گروه حوادث
آتشسوزي حادثهاي است كه در هنگام وقوع ممكن است خسارتهاي جاني و مالي در پي داشته باشد، اما گاهي برخي افراد با سوزاندن عمدي به صورت آگاهانه با انگيزه قبلي مرتكب اين عمل مجرمانه ميشوند. اگر فردي عمدا و با قصد كشتن شخص ديگري يا با آگاهي از اينكه احتمال بسيار بالايي وجود دارد كه فردي در آتش جان خود را از دست بدهد، اقدام به آتش زدن جايي كند، اين عمل ميتواند مشمول جرم قتل شود. در چنين مواردي، آتشسوزي وسيله ارتكاب جرم قتل محسوب ميشود و علاوه بر جرم آتشسوزي، مسووليت كيفري مربوط به قتل يا اقدام به قتل نيز مطرح است.
«فرامرز فرجي»، كارشناس رسمي دادگستري در رشته آتشسوزي و آتشنشاني در پاسخ به اينكه كارشناسان آتشنشاني با بررسي چه عواملي آتشسوزيهاي عمدي كه منجر به قتل ميشود را تشخيص ميدهند، ميگويد: «عوامل متعددي براي بررسي صحنه آتشسوزي عمدي منجر به قتل وجود دارد؛ حالت قرار گرفتن و نوع سوختگي جسد مشخص ميكند كه آيا جسد قبل از آتشسوزي به قتل رسيده يا هنگام آتشسوزي جانباخته است؛ همچنين اگر پزشكي قانوني پس از كالبدشكافي تشخيص دهد كه در ريهها يا خون متوفي اثري از گازهاي دي اكسيدكربن يا منوكسيدكربن وجود نداشته، يعني زمان آتشسوزي تنفسي صورت نگرفته و قبل از آتشسوزي مرگ رخ داده است. بررسي صحنه آتشسوزي و نوع مواد قابل اشتعالي كه در صحنه وجود دارد و همچنين بررسي كانون حريق و زمان حريق كه چه مقدار طول كشيده به اضافه تحقيقات پزشكي قانوني كه مشخص ميكند آيا روي جسد يا اطراف آن مواد قابل اشتعال ريخته شده يا نه در تشخيص آتشسوزيهاي عمدي منجر به قتل اهميت دارد.»
اين كارشناس رسمي دادگستري در رشته آتشسوزي و آتشنشاني همچنين در مورد اينكه آيا در آتشسوزيهاي عمدي از مواد اشتعالزاي خاصي استفاده ميشود، ميگويد: «معمولا در آتشسوزيهاي عمدي از مواد تسهيلكننده حريق همچون تينر، بنزين، الكل و... استفاده ميشود. در صحنه آتشسوزي امكان دارد فندك يا ظرفي كشف شود كه ظرف حاوي ماده قابل اشتعال باشد. گاهي هم فرد يا افرادي كه قصد آتشسوزي عمدي دارند، شير گاز را عمدا باز ميگذارند و يك عامل جرقهساز در صحنه قرار ميدهند كه منجر به انفجار يا شعلهور شدن سوختگي در جسد ميشود، اما بهطور كلي در تمام آتشسوزيها بايد صحنه كاملا بررسي تا نشانهها شناسايي شود، چراكه امكان دارد عوامل ناشناخته يا مشكوكي وجود داشته باشد كه با تحقيقات گسترده كارشناسان آتشنشاني و با كمك پزشكي قانوني و پليس كشف شود.» طي دو ماه اخير سه پرونده تحت عنوان آتشسوزي عمدي منجر به قتل رخ داده كه «اعتماد» در اين گزارش به آنها پرداخته است.
اوايل خرداد ماه سال جاري: قتل يك زن جوان بر اثر آتشسوزي عمدي
انتقال زن جواني كه دچار سوختگي شديد شده بود به بيمارستان، سرآغاز پروندهاي جنايي ميشود. اين زن جوان بر اثر شدت جراحات در بيمارستان جان خود را از دست ميدهد. مرد جواني كه او را به بيمارستان رسانده و خود نيز دچار آسيب شده بود در نخستين بازجوييها مدعي شد كه اين زن جوان هنگام ريختن مواد آتشزا روي شعلهها، دچار حادثه شده و سوخته است، اما اين اظهارات با تحقيقات پليس در تناقض بود. تا اينكه با تحقيقات دقيقتر و مشخص شدن عمدي بودن حادثه، اين مرد روايت خود را تغيير ميدهد و عنوان ميكند كه يك سگ باعث آتشسوزي شده است. او ميگويد: «آن روز داشتم آتش درست ميكردم كه سگم به سمت اين زن ميرود. سگ يكي از ظروف الكل را برميدارد و با پاشيدن آن روي اين زن، شعلههاي آتش شعلهور ميشود.» اين ادعاي عجيب و باورنكردني در حالي مطرح ميشود كه تحقيقات محلي تيم جنايي، پرده از حقيقتي ديگر برميدارد؛ شاهدان عيني گزارش ميدهند كه لحظاتي قبل از وقوع آتشسوزي صداي درگيري شديد بين اين دو نفر را شنيدهاند. با وجود تناقضهاي آشكار در اظهارات متهم و شواهد موجود، فرضيه قتل براي تيم بررسي صحنه جرم و بازپرس جنايي به يقين نزديك ميشود. با توجه به مدارك به دست آمده، بازپرس پرونده دستور بازداشت فوري اين مرد را صادر ميكند تا اين مرد جوان كه سعي داشته با سناريوهاي متفاوت، حقيقت را پنهان كند، براي رازگشايي از مرگ مشكوك اين زن در برابر قانون قرار بگيرد. تحقيقات در اين پرونده همچنان ادامه دارد.
اواسط خرداد ماه سال جاري: قتل مربي در آتشسوزي عمدي
يازدهم خرداد ماه امسال، دود غليظ به همراه شعلههاي آتش از خانهاي در حوالي خيابان سنايي، همسايهها را به خيابان ميكشاند. خانه متعلق به مردي ۵۰ ساله بوده؛ مربي تكواندويي كه به تنهايي زندگي ميكرد و به گفته همسايهها رفتوآمد چنداني نداشته است. با گزارش اين آتشسوزي، آتشنشانان در محل حاضر ميشوند و پس از مهار حريق، هنگام بررسي خانه با جسد مرد تكواندوكار در حمام مواجه ميشوند. در ابتدا احتمال ميرفت حادثه ناشي از آتشسوزي غيرعمدي باشد، اما بوي تند بنزين، محل شروع حريق و وضعيت جسد، مسير پرونده را تغيير ميدهد. موضوع به بازپرس كشيك قتل پايتخت اعلام ميشود و او به همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران راهي محل ميشوند. معاينات اوليه پزشكي قانوني نشان ميداد حدود ۴۸ ساعت از مرگ مرد ۵۰ ساله گذشته است. همچنين كبوديها و آثار جراحت روي بدن او، فرضيه درگيري پيش از مرگ را تقويت ميكرد. كارآگاهان در ادامه با بازبيني دوربينهاي مداربسته اطراف ساختمان، به تصوير مردي ميرسند كه كمي پس از آتشسوزي محل را ترك كرده بود. بررسي بيشتر تصاوير نشان ميداد همين مرد دو روز قبل، يعني روز وقوع قتل نيز وارد خانه مقتول شده و ساعتي بعد با حالتي مضطرب، آنجا را ترك كرده است. تصوير مرد ناشناس به دوستان و آشنايان مقتول نشان داده شد تا اينكه يكي از همباشگاهيهاي مقتول او را ميشناسد و عنوان ميكند: «اين مرد را ميشناسم؛ از شاگردان قديمي مقتول است. مدتها بود با هم دوست بودند و رفتوآمد داشتند.» با شناسايي هويت مظنون، كارآگاهان او را كه مردي ۵۳ ساله و مهندس بوده را بازداشت ميكنند. او اگرچه در ابتدا قتل را انكار ميكرد، اما در مواجهه با شواهد راز اين قتل را فاش ميكند. او ضمن اعتراف به قتل، مدعي ميشود كه قصد قتل نداشته و اختلاف مالي باعث درگيري شده است. او براي انجام تحقيقات بيشتر در اختيار ماموران اداره آگاهي تهران قرار ميگيرد. متهم در اظهارات خود عنوان ميكند: «مدتي شاگرد او بودم و كمكم بين ما رابطه دوستي شكل گرفت. چند ماه قبل پيشنهاد داد در واردات تجهيزات ورزشي سرمايهگذاري كنم. ميگفت سود خوبي دارد. من هم چهار ميليارد تومان به او پول دادم تا تجهيزات وارد ايران كند. به من گفت ظرف مدت كوتاه، اين پول، دو يا سه برابر خواهد شد و به سود خوبي دست خواهم يافت. او نه تجهيزاتي وارد كرد و نه پولم را پس داد. بعد از مدتي هم جواب تلفنهايم را نميداد و به باشگاه نميآمد. روز حادثه مقابل خانهاش رفتم. ميدانستم آن ساعت در خانه است، اما هر چه زنگ ميزدم جواب نميداد و در را به رويم باز نميكرد. وقتي ديدم جواب نميدهد، همانجا منتظر ماندم تا يكي از همسايهها از ساختمان بيرون آمد و من وارد شدم. مطمئن بودم داخل خانه است و به همين دليل زنگ واحدش را زدم.» او در ادامه اظهار ميكند: «وقتي در را باز كرد و مرا ديد، تعجب كرد و خواست در را ببندد. آنجا بود كه ميان من و او درگيري پيش آمد. با هم درگير شديم. من او را هل دادم. تعادلش را از دست داد و سرش به در خورد و روي زمين افتاد. باورم نميشد با يك هل دادن اين اتفاق افتاده باشد. ترسيدم، جسد را داخل خانه كشيدم، كليد را برداشتم و فرار كردم. ميدانستم دوستان يا خانوادهاش نگران ميشوند و سراغش ميآيند. ميترسيدم اثري از من پيدا شود و گير بيفتم. به همين دليل بنزين تهيه كردم و ۴۸ ساعت بعد به محل برگشتم. جسد را به حمام كشيدم و خانه را آتش زدم تا سرنخها از بين برود، اما اصلا حواسم به دوربينهاي مداربسته نبود. من نه سابقهاي دارم و نه به تا حال در زندگيم مرتكب جنايت شدهام.»
اواسط تير ماه سال جاري: قتل يك دختر جوان ناشي از آتشسوزي عمدي
تير ماه امسال گزارشي مبني بر آتشسوزي يك برج در غرب تهران به آتشنشاني اعلام ميشود. با حضور تيمهاي نجات مشخص ميشود منشا آتش از آپارتمان يكي از طبقات مياني است. آتشنشانان به مهار حريق در اين آپارتمان ميپردازند، اما پس از آن معلوم ميشود كه يك دختر جوان ساكن واحد مجاور در ميان دود غليظ گرفتار شده و جان خود را از دست داده است. او قرباني حادثهاي شده بود كه هيچ نقشي در آن نداشته و بيخبر از اينكه آپارتمان همسايه دچار آتشسوزي شده، در حال استراحت بوده كه اين حادثه رخ ميدهد. به دنبال اين حادثه مرگبار، خانواده دختر جوان با حضور در دادسراي جنايي، شكايتي را ثبت ميكنند كه مسير پرونده را تغيير ميدهد. آنها اعلام ميكنند كه اين حريق تصادفي نبوده است. آنها ميگويند كه مستاجران واحدي كه دچار آتشسوزي شده، پسر و دختري جوان هستند و عمدا خانه را آتش زدهاند. پدر متوفي در شكايتش اظهار ميكند: «پسر جوان با دختري نامزد بوده است. آنها مدام با يكديگر اختلاف و درگيري داشتند. ما احتمال ميدهيم كه آنها عمدا خانه را به آتش كشيدهاند، چون روز حادثه اهالي ساختمان، دختر جوان را در حالي ديدهاند كه با عصبانيت از خانه خارج شده و رفته است. ما از آنها شكايت داريم، چون عمدا مرتكب آتشسوزي شدهاند و مرگ دختر جوان ما نيز به همين خاطر بوده است.» با اين شكايت، پروندهاي در شعبه سوم دادسراي جنايي تهران تشكيل ميشود و بازپرس سالار صنعتگر دستور تحقيقات بيشتر را صادر ميكند. چند روز بعد كارشناسان آتشنشاني با بررسي محل، وقوع آتشسوزي عمدي را تاييد ميكنند. در ادامه، نامزد اين مرد جوان بازداشت ميشود. او ادعا ميكند كه روز حادثه در محل حضور نداشته و پس از شنيدن خبر آتشسوزي خودش را به آنجا رسانده و نقشي در حادثه نداشته است، اما تصاوير دوربينهاي مداربسته، اظهارات دروغين او را برملا ميكند. تصاوير نشان ميداد كه اين دختر جوان دقايقي قبل از وقوع حريق، با عصبانيت وارد آپارتمان شده است. بازجويي از او ادامه مييابد تا اينكه او اعتراف ميكند. او ميگويد: «آن روز جز نامزدم به هيچ چيز فكر نميكردم. فكر ميميكردم او ديگر مرا نميخواهد. او يكطرفه قرارداد اجاره آپارتمان را فسخ كرده بود. البته خودش آن آپارتمان را اجاره كرده بود، اما از وقتي قرار شد با هم ازدواج كنيم، بيشتر اوقات پيش او بودم. روز حادثه متوجه شدم او قرارداد خانه را فسخ كرده و وسايلش را برده است. با عصبانيت وارد آپارتمان شدم. او بخشي از اثاثيه را برده بود. پنج، شش نخ سيگار پشت سر هم روشن كردم و فيلترها را بدون خاموش كردن با حرص و خشم روي تشك پرت كردم. بوي سوختگي كه بلند شد، تازه به خودم آمدم. ترسيدم. فكر كردم اگر بمانم، همه ميفهمند آتشسوزي كار من است و فرار كردم. من باعث قتل كسي شدم كه حتي يكبار هم او را نديدهام. من آن روز در خانه تنها بودم، اما مقصر اصلي كه مرا به اين جنون كشاند، نامزدم بود.»
اثبات آتشسوزي با هدف كشتن در قالب قتل عمد بررسي ميشود
صحنه جرم در آتشسوزي عمدي نشانههايي دارد؛ معمولا آتشسوزي عمدي به وسيله يك ماده سوختني مانند بنزين، گازوييل، نفت و... انجام ميشود. بنابراين پيدا كردن اثر يا بويي از يك ماده قابل اشتعال سريع و همچنين وسايلي مانند كبريت و فندك ميتواند يكي از ويژگيهاي صحنه جرم حريق عمدي باشد. در آتشسوزيهاي عمدي ممكن است اظهارات متناقضي وجود داشته باشد كه پليس ميتواند با تشخيص اين موارد متناقض به عمدي بودن آتشسوزي پي ببرد. در رسيدگي قضايي به عواملي مانند آيا مرتكب قصد كشتن داشته، آيا ميدانسته شخص در محل حضور دارد و رابطه مستقيم آتشسوزي و مرگ توجه ميشود. اگر ثابت شود آتشسوزي با هدف كشتن انجام شده، پرونده در قالب قتل عمد بررسي ميشود كه علاوه بر اين موضوع آتشسوزي نيز ميتواند مطرح شود.