجه پیشرفتهای پزشکی و برنامه ریزی صحیح سلامت پس از انقلاب بوده، موجب افزایش جمعیت سالمند شده است.

اما کمتر از پنج سال است که خاصه با تصویب قانون جوانی جمعیت و اجرای سیاست های آن؛ از سالمندی به عنوان پدیده ای آسیب زا و تهدیدآمیز یاد می شود به طوری که ادبیات جدیدی پیرامون نکوهش این رخداد اجتماعی میان پژوهشگران در حال شکل گیری است.
در چند سال اخیر، از سالمندی به عنوان یک بحران یاد شده که بخشی از این نگرانی به دلیل تهدید پیری جمعیت پذیرفتنی است. اگر هفت درصد جمعیت یک کشور بالای ۶۰ سال باشد، آن کشور جوان، بین هفت تا ۱۴ درصد، در حال ورود به سالمندی، بین ۱۴ تا ۲۳ درصد، سالمند، بین ۲۳ تا ۲۷ درصد، سالخورده و از ۲۷ درصد به بالا شدیداً سالخورده محسوب میشود.
به گفته مسوولان، در حال حاضر حدود ۱۴ درصد جمعیت ایران بالای ۶۰ سال سن دارند و کشور وارد مرحله سالمندی شده است. در این زمینه مسوولان همچنین هشدار داده اند ایران جزو پنج کشور نخست از نظر سرعت سالمندی محسوب و بر اساس پیشبینیها تا سال ۱۴۳۰ بیش از ۳۱ درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل خواهند داد و ایران به جامعهای شدیداً سالخورده تبدیل میشود.
در این میان، محور همه شیوه نامه ها در قانون جوانی جمعیت نیز بر فرزندآوری متمرکز شده است؛ یعنی می توان گفت برای جمعیت سالخورده ای که دیر یا زود نمایان می شود از دریچه یک «چالش اجتماعی آمیخته به فرصت های نوپدید» نگاه نشده است.

پایش یافته های محققان در این زمینه نشان می دهد سالمندان را نه بهعنوان بار و مصرفکننده، بلکه بهعنوان بخش فعال و مولد جامعه باید به رسمیت شناخت. این همه آن چیزی است که باید بازنمایی شود. سالمندان می توانند همچنان شهروندانی فعال باقی بمانند. سالمند زنده است اما گویی در جامعه نامرئی است؛ نباید به گونه ای پیش رفت که نقش او در جامعه، فرهنگ، اقتصاد و کنشگری مدنی کمرنگ و به تعبیری در مرگ اجتماعی غوطه ور شود.
کارشناسان با پیش کشیدن مفهوم اقتصاد نقرهای، ایجاد مشاغل مرتبط با مراقبت از سالمندان را یکی از سریعترین و پایدارترین فرصتهای اشتغالزایی می دانند که در ایران نیز باید فراگیر شود. این شغل ها در بردارنده همه فعالیت هایی است که نیازهای مختلف سالمندان در بخش های مختلف را پوشش می دهد.
رشد فزاینده سالخوردگان زن و مرد با توجه به جامعه پرشمار کودکان بدسرپرست یا بی سرپرست، فرصت های متنوعی برای احیای پیوند میان نسلی از طریق برنامه ریزی طرح های اجتماعی فراهم می کند. «دست های مهربانی» عنوان طرحی در این زمینه است که در آن سالمندان و کودکان بی سرپرست و بدسرپرست کنار هم قرار میگیرند تا تعامل عاطفی بین آنها شکل بگیرد. در این الگو هدف «مورد توجه واقع شدن»، تقویت بنیانهای عاطفی و احیای مفاهیمی مانند مادربزرگ و پدربزرگ است.

سالمندی؛ آینده گریزناپذیر همه ماست؛ به حاشیه راندن یا تقلیل دادن این گروه از جامعه به مثابه آسیب اجتماعی خود یک چاله اجتماعی دیگر است؛ جامعه باید به طور ملموس و فراگیر دوستدار سالمند باشد.
نکته قابل تامل اینکه نگاه به سالمندان در تدوین سیاست های اجتماعی یکسان است؛ در حالی که سالمندان همگن نیستند و با توجه به انباشته اقتصادی، فرهنگی و سلامتی سطح متفاوتی از زندگی را در پیش می گیرند. از این رو در تدوین ساز و کارهای کلان مرتبط با این مقوله باید بر مبنای واقعیت ها تصمیم سازی کرد.
پرواضح است در شرایطی که جامعه با شیب تند به سمت سالمندی پیش می رود در کنار توجه به الزامات قانون جوانی جمعیت؛ لازم است نیازسنجی و پیش بینی رفع چالشهای مرتبط با این بخش مهم جامعه نیز با جدیت بیشتری دنبال شود. در این زمینه حمایت های اجتماعی دولت ها برای تسهیل نظام بازنشستگی و تامین اجتماعی، تامین هزینه های سلامت و درمان و دسترس پذیری مراکز ارائه دهنده خدمات ویژه سالمندان ضروریست.

بدیهی ترین نیاز سالمندان پاسداشت کرامت و منزلت آنان است؛ موضوعی که باید در هسته خانواده نهادینه و در جامعه به منصه ظهور برسد. سالمند در گذار از فراز و فرودهای زندگانی کوه تجربه است و حضورش در خانه و جامعه مغناطیس خاص خود را دارد. سالمند فردی نیست که به بهانه پیری و ناتوانی کنار گذاشته شود بلکه می تواند به فراخور شرایط مسوولیت هایی در نظام خانواده و جامعه بر عهده بگیرد و به خوبی نیز از پس آن ها بر بیاید.
بنابراین پیری جمعیت نه آنقدر ناامیدکننده است که از ارزش جامعه سالمند بکاهد و نه آنقدر بی اهمیت که بر چشم انداز جوانی جمعیت سایه بیندازد؛ بلکه این تغییر اجتماعی مستلزم درک مفاهیم و اقتضائات در برنامه ریزی های کلان برای رسیدن به موازنه ای آینده نگرانه است.
به گزارش ایرنا، در حال حاضر نسبت سالمندی در ایران ۱.۹ است، به این معنی که از هر ۱۰ نفر، یک نفر بالای ۶۰ سال سن دارد. پیش بینی شده این نسبت در ۳۰ سال آینده به ۲.۱ برسد، یعنی از هر سه نفر، یک نفر بالای ۶۵ سال خواهد بود.
بر اساس گزارش های رسمی، جمعیت کشور از ۸۱ میلیون نفر در سال ۱۳۹۶ تا سال ۱۴۱۵ به حدود ۹۱ میلیون نفر خواهد رسید. با نرخ رشد سالانه تنها ۰.۶ درصدی، در مقایسه با رشد ۳ درصدی دهه ۶۰، متوسط بُعد خانوار نیز از پنج نفر در سال ۱۳۳۵ به ۳.۱۹ نفر در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته که به معنای خانوادههای کوچکتر، آسیبپذیرتر و ناتوانتر در مراقبت از سالمندان است.
۶۰ درصد سالمندان کشور امروز به تنهایی زندگی میکنند و ۷۵ درصد از این گروه زنان هستند.
جمعیت ایران نزدیک به ۸۶ میلیون نفر است که اصفهان، حدود ۶ درصد از آن را دربردارد.
بر اساس آمار، حدود ۱۲ درصد از جمعیت این استان سالمند و بالای ۶۰ سال هستند و شیب سالمندی در این خطه تندتر از میانگین کشور است.